تاریخ انتشار : ۳۱ تير ۱۳۸۹ - ۰۹:۲۲  ، 
کد خبر : ۱۴۸۶۴۳

ظهور قدرت‌های منطقه‌ای


مارکو ویچنزینو ـ پایه‌گذار و مدیر پروژه استراتژی جهانی
دهه اول قرن بیست و یکم، شاهد ظهور قدرت‌هایی موسوم به بریک بود (BRIC) یعنی برزیل، روسیه، هند و چین و حالا و در دهه دوم قرن بیست و یکم، شاهد ظهور بیشتر قدرت‌های منطقه‌ای خواهیم بود که از دسته بریک فراتر می‌رود.تلاش اخیر ترکیه و برزیل برای دستیابی به راه حلی برای بحران هسته‌ای جمهوری اسلامی، شاید نقطه عطفی در حرکت قدرت‌های منطقه‌ای باشد و نه تنها حرکتی تاثیرگذار از سوی این دو بود، که نوعی نافرمانی در برابر قدرت‌های سنتی جهان یا همان گروه موسوم به 1+5 هم محسوب می‌شود.این نخستین‌بار نیست که قدرت‌های منطقه‌ای، دچار اختلاف با قدرت‌های برتر می‌شوند اما این نمونه آخر، جدی‌ترین محسوب می‌شود بویژه وقتی که آثار جهانی اینگونه در پی داشته باشد. سرانجام پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی، فقط سرنوشت استراتژی مبارزه با سلاح‌های کشتار جمعی را رقم نمی‌زند که شکل‌گیری قدرت‌های جهانی را نشان می‌دهد.اینکه تلاش ترکیه و برزیل نتیجه‌ای داشته باشد، فراتر از این مرحله مشخص می‌شود. حرکت نمادین در اینجاست که 2 عضو غیردائم شورای امنیت سازمان ملل در عین نافرمانی از اعضای دائم، راه‌حلی کاملا جدا از آنچه آنها دنبال می‌کنند را عرضه کرده‌اند.
در این راه دوگانه فعلی، آمریکا و متحدان اروپایی بازندگان اصلی هستند. ایران و افغانستان به اولویت‌های اصلی در سیاست خارجی میان آمریکا و اروپا درآمده و در طی چندماه تلاش و گفت‌وگو و دیپلماسی، نتیجه آن بدتر و بدتر شده است.برای 2 کشور از 2 جغرافیای متفاوت که با هم یکسو شده‌اند تا به توافقنامه‌ای درباره فعالیت هسته‌ای ایران برسند، این ظهور قدرت بخوبی نمایان می‌شود هرچند ترکیه کماکان وزن بیشتری دارد.هرچند راهی که ترکیه دنبال می‌کند رابطه این کشور با آمریکا را بهم می‌زند اما جای تعجب هم ندارد. هرچه باشد، ۵۰۰ کیلومتر مرز مشترک با ایران دارد که از قرن ۱۶ این همسایگی، سابقه دارد. تحریم‌های آمریکا باعث شد جای خالی ایجاد شود و ترکیه این جای خالی را پر کرد. توافق هسته‌ای اخیر نشان می‌دهد ترکیه علاقه دارد به عنوان قدرت منطقه‌ای خود را نشان دهد. در یک دهه گذشته، ترکیه قدرت دیپلماسی و اقتصادی خود را به فراتر از مرزهای خود رسانده و حالا آن را به نمایش می‌گذارد.نقش برزیل هم سیاستگذاران آمریکایی را عقب نشانده است. بویژه که برزیل خود عضوی از قاره آمریکاست و در حیاط خلوت آمریکا، نافرمانی خود را نشان می‌دهد. برزیل هم تلاش دارد موازی با بالا بردن قدرت اقتصادی خود، قدرت دیپلماسی‌اش را هم افزایش دهد. با حضور برزیل، مخالفت‌ها در دیگر عرصه‌های جهانی بیشتر هم خواهد شد. برای خیلی از کشورهای جهان، توافق ترکیه و برزیل نوعی پیشرفت جدی در تاثیرگذاری بر منطقه است و در همین حال، خطری جهانی برای نظم جهانی محسوب می‌شود.
این نگرانی وجود دارد که با حضور قدرت‌های منطقه‌ای، مسائل اساسی امنیتی در نظام جهانی، با شکنندگی مواجه شود و در طولانی مدت، پتانسیل رسیدن به نوعی هرج و مرج جهانی را همراه دارد. این که قدرت‌های در حال ظهور چه کشورهایی هستند، بر سر آن می‌توان بحث کرد اما گروه 20، جایگزین کشورهای گروه 8 شده است. برخی کشورها عضو هر 2 گروه هستند اما گروه ۲۰ کشور در حال رشد، قدرت بیشتری می‌گیرد. برای در نظر گرفتن این قدرت‌ها، عواملی چون جمعیت، دستیابی به منابع انرژی و توسعه مناسب، از فاکتورهای اصلی است.البته بزودی قدرت‌های جدید جایگزین قدرت‌های سنتی نمی‌شوند. همان‌طور که کشورهای موسوم به «بریک» رشد می‌کنند، هر یک تلاش می‌کنند در محدوده جغرافیایی خودشان تاثیر بیشتری داشته باشند. شاید شماری هیچگاه نتوانند صاحب کرسی در شورای امنیت شوند اما در سطح بزرگ‌تر معادلات بین‌المللی تاثیرگذار خواهند بود.بروز رقابت میان آنها هم حقیقتی است که از آن گریزی نیست و اگر به روش درستی دنبال نشود، این رقابت به نوعی بی‌ثباتی بیشتر تبدیل می‌شود. در عین اینکه قدرت‌های سنتی تلاش می‌کنند قدرت‌های نوظهور را با خود همراه کنند و همکاری براساس منافع امکان نزدیکی بیشتری می‌دهد تا اینکه بخواهند ساختارهای استراتژیک با هم بنا بگذارند.به هر حال قدرت‌زدایی مرکزی باعث برهم خوردن نقشه‌ها و برنامه‌های قدرت‌های جهانی می‌شود. دیگر نمی‌توان روی روابط نزدیک و همیشگی با قدرت‌های منطقه‌ای حساب کرد و برای داشتن این نوع روابط باید مراقب آن بود و روی آن سرمایه‌گذاری کرد.
در جهانی که به سرعت رو به پیشرفت می‌رود، نمی‌توان فهمید چه زمانی به کمک کدام کشور نیاز دارید که یا عضو شورای امنیت است یا اینکه در دیگرجای این دنیاست و مرز مشترکی با شما ندارد.عملکرد در این فضا نیازمند دیپلماسی عمیق و درک درست از دینامیک‌های منطقه‌ای است و نگاه سیاه و سفید ممکن است هیچ نتیجه‌ای در پی نداشته باشد. سیاست قدیمی «آدم بد/ آدم خوب» که آمریکا دارد، دیگر الان پاسخگو نیست. آن جهان 2 قطبی زمان جنگ سرد دیگر تمام شده که خیلی از سیاستمداران آمریکایی هنوز براساس آن تصمیم می‌گیرند که ممکن است به از دست رفتن منافع ملی آمریکا و همین طور از دست رفتن نظم جهانی منجر شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات