تاریخ انتشار : ۲۱ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۲  ، 
کد خبر : ۱۴۹۰۵۴

دوران پس از شارون از زاویه‌ای دیگر


حسن فتحی
گروه بین‌الملل؛ وضعیتی که برای آریل شارون نخست‌وزیر اسراییل پیش ‌آمده با واکنش‌های مختلفی مواجه شده است. در یک سو جورج بوش رییس‌جمهوری آمریکا در کاخ سفید برای سلامتی او دست به دعا بر می‌دارد و در سوی دیگر رییس‌جمهوری ایران از این وضعیت ابراز خرسندی می‌کند. این شرایط را در اسراییل و سرزمین‌های اشغالی فلسطین نیز شاهد هستیم به گونه‌ای که یهودیان افراطی که پس از تخلیه نوار غزه به دستور شارون و اخراج شهرک‌نشینان از این منطقه برای ترور او قسم شده بودند از بیماری او ابراز خوشحالی کرده و شادمان شده‌اند. این مساله را در میان برخی از فلسطینی‌ها هم شاهدیم. اما بسیاری هم دیده می‌شوند که اسراییل بدون شارون را نمی‌توانند تصور کنند.
ولی در کنار تمامی شادی‌ها و ناراحتی‌ها، آنچه برای بسیاری سوال‌برانگیز بود آرزوی محمود عباس رهبر فلسطینی‌ها برای سلامتی شارون بود. محمود عباس پس از اولین سکته مغزی شارون که چند روز قبل روی داد در تماسی با دفتر شارون جویای حال او شده و برای سلامتی او دست به دعا برداشته بود. در حالی که این ذهنیت وجود داشت که آنها باید دشمن همدیگر بوده و از پیدایش این وضعیت خرسند باشند. ولی واقعیت این است که شرایطی که شارون در ماه‌های اخیر به وجود آورده به نفع فلسطینی‌ها بوده و می‌توان آن را بزرگترین دستاورد دوران شارون و محمود عباس به حساب آورد. در حالی که با توجه به روحیه شارون و آنچه از او در این سال‌ها دیده شده بود چنین چرخشی دور از انتظار بوده و احتمال آن داده نمی‌شد. زیرا در حالی که حزب کارگر شعار صلح و همزیستی با فلسطینی‌ها را سر داده بود حزب راستگرای لیکود از سرکوب انتفاضه و فلسطینی‌ها سخن گفته و بر قلع و قمع آنها تاکید می‌ورزید.
اما 3 حادثه یا رویداد بر این واقعیت صحه گذارد که شارون در آخرین ماه‌های حیات خود دست به تجدید نظر اساسی در سیاست‌ها و دیدگاه‌هایش زده و از یک چهره خشن و سرکوب‌گر به یک عنصر صلح‌طلب تغییر ماهیت داده بود.
اولین اقدام او که بسیار هم چشمگیر و تاثیرگذار بود پذیرش طرح صلح نقشه راه بوش رییس‌جمهوری آمریکا و تشکیل کشور مستقل فلسطینی در سرزمین‌های اشغالی بود که از سال 1947 که سازمان ملل رای به تقسیم سرزمین فلسطین و تشکیل دو کشور عربی و یهودی داد از سوی اسراییل و مسئولین این رژیم نادیده گرفته شده بود. به همین دلیل اقدام شارون که با اعتراضاتی در دولت و حزب لیکود همراه بود حرکتی تعیین کننده بود.
پس از آن باید به عقب‌نشینی از نوار غزه و تحویل این منطقه به فلسطینی‌ها اشاره کرد که اولین اقدام اسراییل در فلسطین اشغالی بود که در طول حیات آن صورت می‌گرفت.
این اقدام مشکلات بسیاری برای او به وجود آورد تا حدی که افراطیون یهودی قصد جانش را کرده و در داخل حزبش نیز شرایط به حدی ناگوار شد که ناگزیر به ترک آن گردید. آخرین اقدامی هم که می‌تواند به عنوان میراثی مثبت از جانب شارون تلقی شود تشکیل حزب «کادیما» با هدف صلح و آشتی با فلسطینی‌ها بود که باید سیاست‌های او را پی‌گیری کند.
با توجه به آنچه عنوان شد می‌توان به دلایل ناراحتی محمود عباس و برخی از فلسطینی‌ها از اسراییل بدون شارون پی برد. زیرا شارون در این سال‌ها به دولت فلسطینی‌ها تغییر ماهیت داده و تبدیل شده بود.
نگاهی به ارتباط فلسطینی‌ها با اسراییل از سال 1947 که سازمان ملل متحد رای به تقسیم به سرزمین فلسطین و تشکیل دو کشور عربی و یهودی داد تا به امروز بیانگر این واقعیت است که از همان روز اول در شرایطی که این سرزمین تحت قیومیت بریتانیا قرار داشت اعراب به مصوبه سازمان ملل اعتراض کرده و آن را نپذیرفتند. به همین دلیل جنگ بین اعراب و اسراییل از سال 1948 آغاز شد که تا امروز به نوعی ادامه داشته است.
در این سال‌ها فلسطینی‌ها در چالش با اسراییل و حتی کشورهای عربی متحمل صدمات بسیاری شدند زیرا هم در اسراییل و هم در کشورهای عرب همسایه به شدت سرکوب شده و اجازه فعالیت نداشتند به طوری که گفته می‌شود فلسطینی‌های زندانی در سوریه به مراتب بیشتر از زندانیان فلسطینی‌ در اسراییل بودند و یا آنچه در سپتامبر 1970 در اردن روی داده و به سپتامبر سیاه معروف شد لکه سیاهی در تاریخ روابط آنهاست زیرا در این میان بیش از 25 هزار فلسطینی‌ توسط اردنی‌ها کشته شدند.
از روزی که سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) در سازمان ملل پذیرفته شده راه برای رشد آن فراهم گردید و در نهایت در زمان نخست‌وزیر اسحاق رابین از حزب کارگر طرفین نسبت به شناسایی یکدیگر اقدام کردند که در سایه این تلاش‌ها قرارداد صلح اسلو در سال 1993 به امضا رسید.
ولی آنچه پس از آن روی داد روابط اسراییل با فلسطینی‌ها را دچار نوسان کرد زیرا این انتظار می‌رفت که پس از توافق مزبور طرفین در راه صلح و آشتی قدم بردارند. آنچه سبب گردید اسراییل و فلسطینی‌ها به صلح گرایش یابند توافق طرفین درباره طرح صلح در مقابل زمین بود. اسراییل می‌خواست در ازای اعطای زمین به صلح دست یابد. ولی یهودیان و فلسطینی‌های افراطی مخالف این روند بودند به همین دلیل به مقابله و کارشکنی پرداختند. در این رابطه آنچه بیش از همه شاخص‌ بود ترور اسحاق رابین نخست‌وزیر از جانب یک یهودی افراطی بود.
حوادثی که پس از این ترور روی داد و دو طرف را تا حدودی از دستیابی به صلحی فراگیر دور کرد امروزه نیز ادامه دارد و مانع آشتی و حل و فصل نهایی فلسطینی‌ها و اسراییل گردیده است. با تغییراتی که در زمان عرفات در اساسنامه ساف ایجاد شد و تصویب دولت و پارلمان اسراییل، آنها همدیگر را به رسمیت شناختند. ولی دو مشکل اساسی بر سر راه تشکیل کشور مستقل فلسطینی و برقراری نظم و آرامش در این منطقه وجود داشته که بیم آن می‌رود در دوران اسراییل بدون شارون نیز همین مشکلات مساله‌ساز شود.
- مشکل اول، اختلاف طرفین بر سر بیت‌المقدس و در حقیت بخش شرقی آن است. اسراییل بیت‌المقدس را پایتخت ابدی خود اعلام کرده و فلسطینی‌ها نیز حاضر به دست کشیدن از این شهر نیستند. اختلاف بر سر بیت‌المقدس میان فلسطینی‌ها و اسراییل ادامه دارد ولی در این میان در زمان عرفات اعلام شد که دولت فلسطین حاضر است به صورت مشترک بیت‌المقدس را پایتخت اسراییل و فلسطین به حساب آورد. در حالی که اختلاف بر سر این مساله ادامه یابد می‌تواند روند صلح را دچار مشکل سازد.
- مشکل دوم، وجود افراطیون در میان دوطرف است. این افراد و گروه‌ها مانعی در برابر صلح بوده و نشان داده‌اند که از ابزارهای کافی برای حادثه‌آفرینی برخوردارند. ترور اسحاق رابین نخست‌وزیر پیشین اسراییل به دست یک یهودی افراطی و یا تهدید آنها به ترور آریل شارون پس از عقب‌نشینی از نوار غزه همراه با اقدامات گروه‌های فلسطینی که مخالف صلح هستند نشان از این واقعیت دارد که این افراد و گروه‌ها نیز در روند تحولات و حوادث فلسطین تاثیرگذار بوده و حاضر به عقب‌نشینی به نفع صلح‌طلبان نیستند.
گرایش شارون به صلح نعمت بزرگی برای فلسطینی‌ها بود. او که به بدلدوزر شهرت داشته و نقش بسزایی در سرکوب و قتل‌عام فلسطینی‌ها خصوصاً در اردوگاه‌های صبرا و شتیلا در بیروت داشت دست به بزرگترین تحول تاریخی در اسراییل زد.
عقب‌نشینی از نوار غزه و تحویل آن به فلسطینی‌ها که در صورت حیات می‌توانست در کرانه غربی نیز تکرار شود و خروج از حزب راستگرای لیکود که مخالف روند صلح بود و ایجاد حزب میانه‌رو کادیما با هدف پی‌گیری صلح و آشتی با فلسطینی‌ها از او چهره‌ شاخصی ساخت که حضورش در صحنه سیاسی اسراییل به نفع فلسطینی‌های بود. به همین دلیل باید آرزو داشت طرفداران شارون در انتخابات زودرس پارلمانی در فروردین ماه به پیروزی رسیده و راه صلح و آشتی را ادامه بدهند. ولی از این هم باید ترسید که آنچه پس از ترور رابین روی داد تکرار شود و قدرت به راستگرای مخالف صلح رسیده و آنها دست به ایجاد مانع در این روند بزنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات