هراتی نطق پیش از دستور : بسم الله الرحمن الرحیم. السلام علی المهدی الذی وعدالله به الامم و یجمع به الکلم ویلم به شعث و یملو به الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا و ینجز به وعدالمومنین. هنگامه غرورآفرین و شکوهمند میلاد نور امام مهدی ارواحنا له الفداء که نامش بر لبهای ما، یادش در اندیشه های ما و عشقش در قلبهای ما است. یادگار خدا در زمین ، جانشین خدا در زمان حجت خدا بر مردمان ، آیت معرفت ، مشعل هدایت ، کشتی نجات امت، بر امام امت، این الگوی عصر و روح خدا در جان امت که فرمود که ما تحت لوای امام زمان علیه السلام قیام نمودیم . مبارک باد و بر امت رزمنده و شهیدپرور و انقلاب آفرین که راهبرشان فرمود این مملکت همه اش باید امام زمانی باشد، نوید باد ، مجلس شورای اسلامی ، این مجلس برخاسته از خون هشیدان ونقطه امید مستضعفان همچنانکه ماده تاریخیش مظهر عدل علی است. دشمنانی اینگونه دارد” قاسطین، ناکثین ، مارقین”.
قاسطین این مجلس در سه گروهند. ورشکستگان سیاسی و مطرودین از صحنه جامعه سرایه داران مفتخوار الوصف و شهوترانان و هوسبازان و بی بندوباران که امروز با بدنهای عریانشان میخواهند اندیشههای جوانان انقلابی ما را از مغز به پائین تنه سقوط دهند . و ناکثین ، گروهکهایی خلقی وابسته به راست و چپ هم آنان که در زیر پرچم داس و چکس سینه میزنند چکش را بر مغز کارگر میکوبند که بجای استمرار نظام الهی نظام خلق پرستی را جایگزین کنند و با آن داس خرمن ایمان روستائیان را درو کنند و به جای آن زمین و مادیات ورفاه طلبی جایگزین کنند. هم آنان که دیروز نه برای رضای خدا که باری صفای خرما حرکتی را آغاز کرده بودند و مارقین خرمقدس های دوآتشه ای که از کوچکترین لغزشها وانحرافات طبیعی یک انقلاب چماق میسازند و دو بال خونین انقلاب سپاه و جهاد را اگر خطائی دیدند، پتکی میسازند وبر مغز انقلاب فرود میاورند این حشرات پنجگانه ضدانقلاب در زمستان سرد و سوزناک حرکت این امت میرفت که نابود شوند و به زباله دان تاریخ سپرده شوند. اما آفتابی در وسط زمستان بر آنا تابیدن گرفت واین حشرات حرکتی مذبوحانه را آغاز کردند.این آفتاب نیمه زمستان چه بود؟ این آفتاب نیمه زمستان سخنرانی آقای بنی صدر در کجا؟ در هفده شهریور ، روز عاشورا در میدان شهداء کربلای ایران وبنام اسلام وعلیه اسلام و از آنجابود که این حشرات به جست و خیزی مذبوحانه پرداختند سپس در عاشورا در هنگامی که خمسه خمسه های عراق این امت رزمنده را که سینه هایشان را سپر کرده بودند درهم میدید،این خمسه ها را از درون این انقلاب بر علیه این انقلاب وادار به سمپاشی و تلیغات علیه انقلاب کرد. چرا که امیدی نو و رمقی تازه یافتند ودر برنامه اش آقای بنی صدر به سه نکته اشاره دارد .
اول – مساله جنگ داخلی، آشوب داخلی.
دوم – جنگ با صدام و سوم مقایسه خودش با امام حسین. اما در مورد جنگ و آشوب داخلی، چه فکر خامی است این امت رزمنده وشهیدپروری که با آمریکا، این امپریالیزم جهانخوار آنچنان نبرد را آغاز کرد که ستون فقراتش رادر هم شکست و از آن اوج اقتدار به حضیض ذلتش افکند امروز آیا در برابر یک مشت از جوجه کمونیستها و نوچه های آمریکایی شکست خواهد خورد؟ این سیل خروشان حزب الله که به حرکت درآید تمامی این گروهکهای خلقی و خاشاکها را به گورستان طاغوتیان خواهد فرستاد. و اما جنگ با صدام ، هر دیکتاتور ، هر دیکتاتور خونآشام در تاریخ سه مرحله را میگذراند یک ، غرور، دوم جنون و سوم تسلیم. صدام در آن لحظه ای که حمله خودرا آغاز کرد، در غروری عظیم بسرمیبرد. من سه روزه ، پنج روزه وحداکثر در طول یک هفته، انقلاب ایران را متلاشی میکنم اما بعد بتدریج وقتی که دید این امت از صفحات جانش در برابر انقلاب و دستاوردهایش دفاع میکند از اریکه غرور سقوط کرد. تا هم اکنون که در حالت جنون بسر میبرد. روزنامه الرای العام یک مصاحبه با او میکند، میگوید چرا صمیمی ترین و نزدیکترین یاران خودرا به صف گلوله میبندی و به جوخه آتش میسپاری میگوید چه کنم دارم دیوانه میشوم.
برای اینکه میگهای ما میرود هدفهایی که در ایران داریم بمباران میکند ودر بازگشت بوسیله پدافندهای ضد هوائی خودمان ساقط میشود من دارم دیوانه میشوم نمیدانم چه کنم و در لحظه ای که فاصله بین جنون تسلیم نزدیک است، سخن از صلح با رژیمی گفتند که آن رژیم دستهایش تا مرفق به خون همه رزمندگان اسلامی آغشته است. آیا خدمت است یا خیانت. و اما در مورد مقایسه با امام حسین. چه قیاس مع الفارقی فاصله به اندازه سالهای نوری و ”لایقاس بآل محمد احد” اعتقاد من بر اینست همانگونه که امام حسین علیه السلام مسلم را به کوفه فرستاد تا زمینه ساز پذیرش حضور و قیامش باشد. امام مهدی نیز مسملش را پیام آورش را بسوی این مملکت واین انقلاب روانه ساخت. حال بنگریم که ما در برابر این مسلم مهدی چگونه بودیم. آیا همانند کوفیان بودیم. پیمانها را شکستیم و با سرنیزه قلم وشمشیر بیان بر علیه او تاختیم. یا از اوعاشقانه به عنوان آیت خدای مستضعفان حمایت کردیم. من از گذشته ها سخن نمیگویم. بلکه از آخرین نامه آقای بنیصدر میگویم ، در این نامه چهار نکته موج میزند. خبرهایی که در پیغامهای قبلی شما بود، محتوایی منطبق با واقعیت نداشت. یعنی سخن شما غیر واقعی بود. رفتار شما غیرعادلانه است.
سوم- عصبانیت شماهر اندازه باشد و چهارم اگر آزادی اجتماع طبق قانون اساسی باید برای همه باشد. آیا کسی که به امام و ولایت فقیه واین خطی که تداوم بخش نهضت همه پیامبران و تداوم بخش خط نهضت سرخ تشیع است. اینگونه چهار اتهام مبندد. آری راست میگوید غیر منطبق با واقعیت است چرا که امام از مکتب وحی و آسمان الهام میگیرد نه از سوی سیستمهای غربی. راست میگوید رفتار غیر عادلانه است چرا که الحق ثقیل مر ، حق هم تلخ است، هم سنگین است واما اینکه میگوید عصبانیت است. خشم مقدس است. ”اشداء علی الکفار” است. و اما اینکه آزادی باید برای همه باشد. چقدر خوب بود دنبال اصل 27 قانون اساسی را مطالعه میکرد ”مگر آنکه مخل به مبانی اسلامی باشد” آیا آزادی ،چه سان آزادی، که آزادی منحط غربی یا آزادی اسلامی در مسیر رشد و شکوفایی استعدادها و برادران و خواهران اینروزها مغر متفکر و اندیشمند انقلاب روح الله فرمان داده است .
روح تپنده و پرخروش انقلاب حزب الله به حرکت درآمده است و شماهستید که باید زمینه ساز یوم الله باشید و با دستهای با کفایت خویش رأی بیکفایتی را صادر کنید. (احسنت) (رئیس: دو دقیقه وقت دارید) و باشد که این حرکت شما جهشی باشد، گام بلندی باشد در مسیر تداوم انقلاب تا این آخرین فورغ هدایت، آخرین ثمره ولایت ، آخرین امید مستضعفان خاک از پس پرده غیبت طلوع کند وآفتاب درخشان و حرکت خیز وانقلاب آفرین وجودش نویدبخش این آیه باشد ”ونریدان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و یجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین” ما وقتی که طاغوت درون را شکست دادیم خدا امام امت را بما هدیه کردو امید که با شکست یزید خون آشام عصر، امپریالیزم جهانخوار آمریکا ، خدا این موعود همه مستضعفان را برای حاکمیت الله که حاکمیت مستضفعان خاک است بر ما نوید دهد، به امید آنروز.