غلامعلی رجایی
تازه به خانه برگشته بودم که شبکه سیمای تهران گزارشی از سخنرانی ریاست محترم جمهوری را در یکی از شهرستانهای حومه تهران خطاب به دهها هزار نفر از مردم روزهدار این شهرستان پخش میکرد.
بیانات جناب آقای احمدینژاد در این گزارش چند دقیقهای خطاب به مردم در حالی که با دستش مسیر شرق به غرب شهریار را به جمعیت نشان میداد این بود که کانال آب را از محمدآباد به ... برقرار میکنیم و ... پس از این اظهارات غریو سوت و کف بود که به هوا میرفت و من در این اندیشه فرو رفتم که طرح چنین مسائل ریز و جزئی در حد انتقال آب یک کانال چند کیلومتری در یک شهرستان از سوی رئیسجمهور در چنین مراسم باشکوهی که با صرف هزاران ساعت وقت مردم و میلیونها تومان هزینه برای مردم و دولت برای مسوولان ما فراهم میشود درست است یا نه و با خود گفتم به نظر میرسد طرح این مسائل در حد وظایف شهردار و فرماندار شهریار و نهایتا اگر جنبه عمومیتری داشته باشد به استاندار تهران مرتبط میشود و اندازه این مسائل اصولا در آن حد نیست که به عنوان گزیده حرفهای مهم رئیسجمهوری برای میلیونها مخاطب از رسانه ملی پخش شود.
طرح مساله صندوق مهر رضا و موضوع اخیر بانک پارسیان و دهها موضوع دیگر از این دست در کارنامه دکتر احمدینژاد فراوان دیده میشود که با اندک تأملی میتوان حکم داد که طرح و اظهار آنها توسط رئیس دولت شاید نوعی نادیده گرفتن حدود و حریم وظایف و مسوولیت مدیران میانی نظام باشد و نهایتا به مسوولیت استاندار و یا وزیری گره میخورد و نباید ذهن رئیس دولت و بالاترین مقام اجرایی کشور را معطوف خود نماید.
به نظر میرسد جناب آقای احمدینژاد با روحیه خاص خود در دوران شهرداری تهران تصمیم به ادامه طرح مسائل جزئی و سنت نامهخوانی و پاسخ به درخواستهای نامهای مردم گرفته است، روشی که به موجب آن انتقاد منتقدان ناصح و دلسوز دولت تقریبا به هیچ و حتی تذکر رئیس محترم مجلس در سفر لرستان نیز که ادامه این روش را قابل تحمل ندانست نیز نادیده گرفته شده است.
اینکه جناب ایشان در یک سفر استانی از پشت تریبون به استانداری خطاب میکند بودجه عمرانی شما چقدر است و پس از پاسخ وی خطاب به مردم مخاطب و هیجانزده میگوید بودجه دو برابر شود خوب است یا نه با منطق کارشناسی سازگاری دارد یا نه... .
اگر رئیسجمهور محترم تخصیص بودجههای استانی را بر مبنای هفتهها زحمات کارشناسی طاقتفرسای مدیران زیرمجموعه خود در سازمان برنامه و بودجه و استانداریها و وزارت کشور و... میداند نباید اینگونه با طرحهای لحظهای و تصویبات لحظهایتر در مجامع عمومی درصدد جلب آرا و افکار عمومی جامعه باشد چه برای این هدف سازوکارهای دیگری که موجبات نادیده گرفتن بدنه کارشناسی دولت و رنجش اهل فن و خبره در مسائل اقتصادی و اجتماعی را فراهم میآورد وجود داشته و دارد.
به نظر میرسد جناب رئیسجمهور در اطراف خود به مشاوران امین و دلسوزی نیاز دارد تا وی را به شدت از ورود به این روشها و حوزههای اجرایی و جزئی پرهیز دهند تا مانند انکار مساله گرانیهای اخیر و انتساب آن به جوسازی رسانهها از سوی ایشان آن هم پس از بیانات رهبری و یا طرح ناگهانی ورود خانمها به ورزشگاهها و سپس عقبنشینی از آن و با انکار فرمایشات ایشان در مورد هالهای از نور در سازمان ملل بر گرد ایشان به هنگام سخنرانی و ... به موقعیت ریاست جمهوری آسیب بیشتری وارد نشود که نه به مصلحت نظام است و نه به مصلحت خود ایشان.
به یاد دارم در اولین نطق که پس از مراسم تنفیذشان در مجلس شورای اسلامی صورت گرفت با لحن دلسوزانه و خاصی با انتقاد غیرمحسوس از دولت آقای خاتمی و روش ایشان از طرح ایدههای بینالمللی با کنایه خاصی خطاب به نمایندگان مردم گفتند به ما چه مربوط است که طرحهای بینالمللی بدهیم؟ ما باید به مسائل و مشکلات مردم خودمان توجه کنیم و ... که حتی خواجه حافظ هم دریافت که مراد ایشان از این سخن انتقاد از طرح گفتوگوی تمدنها توسط حضرت آقای خاتمی در سازمان ملل است.
البته خوشبختانه ایشان از این نظر عدول کرده و در 17 سفر خارجی خود در 15 ماه ایدههای بینالمللی عمدهای را مطرح کرده که نوعی تجدیدنظر در افکار و رویه ایشان به حساب میآید.
تصور من این است که حدود و حریم وظایف رئیسجمهوری در قانون اساسی به حدی روشن است که نیازی به طرح آنها در این مقاله نیست و البته تعمق در آنها برخی نگرانیها را به ذهن متبادر میکند از جمله اینکه طبق قانون رئیسجمهور موظف است بر عدول دستگاههای اجرایی و قانونگذاری از اجرای قانون اساسی نظارت کند و قانونشکنان و کسانی که قانون را به سمت خود میکشانند را تحت پیگرد قرار داده و با موارد تخلف بهویژه در دولت برخورد کند ولی این امر ظاهرا در لابهلای سفرها و سخنرانیها و دیدارهای جناب ایشان مغفول مانده است! آیا این بدان معنی است که نقض قانون اساسی در کشور در این 15 ماه مسوولیت ایشان در سطح کشور انجام نشده است؟ یا خدای ناکرده از چنان اهمیتی برخوردار نبوده تا بدان رسیدگی شود؟! از این مقوله است بحث رسیدگی به مفسدان اقتصادی که به نظر اینجانب از مسائل کلان جامعه ماست. خشکاندن زمینههای رشد و ظهور و جولان مفسدین قطعا متوجه دولت است و در مراحل بعدی به قوه قضائیه مرتبط میشود. جناب آقای رئیسجمهور در این 15 ماه چند دقیقه حول این دو مطلب مهم افاضاتی به مردم داشتهاند؟ کار به دفاع از حقوق منتقدان و حتی مخالفان درون نظام توسط ایشان ندارم چه معتقدم شاید دیگر تصور رئیسجمهوری که مانند خاتمی فریاد بزند زنده باد مخالف من را باید از این پس در رویاها دید و در کتابها خواند و امید دارم که چنین نباشد.