رضا نصیری
پس از وقایع شهریور 1320 عوامل داخلی تحت تاثیر عوامل بین المللی موجب بحران هایی در مناطق مختلف کشور گردید که تعدادی از آنها قدرت و حاکمیت متزلزل دولت مرکزی را به چالش طلبیده و خواستار ایجاد حکومت های خود مختار شدند. در این میان یکی از مهم ترین بحران هایی که در کشور به وقوع پیوست بحران آذربایجان بود. این رویداد از منظرهای مختلف مورد کنکاش و کاوش قرار گرفته و تحلیلگران نظرات مختلفی را راجع به این واقعه ابراز داشته اند. نکته ای که کم و بیش در نظرات مطروحه به چشم می خورد نقش شوروی در ایجاد و پیشبرد بحران مذکور است. اینکه شوروی چه میزان در این واقعه دخالت داشته مبحثی است که در این مقال به تشریح آن پرداخته می شود.
اخذ یک امتیاز نفت شمال، یکی از اهداف مهمی بود که از سوی سردمداران حکومت شوروی در سال های پس از جنگ جهانی دوم، در ایران تعقیب می شد. بعد از تلاش ناموفق کافتارادزه فرستاده ویژه کمیساریای امور خارجه شوروی برای شروع مجدد مذاکرات نفت در بهار1324 شوروی چنین استنباط کردند که ایران در تصمیم خود مبنی بر امتناع از اعطای هرگونه امتیاز تا بعد از خروج تمامی قوای متفقین از ایران و انتخابات دوره جدید مجلس شورای ملی راسخ است. اما سیاستمداران شوروی تحمل صبر تا افتتاح مجلس و تاب پذیرش ریسک در خصوص تصمیم مجلس آتی را نداشتند.
تمایل اتحاد شوروی برای کسب یک امتیاز نفتی در ایالات شمالی ایران گذشته از منافع امنیتی و محاسبات اقتصادی، بیانگر خواست رهبران سیاسی شوروی برای مشارکتی برابر در رقابت قدرتهای بزرگ برای حق دستیابی به حوزههای نفتی جدید در خاورمیانه نیز بود. از نظر ملاحظات ژئواستراتژیک، امتیاز نفتی که انحصار شوروی را در حقوق استخراج و تولید نفت در منطقهای به وسعت 000/150 کیلومتر مربع تأمین میکرد مزیّت عمدهای محسوب میشد. متحدین غربی شوروی نیز این نکته را به روشنی دریافته و برای جلوگیری از تحقق آن هر چه در توان داشتند به کار بردند.
در اوضاعی که ذکر آن رفت و درست هنگامی که نیروهای این کشور هنوز در ایران بودند، شوروی ها اطمینان داشتند که هر آنچه را که می خواهند، می تواند کسب کنند. از همان بدو اشغال ایران توسط قوای شوروی، باقروف گروههایی از زمینشناسان را مأمور بررسیهایی کرده بود ولی در اواخر خرداد 1324 کمیته دفاع دولتی کابینه جنگی استالین برنامهای جدید و سراسری برای شناسایی محرمانه منابع نفتی در شمال ایران و همچنین حفاری و بهرهبرداری از منابع شناختهشده موجود، طرح کرد.
در مصوبه مفصل کمیته دولتی دفاع برای هر یک از نهادهای ذیربط یک دستورالعمل دقیق منظور شده بود. از مؤسسه نفت آذربایجان- آذ نفط- خواسته شد که تشکیل مدیریت کل طرح، گردآوری هیئتهای زمینشناسی و تدارک گروههای حفاری و بهرهبرداری را بر عهده گیرد؛ کمیساریای دفاع میبایست پشتیبانی فنی و ترابری را عهدهدار شود، تأمین مالی طرح (هشت میلیون روبل، معادل تقریبی 5/1 میلیون دلار) از سوی کمیساریای دارایی صورت میگرفت و بالاخره باقروف نیز نظارت بر این کار را عهدهدار میشد. تا شهریور بیش از سیصد متخصص و دستیارانشان در شمال ایران به تدارک زمینه لازم جهت تلاشِ بعدی مسکو برای دستیابی به نفت ایران، مشغول بودند.
