در بررسی این جریان، در گام اول با شعار اصلاحات روبه رو میشویم که به معنای تغییر و تحول اساسی در رفتارها و رویکردهای نادرست و ناکارآمد است. تفسیر مبهم و غیرشفاف از واژه اصلاحات یکی از نقاط ضعف جریان اصلاحات بود. یکی از نمایندگان این جریان به ارائه ندادن تعریف مشخص از اصلاحات و تفسیر سلیقهای و حرکتهای اصلاحطلبانه مطابق با خط مشی و تمنیات فردی و گروهی و پیوند زدن آن با منافع و مصالح حزبی و جناحی به عنوان یک ضعف و آسیب معترف است. مقام معظم رهبری در نقد اصلاحات این چنین فرمودند: «…باید اصلاح کرد؛ باید از جرم و جنایت پیشگیری کرد. انقلاب ما را به ایجاد اصلاحات امر میکند و فرمان میدهد… اما یک نوع چیزهایی هست که دشمن آن را اصلاحات میداند. آمریکاییها میگویند حجاب شما از بین برود؛ مرزهای اخلاقی و دین شکسته شود؛ حکومت قرآن و انطباق با اسلام… نباید باشد، این یعنی اصلاحات، این اصلاحات آمریکایی است! ملت ایران آنچه را که به دست آورده، ارزان به دست نیاورده…»(1).
«استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» بیانگر آزادی، جمهوریت و هم اسلامیت است و اینها ترکیبانی هستند که نمیتوان برخی از آنها را گرفت و برخی دیگر را رها کرد. بنابراین وقتی به نام اصلاحات شعارهایی خلاف اصول فکری انقلاب و اسلام سر داده میشود، اسلامیت و استقلال زیر سئوال میرود؛ بدیهی است چنین رفتاری موجب گسترش بیاعتمادی نسبت به این جریان و دولت مدعی چنین اصلاحاتی میگردد.
گام بعدی در آسیبشناسی جریان دوم خرداد را میتوان فقدان هدف مشترک دانست. جنبشهایی که فاقد ریشه تاریخی هستند در دستیابی به یک هدف واحد با مشکل مواجه میشوند و در نتیجه با اهداف متعددی نظیر تحقق جامعه مدنی، تحقق دموکراسی غربی، غربی یا سکولار شدن جامعه و… مواجه خواهند شد و به تعبیر مولانا این عده هرگز به «جمعیت» تبدیل نخواهند شد(2).
نفوذ اندیشههای سکولار و لیبرال را میتوان از موارد دیگر آسیب شناسی جریان دوم خرداد دانست. عدهای از تئوریسینهای این جریان با ترویج جدایی دین از سیاست و تعمیق مبانی آن، موجب گسترش تفکر سکولار شده و به صراحت در محافل گوناگون آراء و نظرات خود را به عنوان معیار فکری و نظری جنبش بیان میداشتند که این امر خود به تنهایی در فاصله گرفتن جریان اصلاحات با آرمانهای انقلاب نقش بسزایی داشت. در دیداری که رهبران جریان دوم خرداد با مقام معظم رهبری داشتند ایشان طی بیاناتی پیرامون مواردی نظیر سکولاریزه کردن دین فرمودند: «همه شما معتقد به اسلام، انقلاب و امام هستید، ولی در داخل کشور کسانی هستند که همچون آمریکا، با این اصول، دشمنی میورزند و مهم این است که در برابر این مخالفتها و دشمنیها، به طور شفاف و روشن موضعگیری شود، اما موضع برخی دوستان و مجموعههای سیاسی در این زمینهها، به قدری نامحسوس است که اگر کسی به این مواضع، اعتقاد یافت، احساس میکند میتواند حتی به ضد انقلاب نیز نوعی دلبستگی داشته باشد. بنده با اظهار نظر مخالفان و انتشار مقالات تحلیلی آنها درچارچوب قوانین، مخالفتی ندارم، همان گونه که از اول انقلاب نیز این مسئله وجود داشته است، اما نباید به این بهانهها، فضای کشور به دست ضدانقلاب سپرده شود و عرصه بر انقلابیون تنگ گردد. به همین لحاظ همه شخصیتها،گروهها و جناحهای وفادار به اسلام و انقلاب باید مواضع محکم خود را دربرابر کسانی که در داخل و خارج زیر پوشش اصلاحات، «انقلاب، راه امام، ولایت فقیه و قانون اساسی» را مورد تعرض قرار میدهند، اعلام کنند»(3).
گام نهایی در آسیب شناسی دوم خرداد را میتوان گرفتن ژست اپوزیسیون توسط رهبران این جریان دانست. در حالی که بیشتر آنان مسئولیتهای اجرایی، فرهنگی و قانونگذاری کشور را در دست داشتند، ژست مبارزه و مخالفت با نظام را گرفته و همنوا با دشمنان داخلی و خارجی، ارکان نظام را مورد هجمه قرار داده و در صدد تضعیف آن برآمدند. در مقاله یکی از روزنامههای دوم خردادی این گونه آمده است که «اصلاحطلبان حتی بعد از تسلط بر دولت و مجلس هنوز هم با لهجه اپوزیسیون صحبت میکنند و تمایل دارند به عنوان یک حزب اپوزیسیون باقی بمانند. اصلاح طلبان با لهجهای دوگانه سخن میگویند. در پای صندوقها با لهجه اپوزیسیون سخن میگویند و آن هنگام که در رأس وزارتخانههای دولت قرار میگیرند، به لهجه مستوفیان دیوانی…»(4). یکی از اعضای فراکسیون دوم خرداد در مجلس ششم نیز میگوید: «برخی از فعالان دوم خرداد با وجود ادعای حمایت از دولت، رفتارهایی را بروز میدهند که به طور مستقیم یا غیرمستقیم فاصله گرفتن از دولت را نشان میدهد. آنان در واقع در صدد هستند نقش اپوزیسیون را برای دولت ایفا کنند. تعداد اندکی از این نوع عناصر افراطی در داخل مجلس وجود دارند…»(5) در آخر میتوان این چنین بیان داشت که آن پیر فرزانه گویا این موارد را پیشبینی کرده بود آنجا که فرمود: «من در میان شما باشم و یا نباشم به همه شما وصیت و سفارش میکنم که نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد»(6)
پینوشتها در دفتر روزنامه موجود است.