سحاب فاطمی
حزب کارگر انگلستان همگام با حزب دموکرات آمریکا برنامه ریزیهای گسترده ای جهت دامن زدن به آشوبهای خیابانی در ایران انجام داده بود.حزب کارگر انگلستان نیز در قبال انتخابات ایران از همان خط مشی حزب دموکرات آمریکا پیروی می نمود:"دخالت حداکثری غیرمستقیم و پرهیز از دخالت مستقیم ".این خط مشی از سوی یک اتاق فکر مشترک به لندن و واشنگتن تزریق شده بود و براون و اوباما نیز هر دو موظف به رعایت آن بودند.
لندن به عنوان منبع تغذیه رسانه ای و مالی ضدانقلاب و یکی از اصلی ترین کانونهای تحرک گروههای مخالف جمهوری اسلامی ایران نقش بسزایی در هدایت تحرکات پس از انتخابات داشت. در همین حال گوردون براون پس از انتشار رسمی نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران اعلام نموده بود که دولت ایران باید به «سئوالات جدی» درباره «انتخابات مناقشه برانگیز ریاست جمهوری» این کشور پاسخ دهد.
این در حالی بود که کمتر از یکسال بعد و در جریان رقابتهای انتخاباتی انگلستان شاهد وقوع تخلفات گسترده ای در انتخابات پارلمانی این کشور بودیم .تخلفاتی که دولت انگلستان اساسا کوچکترین نظری در خصوص آنها نداده است!
میلیبند وزیر خارجه انگلیس جزء اولین کسانی بود که نسبت به ادعای تقلب در انتخابات ایران اظهارنظر کرد، گوردون براون نخستوزیر این کشور و برخی از نمایندگان در پارلمان انگلیس نیز نظرات تندی راجع به این ماجرا مطرح کردند.این موضعگیریها سبب شد تا رهبر معظم انقلاب در نخستین سخنرانی خود پس از انتخابات که در نماز جمعه تهران بیان شد، از دخالتهای برخی کشورهای غربی ،مخصوصاً انگلستان در امور داخلی ایران انتقاد کنند.
لندن در خصوص انتخابات ایران سه راهبرد را به صورت موازی دنبال می نمود:
راهبرد اول همراهی مستقیم با ایالات متحده و تقویت سیاستهای واشنگتن در قبال انتخابات ایران بود.در این خصوص حزب کارگر با حزب دموکرات مواضعی کاملا یکسان داشت .در این خصوص هرگونه بیانیه و موضع گیری وزارت امور خارجه آمریکا و کاخ سفید در قبال انتخابات ایران با همراهی لندن مواجه می شد.
راهبرد دوم به تغذیه ضد انقلاب در انگلستان باز می گشت.در این خصوص لندن اتاقهای فکر خود را به همراه سایر امکانات در اختیار آشوب طلبان گذاشت تا به قول خود از فرصت به وجود آمده در ایران نهایت استفاده را ببرد.بنابر این لندن در حوزه رسانه ای اصلی ترین تغذیه کننده ضدانقلاب محسوب می شد .
راهبرد سوم لندن مانور در سازمانهای بین المللی علیه جمهوری اسلامی ایران بود.در جریان حوادث پس از انتخابات، انگلستان سعی داشت ضمن بهره گیری از لابی های خود در شورای امنیت سازمان ملل متحد با استفاده از ابزارهای تشویقی و حتی تنبیهی زمینه مخالفت سایر کشورها را با وضع موجود در ایران فراهم نماید اما در این خصوص شکست سختی را متحمل گردید.
بیشتر این تحرکات به صورت پشت پرده صورت می گرفت.لندن از یک سو مانند ایالات متحده به اتهام زنی مستقیم علیه تهران نمی پرداخت و از سوی دیگر بیشترین حمایتها را از آشوب طلبان می کرد.دولت انگلستان ترجیح می داد از اظهار نظرمستقیم در خصوص تحولات ایران خودداری نماید و در این خصوص خود را تابعی از جامعه جهانی بداند!اما از سوی دیگر ،شبکه تلوزیونی بیبیسی فارسی، برنامههایش را دوبرابر کرد و نقش رسانه اغتشاشگران و مغز تشکیلاتی گردانندگان این جریان را ایفا نمود و در خدمت تشکیلات مخالف انقلاب درآمد.همه این موارد با حمایت حزب کارگر و دولت انگلستان صورت گرفت.
این اقدامات دولت انگلیس از نگاه مسئولان اطلاعاتی و امنیتی کشور دور نماند و منجر به گزارش محرمانه آنها در جلسه هیئترئیسه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی شد؛ گزارشی که پایه اصلی تدوین طرح قطع رابطه با انگلیس از سوی جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی شد.همین مسئله دولت انگلستان را نگران نموده و آن را به لاک دفاعی فروبرد تا آنجا که سفیر انگلستان در تهران ضمن ارسال نامهای به رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی کشورمان به صورت صریح خواستار عدم قطع همکاریهای تهران و لندن گردید.
سایمون گس در نامهای به علاءالدین بروجردی کاهش روابط ایران با دولت انگلیس را اسفبار خواند و نوشت: اتهامات غیرواقعی و نامعقول که در بعضی از روزنامهها گزارش شده است بی معنی است!
این در حالی است که ردپای انگلستان در ناآرامی های پس از انتخابات به طور کامل مشهود بوده است.
از سوی دیگر،دولت انگلستان خواستار تغییر دولت ایران بوده است و در این خصوص هزینه های زیادی صرف نموده است.اگرچه بیشتر این هزینه ها رسانه ای و تبلیغاتی بوده است اما نمی توان آنها را تحت تاثیر آزادی رسانه و اطلاع رسانی نادیده انگاشت.
انگلستان یکی از اصلی ترین بازندگان صحنه انتخابات در ایران بود.در این خصوص دستگاههای اطلاعاتی،امنیتی و سیاسی انگلستان هر سه در محاسبات و تحلیلهای خود در قبال تحولات ایران دچار خطایی فاحش شدند.دولت گوردون براون به سخت ترین نحو ممکن هزینه این خطا را پرداخت.
در نهایت اینکه سایه سیاه لندن در همه حوادث تلخ داخلی ایران،مخصوصا از زمان ملی شدن صنعت نفت تا کنون مشاهده شده است.این سایه سیاه در حوادث پس از انتخابات نیز به صورت کامل قابل مشاهده بود و تلاش ساکنان خانه شماره ده داونینگ استریت جهت کتمان آن نیز بی فایده بود.