مصطفی حسینزاده
تغییراتی در ماهیت امنیت دولت صورت گرفته است. در واقع از زمان پایان جنگ سرد، تغییراتی در الگوهای امنیتی دولت ها مشاهده می شود و تحت تاثیر جهانی شدن، تاکید بر امنیت نظامی دولت، به سمت "امنیت بین المللی" سوق یافته است. در این چارچوب معنای بین المللی شدن، جهانی شدن یا چند جانبه گرایی است. به این دلیل امنیت جهانی در مقابل امنیت ملی مطرح می شود که به سطوح بالای وابستگی متقابل توجه می کند و اینکه چرا امنیت، دیگر از طریق شیوه های یک جانبه به دست نمی آید. در نتیجه، شاهد کاهش نگرش انفرادی به امنیت ملی هستیم. البته دلایلی چون پیچیدگی تکنولوژی نظامی و پیامدهای آن از حیث هزینه ها، تجدید ساختار بنیانی صنایع دفاعی، ناتوانی اغلب دولت ها برای به کارگیری ظرفیت های نظامی کامل و تمایل به مشروعیت جمعی اقدامات نظامی عواملی هستند که برای علت کاهش نقش دولت به عنوان تولید کننده مستقل امنیت، ذکر می شوند. در ارتباط با مسئله جهانی شدن و مفهوم امنیت ملی، عواملی چند در تغییر ماهیت مفهوم امنیت ملی نقش داشته اند که در زیر به رئوس آنها اشاره میگردد:
الف) تغییرات تکنولوژیک
در طول دوران پس از جنگ جهانی دوم، پنج عصر یا دوره انقلاب تکنولوژیکی را پشت سر گذاشتهایم:
الف) عصر اتم، ب) عصر کامپیوتر، ج) عصر فضا، د) عصر مهندسی زمین، 5) عصر میکرو الکترونیک. این دورهها دارای نتایج و دستاوردهای مهمی هستند که از لحاظ اهمیت و تأثیر کمتر از عصر رنسانس نیستند. مثلاً انقلاب صنعتی قدرت بهرهوری را حدود یک صد هزار برابر بالا برد ولی انقلاب میکرو الکترونیک قدرت بهره وری را در بعضی از عرصهها نزدیک به یک میلیون برابر بالا برده است.
این تحولات چنان با سرعت زیادی در حرکت هستند که قدرت تطبیق مفاهیم مرسوم با این تحولات سخت میگردد. مثلاً پیشرفت تکنولوژی های نظامی موجب تولید بمب های اتمی و هیدروژنی گشته، درنتیجه کشورها باید در وضعیت جدید به وجود آمده، تعریف جدیدی از امنیت نظامی بدهند و کشورها پی بردهاند که مسئله امنیت لزوماً "همه چیز یا هیچ چیز" نیست بلکه با همکاری با همدیگر میتوانند در موقعیت بازدارندگی، امنیت خویش را به دست آورند.
ب) تغییر سیستم بینالمللی و ساختار آن
فروپاشی نظام دو قطبی و پایان جنگ سرد به تحول ساختاری در روابط قدرت جهان ایجاد کرد به نحوی که موجب ظهور مراکز چندگانه قدرت گردید. از یک طرف با کمرنگ شدن ایدئولوژی، چارچوب رقابتها از حوزه نظامی و تسلیحاتی به حوزه اقتصادی و تجاری منتقل شد. از طرفی دیگر تهدیدات علیه صلح و امنیت بین المللی و ماهیت این تهدیدات متحول گردید و مسائلی نظیر محیط زیست از اهمیت ویژهای برخوردار گردید. ماندل معتقد است گرچه مفهوم امنیت ملی پس از جنگ سرد با قبل از آن شباهت هایی دارد ولی در چهار مورد متفاوت گردیده است.
1) اهمیت زیاد بازیگران فراملی و فروملی
2) گسترش شبکه پیچیده وابستگی متقابل اقتصادی، همراه با گونهایستایش جهانی نسبت به اصول سرمایه داری و دموکراسی
3) افزایش فشارها بر محیط طبیعی و منابع کشورهای فقیر و غنی
4) انتشار فنآوری های پیشرفته نظامی، شامل تکنولوژی سلاح های اتمی بین کشورها
در شرایط کنونی امنیت بین المللی به این معناست که امنیت یک کشور با امنیت کشورهای دیگر ارتباط نزدیک دارد و مفاهیم امنیت بین الملل در همدیگر مخروج گشته و امنیت جهانی جایگزین آن دو میگردد.
ج) محیط داخلی
امروزه سیاست ها و محیط داخلی تاثیر زیادی بر امنیت ملی گذاشته است. جریان انفجار اطلاعات موجب ایجاد دهکده جهانی گردیده و این امر به بالا رفت سطح آگاهی و دانش برای مفاهیم و مطالعه سیاسی تازه در سراسر گیتی برای بشر گشته است و تهدیدات داخلی با توجه به نقش روزافزون افکار عمومی، قدرت گروههای فشار و خواسته های تازه مبتنی بر مشارکت هرچه بیشتر در تعیین سرنوشت خود، نقش بیشتری پیدا میکنند. در امر محیط داخلی هر مسئله بیش از هرچیز قابل اهمیت است. یکی روند کثرت گرایی نظام های سیاسی و حرکت آنها در مسیر دموکراسی ـ لیبرال و دیگری گرایش های قومی ـ نژادی می باشد. این دو مسئله موجب گسترش نقش محیط داخلی گشته است. در نتیجه عوامل بالا نوعی از محیط جدید ایجاد گشته و این محیط جدید با تحمیل خود بر مفاهیم باعث تحول و دگردیسی در آنها گردیده است.