تاریخ انتشار : ۳۱ تير ۱۳۸۹ - ۱۱:۲۶  ، 
کد خبر : ۱۴۸۹۹۰
معامله روسیه بر سر مزایای استراتژیک خود

قمار روسی

حمزه عالمی

با نگاهی به رفتار‎های اخیر روسیه در قبال ایران، تصور قدیمی نامطمئن بودن شریک روسی، بیشتر در اذهان تقویت می‎شود و چشم‎انداز متفاوتی از رفتار اخیر روس‎ها ترسیم می‎کند. کرملین طی یکی دو ماه اخیر نشانه‎‎های بارزی از تنها گذاشتن ایران به سود همگرایی بیشتر با غرب را به نمایش گذاشت؛ رأی مثبت روسیه به قطعنامه اخیر شورای حکام آژانس (با وجود شناخت روس‎‎ها از ماهیت صلح‎آمیز فعالیت‎‎های هسته‎ای ایران)، عدم تحویل سامانه موشکی دفاعی "اس 300 " (با وجود این‎که ایران چهار سال پیش آن، را خریداری کرده است)، اعلام موافقت با قطعنامه تحریمی چهارم شورای امنیت علیه ایران، قبل از صدور بیانیه تهران و به هنگام سفر هیلاری کلینتون به مسکو و اجرایی کردن این تصمیم، بعد از صدور بیانیه تهران و هشدار صریح پوتین به رییس‎جمهور احمدی‎نژاد مبنی بر موضع‎گیری بهتر در عرصه بین‎المللی، از جمله اقدامات اخیر روسیه علیه ایران است. روس‎ها در قبال این همکاری با آمریکا، طی یک سال گذشته، توانستند امتیازاتی نیز کسب کنند؛ به گونه‎ای که راه رسیدن به بخشی از منافع حیاتی خود را تا اندازه‎ای هموار کرده‎اند.
اولا ایجاد سپر دفاع موشکی آمریکا در ابتدا در هاله‎ای از ابهام فرو رفت، سپس از دستور کار آمریکا خارج و بحث جایگزین آن مطرح شد؛ آن هم جایگزینی که نوعی همکاری بین روسیه و آمریکا بر آن حاکم خواهد بود. ضمن این‎که امضای پیمان جدید کاهش تسلیحات استراتژیکی تهاجمی موسوم به "استارت جدید " که "استارت ی " نیز خوانده می‎شود، مرحله‎ای مهم در تجدید روابط مسکو و واشنگتن در حوزه امنیت محسوب می‎شود. ثانیا بهره‎برداری از تحولات سیاسی آسیای میانه و قفقاز (فضای پسا شوروی) از اولویت کار سیاست خارجی آمریکا خارج شد؛ آمریکا در قبال تحولات اخیر قرقیزستان سکوت کرد و اجازه داد همه چیز به نفع روسیه تمام شود. همچنین کاملا محسوس است که گرجستان اهمیت خود را برای آمریکا، در دوره اوباما در مقایسه با دوره بوش، از دست داده و ساکاشویلی به مهره‎ای سرگردان تبدیل شده است؛ به‎گونه‎ای که زمینه‎‎های برکناری او از قدرت نیز بروز یافته است. ثالثا تعداد زیادی از شرکت‎‎های روسی توسط آمریکا از تحریم خارج شدند و در اردیبهشت سال جاری نخستین دور گفت‎وگو‎های مالی آمریکا و روسیه برگزار شد. در مجموع، می‎توان گفت که بخشی از تغییرات مورد انتظار روسیه از اوباما تحقق یافته است. در واقع روس‎ها به قدرت رسیدن اوباما را به منزله یک فرصت می‎دانند تا از این طریق روابط خود را با غرب گسترش دهند.
حداقل دو هدف اساسی از این گسترش روابط مورد نظر روس‎هاست؛ اول پذیرش بیشتر روسیه در مناسبات بین‎المللی و مطرح کردن بیشتر خود، نزد اروپا و آمریکا- که البته طرف روسی سعی می‎کند این موضوع را پنهان کند- و دوم مدرنیزه کردن اقتصاد روسیه از طریق گسترش روابط اقتصادی خود با غرب که این هدف به صراحت در سند جدید سیاست خارجی روسیه آمده است. بر مبنای این سند، روسیه قصد دارد به هر قیمتی که شده، اقتصاد خود را مدرنیزه کند. از این‎رو، دولت روسیه قصد دارد از راه‎‎های گوناگون، روابط خود را با غرب گسترش دهد. روسیه در آغاز سال گذشته میلادی، اعلام کرده بود که به دلیل بحران اقتصادی جهانی با کمبود بودجه مواجه است. مقامات روسی از آن پس بار‎ها به این موضوع اشاره کردند که روسیه باید برای بالابردن قدرت اقتصادی خود و مواجهه با بحران‌، به اقدامات جدیدی دست بزند. از سند استراتژی جدید چنین برمی‌آید که روسیه مصمم است، در وهله نخست با آمریکا و سپس با آلمان، فرانسه، ایتالیا و اسپانیا روابط تنگاتنگ‌تری برقرار کند. از جمله اقداماتی که باید در این مسیر صورت گیرند، حذف موانع قانونی برای جلب سرمایه‌گذاران غربی و واردات فن‌آوری‌‎های نوین به روسیه است.
بر این اساس باید گفت در شرایط کنونی، روسیه با اولویت دادن به توسعه اقتصادی و تکنولوژیکی خود، سیاست خارجی خود را تابع این موضوع قرار داده و بر همین مبنا، همگرایی بیشتر با غرب و آمریکا را دنبال می‎کند؛ در چنین رویکردی اعلام موضع علیه ایران توسط روس‎ها، نقش زیادی در رسیدن روسیه به اهداف خود دارد. با این توضیح، تصور بر این است که روسیه حداقل در میان‎مدت همین بازی را دنبال کند.
اما در مقابل رفتار کنونی روسیه، این فرض قوی به ذهن می‎رسد که روس‎ها از دنبال کردن چنین بازیی‌ای که در آن خوشحال کردن طرف آمریکایی برای کسب جایگاه برتر در حوزه بین‎المللی و توسعه اقتصادی، ملاک عمل باشد - امتیازات دراز مدتی نخواهند گرفت و حتی مزایای استراتژیک خود را به خطر خواهند انداخت. دلایل اثبات این فرضیه به قرار ذیل است:
1) حفظ مرکزیت و هژمونی روسیه در فضای پسا‎شوروی یعنی مکان‎های جغرافیایی‌ای که تحت نفوذ شوروی سابق بود، یکی از اصلی‎ترین اولویت‎‎های سیاست خارجی روسیه است. روس‎ها در حال حاضر راه همکاری با آمریکا را برای حفظ این اصل مهم در پیش گرفته‎اند؛ اما این یک قمار بزرگ محسوب می‎شود که موفقیت روسیه در آن به‎معنای از دست دادن مزایای استراتژیک طرف مقابل یعنی آمریکا نیست؛ ولی عدم موفقیت در آن به‎معنای به خطر افتادن مزایای استراتژیک و تاریخی روسیه است. به عبارت دیگر، روسیه برای دستیابی به وجهه و جایگاهی برتر در عرصه بین‎المللی و توجه آمریکا به نقش آن در این عرصه، امتیازات و اولویت‎‎های کلان و اولیه خود را به بازی گرفته است. اولا هیچ اطمینانی وجود ندارد که آمریکایی‎ها طی سال‎های آینده یا حتی ماه‎‎های آینده از فضای پساشوروی دست بردارند؛ در واقع راهبرد حمایت از احزاب و جریانات غرب‎گرا در آسیای میانه هیچ‎گاه از دستور کار کاخ سفید خارج نخواهد شد؛ چراکه آمریکا نمی‎تواند از محیط‎‎های فکری - فرهنگی‌ای که به‎نفع وی در آسیای میانه و قفقاز شکل می‎گیرد، بگذرد. اقدامات نرم آمریکا در این حوزه، خارج از کنترل روس‎‎ها خواهد بود.
ثانیا روسیه یک قدرت سرزمینی محسوب می‎شود به این معنا که مؤلفه‎‎های قدرت آن تا حد زیادی از جغرافیای سیاسی‌اش بر‎می‎خیزد. به عبارت دیگر، جغرافیای سیاسی نقش حیاتی در افزایش یا کاهش قدرت روسیه دارد. با توجه به این‎که جغرافیای سیاسی روسیه نوعی پیوستگی سرزمینی با حوزه پیرامونی این کشور و فضای پساشوروی دارد، روس‎ها را وامی‎دارد برای حفظ مرز‎های سرزمینی خود و رسیدن به امنیت، علاوه بر این‎که باید مبالغ زیادی را هزینه کنند، شرایط سیاسی پیرامونی خود را هم باید به‎نحو مطلوبی مدیریت کنند. چنان‎چه در نزدیکی مرز‎های روسیه دولتی متمایل به غرب و مخالف روسیه تشکیل شود بدترین اتفاق برای روس‎ها رخ داده است؛ چراکه علاوه‎بر شکستن محیط نفوذ روسیه، امنیت سرزمینی آن را تحت تأثیر قرار داده و بیم آن می‎رود که مناطق جدیدتری از روسیه گرفتار تجزیه و قرار گرفتن در دامان غرب و آمریکا شوند.
در این شرایط، روسیه سعی می‎کند مشکلات حوزه پیرامونی خود را از طریق ارتباط و تعامل با غرب و بده بستان با آمریکا حل کند. با توجه به این‎که بسیاری از مشکلات آسیای میانه و قفقاز از کمبود‎های اقتصادی نشأت می‎گیرد، مقامات کرملین بر این باورند که تقویت قدرت اقتصادی از راه گسترش روابط با غرب، توان آن‎‎ها را برای حل مشکلات حوزه پیرامونی خود ارتقاء می‎دهد؛ ضمن این‎که همکاری سیاسی آن‎‎ها با آمریکا نیز به کاهش مشکلات، در این حوزه جغرافیایی کمک می‎کند. با وجود این‎که این راهکار، ظرفیت‎‎های خوبی نصیب روس‎ها می‎کند؛ اما اولا آمریکا نه تنها شریک نامطمئنی در این کار محسوب می‎شود، بلکه توانایی حل مشکلاتی نظیر اسلام‎گرایی رادیکال و قوم‎گرایی در این حوزه را ندارد. آمریکایی‎ها هنوز نتوانسته‎اند این مشکل را در حوزه افغانستان و پاکستان که خود آن را قبلا ایجاد کرده بودند، حل کنند و اوضاع از دست آن‎‎ها خارج شده است. نکته کلیدی این‎که نزدیکی روسیه به آمریکا نه تنها پدیده اسلام گرایی رادیکال را حل نمی‎کند؛ بلکه بر پیچیدگی مسئله می‎افزاید. اساسا عامل تداوم حیات این پدیده، مقابله با آمریکا و نماد‎های غربی و دولت‎‎های غرب‎گرای منطقه است. هرچه روس‎‎ها به آمریکا بیشتر نزدیک شوند، این پدیده رشد بیشتری خواهد داشت و به تبع آن، محیط عمل روسیه ناامن‎تر خواهد شد.
ثانیا موقعیت جغرافیایی روسیه به‎نحوی است که بیشترین آسیب‎پذیری را از سوی مرز‎های جنوبی در آسیای مرکزی، دریای خزر و قفقاز دارد. به‎نظر کارشناسان مسائل ژئوپلیتیکی، این مناطق، مکمل موقعیت جغرافیای سیاسی روسیه است و در صورت واگرایی این مناطق، موقعیت روسیه با خطر جدی مواجه می‎شود. از این‎رو، در دکترین سیاست خارجی روسیه، تشکیل کمربندی از همجواری مسالمت‎آمیز پیرامون مرز‎های این کشور و تلاش برای نابودی زمینه‎‎های تنش و درگیری، اصل مهمی محسوب می‎شود. در حال حاضر اخبار اطمینان‎بخشی از این‎که در حوزه‎‎های پیرامونی روسیه چالش‎‎های اساسی یعنی خطر اسلام‎گرایی رادیکال، تروریسم، واگرایی قومی، مسئله قفقاز و... حل شده باشد، وجود ندارد.
در چنین اوضاعی یکی از راه‎‎های کم‎هزینه برای روس‎ها جهت غلبه بر مشکلات حوزه پیرامونی و حفظ مزیت‎های استراتژیک و اساسی خود در این منطقه، دارا بودن روابط مطلوب با همسایگان خود به‎ویژه همسایگانی همچون ایران که نفوذ معنوی در آسیای میانه و قفقاز دارند، است. به‎نفع روس‎‎ها نیست که چنین همسایگانی را برای دستیابی به اعتباری نامطمئن و گره خورده با نظر آمریکایی‎ها در سطح بین‎المللی ناراحت کنند. جمهوری اسلامی ایران دارای نفوذ و قدرت زیادی هم در حوزه قفقاز و هم در حوزه آسیای میانه است. روس‎ها نباید طعم همکاری ایران در حل نزاع‎‎های خونین تاجیکستان (1995-1992) را از یاد ببرند. آن‎‎ها نباید اثرگذاری ایران در فروکش کردن خطر چچنی‎‎ها را فراموش کنند. ایران در حل مناقشه قفقاز از طریق روابط دوستانه خود با ارمنستان می‎تواند مستقیما اثرگذار باشد.
روشنی نقش ایران در حوزه پیرامونی روسیه و توان تأثیرگذاری در این حوزه تا جایی است که مورد اذعان طیفی از کارشناسان روسی نیز هست. یوگنی ساتانوفسکی، رییس "انستیتو خاور نزدیک " در مسکو، می‌گوید: "اگر ایران علیه روسیه اقدامی را آغاز کند، از تمامی امکانات لازم برای تأثیرگذاری منفی بر اوضاع امنیتی در روسیه برخوردار است. ما اختلاف‎نظر فاحشی در رابطه با دریای خزر داریم. ایران و روسیه در عرصه نفت و گاز هم رقیب هستند. ایران می‌تواند در جمهوری‌‎های خودمختار و مسلمان‌نشین داغستان و اینگوش علیه روسیه اقدام بکند و ضربه بزند. "
2) در داخل روسیه پیرامون تنظیم روابط با ایران و آمریکا اختلاف‎نظر جدی وجود دارد. طی ماه‎‎های اخیر لحن رسانه‎‎های روسیه با "همراهی " این کشور با تحریم‌‎های اقتصادی آمریکا و اروپا علیه ایران تندتر شده است. سیاستمداران روسی معتقدند که آمریکا راه‎حل مشخص و کارسازی برای مقابله با ایران ندارد و با وجود این، نباید کشوری دوست نظیر ایران را در نقطه مقابل خود قرار داد. این اعتراضات به دولت روسیه بعد از صدور بیانیه تهران بیشتر شد. "الکساندر ترن تی‎یف " طی مقاله‎ای در مجله "اودناکو " می‎نویسد: "بسیاری ‌از ‌دیپلمات‌‎های روس و نیز شمار زیادی از تحلیل‌گران این کشور بر این مهم اصرار داشتند که هزینه قطع ‌روابط ‌با ‌تهران برای مسکو به‎مراتب ‌بیش از مزایای احتمالی ناشی از ‌امتناع آمریکا ‌از ‌استقرار ‌بخشی از سامانه ‌ضد‌موشکی این کشور ‌در ‌اروپای ‌شرقی خواهد بود. " وی در ادامه به تحلیل این موضوع می‎پردازد که توافق ایران با ترکیه و برزیل در مبادله سوخت، به‎معنای شکست روسیه تلقی شده و ‌حتی ‌اگر ‌موفقیت‌‎های ‌روسیه ‌در قبال ارتباط دوستانه با آمریکا را اغراق‌آمیز معرفی ‌کنیم، ‌نمی‌‌توانیم ‌مسکو ‌را ‌طرف ‌برنده این معامله ‌بدانیم. ‌مسکو ‌که ‌از ‌آمریکایی‌‎ها ‌حمایت ‌کرده، ‌روابط ‌خود ‌با ‌همسایه ‌جنوبی‌اش را تیره‌تر از همیشه می‌بیند.
در کنار این اعتراضات، باید واکنش جریانات سیاسی روسیه در مورد سیاست‎‎های این کشور را نیز مدنظر داشت. از یک‎سو اعتراض احزاب چپگرای روسیه به گسترش حضور ناتو به شرق جدی است و از سوی دیگر، احزاب دست راستی و جنبش دموکراسی‌خواه همبستگی در روسیه نیز به انسداد سیاسی بیش از حد، اعتراض کرده و با توجه به نقش فزاینده پوتین در سیاست روسیه، او را با "ژوزف استالین "، دیکتاتور سابق اتحاد جماهیر شوروی مقایسه می‎کنند. در اوایل اردیبهشت سال جاری صد‎ها تن از مخالفان دولت روسیه در حالی با شعار‎هایی مانند "پوتین استالین است "، "پوتین برژنف است " و "روسیه بدون پوتین " به خیابان‌‎های مسکو آمدند که "گری کاسپارف "، استادبزرگ شطرنج‌ پیشین روس نیز در میان تظاهرات‌کنندگان دیده می‌شد. کاسپارف یکی از سرسخت‌ترین منتقدان کرملین بوده و معاون رهبر جنبش دموکراسی‌خواه همبستگی است. همه این موارد نشان‎دهنده اوضاع ناآرام داخل روسیه است. در چنین شرایطی روس‎ها نیازمند پرداختن به مسائل داخلی خود و حل این گره‎‎ها هستند، نه این‎که حوزه سیاست خارجی خود را در پرتو اقدامات متناقض، مبهم و قمار بر سر مزایای استراتژیک قرار دهند.
3) اقبال روسیه به‎سوی آمریکا در حالی است که در داخل آمریکا گرایش‌های ضدروسی و عدم پذیرش روسیه در مناسبات بین‎المللی به قوت خود باقی است و چه‎بسا در آینده‎ای نزدیک بر سیاست خارجی آمریکا غالب شود و آن‎گاه روسیه در حالی رودست خورده که همسایگان خود را هم ناراحت کرده است. ‌مفسرین ‌و صاحب‎نظران محافظه‌کار در آمریکا، ‌رییس‎جمهور این کشور ‌را ‌به ‌گذشته‎ای ‌بی‌موقع ‌و ‌غیر‌موجه ‌در قبال روس‎ها متهم ‌می‌کنند. انتقاد شدید دیوید کرامر، مشاور سابق جرج بوش پسر و جان بولتون سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل، از امتیازات آمریکا به روسیه برای همراهی کردن در قطعنامه تحریمی جدید، نشان‎دهنده زنده بودن گرایش‎های ضدروسی در آمریکاست.
4) سیاستمداران کنونی روسیه، خیز بلندی را برای حضور جدی‎تر در عرصه بین‎المللی برداشته‎اند و برای رسیدن به این هدف، مبنای سیاست خارجی خود را بر استقلال عمل در مقولات استراتژیک قرار داده‎اند. محور اساسی دیگر در سیاست خارجی روسیه تغییر شکل دادن محیط فعلی بین‎المللی، در راستای تضعیف نفوذ ژئوپلتیکی آمریکا و تبدیل آن به سیستم جهانی با چند قطب است؛ اما به‎نظر می‎رسد رفتار روسیه در قبال آمریکا طی دوره زمانی مورد بحث، در تناقض با این اصول باشد. این موضوع، سیاست خارجی کرملین را بیش از گذشته مبهم نشان می‎دهد و در نتیجه، روابط اقتصادی روسیه را با مشکل روبه‎رو می‎کند و روس‎ها را شریک تجاری نامطمئنی جلوه می‎دهد. حال آن‎که روس‎ها نمی‎توانند به بهانه توسعه روابط اقتصادی با غرب از رابطه اقتصادی خود با ایران و خاورمیانه چشم‎پوشی کنند و مهم‎تر این‎که چین سعی می‎کند از هر فرصتی برای توسعه روابط اقتصادی با کشور‎های آسیای‎ میانه و خاورمیانه استفاده کند و رقیب جدی برای روس‎ها محسوب می‎شود.
در نهایت این‎که انتخاب همکاری با کاخ سفید توسط کرملین برای ارتقای جایگاه خود در سطح بین‎الملل، ضمن این‎که معامله بر سر فاکتور‎های اساسی قدرت و مزایای استراتژیک روسیه محسوب می‎شود، نمی‎تواند آینده اطمینان‎بخشی را برای روس‎ها فراهم کند و آن‎‎ها را بیشتر در زمین بازی آمریکا قرار می‎دهد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات