"لئون پانتا" رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) و "جیمز جونز" مشاور امنیت ملی این کشور در اسلام آباد با مقامات ارشد سیاسی - نظامی و امنیتی پاکستان دیدار و مذاکره داشتهاند تا بلکه راهکار مناسبی برای پایان دادن به اختلافات دو کشور پایان دهند و بتوانند زمینهای برای بهبود و ارتقاء مناسبات بویژه در قلمرو نظامی و امنیتی را فراهم سازند.
اکنون مدتی است که "سیا" با تمرکز عملیات اطلاعاتی خود بر روی پاکستان سعی کرده زمینههای نفوذ اطلاعاتی در پاکستان را فراهم سازد. "سیا" با سوء استفاده از فرصتهای به وجود آمده در پرتو عملیات تروریستی طالبان، تا سرحد امکان در تاروپود شبکه اطلاعاتی ارتش و سرویسهای امنیتی پاکستان رخنه کرده و با بهرهگیری از همین اطلاعات، به دولتمردان پاکستانی پاتک سنگین و غافلگیرکنندهای را زده است در واقع "سیا" در ماههای اخیر در جبهه به تهاجم اطلاعاتی علیه پاکستان پرداخته و به پیشرفتهائی هم دست یافته است:
1 - تهاجم وسیع طالبان در تابستان گذشته برای پیش روی به سوی اسلامآباد بویژه عملیات برقآسا برای تصرف پایتخت آنچنان پرشتاب و غافلگیرکننده بود که رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا از سقوط قریبالوقوع اسلام آباد آنهم ظرف چند ساعت خبر داد. اما آنچه در عمل رخ داده بود، یک جنگ اطلاعاتی با پوشش تبلیغاتی در مقیاس جهانی بود که دولت پاکستان را کشوری در حال سقوط معرفی کند و بتواند زمینههای نفوذ اطلاعاتی در ساختار قدرت پاکستان را فراهم سازد. این امر بویژه پس از انعقاد قرارداد واگذاری دره "سوات" به طالبان، کاملا غیر منتظره بود و هرگز انتظار نمیرفت که همکاری پاکستان با طالبان به فرصتی علیه دولت اسلام آباد تبدیل شود و آمریکا از آن برای منفعل جلوه دادن پاکستان بهرهگیری کند و مجوز نفوذ در ساختار اطلاعاتی پاکستان را در اختیار "سیا" قرار دهد.
2 - عملیات جنون آمیز آمریکا در مناطق مرزی و قبائلی پاکستان، اعتبار دولت این کشور را به شدت به زیر سئوال برده و آنرا به معضل مشترک افغانستان و پاکستان تبدیل کرده است. در واقع واشنگتن با بهرهگیری از هواپیماهای بدون سرنشین و موشکهای هدایت شونده، مناطق مرزی و قبائلی پاکستان را به شدت بمباران میکند و همواره مدعیست که دقیقا محل تجمع تروریستهای طالبان را هدف قرار داده است. اما در میدان عمل، خانههای روستائی، محل تجمع ساکنان محلی در مراسم عروسی و سایر مراسم سنتی نزد مرزنشینان را ویران و صدها تن را به خاک و خون میکشاند. مقامات افغانستان و پاکستان به طور جداگانه همواره خواستار توقف عملیات جنایتآمیز آمریکا علیه ساکنان روستاهای مرزی شدهاند ولی در بهترین شرایط، آمریکا به پاکستان توصیه کرده است که شلیک نهائی به سوی مرزنشینان را نمایندگانی از دولت اسلام آباد انجام دهند! این بدین معنی است که آمریکا در کشتار دستجمعی مرزنشینان در سرحدات شمالی، به دنبال شریک جرم میگردد و مایلست مسئولیت قتل عام را بر عهده پاکستان بگذارد ولی اصل قتل عام، زیرنظر "سیا" حتما انجام شود.
3 - انجام عملیات مشترک براساس هدایت عوامل "سیا" هم بیشتر به زیان ارتش و سرویسهای امنیتی پاکستان تمام شده و آنها را در معرض اتهامات جدیدی قرار داده است. طی روزهای اخیر، درگیریهای ارتش پاکستان باطالبان 57 کشته و 15 زخمی برجا گذاشته است. درگیریها در منطقه قبایلی "اورکرزائی" در ایالت "خیبر پختونخواه" روی داده و ویرانیهای زیادی برجای گذاشته است.
البته درگیریها متوقف نشده و تبادل آتش میان طرفین ادامه دارد که ممکن است هر لحظه بر تعداد تلفات طرفین افزوده شود. پس از این عملیات، اعتراضاتی علیه دولت و ارتش پاکستان رخ داده که بنظر میرسد ابعاد مخالفت علیه جنایات آمریکا در حملات موشکی را به سمت ارتش و دولت پاکستان منحرف کرده و آمریکا خود را از معرض خشم و نفرت منطقه، دور ساخته است! این اقدامات براساس توصیههای شرکتهای امنیتی آمریکا در منطقه شکل گرفته که راهکارهای جدیدی برای تداوم بخشیدن به تهاجمات آمریکا با استفاده از نیروهای محلی ارائه کرده بودند تا از شدت نفرت عمومی علیه آمریکا بکاهند ولی واشنگتن به اجرای طرحهای خود، همچنان ادامه دهد. 4 - اقدامات وسیع تروریستی طالبان بویژه علیه ارتش و نیروهای امنیتی، باعث گردیده که نوعی آشفتگی سیاسی - اجتماعی در منطقه به وجود بیاید و در عین حال، فرصتی برای قدرتنمائی طالبان و ایجاد رعب و وحشت در مقیاس محلی و منطقهای فراهم آید.
مقامات "سیا" با بهرهگیری از همین زمینهها، سعی کردهاند احتمال به خطر افتادن ظرفیتهای اتمی پاکستان را مطرح سازند و با بزرگنمائی در این خصوص، مقامات اسلام آباد را برای در اختیار قرار دادن اطلاعات بنیادی در مورد زرادخانه هستهای پاکستان تحت فشار قرار دهند. آمریکا از این طریق مایلست پای ارتشهای "ناتو" را به پاکستان باز کند و دستکم در "استراتژی جدید ناتو" برای دوران دهساله آینده، از پاکستان بعنوان فضائی که ناتو بایستی در فکر ورود به آن باشد، سخن به میان آید. گشودن جبهه جدید "ناتو" در پاکستان، دستکم این خاصیت را برای واشنگتن بهمراه دارد که اهداف و برنامههای خود را به نام "ناتو" ولی به کام آمریکا، طراحی و اجرا کند. واشنگتن از این طریق میتواند حضور نظامی در پاکستان را توجیه کند و در چارچوب اثبات خطرآفرینی طالبان برای ظرفیتهای اتمی پاکستان، بخش اعظم اهداف و برنامههای حال و آیندهاش را به تصویب ناتو برساند و با این تمهیدات موذیانه، اعضای ناتو را به "شرکای جرم آمریکا" در پاکستان تبدیل نماید!