تاریخ انتشار : ۱۲ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۱:۳۲  ، 
کد خبر : ۱۴۸۵۵۶

آثار و پیامدهای کنترل جمعیت (بخش اول)


حسین جلالی
یکی از مسائلی که در دهه اخیر در کشور ما به آن زیاد پرداخته شده، بحث کنترل جمعیت است. مسؤولان مربوط با طرح مسائلی از قبیل محدودیت امکانات و منابع، پایان پذیری آن‌ها، ناتوانی در آموزش، دشواری مسائل بهداشت و محیط، حفظ محیط زیست، جنگل‌ها، دریاها، سلامت هوا و… چاره‌ای جز کاهش جمعیت ندیدند. بنابراین با طرح شعارهایی همچون«یک فرزند یا دو فرزند کافی است» و «فرزند کم‌تر، زندگی بهتر» سعی در کاهش جمعیت داشته‌اند و با توصیه به خانواده‌ها و والدین، به آن‌ها هشدار جدی داده‌اند که در صورت افزایش تعداد فرزندان، از حقوق و مزایایی همچون خدمات بیمه‌ای، کالاهای یارانه‌ای، سهام عدالت و… محروم می‌شوند؛ غافل از این‌که تبعات منفی کنترل جمعیت به مراتب بیش‌تر از محاسن آن می‌باشد. که به اختصار به آن‌ها اشاره می‌شود.
1- افسردگی ما به واسطه علاقه، ارتباط جمعی، همبستگی و وابستگی‌های خانوادگی، قومی روح عاطفی، فرهنگ خانواده گسترده متعارف‌تر و رایج‌تر از خانواده محدود و بسته است. قبل از سه دهه اخیر، خانواده‌های پرجمعیت بعضا با حضور پدربزرگ، مادر بزرگ یا بعضی از خویشان نزدیک مشاهده می‌شد، ولی به تدریج در اثر کنترل جمعیت، مشاهده فیلم‌ها، ارتباط با اینترنت و جهان خارج، تأثیرپذیری از فرهنگ غربی و الگوگیری از مدل خانواده در غرب، الگوی خانواده گسترده جای خود را به خانواده بسته و محدود داده است. در خانواده محدود و بسته، علاوه بر کاهش روابط عاطفی، عدم اطلاع از دیگران، افزایش حب ذات، خودمحوری و خودمداری، نادیده انگاشتن حق و حقوق دیگران و به منافع شخصی خویش اندیشیدن، با پدیده‌ای به نام افسردگی والدین مواجه می‌شویم، امروزه یکی از اصطلاحات رایج در جوامع،«افسردگی» است که علل متعددی می‌تواند داشته باشد. یکی از علل افسردگی در مورد والدین، کنترل جمعیت است.
خانواده با زن و مرد شروع شده، با فرزند یا فرزندان استمرار و با طراوت حاصل از وجود فرزندان استتحکام می‌یابد. در خانواده‌های کم جمعیت که به دو فرزند اکتفا کردند، با توجه به این‌که سن ازدواج در ایران بالا نیست اگر محدوده عرفی سن ازدواج را در مردان(25-20) و دختران(21-17) قرار دهیم، والدین در سنین بین 50- 45 سالگی با خاموشی چراغ فرزند در خانواده مواجه می‌شوند. خانه‌ای که به واسطه سر و صدا و رفت و آمد فرزند، پویا، سرزنده و پر تحرک بود و والدین، بخشی از از شادابی خود را مرهون فرزندان می‌دانستند، و به همین امید به تلاش و فعالیت می‌پرداختند، والدین با ازدواج فرزندان ناگهان با شوک تنهایی مواجه شده، چراغ خانه به خاموشی می‌گراید در این حالت، سکوت و خاموشی خانه را فرا می‌گیرد، پدر و مادر آهنگ غمگین سالمندی( بازنشستگی را زمزمه می‌کنند و نومیدی چهره‌ آن‌ها را فرا می‌گیرد. پدر و مادر ناامید از طرفی، خاموش و سکوت غمبار از سوی دیگر، اثر بازنشستگی، تنهایی و به صدا درآمدن نوای پیری و مرگ، موجب می‌شود چهره شاداب و با طراوت والدین به چهره‌ای افسرده و غمگین تبدیل شود.
خستگی پدر و مادر در اثر فعالیت روزانه با دیدن فرزند به آرامش و راحتی تبدیل گشته و سر و صدای فرزندان همچون نغمه بلبلان در مرغزارها روح آن‌ها را نوازش می‌دهد و خستگی را از تنشان می‌زداید. بنابراین بخش قابل توجهی از نومیدی» و «افسردگی» در این خانواده‌ها حاصل کم فرزندی است؛ ولی اگر والدین از سنین 50- 25 سالگی توجه به فرزند دار شدن داشته باشند، فرزندی که در سنین تقریبا پنجاه سالگی به دنیا می‌آید، فرزند آن‌ها درسنین 57 سالگی والدین ازدواج خواهد کرد. یعنی تا 75 تا 80 سالگی است که فرزند ته تغاری خانه را ترک می‌کند و والدین تا نزدیک سنین 80 سالگی با دیدن فرزند ته تغاری و سر و صدای دلنشین او آرامش دارند. حال خانواده‌هایی را که در سنین 40 تا 45 سالگی بی فرزند و خلوت می‌شوند، با خانواده‌ای مقایسه کنید که در 75 تا 80 سالگی خلوت می‌شود. آثار روحی، روانی عاطفی آن‌ها را در جدولی مقایسه نمایید و بعد به قضاوت بپردازید.
امروزه پزشکان معتقدند بیش از 80 درصد بیماری‌ها منشأ عصبی دارد. در دنیای کنونی اصطلاح بیماری‌های سایکو سوماتیک(روان تنی) شایع و فراگیر است؛ یعنی بیماری‌های عصبی- روانی که جسمی شده است. چرا باید مصرف داروهای آرام‌بخش در خانواده‌ها زیاد شده باشد؟ اگر ریشه یابی و آسیب شناسی نمایید، بخشی از آن مربوط به مسأله کنترل جمعیت است که یکی از پیامدهای آن افسردگی والدین می‌باشد. البته افسرگی هم با انزوا، کم اشتهایی، تنهایی، کم‌خوابی، تنبلی قطع ارتباط با واقعیت، روی آوردن به دنیای خیال، و... همراه است که ما در صدد پرداختن به عواقب اختلال افسردگی و آثار و علائم آن نیستیم.
2. خانه سالمندان و بی احترامی به والدین
یکی از باورها و ارزش‌های قابل توجه، احترام به پدر و مادر است که در فرهنگ کشور ما جایگاه خاصی دارد. احترام به پدر و مادر در خانواده‌های گسترده و پر جمعیت، در مقایسه با خانواده‌‌های کم جمعیت چشمگیر‌تر است. در آیات و روایات ما سفارش‌های فراوانی به رعایت حقوق پدر و مادر شده است:
به آن‌ها اف نگویید(ولاتقل لهما اف) خداوند، تشکر از پدر و مادر را بعد از شکر از خود قرارداده است(ان اشکرلی و لوالدیک)؛ سفارش به احسان و نیکی به پدر و مادر(و بالوالدین احسانا) و... این توصیه‌ها، حکایت از جایگاه عظیم ‌والدین دارد. فرزندان در صورت رضایت نداشتن آن‌ها نمی‌توانند عبادت مستحبی داشته باشند و اگر کسی بدون رضایت والدین به سفر برود سفرش، سفر گناه و معصیت شمرده می‌شود و در نتیجه باید در سفر، نماز را تمام بخواند. این جایگاه عظیم پدر، مادر، موجب می‌شود که فرزندان از آن‌ها همچون دسته گل مراقبت نموده و هنگام سالمندی و پیری، عصای دستشان شوند و زمانی که چشمان آن‌ها کم‌سو یا نابینا، پاهای آن‌ها ضعیف و ناتوان، کمر آن‌ها خمیده و همچون نوزادان زمینگیر گشته و به سختی خود را بر خاک می‌کشند، یار و مددکار آن‌ها باشند. آیا با کنترل جمعیت؛ این امر محقق می‌شود؟! والدینی که یک یا دو فرزند دارند، چگونه می‌خواهند در پیری و سالمندی مورد توجه فرزندان قرار گیرند، در حالی که یک فرزند یا دو فرزند، خود تشکیل خانواده داده و گرفتار همسر و فرزند شده‌اند.
اگر آن‌ها بخواهند از پدر و مادر پیر و زمین‌گیر، مراقبت کنند،‌ شاید در زمان محدود ممکن باشد، اما در طولانی مدت قادر به نگهداری نخواهند بود. افزون بر این که نوه‌ها هم جایگاه پدر بزرگ و مادر بزرگ را نمی‌شناسند و مخالفت خود را به گونه‌ای اعلام می‌دارند. این‌جاست که توجه همه به خانه سالمندان جلب می‌شود! آری! کنترل جمعیت علاوه بر این‌که پیام‌آور افسردگی است، ارمغان دیگرش خانه سالمندان برای والدین دلسوز و مهربان است. البته این الگو را غربی‌ها به ما تحمیل کرده‌اند و اگر کنترل جمعیت را پذیرفتیم، راه گریزی از تبعات آن از جمله افسردگی والدین و خانه سالمندان نیست. این رشته سری دراز دارد که به خانه سالمندان ختم نمی‌شود.
اما در خانواده‌های پر جمعیت، مراقبت از والدین محترمانه‌تر انجام می‌شود و نیازی به فرستادن آن‌ها به خانه سالمندان نیست. به طور مثال کسی که 6 فرزند دارد، اگر هر کدام از فرزندان به مدت یک هفته از والدین مراقب کند، در طول سال فقط 8 هفته توفیق مددکاری والدین راپیدا خواهد کرد. در این صورت اضطراری پیش نخواهد آمد و سایر فرزندان هم تحت فشار قرار نخواهند گرفت. و چنان‌چه والدین بیمار شوند یا در بیمارستان بستری گردند. فرزندان با تقسیم کار و رعایت نوبت می‌توانند به نحو احسن درمان والدین را دنبال کنند بدون آن‌که اختلال و آسیب جدی به زندگی خودشان وارد شود. با بررسی وضع خانواده‌های پر فرزند، رفتار محبت آمیز فرزندان با والدین پیر و سالخورده را مشاهده خواهید کرد؛ اگر چه امکان دارد موارد نادری هم بر خلاف عرف، وجود داشته باشد.
3. کاهش صله رحم
یکی از ارزش‌های مقدس در فرهنگ اسلامی، صلح رحم و رفت آمد با خویشاوندان است. صلحه رحم و رفت و آمد موجب طولانی شدن عمر، برکت و رزق و روزی، عمران و آبادانی، دفع بلا و بیماری و... می‌گردد. و هر چه خویشان گسترده‌تر باشند، انسان از مواهب این ارزش بیش‌تر بهره‌مند خواهد شد.
متأسفانه با کنترل جمعیت، قلمرو صله رحم روز به روز محدودتر می‌شود. امروزه برخی خانواده‌ها درک صحیحی از مفاهیم عمو، عمه، دایی، خاله و... ندارند و برای کسی که یک فرزند دارد، هیچ کدام از این مفاهیم در آینده شکل نخواهد گرفت. اگر کسی دو فرزند داشته باشد چنان‌چه هر دو دختر باشند، دایی و عمو و خاله برای فرزندان این‌ها، معنا پیدا نخواهد کرد. در نتیجه مفاهیم اررشمند صله رحم با کنترل جمعیت محدود و محدودتر گشته و انسان‌ها از مواهب آن محروم خواهند بود. و حال آن‌که در خانواده‌های پرجمعیت، چنین مشکلی وجود ندارد و مصادیق عمو، عمه، دایی و خاله به وفور یافت می‌گردد. و نسل آینده علاوه بر آشنایی با این مفاهیمع مصادیق عینی آن‌ها را هم لسم خواهد کرد. بر خلاف خانواده‌های کم جمعیت که عمو، عمه، دایی و خاله را فقط در الفاظ و مفاهیم می‌شناسند.         ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات