سروش ارشاد
گروه سیاسی: «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» شعاری بود که مردم ایران به عنوان مهمترین شعار سال 57 برای کنار زدن رژیم شاهنشاهی برگزیده بودند. شعاری که خواستههای خود را در آن نمایان میدیدند.
استقلال، واژهای که به خصوص پس از قاجاریه، رنگ و یوی خود را از دست داده بود و شاهان ایرانی، از بسیاری از جهات وامدار قدرتهای جهان بودند.
آزادی، نیاز هر انسان برای آرامش روحی که دیکتاتوری شاهنشاهی آن را به یغما برده بود و اجازه کوچکترین نقدی به مردم داده نمیشد.
فشارهای مختلف و حس آزادیخواهی ملت ایران سبب شد تا نارضایتی نسبت به وضعشان نمود عینی بیابد و با هدایت امام خمینی(ره)، انقلاب 57 به وقوع بپیوندد تا شاهد آن باشیم که ایران با سیستم «جمهوری اسلامی» اداره شود. «جمهوریت» و «اسلامیت» دو واژهای بودند که امام خمینی(ره) با بیان این سخن که نه یک کلمه بیش و نه یک کلمه کم، ساختار نظام ایران را رقم زد.
حال پس از گذشت 27 سال، باید نگاهی به گذشته داشته باشیم و با نقد و تحلیل آنچه پیش آمده، راههای توسعه و پیشروی را بیابیم.
طی این 27 سال، اتفاقات فراوانی در ایران رخ داد. جنگ تحمیلی، تحریم اقتصادی، زلزله و سیل، تلاش برای توسعه و آبادانی، انتخاباتهای گوناگون و خلاصه مردم ایران با فراز و نشیبهای بسیاری روبهرو شدند.
تصور میشود که با این تجربه، دیگر زمان «آزمون و خطا» گذشته و ملت ایران نیاز به فضایی آرامتر برای تحقق خواستههایشان دارند.
در کنار این مسائل، برخی عوامل نیز انقلاب اسلامی را تهدید میکند. بیبرنامه بودن و حل نشدن مشکلات مردم، جان گرفتن جریانهای متحجر و واپسگرا و انزوای بینالمللی، میتواند مسیر انقلاب اسلامی را منحرف کند.
هیچ کدام از اصول انقلاب به صورت مجرد تحقق نمییابد
دبیرکل جامعه اسلامی زنان انقلاب اسلامی با تاکید بر این که شعارهای استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی مانند حلقههای زنجیر به هم وابستهاند، یادآور شد: استقلال و تمامیت ارضی در صورتی حفظ میشود که در داخل، حقوق شهروندی و آزادی سیاسی آحاد مردم را رعایت کرده باشیم. جمهوریت نیز چنین رابطهای با دو شعار پیشین دارد.
اعظم طالقانی، دختر آیتالله طالقانی در تبیین سه اصل استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی به عنوان اصلیترین آرمانهای مردم در انقلاب اسلامی اظهار داشت: این سه شعار انقلاب، پایه و اساس حرکت مردمی بود که در آن زمان آغاز شده بود.
وی استقلال را به معنای رهایی و آزادی از قید و بندهایی که در ارتباط با بیگانگان برای ما ایجاد شده بود، تعریف کرد و گفت: البته وابستگی با ارتباط متفاوت است. ارتباطات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی به معنای وابستگی نیست، بلکه وابستگی به این معناست که ما در داخل هیچ تدبیری برای اداره امور نداشته باشیم تا مجبور شویم از بیگانگان کمک بگیریم.
وی جمهوری را به معنای مشارکت همه مردم از لایههای مختلف اجتماعی و به رسمیت شناختن حق نظارت و مشارکت آنها تعریف کرد و افزود: اگر جمهوریت و آزادیهای مردم اعم از آزادیهای سیاسی و مدنی و رعایت حقوق شهروندی محقق نشود، استقلال هم به خطر میافتد.
دبیرکل جامعه اسلامی زنان انقلاب اسلامی یادآورد شد: حق انتقاد و آزادی بیان باید برای همه به رسمیت شناخته شود. یکی از بزرگترین مشکلات این است که تا آمدیم نقدی مطرح کنیم، برخی انگی به ما زدند و گفتند که برای حفظ نظام نباید نقدی مطرح شود.
به گفته وی، در جامعهای که فضای نقد وجود نداشته باشد، پیشرفت، ارتقا، شفافیت و آیندهنگری و... جایگاهی نخواهد داشت.
طالقانی که برای ریاست جمهوری بارها ثبتنام کرده و صلاحیتش تایید نشده در ادامه تاکید کرد: عدم پذیرش نقد در بسیاری از گروههای سیاسی وجود دارد. برخی هم که نقد را برنمیتابند برای فرار از آن فرافکنی میکنند و توپ را به زمین دیگران میاندازند؛ چنان که هرگونه نقدی را مانع تحقق شعارهایشان میدانند.
این فعال سیاسی، تحقق جمهوری اسلامی را تضمینکننده آزادی و استقلال برشمرد و افزود: هیچکدام از این اصول نمیتواند به صورت مجرد تحقق یابد؛ نه آزادی بدون استقلال و نه استقلال بدون آزادی و نه جمهوریت بدون این دو؛ اما جمهوریت میتواند مبنای دو اصل دیگر قرار گیرد. چنانچه مشارکت و حضور مردم در تمام امور به رسمیت شناخته شود و حق نظارت نیز در جامعه وجود داشته باشد، هم آزادی و هم استقلال محقق میشود.
وی با اشاره به دیدگاهی که به صراحت جمهوریت را نفی میکند، یادآور شد: امروز شاهد احساس خطر بسیاری از صاحبنظران و فعالان سیاسی نسبت به جمهوریت و جریانی خزنده که تمایل دارد کشور را به دیکتاتوری بکشاند، هستیم، البته این حساسیت و ابراز نگرانی خود امیدوارکننده است؛ زیرا نشاندهنده عمق توجه به نقش مردم است. همچنین معتقدم جریانی که جمهوریت را نفی میکند نمیتواند خواستههای خود را محقق کند؛ چون مردم ایران در مقابل نفی جمهوریت قیام کردند و خواهان حاکمیت شفاف، همچنین اعمال مشارکت و نظارت خود در تمامی امور بودند و چیزی غیر از این را نخواهند پذیرفت.
دبیر کل جامعه اسلامی زنان انقلاب اسلامی با اعتقاد به این که مردم امروز بسیار بیدار هستند و فرق شعارها و وعدههایی را که صرفا به دنبال کسب قدرت است، با شعارهای حقیقی که مطابق خواست آنهاست، تشخیص میدهند، گفت: محال است مردم اشتباهات غریبی کنند. مردم امروز با شناخت عمیق از سوابق کسانی که خدمتگزار آنها بودهاند برخواستهای تاریخی خود تاکید و در آن راستا حرکت میکنند.
طالقانی در ادامه هدایت مردم از سوی امام(ره)، همچنین حضور مردم را دو اصل اساسی در پیروزی انقلاب برشمرد و تاکید کرد: این نکته را سران کشور باید بدانند که اگر حضور مردم، همراهی و همکاری جریانهای سیاسی و عقل جمعی در ارتباط با انقلاب نبود، کسی نمیتوانست امام(ره) را یاری کند. این عوامل زمانی که با هدایت امام(ره) همراه شد توانست آن انقلاب بزرگ و حیرتانگیز را بیافریند. امروز هم هدایت و حضور میتواند این حرکت را با موفقیت پیش برد.
وی با اشاره به این که در دنیای امروز دیگر هدایت فردی اکتفا نمیکند و عقل جمعی میتواند هدایتکننده جامعه باشد، یادآور شد: عقل جمعی میتواند در قالب نهادها و ساختارهای مدنی، فکری و سیاسی، هدایتکننده جامعه باشد. این موضوعی است که نباید در کشور ما مغفول بماند.
طالقانی با تاکید بر این که جمهوریت به تولید فکر و حرکت بر مبنای خرد جمعی نیاز دارد، یادآور شد: ما در مسائل فرهنگی، سیاسی و اجتماعی به تولید علم نیاز داریم که در نهایت این تولید فکری میتواند، حداقل به خروج سیستم اقتصادی از بحران کنونی منجر شود.
وی افزود: از آنجا که نقد و اصلاح دو عامل مهم ارتقا و تضمین بقا هستند، اگر حاکمیت صرفا به دنبال مچگیری باشد و برای این موضوع سیستم اقتصادی که باید از مراحل اقتصادی و سیاسی عبور کند تا شرایط حساس کنونی جهان را پشت سر بگذارد و پیشرفتهایی که در زمینههای سیاسی، تشنجزدایی، اقتصاد، ذخایر ارزی و یا ICT و غیره پیش آمده را نادیده بگیرد و یا چوب لای چرخ آنها بگذارد، شاهد بازگشت به عقل و ارتجاع خواهیم بود که از بعد اقتصادی و ابعاد سیاسی و فرهنگی نیز منتقل میشود.
جمهوری اسلامی مبین خواستههای مردم ایران است
امیر محبیان معتقد است: شعارها هر زمانی برآمده از خلاء دوران پیش از آن است. در دوران رژیم شاه یکسری از مشکلات وجود داشت که مردم آن را با تمام وجود احساس کردند و در نتیجه تصمیم گرفتند شرایط را تغییر دهند.
عضو شورای سردبیری روزنامه رسالت که عموما دیدگاههای مترقی از جناح راست ارائه میدهد افزود: یکی از این مشکلات، فقدان آزادی بود. دیکتاتوری شاه عملا امکان هرگونه تنفس و حرکت سیاسی را از مردم گرفته بود و اجازه نقد را نیز حتی در محدودههای بسیار کم به مردم نمیداد. در نتیجه نوعی انسداد در فضای سیاسی جامعه پدید آمده بود که نتیجه آن شعار آزادی بود که با توجه به شرایط موجود نیز این امر طبیعی بود.
وی در مورد شعار استقلال نیز گفت: از طرف دیگر در آن زمان شاهد دخالت کشورهای بیگانه به ویژه ایالات متحده آمریکا در سرنوشت و مقدرات مردم ایران بودیم و در نتیجه مردم احساس میکردند که رژیم شاه سرسپرده غرب و به قدرتهای بیگانه به شدت وابسته است؛ یعنی مردم عملا در تعیین سرنوشتشان نقشی جدی نداشتند. بر همین اساس بود که مفهوم استقلال در ابعاد مختلف به عنوان یکی از شعارهای مهم مطرح شد و باید گفت این شعار از جمله شعارهایی است که مردم با توجه به ریشههای دقیق و ملی آن را مطرح کردند.
این کارشناس مسائل سیاسی به شعار یا ضلع سوم یعنی «جمهوری اسلامی» اشاره کرد و گفت: جمهوری اسلامی متشکل از دو مفهوم است. یعنی این که مردم اعلام کردهاند میخواهند در مقابل رژیم سلطانی و استبدادی شاه، روش جمهوریت را که متکی بر آرای مردم است و محتوا و جهتگیری آن اسلامی است، انتخاب کنند.
محبیان ادامه داد: بنابراین در واقع، شعار استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی، مبین خواستههای ملی مردم ایران بود که احساس میکردند رژیم گذشته نسبت به آن بیاعتنا بوده است. در واقع بحث جمهوریت نیز پاسخی جدی در ارتباط با شیوه حکومت یعنی سلطانیزم و حاکمیت یکنفره بود.
این روزنامهنگار ادامه داد: در آن زمان به نظر میرسید که رژیم پهلوی میکوشید با اتکا به حرکتهای باستانگرایانه، اسلامیت را زیر سوال ببرد و آن را به عنوان یک عنصر جدی و ریشهدار در جامعه ایران نادیده بگیرد. از همین بابت بود که مردم اسلامیت را طلب کردند و این شعار با عنوان آرمان نهایی مردم مطرح شد.
این کارشناس امور سیاسی، در مورد میزان تحقق این شعارها گفت: اگر بخواهیم یک شعار را بررسی کنیم میتوان آن را در دو محور واقعیتهای اجرایی و در عین حال احساسی که مردم به آن دارند، بررسی کرد. در زمینه استقلال می توان گفت حس استقلال در بین مردم پدید آمده است و احساس میکنند که نظام موجود نظامی وابسته نیست؛ بلکه به آرا و آرمانهای مردم متکی است که جهتگیریهای داخلی و خارجی این امر را مشخص میکند. بنابراین میتوان گفت از نظر استقلال صددرصد در زمینه واقعیتها و احساس مردم توانستهایم موفق شویم.
وی در مورد تحقق آزادی، گفت: در زمینه آزادی اگر بخواهیم وضعیت کنونی را با رژیم شاهنشاهی مقایسه کنیم باید گفت ما توانستهایم این شعار را تا حدودی محقق کنیم. ولی شاید تا حدودی در تحقق آن چه مربوط به آزادی است و در قانون اساسی گنجانده شده از لحاظ حقوقی به صددرصد آرمان موردنظر نرسیدهایم.
این روزنامهنگار ادامه داد: در زمینه احساس آزادی نیز بخش زیادی از مردم احساس میکنند که در جامعه آزادی وجود دارد و بخشی دیگر نیز احساس میکنند که ما نتوانستهایم به صورت کامل این آزادی را محقق کنیم. این امر به سیستم اطلاعرسانی کشور برمیگردد که باید با مکانیزمهایی این احساس را در بین مردم ایجاد کند.
محبیان گفت: در زمینه جمهوریت نیز به نظر میرسد ما توانستهایم این شعار را کاملا محقق کنیم. مردم آگاه هستند که به چه میزان رای و نظر آنها در تصمیمگیریهای سیاسی دخیل است. البته در مواقعی صحبتهایی مبنی بر ایجاد محدودیتهایی در مقابل کاندیدا شدن در انتخابات مطرح میشود و از طرف دیگر بحث بررسی صلاحیتها توسط شورای نگهبان نیز مورد توجه است که عدهای بیان میکنند این عوامل باعث ایجاد محدودیت میشود؛ ولی اگر نظام سیاسی خود را با نظامهای دیگر کشورها مقایسه کنیم، درمییابیم که در دیگر کشورها نیز ابزارهایی برای کنترل و ساماندهی انتخابات و مشارکت وجود دارد. در نتیجه در اینجا نیز مبحث اطلاعرسانی مهم است. باید در جامعه مطرح کرد که در باب جمهوریت به بخش زیادی از خواسته خود رسیدهایم.
این فعال سیاسی در ادامه گفت: در باب اسلامیت نیز باید گفت اسلامیت یک آرمان متعالی است که به نظر من در مسیر آن قدمهایی برداشتهایم و اگر بخواهیم بگوییم به اهداف نهایی خود در این زمینه رسیدهایم سخنی گزاف گفتهایم. البته مهم این است که در این مسیر گام برداشتهایم.
وی گفت: امری که استقلال را تأمین میکند، اتکا به نیروهای درونی است. باید در درون به نحوی عمل کنیم که مردم به معنای واقعی احساس کنند مستقل هستیم که تا حدودی نیز این امر محقق شده است. البته استقلال فقط بعد سیاسی ندارد. دارای ابعاد زیادی از جمله علمی نیز هست که در این راستا کارهای بزرگی صورت گرفته است.
آزادی موردنظر امام(ره) مقارن با آگاهی مردم است
داوود سلیمانی مدرس دانشگاه و عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی، جمهوری اسلامی را نظام سیاسی ارزشی برای تحقق استقلال و آزادی دانست و گفت: تاریخ، عقل، منطق، شرع و وضعیت فعلی دنیا، جمهوریت را برای ما امری گریزناپذیر میکند.
داوود سلیمانی که زمانی در مجلس ششم از اعضای فراکسیون اکثریت بود، اظهار داشت: هدف اولیه انقلاب در بحث استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی تحول نظام سیاسی حاکم در جهت منافع و حقوق مردم و آن چیزی بود که باید در دین نسبت به آن پرداخته میشد. یعنی ایجاد یک نظام حکومتی مستقل که بتواند منافع ملی خود را نسبت به منافع دیگران ترجیح دهد.
وی با اشاره به اصل استقلال تصریح کرد: نظام سیاسی مستقلی باید بر سر کار میآمد که بتواند در عرصههای اجتماعی و اقتصادی مدافع حقوق مردم باشد. این مرحله در حوزه سیاسی، نظام سیاسی را متحول کرد.
سلیمانی با بیان این که "استقلال دارای ابعاد گوناگون است" به "استقلال سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و..." اشاره و خاطرنشان کرد: این استقلال به مفهوم بریدگی از جوامع نیست، بلکه تبادل و تعاملی است که روح و ماهیت آن را مسایل ملی و اعتقادی و آن چه جوهر حرکت مردم در فرهنگشان است، ایجاد میکند.
این عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی با بیان این که "در روند انقلاب نظام سیاسی به تحول رسید، همپای آن بنا بوده و هست که ما در ابعاد دیگر هم بتوانیم به استقلال برسیم" ادامه داد: در برخی مانند نظام سیاسی این استقلال را کسب کردهایم ولی در حوزههای دیگر نیاز به تلاش بیشتر داریم.
این مدرس دانشگاه همچنین با اشاره به این که "گاه استقلال را امری بسیط و گاه دارای ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تلقی میکنیم" گفت: متاسفانه در برخی موارد به دلیل نوع استراتژی که در برخورد با مسایل گوناگون اتخاذ کردهایم آنطور که شایسته است پیش نرفتهایم. در وضعیت کنونی سعی بر این است که کماکان با حفظ استقلال و تکیه به منافع ملی و امنیت بتوانیم در جهان به تعامل مثبتی با دول برای حل معضلات و مسائلمان داشته باشیم که از آن مسایل بحث پرونده هستهای، موضع ما نسبت به فلسطین و اسراییل، بحث حقوق بشر است.
وی خاطرنشان کرد: برای حفظ استقلال و تامین منافع ملیمان باید تمام این موارد با یکدیگر دیده شود و برای بالا بردن مدت چانهزنی در خارج، در داخل هم دست به تحولاتی بزنیم و حضور ملموس و عملی شده مردم را در حاکمیت جدی بگیریم.
این عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی افزود: اگر میخواهیم در عرصه سیاست خارجی موفق و حضور چشمگیر عملی مردم را در قاعده و پایه هرم حاکمیت برای دفاع از منافع ملی داشته باشیم، باید در ابعاد دیگری مانند رعایت حقوق شهروندی، توجه به آزادیهای سیاسی و... فعالانه عمل کنیم.
این فعال سیاسی در ادامه با اشاره به اصل آزادی، در "شعار استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی" آن را خمیرمایه اساسی برای رسیدن به شرایط مطلوب به لحاظ ایدئولوژیک و سیاسی دانست و افزود: مردم در خیزش پیش از انقلابشان علیه رژیم شاه توجه داشتند که این خیزش برای گسستن بندهایی است که زندگی مردم را محدود کرده است. بخشی معطوف به وجه سیاسی بود که زندانیان سیاسی، اعدامها و فشارها علیه فعالان سیاسی و نبود آزادی بیان عرصه را برای مردم تنگ کرده بود.
وی هدف اولیه مردم را در شعار آزادی معطوف به آزادیهای سیاسی دانست و در عین حال گفت: البته همه اهداف این نبود. جهتگیری حاکمیت در برخی مقولههای آزادی بیحد و حصر بود و در مسایلی که میتوانست جامعه را به لحاظ فرهنگی، ایدئولوژی و سیاسی تخلیه و مردم را به عناصری اندیشمند نسبت به سیاست، استقلال، اقتصاد، فرهنگ ملی و اعتقادات بومی تبدیل کند، آزادی قائل نبود و در واقع به تعریف حداقلی از آزادی قائل بود و سعی داشت مردم را در جهل نگهدارد که در نقطه مقابل آن، آزادی که امام(ره) مطرح میکردند مقارن با آگاهی مردم بود.
سلیمانی با تاکید بر اهمیت نسبت آگاهی و آزادی در شعارهای انقلابی مردم تصریح کرد: یکی از شعارهای اساسی انقلاب ما آزادی در حوزههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی با توجه به نگرش و دید بومی، ملی و اعتقادی بود. بنابراین آزادی که در جامعه تعریف میشد آزادی مقدس و نوعی از آزادی بود که در آن آگاهی، عرفان و معنویت نهفته بود و شخص به خاطر آن در مقابل رژیم میایستاد و تن را به گلوله میسپرد.
وی خاطرنشان کرد: در حال حاضر نیز در عرصه سیاسی کشور، همین آزادی مد نظر است. کسانی که انقلاب را درک کرده و سابقه زندگی و منش سیاسیشان نیز این را نشان میدهد و کسانی که در این انقلاب بزرگ شده و در دامن مادر جمهوری اسلامی پرورش یافتهاند، عموما آزادی را نه به معنای مفهوم نفی و بیبندوباری بلکه آزادی معنوی و در خاستگاههای فرهنگی و اعتقادی تلقی میکنند.
این عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی با بیان این که "تحقق استقلال و آزادی نیازمند نظام سیاسی ارزشی بود که آزادی و استقلال را ترجمه کند و چارچوبهای قانونی برای کسب و حفظ این اصول را داشته باشد" ادامه داد: این نظام سیاسی میتوانست هر نظامی باشد، در عالم تئوری جوامعی را داریم که برای استقلال و آزادیشان قیام کردند، اما نظامشان یک نظام جمهوری سوسیالیستی یا سوسیال دموکراسی است و آزادی در ایدئولوژی سوسیالیستی تعریف میشود. استقلال و آزادی که در ایران طنین انداخت نیازمند نظامی قانونی، حقوقی و همارزشی بود و این نظام را ترکیب جمهوری اسلامی به وجود آورد.
این استاد دانشگاه معتقد است: شواهد نشان میدهد که تلقی امام(ره) ابتدا و قبل از خیزش حکومت اسلامی نیز به معنای امروزیش بوده است، ولی برخی میگویند ایشان در ابتدا این چنین نمینگریست. شخصیتی مانند امام(ره) از ابتدا و پس از استقرار جمهوری اسلامی بارها و شاید حدود 250 بار راجع به جمهوری صحبت کرده و تاکید داشتند. با شخصیتی که از امام(ره) سراغ داریم حرفها را برای خوشایند دیگران نمیزدند و سعی میکردند تکلیف خود را در برابر اسلام ادا کنند.
وی با بیان این که "امام(ره) شکل حکومت را جمهوری با محتوای اسلامی اعلام کردند" ادامه داد: نوع نگاه به استقلال، آزادی و حیطههای دیگر اسلامی است و در حیطههایی که خداوند به مردم اختیار داده است در قالب جمهوری محقق میشود. جمهوری اسلامی ترکیبی است از بخشهایی که مردم راسا متولی امور هستند و در بخشهایی که در قانون اسلام تغییرناپذیر است و اصل حاکمیت را از آن خدا میدانیم، مثلا در مسایلی مربوط به عبادت و مسایل اجتماعی عبادی و امثال آن، نمیتوان بدعتگذاری کرد.
سلیمانی با تاکید بر این که "در جمهوری اسلامی مردم به عنوان رکن اساسی به مجموعه نظام مشروعیت و مقبولیت میدهند" این نوع نظام سیاسی را برگرفته از سیره معصومین دانست و گفت: نوع سلوک پیامبر اکرم(ص) و علیبنابیطالب(ع) با مردم چنین بود و جایی حاکمیت را پذیرفتند که مردم خواستند.
وی گفت: در پذیرش حکومت ولو امام معصوم مردم را به عنوان رکنی میداند که میتواند به او برای اعمال حاکمیت قدرت دهد و اگر مردم نباشند حاکم ولو امام معصوم باشد نمیتواند اعمال حاکمیت کند.
این استاد دانشگاه با بیان این که "حضرت امام(ره) به آموزههای دینی توجه داشتند" تاکید کرد: کسانی که امام(ره) را متهم به سیاسیکاری میکنند، یا نسبت به آموزههای دینی جامعه ناآگاهند و یا اگر نسبت به آنها جاهل نیستند، فکر میکنند که مردم بیاطلاعند و میتوانند هر چیزی را به خورد آنها بدهند. امام(ره) نه از سر سیاسیکاری، بلکه از سر اعتقاد علم و آگاهی و با توجه به آموزههایی که در دین مبین وجود دارد، این امر را پذیرفته و حجت خود را به حضور مردم میداند؛ برخی این اصل را نفی میکنند و رای مردم را زینت میپندارند و امر ولی فقیه را مطلق تلقی میکنند.
این استاد دانشگاه گفت: قیام در برابر حکومت جور در اسلام وجود دارد اما این که به هر طریقی حاکمیت مشروعیت داشته باشد ولو این که مردم نخواهند در اسلام وجود ندارد.
وی با بیان این که "دیدگاهی دیکتاتوری مصلح و یا استبداد اصلاحطلب را مطرح میکند" نسبت به این دیدگاه انتقاد کرد و ادامه داد: اینها در اعتقاد ما با هم جمع و نمیشوند ناقض یکدیگر هستند، بنابراین کسانی که این حرفها را میزنند باید بیشتر به روش و سلوک و سنت معصومین نگاه کنند.
این عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی تاکید کرد: ما در جامعهای زندگی میکنیم که "جمهوری اسلامی" فریاد اعتراضی بر هزاران سال ستم و بندگی نسبت به این ملت بود. نهضتی که حدود 100 سال پیش آغاز شد و در پی گسستن روابط پادشاهی بود. هر چند که در ایران این موضوع کند و دیر به وقوع پیوست، اما سالها مبارزات آزادیخواهانه در این کشور در جریان بود برای این که بگویند ملت هم زنده است و حق حیات دارد و باید نسبت به سرنوشت خود حاکم شود. چنین نهضتی در اوج خود با رهبری امام(ره) در سال 1357 به پیروزی میرسد و نظام جمهوری اسلامی را به ارمغان میآورد حال عدهای چه طرفی میبندند از این که بخواهند جمهوری را از اسلام جدا کنند؟ آنها جز این که صد سال و شاید بیشتر به عقب برگردند و تمام تجربیات گذشتگان را که با حرکت پر صلابت امام(ره) تبدیل به جمهوری شد را از بین ببرند، به نتیجه دیگری نمیرسند.
هنوز اسلامیت را به طور کامل محقق نکردهایم
اما یک عضو حزب موتلفه اسلامی تصریح کرد: هنوز نتوانستهایم اسلامیت مندرج در شعار استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی را به صورت کامل محقق کنیم.
حمیدرضا ترقی بر این نکته که مردم با برگزاری رفراندوم به نظام جمهوری اسلامی رای دادند گفت: امام دنبال آن بود تا با تشکیل این نوع حکومت، نقش اسلام و مردم را در اداره کشور مشخص کند، زیرا نقش مردم در سایه اسلامیت، تبلور مییابد.
وی اضافه کرد: جمهوری اسلامی در مردمسالاری دینی تبلور پیدا میکند و لازمه این که مردم بتوانند در مسیر خواست خداوند پیش بروند، تقویت باورهای دینی و اسلامی شدن جامعه است.
ترقی ادامه داد: البته طی سالهای گذشته با توجه به انتخابات برگزار شده توانستهایم جمهوریت را به صورت کامل محقق کنیم.
اما در بعد مردمسالاری دینی از آنجا که مردم براساس ملاکهای دینی نقشهای دینی خود را ایفا میکنند، ضعفهایی داشتیم، زیرا برخی دولتها نسبت به تقویت باورهای دینی مردم کوتاهی کردند و بهای لازم را به آن ندادند، به همین دلیل، هنوز نتوانستهایم اسلامیت را به صورت کامل محقق کنیم.
وی همچنین با تاکید بر لزوم تقویت باورهای دینی مردم از سوی احزاب و گروههای سیاسی، آن را عاملی موثر در تحقق مردمسالاری دینی ارزیابی کرد.
این عضو حزب موتلفه اسلامی همچنین با ارایه سیمایی از آزادیهای موجود در دوران قبل از انقلاب آن را بیبندوباری در عرصههای مختلف از جمله عرصه فرهنگی توصیف کرد و گفت: در آن دوران مردم فاقد آزادی در انجام وظایف دینی، دینداری، حقگویی و بیان اعتقادات و دیدگاههای فکری مبتنی بر اسلام ناب و آزادی فعالیتهای سیاسی بودند، اما بعد از انقلاب در سایه فرصت ایجاد شده، مردم از آزادی در این زمینهها برخوردار شدند و توانستیم در این بعد در بین کشورهای جهان به رشد خوبی برسیم، هر چند عدهای از این آزادی سوءاستفاده کردند و آن را وسیلهای برای مقابله با دین و نظام قرار دادند.
ترقی همچنین با یادآوری وابستگیهای سیاسی، نظامی و اقتصادی رژیم سابق به سایر کشورهای جهان از جمله آمریکا گفت: در آن دوران، هیچ سیاستی بدون وابستگی به آمریکا در این کشور اتخاذ نمیشد، از این رو یکی از خواستهای مردم، کوتاه کردن دست بیگانگان بود که در حال حاضر توانستهایم در این زمینه به نقطه خوبی برسیم.
وی افزود: در حال حاضر در بعد سیاسی تقریباً میتوان گفت که مستقلترین کشور هستیم، همینطور در ابعاد اقتصادی و فرهنگی نیز به نقاط خوبی رسیدهایم.
ترقی همچنین استفاده از فنآوری صلحآمیز هستهای را یکی از مظاهر استقلال مردم ایران برشمرد و برای تحقق کامل آن، تامین سوخت نیروگاهها در داخل را به واسطه جلوگیری از تحت تاثیر باجخواهیهای سیاسی بیگانگان قرار گرفتن، مورد تاکید قرار داد.
مردم نباید احساس کنند وعدهها سراب است
عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران گفت: حضرت امام در سالهای رهبریش با وجود جنگ و مشکلات بسیار، اجازه ایجاد انحراف در اصول سهگانه «استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی» را به هیچکس نداد.
سیدهاشم هدایتی، عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران، درباره مفهوم شعار «استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی» مردم در زمان انقلاب گفت: در کشور ما یک نظام دیکتاتوری حاکم بود که اسمش شاهنشاهی بود. ظاهرا سلطهطلبی مطلقه با ظاهری مشروطه داشت. این نظام سه ویژگی حاکمیت استبدادی، وابستگی و ظلم و تبعیض را داشت. در این سیستم به واسطه محور بودن شخص شاه، قانون جایگاهی نداشت و فرمانهای ملوکانه فراقانونی بود.
وی گفت: ملت ایران تصمیم گرفتند سیستم دلخواه خود را جایگزین کنند؛ سیستمی که آن زمان از لابهلای شعارها برمیآید. این که به جای استبداد، آزادی بیاید به طوری که کسی نتواند دهانها را ببندد، فکر را قفل و کتابها را پاره کند و آزادی به تمام معنا تحقق یابد. در برابر وابستگی، استقلال را پیشنهاد کردند به معنای آن که تصمیمگیرنده جهتگیریهای مملکت، ملت باشند نه خارج از کشور و یا یک عده خاص.
هدایتی تصریح کرد: در انقلاب اسلامی ایران از طرف مردم آنطور که از شعارهایشان میتوان برداشت کرد، پیشنهاد شد که به جای نظام سلطنتی، جمهوری اسلامی برقرار شود به معنای این که استبداد نباشد، ستم نباشد، تبعیض نباشد و ارادههای فراقانونی نباشد. مردم فکر کردند اگر بگوییم جمهوری اسلامی یعنی رای و اراده مردم محافظت و در یک کلمه دموکراسی و مردمسالاری اعمال خواهد شد.
وی درباره شعار استقلال نیز گفت: استقلال به مفهوم سیم خاردار کشیدن دور کشور نبود بلکه به مفهوم این بود که تصمیمگیری برای کشور توسط خود ملت انجام شود نه بیگانگان و یا یک فرد یا گروه خاص. در گذشته اراده خارج از کشور توسط شاه اجرا میشد. مردم این را قبول نداشتند. در عین حال باید دانست که ما یک عضو از جامعه بینالملل هستیم و میخواهیم در آن براساس حفظ مصالح و منافع ملی و نه منافع بیگانگان و یا یک جریان خاص نقش ایفا کنیم.
هدایتی با انتقاد از برخی خطوط قرمز پیش روی آزادی ملت گفت: اوایل دهه پنجاه میگفتند هیچکس هیچ حرفی به حکومت نزند، اگر ملتی خواهان آزادی است، یعنی چنین مسائلی دیگر وجود نداشته باشد. خط قرمزها را فقط اراده ملت تعیین کند. ویژهسالاری نباشد و حق ویژه برای برخی قائل نباشند.
وی بر لزوم اشاعه فرهنگ نقدپذیری تاکید کرد و گفت: نقد را باید بپذیریم. باید اجازه نقد این 27 سال را بدهیم. ببینیم آنچه ما میخواستیم چقدر محقق شد و چقدر نه. با شجاعت ناکامیها را موشکافی کنیم. به نظر من در 27 سال گذشته کارهای خوبی شده اما باید قبول کنیم به لحاظ سیاسی و فرهنگی همه روند رضایتبخش نبوده است.
وی با اشاره به ادعای امروزی برخی مبنی بر پیروی از اصولگرایی حضرت امام گفت: به نظر میرسد عملکرد حاکمان را باید از اصول و آرمانهای انقلاب جدا کنیم، یعنی اگر فردی آزادی و یا استقلال را پاس نمیدارد نباید بگویم استقلال و یا آزادی از دست رفت، به همین دلیل آرمانها باید بازتعریف شوند.
هدایتی گفت: اگر زمانی نسل فعلی آزادی، عدالت و دموکراسی را نخواهد کسی نباید آن را تحمیل کند، اما معتقدم اینها هنوز خواست مردم است. ولی عملکرد برخی باعث شده این شعارها جذابیت خود را از دست بدهد، و گرنه ملت ایران شعارهایی شرافتمندانه دارد که با مانع مواجه است، نه این که شعارها را فراموش کند.
وی در پایان سخنان خود بر ارائه تصویری روشن و مناسب از جمهوری اسلامی به جهانیان و نیز در داخل تاکید کرد و گفت: ما یک عضو جامعه بینالملل هستیم. اگر طوری وانمود کنیم که گویا تافته جدا بافته از جهان هستیم و هیچکس جز ما مفهوم آزادی و انسانیت را نمیفهمد به آرمان انقلاب، امام و شهیدان خیانت کردهایم، در عین حال این تصویر با آن تصویر اولیه متناسب نخواهد بود.
مقابله با خواستههای مردم اصول انقلاب را تهدید میکند
یک عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت تصریح کرد: جمهوری اسلامی به آن شکل که در نظر مردم تجلی یافته بود، همچنین امام(ره) بر آن تاکید میکردند، تضمینکننده آزادی، حقوق شهروندی و عدالت در همه ابعاد، همچنین تامینکننده استقلال بود و در قانون اساسی نیز دیده میشد.
فاطمه راکعی، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی با اشاره به سه اصل استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی به عنوان مهمترین اصول آرمانهای مردم در زمان انقلاب اسلامی اظهار داشت: با فراز و فرودهای پیش آمده در عرصههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در سالهای پس از پیروزی انقلاب، تحقق سه شعار اصلی انقلاب که تبلور آرمان ملت انقلابی آن روز ایران بود، با چالشهایی مواجه شده است.
این نماینده اصلاحطلب مجلس ششم تاکید کرد: در سالهای اخیر به ویژه با روندی که علیه اصلاحات و اصلاحطلبان در پیش گرفته شد و اتخاذ روشهایی که مغایر خواستهها، تفکر سیاسی و فرهنگی اکثریت ملت ایران بود، همچنین شیوههایی که در مرام یک سیستم دینی، فرهنگی و آزادیخواه نمیگنجد، فضایی به وجود آمد که تهدیدات جدی برای آزادی و جمهوری اسلامی محسوب میشد.
وی با اعتقاد به این که اتخاذ چنین روشهایی جمهوریت را خدشهدار میکند، تاکید کرد: حتی اگر نگوییم چنین روشهایی حاکم شدهاند، همین که برخی به خود اجازه میدهند با خواستههای مردم و آزادیهای فرهنگی و اجتماعی که مطابق با ارزشها و چارچوبهای نظام ماست، مقابله کنند، تهدیدی برای اصول اولیه و همیشگی انقلاب محسوب میشود. چنین جریانهایی توانستند به صور مختلف با معیارها، اصول و خواستههای همگانی مردم برخورد کنند.
راکعی بزرگترین دستاورد انقلاب را همدلی و انسجام بیبدیل ملت برشمرد و افزود: با حفظ چنین انسجامی است که میتوان به حفظ استقلال کشور نیز امیدوار بود. با چنین انسجامی هیچ قدرتی به خود اجازه نمیدهد خیال تفرقهافکنی و ایجاد شکاف بین لایههای ملت را در سر بپروراند. امیدواریم که سیاستمدارانمان روشها و سیاستهایی را در راستای همین انسجام، احترام به خواست ملت و آزادیهای مصرح در قانون اساسی به عنوان ثمره خون شهدا، در پیش گیرند.
این عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت معتقد است که در صورت تحقق خواست مردم در چارچوب قانون اساسی و پذیرش این که این قانون وحی منزل نیست و باید زمینه نقد و نظر فعالان سیاسی دلسوز نسبت به آن فراهم شود، همچنین تحقق آزادی تفکر و بیان، میتوان به حفظ استقلال و خدشهدار نشدن جمهوریت نظام امیدوار بود.
راکعی اصل آزادی را که از اصول مهم انقلاب بوده، برگرفته از روح اسلام و قیام مردم مسلمان ایران برشمرد و تاکید کرد: در زندگی ائمه آزادی بیان و تفکر همواره به رسمیت شناخته میشد و تا زمانی که کسی اقدام مسلحانه نکرده بود، در امان بود، چنین چیزی در قانون اساسی ما نیز تصریح شده است و در شرایطی که دنیا به سمت و سویی ضددینی و ضدمعنوی پیش میرود، پذیرفتن ریشههای چنین تفکری میتواند خلا معنویت و دینداری را در دنیای امروز پر کند که در این زمینه ایده گفتوگوی تمدنها که خاستگاه آن ایران است، میتواند راهگشا باشد.
این عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت با تاکید بر این که منظور مردم از آزادی، آزادیهای سیاسی بوده است، اظهار داشت: در زمان رژیم گذشته، در حالی که آزادیها ظاهری و قالبی ترویج میشد، مردم در اعتراض به نبود آزادی بیان، همچنین زندانی شدن فرزندان ملت، قیام کردند.
وی معتقد است که حرکتهایی که آزادیهای سیاسی و جمهوریت نظام را خدشهدار میکند، آثار تخریبی خود را بر نسل جوان، آزاداندیشان و همچنین نگاه جهانیان به کشورمان برجای میگذارد.