اسماعیل شفیعیسروستانی
همه اهداف و خاستگاه صلیب و صهیون را که دستگاههای سیاسی و نظامی دنبال نمی کنند. بسترساز اجرای کلیه استراتژیهای سیاسی نظامی غرب، رسانههای غربی اند. این اسباب به ظاهر فرهنگی، همه مستضعفان را برای راحت تر خورده شدن و با پای خویش به دام فرو غلطیدن مهیا میسازند.
کمتر کسی از جایگاه، اهمیت و نقش تعیینکننده فرهنگ و فعالیتهای فرهنگی آگاهی کامل دارد. مدیران اجرایی، محصولات فرهنگی را به مثابه فرهنگ می گیرند. از این رو سخت بسته صورت محصولاتند. به همین دلیل هماره در اندیشه وارد ساختن این محصولات به قیمت ارزان از فروشگاه بزرگ غربی اند.
گاه دیگر در وقت تصمیمسازی نیز، همه همت خود را مصروف کپی برداری محصولات چند رسانهای غربی در صورت و محتوا میسازند.
گاهی نیز این عمل نابخردانه را با این توجیه همراه میکنند که، چون مردم از موسیقی و آثار لوس آنجلسی استقبال میکنند و از بازار آزاد کالای مورد نیازشان را میخرند، خود با تولید مشابه این آثار بازار و ذهن مردم را تحت کنترل میگیریم. از همین جا موسیقی مشابه، خوانندگان مشابه و فیلم های مشابه فراوان داریم. همگی با پروانه و آرم و نشان اسلامی تولید می شوند و از آنجا که این آثار بسیار بد و کلیشهای ساخته میشوند، باعث مضحکه و خنده نیز میشود. در جایی یا اثری با خبر شدم که شجاعالدین شفا فراماسونر و سرسپرده دستگاه ماسونی پهلوی گفته بود که ما ماموران خود را چنان پرورده و در دستگاه کاشتهایم که خلاصی از دست ما و اهداف ما به این سادگی ممکن نیست. سخنی با این مضمون نقل شده بود. درست یا غلط بودن این نقل قول مهم نیست. مهم آن است که بسیاری از محصولات فرهنگی ما، رد و نشان این ماموران دانسته یا ندانسته را برملا میسازند.
انتشار عناوین بیشماری از کتب ضاله و مضله فرق و نحله ها، رمانها و داستانها و... را که قفسههای کتابفروشی را مملو ساختهاند از کجا و چگونه سر بر آورده اند. انتشار آثاری شناخته شده از نویسندگانی چون دون براون که توسط چندین ناشر به طور هم زمان ترجمه و منتشر میشود، حاصل یک اتفاق ساده است؟
ترجمه و دوبله آخرین آثار روز سینمایی هالیوود که جملگی با جهتگیری خاص فرهنگی و حتی سیاسی اجتماعی علیه مستضعفان ساخته شدهاند را باید بر عنوان یک سوءتفاهم شناخت؟
هر کس که اطّلاعات اندکی از رسانه، تبلیغات و نقش حیرتانگیز نمادها در انتقال غیرمستقیم، امّا مؤثّر آموزههای موردنظر کارگردانان و صاحبان کمپانیهای رؤیاساز داشته باشد، به خوبی درمییابد که همۀ ابتذال در صورت و سینۀ زنان هنرپیشه منحصر نمیشود که بتوان با چند دستگاه کامپیوتر و چند تکنسین آن را پوشش داد یا صحنههای موردنظر را از میان فیلم برداشت. این سخن بس کودکانه است، اگر گفته شود، مردم این آثار را دیدهاند یا از کنار خیابان با قیمت اندکی خریدهاند، دیگر چه باک.
عذر بدتر از گناه که نمیتوان آورد. از کاهلی و عدم نظارت و کنترل ماست که بازار مکّارۀ فیلم و موسیقی به صحن کلیّۀ خواروبارفروشیهای شهر و روستا کشیده شده است. سرمایهگذاری کلان برای بازسازی صحنهها و ترجمه و دوبلۀ سریالهای تلویزیونی آمریکایی، همچون «لاست» و... با هیچ دلیل و برهانی پذیرفته نیست. چنان که برخی شواهد حکایت از آن دارد که مقدّمات این خدمت به اهالی فرهنگ با رقمی قریب به یکصد میلیون تومان فراهم آمده است.
به همان سان که تمدید اعتبار مجوّز فعّالیت حمایتکنندگان شبکۀ صهیونیستی «فارسی وان» که به گزارش شبکۀ اطّلاعرسانی «جهان» این رقم حمایتی بالغ بر 500هزار دلار در ماه میشود، پذیرفتۀ هیچکس نیست.
بیگمان «چشمها را باید شست جور دیگر باید دید!»