مبانی حقوق بشر
الف - اصل کرامت انسانی
مهمترین اصل و پایه حقوق بشر، کرامت انسانی است. قرآن کریم با عبارت لَقَد کرَّمنَا بَنِی آدَمَ همانا فرزندان آدم را کرامت بخشیدیم. (اسرأ/ 70) به این حقیقت اشاره می کند. علی(ع) در خطبه ای با شرح خلقت آدم(ع) می فرماید: پس، از فرشتگان خواست تا آنچه در عهده دارند ادا کنند و عهدی را که پذیرفته اند وفا کنند. سجده او را از بُن دندان بپذیرند، خود را خوار و او را بزرگ گیرند؛ و فرمودند: آدم را سجده کنید ای فرشتگان! فرشتگان به سجده افتادند جز شیطان که دیده معرفتش از رشک تیره شده و بدبختی بر او چیره، خلقت آتش را ارجمند شمرد و بزرگ مقدار و آفریده از خاک را پست و خوار .
منشأ این کرامت همان دمیدن روح خدایی در آدم است. علی(ع) در همین خطبه طی شرح مراحل خلقت انسان بدان اشاره کرده فرمود: پس از دم خود در آن دمید تا به صورت انسانی گردید، خداوند ذهنها، که آن ذهنها را به کار گیرد، و اندیشه ای که تصرف او را بپذیرد.
این کرامت نظری پایه بزرگواری های عملی قرار می گیرد و اصول حقوقی و اخلاقی بسیاری بر اساس آن تنظیم می گردد. بر اساس اصل کرامت است، که اصل آزادی و عدم بردگی انسان اعلام شده است. نمونه آن ماده 4 اعلامیه جهانی حقوق بشر است که بیان می دارد: هیچ کس را نمی توان به بندگی گرفت. بندگی و سوداگری بنده در هر شکل که باشد ممنوع است . علی(ع) در یک بیان زیبا می فرماید: ای مردم آدم نه عبد و نه کنیز زاید، و مردم همه آزادند . در روایت دیگری از علی(ع) نقل شده است که فرمود: مردم همه آزادند مگر کسی که علیه خود به عبد بودن اقرار کند .
در حکمرانی نیز علی(ع) به اصل کرامت توجه داشته و کارگزاران خود را به رعایت آن تذکر داده است. مثلاً در فرمان حکومتی خویش به مالک اشتر می فرماید: و مهربانی بر رعیت و دوستی ورزیدن با آنان و مهربانی کردن با همگان را برای دل خود پوششی گردان، و مباش همچون جانوری شکاری که خوردنشان را غنیمت شماری! چه رعیت دو دسته اند: دسته ای برادر دینی تواند، و دسته دیگر در آفرینش با تو همانند. گناهی از ایشان سر می زند، یا علتهایی بر آنان عارض می شود، یا خواسته و ناخواسته خطایی بر دستشان می رود، به خطاشان منگر، و از گناهشان درگذر .هر چند این سخن در ظاهر یک دستور اخلاقی است، اما می تواند مبنای حقوقی در مناسبات سیاسی مردم و دولت قرار گیرد. توجه به کرامت انسان فقط در قالب قواعد خشک حقوقی جلوه گر نیست، بلکه علی(ع) با اعمال و رفتار خود مردم را به آن توجه داده و دست به فرهنگ سازی می زند.
علی(ع) اجازه نمی دهد که به بزرگواری انسان لطمه وارد شود هر چند در برابر حاکمی چون علی(ع) باشد. افزون آن که علی(ع) نه تنها رعایت کرامت انسان را در حال حیاتش لازم می دید بلکه سفارش می نمود تا بعد از مرگ انسان نیز احترامش باید حفظ شود.
ب - اصل خداجو بودن انسان
انسان اصالتاً خدا را می طلبد، زیرا او را با چشم دل، نه با چشم صورت می بیند. این خداخواهی ناآگاهانه نیست، همانگونه که جبری نیز نمی باشد. نباید چنین پنداشت که انسان گمشده ای ناآشنا دارد و در پی آن است. بلکه خدایی را می طلبد که بدو آشنایی دارد و شیفته اش گشته است. و از طرف دیگر خداوند هم به بنده اش توجه دارد و او را مورد رحمت خویش قرار می دهد. علی(ع) به این ارتباط دو سویه انسان و خدا اشاره می کند و می فرماید: خدایا! تو به دوستانت از همه بی پژمان تری، و برای آنان که به تو توکل کنند از هر کسی کاردان تر، بر نهانی هاشان بینایی و به درونهایشان آگاه و بر مقدار بینش آنان دانا. رازهاشان نزد تو آشکار است و دلهاشان در حسرت دیدار تو داغدار. اگر غربتشان به وحشت دراندازد، یاد تو آنان را آرام سازد.
ذِ علِب یمانی از حضرتش سؤ ال کرد آیا پروردگار خود را می بینی؟ در جواب فرمود: آیا چیزی را که نبینم می پرستم؟ گفت: چگونه او را می بینی؟ فرمود: دیده ها او را آشکارا نتواند دید، اما دلهای با ایمان بدو خواهد رسید. به همه چیز نزدیک است نه بدان پیوسته، و از آنها دور است نه جدا و گسسته.
در قسمتی از همین کلام می فرماید: تَعنُو الوجوه لعظمته و تَجِبُ القلوبُ مِن مَخافَتِه سرها برابر بزرگی او فرو افتاده و خوار است و دلها از بیم او بی قرار است. این اشتیاق دل بسوی خدا در بیان دیگری از آن حضرت بیان شده است. و تَوَلَّهتِ القلوبُ الیه لِتَجری فی کیفیة صفاته و دلها خود را در راه شناخت صفات او سرگشته و شیدا گرداند.
ج - اصل جاودانه بودن انسان
از منابع مهم حقوق بشر در اسلام این است که انسان هرگز به نابودی و نیستی منتهی نمی شود. علی(ع) در وصیت به امام حسن(ع) به همین اصل اشاره فرمود، می گوید: بدان تو برای آن جهان آفریده شده ای نه برای این جهان، و برای نیستی نه برای زندگی جاودان، و برای مردن نه زنده بودن، و بدان! تو در منزلی هستی که از آن رخت خواهی بست، و خانه ای که بیش از روزی چند در آن نتوانی نشست و در راهی هستی که پایانش آخرت است .
در همین وصیت نامه، امام علی(ع) به داستان کسانی اشاره می کند که پی به این حقیقت بردند و آنان را چون مسافرانی توصیف می کند که در منزلی ناسازوار از آب و آبادانی به کنار مسکن گزیده و آهنگ جایی کنند که پرنعمت و دلخواه و گوشه ای پرآب و گیاه است؛ پس رنج راه را بر خود هموار کنند و بر جدایی از دوست و سختی سفر و ناگواری خوراک، دل نهند که به خانه فراخ خود رسند و در منزل آسایش خویش بیارمند.
در ترسیم حقوق بشر باید به این اصل رکین توجه شود و هر حقوقی برای بشر باید در راستای سعادت ابدی وی باشد. در ادامه این نوشتار سه حق مهم را مورد بررسی قرار می دهیم.
رئوس حقوق بشر
۱ - حق حیات
اصلی ترین حق هر انسان که پایه حقوق دیگر محسوب می شود، حق حیات است. به وضوح پیداست که حق حیات از جمله حقوق عمومی است و بیشتر در برابر قدرت دولت ها مورد استناد قرار می گیرد، هر چند در روابط خصوصی نیز قابل اجراست؛ یعنی هر کس باید به حیات دیگران احترام بگذارد.
علی(ع) در بیانات خویش نه تنها به این حق مهم اهمیت می دهد بلکه در مکتب تربیتی خویش افراد را در جهت رعایت آن تربیت می کند. علاوه بر اینها ایشان در ترسیم نظام حقوقی اسلام ، قواعد و احکام مبتنی بر آن را بیان کرده است. ایشان در زمامداری خود بر رعایت آن تأکید و هنگام قضاوت در به کارگرفتن آن نهایت دقت را می نماید. نکته دیگر اینکه علی(ع) با ژرف نگری هر چه تمام تر، آثار وضعی و اجتماعی عدم توجه به حق حیات افراد را برمی شمارد.
اهمیت این حق به اندازه ای است که خود می فرماید: از رسول خدا(ص) دو کتاب به ارث برده ام؛ کتاب خدا و کتابی در کنار شمشیرم. پرسیدند: ای امیرالمؤ منین کتاب در کنار شمشیرت چیست؟ فرمود: هر کس غیر قاتل را بکشد و یا غیر ضاربش را بزند، لعنت خدا بر او باد .
علی(ع) با این بیان، کاربرد شمشیر را در جایی مجاز می داند که منجر به قتل بی گناهی نگردد و همین است که امیرالمؤ منین(ع) در فرمان مشهور خویش به مالک اشتر(ره) می فرماید: و بپرهیز از خون ها و ریختن آن به ناروا که چیزی چون ریختن خون به ناحق - آدمی - را به کیفر نرساند و گناه را بزرگ نگرداند و نعمت را نَبَرد و رشته عمر را نَبُرد .
حضرت علی(ع) صرفاً به بیان حرمت نپرداخته است بلکه آثار وضعی - اجتماعی آن را به مالک اشتر گوشزد کرده است . در ادامه همین سخن ، آن حضرت به کیفر روز قیامت اشاره کرده می فرماید: و خداوند سبحان روز رستاخیز نخستین داوری که میان بندگان کند، در خون هایی باشد که از یکدیگر ریخته اند .
علی(ع) در حوزه نظام حقوقی اسلام جهت رعایت حق حیات ، قواعد متعددی را بیان فرموده یا در قضاوت های خویش به کار بسته است. از جمله این قواعد و احکام می توان به موارد زیر اشاره کرد:
لزوم قصاص مولایی که عبد خود را امر به کشتن دیگری کرده است. در مورد معاونت در قتل و در صورتی که معاون، شخصی را نگه دارد و دیگری او را بکشد، حکم به قصاص مباشر و حبس ابد معاون داد. مجنونی که مرتکب قتل شده بود، قتل وی را خطایی اعلان کرد. حکم قصاص را میان پیروان سایر ادیان نافذ دانست. دیه کسی را که در ازدحام جمعیت در روز جمعه کشته شده بود به عهده بیت المال قرار داد. مسئولیت قتل ناشی از خطای قُضات را به عهده بیت المال دانست. همچنین مسئولیت دیه کسی که در صحرا کشته شده یافت شود به عهده بیت المال خواهد بود. و مانند اینگونه احکام و قضاوت ها که همه ، حکایت از آن دارد که قواعد حقوقی بر اساس احترام به حق حیات تنظیم شده است.
جالب است بدانید که حتی در آموزه های ادیان به موجب برخی برداشت ها نیز قضیه از این قرار است . انسان به هیچ وجه صرفاً از آن نظر که انسان است، حق حیات ندارد، بلکه انسان ها به دو دسته تقسیم می شوند؛ انسان های مؤ من و انسان های غیرمؤ من. دسته اول، جانشان از حمایت برخوردار است و دسته دوم به هیچ وجه حق زندگی بر کره خاک ندارند. مفسران تورات می گویند که در کتاب مزبور، خداوند یهودیان را قوم برتر دانسته و آنان اشرف انسان ها بلکه اشرف موجوداتند. آنان را به غلبه بر دیگران توصیه نموده است؛ غلبه بی رحمانه ای که در هنگام پیروزی دمار از روزگار مردم مغلوب درآورند، همه آنان را بکشند و جانداری از آنان باقی نگذارند، خانه همه را ویران کنند و گیاهانشان را بسوزانند.
در قرآن آمده است: و لا تقتلوا النفس التی حرم الله اِ لا بالحق (نکشید انسان ها را که جان آنان مورد احترام خداوند است، مگر به حق باشد-اسرأ 33) و در آیات دیگر کشتن به حق احصأ گردیده؛ از جمله آیه 32 سوره مائده که در سطور قبل مورد استناد قرار گرفت . به موجب آیه مزبور فقط دو مورد اعدام مجاز و مشروع و کشتن به حق دانسته شده و مابقی انسان ها دارای حق حیات معرفی شده اند؛ مورد اول آنجا که کسی را کشته یعنی حیات محترم دیگری را سلب و حق وی را تضییع نموده و از این رهگذر دوام زندگی او منوط به جلب رضایت کسی است که حق وی مورد تعد ی قرار گرفته است و مورد دوم، اعدام کسی که اقدام علیه امنیت اجتماعی نموده و نظم عمومی را بر هم زده است [فساد فی الارض].
به نظر ما در تعلیمات اسلامی هر انسانی که مشمول دو مورد استثنای فوق نشود، دارای حق زندگی است و هیچ کس حق ندارد به حیات او تجاوز کند و مؤ من و غیرمؤ من در این امر مساوی اند و غیرمؤ من مادام که مصداق یکی از دو عنوان مذکور نشود، صرفاً به خاطر عدم ایمان ، محکوم به مرگ نمی باشد.
جهاد فی سبیل الله به معنای کشتن انسان برای ایمان آوردن نیست؛ به معنای نهایت سعی و کوشش در راه خدا و گسترش دین او از طریق تبلیغ و تفهیم است. و در این راه ، تنها کشتن آن دسته افراد مجاز است که مانع رسیدن دعوت حق به انسان ها گردند و با داعیان حق به جنگ و جدال برخیزند و آنان را به قتل رسانند و یا به فتنه انگیزی دست یازند.
موضوع مرتد به معنای کسی که پس از ورود در دین و اعلان همبستگی ایمانی با جامعه مؤ منین بر آنها پشت می کند و از رهگذر نفی نظری همراه با نفی عملی موجب ایجاد فتور و سستی در جامعه به هم پیوسته و یکپارچه مؤ منین می شود نیز می تواند از مصادیق فتنه و فساد تلقی گردد.
