* جناب دکتر لاریجانی ! جریان دو م خرداد موجد اصلی جریان فتنه در کشور بوده است . اما با گذشت تقریبا یک سال آنان سعی دارند تا دوباره به عرصه سیاسی بازگردند . نظر شما در این خصوص چیست؟
** لاریجانی: بله ! امروز اصلاحطلبان در پی بازگشت هستند. استراتژی آنان نیز برای بازگشت حرکتهای افراطی و تفریطی است.متاسفانه اصلاحطلبان در پی آنند که از برخی نخبگان سوء استفاده کنند و آنان را وارد بازیهای افراطی خویش کنند.
اما باید دانست که کودتاگران در ایران دیگر صلاحیت حضور در عرصه سیاسی را ندارد. سران فتنه دچار یک خبط استراتژیک شدهاند. آنان یک انحراف بزرگ فکری دارند و از یک نفاق عملی رنج میبرند. به نظر من کودتاگران صلاحیت بازگشت را ندارند. اما آنان سعی دارند تا صلاحیت خویش را دوباره به دست آورند. امروز اصلاحات زیرپوستی در حال ریشهدوانی دوباره باشد.
* جناب مهندس نبوی ! به نظر شما آیا اصلاحات توانایی بازسازی وجه خویش را دارد؟!
** مهندس نبوی :به نظر من هم چهرههای شناخته شده فتنه دیگر مجوز بازگشت ندارند و آنان همچون چهرههای نهضت آزادی مطرود هستند. اما ما باید به یک نکته توجه کنیم و آن اینکه هنوز جریانات سکولار در کشور وجود دارند .سکولاریسم در دانشگاههای ما پایه دارد و علوم انسانی غربی نیز که در دانشگاهها تدریس میشود به اشاعه سکولاریسم دامن میزد. اگرچه در دوره فتنه برخی از نمادهای سکولاریسم آشکار شد و از بین رفت اما هنوز بنیانهای سکولاریستی بخصوص دردانشگاه های کشور موجود است که باید با آنها مقابله نمود .
* جناب دکتر لاریجانی چگونه باید به مقابله با بنیان های سکولاریستی پرداخت ؟
** لاریجانی: زمانی با اشاعه مارکسیسم در ایران علما و روشنفکران در مقابل مبانی کمونیستی ایستادند. کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم علامه طباطبایی پاسخی به شبهات مارکسیستی در خصوص مبانی اسلام بود.اما بیشک در مقابل فرهنگ لیبرالیستی نیز نیازاست تا ما قیام کنیم. علیرغم اینکه فتنه در بعد سیاسی منکوب شده است اما در بعد فکری واجتماعی هنوز زنده است.
* جناب دکتر ملایری نظر شما در این خصوص چیست؟
** ملایری: زمانی در اوایل انقلاب دکتر شریعتی با سخنرانی خویش موجب ارتباط میان روشنفکران و اسلام شد. به نظر من هم اکنون لازم است که جریان نقد غرب مدرن با زبان و ادبیات جوانان و دانشگاهیان ما به راه بیفتد . به وسیله این ادبیات ما میتوانیم طیف وسیعی را جذب کنیم و مانع از گرایش جوانان به فرهنگ غربی و سکولاریسم شویم. در واقع ما نیازمند یک جریان پرچمدار هستیم که نماد شکستن مدرنیته شود و سپس نشان دهد که معنویت مایه نجات است.
البته ما باید در ابتدا تولید فکر کنیم و سپس این فکر تولیدشده را وارد مجاریهای ارتباطی کنیم اما لازم است تا در ابتدا بن مایههای فکری سامان یابد. تولیدات در این زمینه باید به گونهای باشد که همچون سیلی به جامعه جاری شود.
* به نظر شما ما چگونه باید غرب مدرن را به کرسی نقد بنشانیم ؟ راه مقابله با بنیان های فکری غرب در ایران چیست؟
** لاریجانی :من معتقدم ما باید ضمن نقد غرب به بیان بنیان های مرصوص مکتب اهل بیت بپردازیم . حوزهای که هم اکنون سکولاریسم به آن وارد شده حوزه زندگی اجتماعی و رابطه بین فردی است . سکولاریسم غالبا سعی دارد حوزههای بنیادین فلسفی را در حاشیه بررسی میکند. ما باید نشان بدهیم این منطق میان تهی است. ما به تناسب باید نقاط روشن اندیشه اسلامی را قوت بخشیم. در حقیقت باید نشان دهیم که اخلاق سکولار چه به انسان میدهد. باید جوانان را از حالت اغوا بیرون بیاوریم و این موضوع خود سبب غنای فرهنگ اسلامی میشود. البته باید این نکته را در نظر بگیریم که امروز حوزهها اجتماعی مدنظر است.
در واقع ما باید زندگی مدنی و شهروندی به سبک غرب را مورد انتقاد قرار دهیم. من معتقدم که در اسلام مبانی زندگی اجتماعی و امر سیاسی بسیار روشن و هویداست. در مکتب اسلام زندگی مدنی بسیار غنی است. فقه اساس نهاد زندگی مدنی افراد است. معرکه دعوای ما با سکولاریسم جامعه مدنی است.
* آیا می توان برای مقابله با جامعه مدنی به سبک غرب سرمایهگذرای بر روی مرجعیتهای اجتماعی را قوت بخشید ؟ چرا که امروز جامعه مدنی غربی در کشور ما در حال نهادینهسازی هنجارهای مخربی است و نمود این هنجارها نیز در دانشگاهها دیده میشود. اگر شخصیتهای مرجع اجتماعی که نمادی از زندگی به سبک اسلام حقیقی هستند پدید آیند ما میتوانیم در مقابل گسترش هنجارهای غربی بایستیم. در عوض سایرین با پیروی از این مرجعیتها به تکوین و گسترش فرهنگ اسلامی میپردازند.نظر شما در این باره چیست؟!
** لاریجانی: بله نقش مرجعیت مهم است. امروز خود سکولاریسم نیز مرجعیت های شخصیتی دارد و این مرجعیتها همچون یک مافیا در سطح جامعه انتشار یافته است.
** مهندس نبوی: به نظر من نیز ما باید شخصیتهای مرجع را در میان قشرهای نخبه و علیالخصوص اساتید گسترش دهیم . متاسفانه جریان سکولاریسم بیشتر افراد فرهیخته را هدف قرار می دهد . اگر ما بتوانیم اساتید خویش را مرجع قرار دهیم آنگاه قشرهای نخبه وعلی الخصوص دانشجویان که نسلهای آینده هستندتحت تاثیر قرار خواهند گرفت.