در حالی که تلاش های شوروی برای چنگ اندازی به نفت شمال در جریان بود میر جعفر باقروف پیشنهاد ویژه ای را مطرح کرد؛ باقروف در طرح پیشنهادیاش چنین اظهار نظر کرد که "تنها شانس مسکو برای تضمین [ایجاد] یک همسایه دوست در آن است که تمامی امکانات خود را بر روی تنها ورق ارزشمندی که برایش باقیمانده متمرکز سازد؛ برگ ناسیونالیسم آذری." بدین ترتیب تاسیس یک حزب وابسته با عنوان عامه پسند "دموکرات" برای پیشبرد اهداف شوروی در ایران صورتی عملی به خود گرفت.
دفتر سیاسی حزب کمونیست شوروی، قطعنامهای را به تصویب رساند که در آن از باقروف خواسته شده بود "برای سازماندهی یک جنبش جدایی طلب در "آذربایجان جنوبی و دیگر استانهای شمالی ایران" اقداماتی را به عمل آورد. فراهم آوردن زمینه ایجاد یک "استان خودمختار ملیِ آذربایجانی در چارچوب دولت ایران" و شکل دادن به مجموعهای از جنبشهای جداییخواه در ایالات ایرانی گیلان، مازندران، گرگان و خراسان وظیفه اصلی و اولیه باقروف بود. سپس میبایست با "تأسیس یک حزب دموکراتیک در "آذربایجان جنوبی" تحت عنوان "فرقه دموکرات آذربایجان" که از طریق تجدید سازمان شعبه آذربایجانی حزب توده و جذب هوادارانی برای [این] جنبش جداییطلبانه از تمام اقشار جامعه، پایهگذاری میشد".
دفتر سیاسی حزب کمونیست شوروی، مسئولیت تشکیلاتی و سازماندهی این اقدام مهم را به میر جعفر باقروف واگذار کرد. وی موظف شده بود به کمک عده ای از جمله یعقوبف، مستشار کنسول گری شوروی در تبریز، گروهی را برای مدیریت و هماهنگی این حرکت جداییطلبانه تشکیل داده و اطمینان حاصل کند که ارتباط نزدیک گروه مزبور با کنسول گری شوروی در محل برقرار بماند. به علاوه دفتر سیاسی حزب کمونیست از باقروف خواست که برای انتخابات آتی مجلس در آذربایجان تدارکاتی را آغاز کند و حتی فهرستی از شعارها و نکاتی را نیز که میتوانست برای جلب آرای عمومی مورد استفاده قرار دهد برایش معین کردند؛ توزیع مجدد اراضی، پایان دادن به بیکاری، بهبود شبکه آبرسانی و خدمات بهداشتی، اختصاص عایدات مالیاتی به نیازهای محلّی، برابری حقوقی برای اقلیتهای ملّی و توسعه روابط ایران و شوروی از جملهی این موارد بودند.
برای فراهم آوردن زمینههای قومی و ملی آذریگرا و شوروی دوستانه نیز دفتر سیاسی حزب کمونیست توصیه کرد که یک "انجمن پیوندهای فرهنگی میان جمهوری شوروی آذربایجان و ایران" و یک "انجمن دوستان آذربایجان جنوبی" تأسیس شده و مجموعهای مشتمل بر یک مجله مصور و سه روزنامه نیز در آذربایجان منتشر شوند.
علاوه بر اقدامات پیش گفته باقروف مأموریت داشت مجموعهای از گروههای پارتیزانی مسلح را نیز در چارچوب یک حرکت جدایی خواهانه سازماندهی کند. برای سرپوش نهادن بر منشأ تسلیحاتی این گروهها نیز خاطرنشان شد که از "تسلیحات ساخت خارج" استفاده شود.
باقروف که اینک بر اساس این تصمیم دفتر سیاسی حزب کمونیست شوروی در اوج اقتدار قرار گرفته بود، با تمام قوا در مقام اجرای دستورالعمل صادره برآمد. تنها یک هفته بعد او و سه دستیار اصلیاش در تبریز- یعقوبف، آتاکیشیاف و حسنوف- طرح دفتر سیاسی را به مجموعهای از چند دستورالعمل مشخص برای "تحقق وظایف ویژه در آذربایجان جنوبی و ایالات شمالی ایران" تبدیل کردند. در این دستورالعملها برای اموری چون عضوگیری، تأسیس سازمانهای محلی، تأسیس فرقه بعد از تدارکات لازم برای خودجوش وانمود کردنِ آن و بالاخره خلاص شدن از شرّ تنها رقیب احتمالی این فرقه تازهپا یعنی تشکیلات ایالتی حزب توده در آذربایجان دستورالعملهای دقیقی طرح شد. اگرچه باقروف جذب فعالین حزب توده را به این فرقه دستپرورده خویش مدّنظر داشت ولی نمیخواست که فرقه دموکرات برچسب سرسپردگی حزب توده به شوروی را نیز ارث ببرد. او هشدار داد که باید "مانع از انتقال مکانیکی تشکیلات حزب توده به کمیتههای فرقه دموکرات آذربایجان گردید." در عوض کمیتههای محلّی میبایست نخست طی تصویب قطعنامهای انحلال تشکیلات حزب توده را اعلان داشته سپس تصمیم اعضاء [این تشکیلات] را مبنی بر الحاق به فرقه دموکرات اعلان کنند.
تأسیس فرقه دموکرات آذربایجان، از گام نخست، مطابق دستورالعمل باقروف پیش رفت. همانگونه که کمیته سیاسی حزب کمونیست شوروی مقرر داشته بود باقروف و یعقوبف در پی تعیین رهبرانی برای این فرقه برآمدند. نخستین و مهمترین تصمیم آنها در این زمینه، تعیین میرجعفر پیشهوری به عنوان رهبر این حزب جدید بود. پیشهوری انتخاب مناسبی بود، میر جعفر جوادزادهی خلخالی معروف به پیشهوری، پیشه وری از چهره های فعال سیاسی و از بنیانگذاران حزب عدالت در باکو و موسسین حزب کمونیست ایران بود. در نهضت جنگل شرکت نموده و در جمهوری شورایی گیلان مسئولیت کمیسر داخله را بر عهده داشت. در سالهای 1300 و 1301 در هئیت تحریریه روزنامه حقیقت فعالیت مطبوعاتی انجام می داد و با تحکیم قدرت رضا شاه به جرم فعالیت های کمونیستی حدود 10 سال را در زندان به سر برده بود. پس از شهریور 1320 به صحنه سیاسی کشور بازگشته و با انتشار روزنامه آژیر فعالیت های سیاسی مطبوعاتی خود را از سر گرفت. در انتخابات مجلس چهاردهم از حوزه انتخابیه تبریز کاندیدا شده و به عنوان نماینده تبریز انتخاب گردید اما اعتبار نامه وی رد شد و مانع از ورودش به مجلس گردید. به دنبال رد اعتبار نامه اش روزنامه آژیر نیز توقیف گردید و پیشه وری نا امید و سرخورده به تبریز بازگشت.
سابقه جعفر پیشه وری همراه با سرخوردگی حاصل از رد اعتبار نامه و توقیف روزنامه اش از او شخصیتی می ساخت که باب میل میر جعفر باقروف و متناسب با نقشه طراحی شده شوروی ها بود.
آنگونه که ذکر شد پیشه وری پس از رد اعتبارنامه اش به تبریز بازگشت. وی در تبریز عده ای از همفکران (از جمله صادق پادگان و شبستری) را دور خود جمع ساخته آماده اجرای نقشه ای شده که از مدت ها پیش طراحی شده بود.
به هر حال در سوم شهریور گروه سه نفره پیشهوری، پادگان و شبستری برای تدوین پیش نویس برنامه و نظامنامه این حزب جدید و نحوه اعلان آن با میرجعفر باقروف و دستیارانش آتاکشیاف و یعقوبف ملاقات کرده و مذاکرات مفصلی را به عمل آوردند. بدین ترتیب فرقه دموکرات آذربایجان با دخالت و نظر مستقیم شوروی تأسیس گردید.