۲. حق آزادی
پیرامون تعریف و ماهیت آزادی، اختلاف بسیار است اما در یک بیان اجمالی می توان گفت آزادی در تعبیر حقوقی آن عبارت است از نوعی استقلال و خودسامانی در زمینه های مختلف زندگی که از لحاظ رشد شخصیت انسان ضروری بوده و در چهارچوب مقررات و ممنوعیت های الهی و عقلایی است.در اینجا به طور اجمال به زمینه سازی فضای آزاد اشاره می کنیم و سپس به مواردی از توجهات خاص حضرت به آزادی خواهیم پرداخت.
الف: سعه صدر حاکمان
علی(ع) در یک بیان کوتاه اما پرمعنا ابزار ریاست را سعه صدر معرفی می کند. سعه صدر هنگامی خود را به خوبی نشان می دهد که فرد با داشتن قدرت و توان بر مجازات، اقدام به عفو نماید. ریشه بسیاری از نابردباری ها و عدم سعه صدر حاکمان، کبر و خودبزرگ بینی است. امام(ع) در خطبه مشهور قاصعه به شدت با آن برخورد کرده ، می فرماید: اگر خداوند رخصت کبرورزیدن را به یکی از بندگانش می داد، به یقین چنین منتی را بر پیامبران گزیده و دوستانش می نهاد، لکن خدای سبحان بزرگ منشی را بر آنان ناپسند دید و فروتنی شان را پسندید . علی(ع) به خوبی پی به معضل حاکمان برده و در این راستا به شدت مالک اشتر را از کبر برحذر داشته، می فرماید: بپرهیز که در بزرگی فروختن، خدا را هم نبرد خوانی و عظمت خود را همانند او دانی .
حتی این مقدار کافی نیست ؛ باید قدم را از این فراتر گذاشت و حاکمان در منش خود باید به گونه ای رفتار کنند که مردم احتمال فخردوستی آنان را هم ندهند. امیرالمومنین در خطبه ای فرمود: در دیده مردم پارسا، زشت ترین خوی والیان این است که مردم ، آنان را دوستدار بزرگ منشی شمارند و کارهاشان را به حساب کبر و خودخواهی بگذارند .
ب: ترغیب مردم به آزاداندیشی
روش دیگر زمینه سازی در استفاده از آزادی، نهی مردم از تبعیت بی چون و چرای متکبران است. امام علی(ع) در خطبه قاصعه در یک هشدار شدید می فرماید: هان بترسید! بترسید! از پیروی مهتران و بزرگانتان که به گوهر خود نازیدند و نژاد خویش را برتر دیدند . در برابر این سخن، مردم را دعوت به مشارکت و مشورت کرده می فرماید: پس با من چنان که با سرکشان گویند سخن مگویید و چونان که با تیزخویان کنند، از من کناره مجویید و با ظاهرآرایی آمیزش مدارید . سپس می فرماید: و شنیدن سخن حق را بر من سنگین مپندارید و نخواهم مرا بزرگ انگارید چه آن کس که شنیدن سخن حق بر او گران افتد و نمودن عدالت بر وی دشوار بود، کار به حقِ و عدالت کردن بر او دشوارتر است. پس از گفتن حق یا رای زدن در عدالت باز مایستید که من نه برتر از اینم که خطا کنم و نه در کار خویش از خطا ایمنم، مگر که خدا مرا در کار نفس کفایت کند که او از من بر آن تواناتر است .
۳. مساوات
واژه عدل در فرهنگ اسلامی، کلمه ای پر معناست که می تواند معنای مساوات را در شکل معقول آن، پوشش دهد. بدین خاطر در بیانات علی(ع) به فراوانی به کاربرد کلمه عدل برمی خوریم و نقش آن را در نظام حقوقی و اجرایی به روشنی مشاهده می کنیم. علی(ع) در سخنان گوناگون، عدل را به اقوی اساس، میزان سبحانه الذی وضعه فی الخلق، قوام الرعیه، جمال الولاه، فضیله السلطان، جنه الدول، تصلح به الرعیه، نظام الامره یاد می کند. با این حال در بسیاری موارد مساوات نیز مصداقی از عدل است که در اینجا فقط به همین قسمت اکتفا خواهیم کرد. این نکته را باید خاطرنشان کرد که علی(ع) در فرمانروایی به مساوات به منزله یک اصل می نگریست. اگر به فرمان حکومتی آن حضرت به مالک اشتر نگاه گذرایی داشته باشیم ، درمی یابیم همه دستوراتی که امیرالمؤ منین(ع) در این فرمان مقرر فرموده ، مربوط به همه انسان هایی است که در جامعه اسلامی زندگی می کنند و هیچ گونه تفاوتی در ملیت، نژاد، رنگ، صنف و غیره وذلک میان مردم آن جامعه ملاحظه نشده است. این تساوی ، در سی جمله از جملات فرمان مشاهده می شود.
متن کامل را در همشهری آنلاین بخوانید.
www.hamshahrionline.ir