فاطمه کروبی
در آستان هفدهمین رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی رهبر جاودانه انقلاب آن حقیقت همیشه زنده که هرگز از صفحات تاریخ زدوده نمیشود و تاریخ هرچه بگذرد حقایق سجایا و اندیشه بلندش بیشتر آشکار میگردد. و هر ساله اقشار مختلف جامعه با فرا رسیدن خرداد ماه یاد و خاطره آن فیلسوف، متکلم، فقیه و عارف بزرگ را گرامی میدارند. واقعیت آن است که امام با قیام تاریخی خود هویت از دست رفته یک ملت را به آنان باز گرداند.
اگرچه در این گذر خود را خدمتگذاری بیش ندانست، به راستی چگونه میتوان در آشفته بازار امروز که هر کس برداشت و تفسیر خود را بنا به مصالح شخصی و گروهی به او نسبت میدهد، اندیشه و تفکر والای او را احیا و حفظ کرد؟ چگونه میتوان نسل آینده کشور را که زمان او را به طور عینی درک نکردهاند با اندیشههای ناب نشات گرفته از آموزههای پیامبر رحمت(ص) سیراب کرد؟
بدون شک برگزاری مراسمهایی در بزرگداشت آن بزرگ مرد تاریخ و یا تهیه چند برنامه کلی در رسانه ملی کاری قابل تقدیر است اما فراموش نکنیم که در کنار اهمیت شکلی، پرداختن به مباحث ماهوی و رویه عملی امام خمینی(ره) نیاز جامعه امروز ایران است. در این نوشتار کوتاه به دیدگاه امام در موضوع نقش مردم و مشروعیت حکومت و مشارکت و حضور زنان در عرصههای سیاسی، اجتماعی به طور خلاصه، میپردازیم.
بعد از پیروزی انقلاب و در هنگام تدوین قانون اساسی توسط خبرگان متشکل از تمامی اقشار جامعه، امام بر در عنصر جمهوریت و اسلامیت نظام بارها تاکید کردند. ایشان ثبات ودوام حکومت را در جمهوریت به معنای تبلور حضور مردم در تعییین سرنوشت خود در کنار معیارهای اسلامی میدانستند.
این در حالی بود که از یکسو، عدهای که اصولا اعتقادی به نقش مردم در حکومت ندارند به دنبال گنجاندن عبارت حکومت اسلامی بودند و از سوی دیگر عدهای متاثر از شرایط اطراف خود، خواهان جمهوری دموکراتیک بودند.
رای آرا ملت به قانون اساسی اجابت دعوت امام بود و او در قبال آن همه عشق و صداقت مکررا فرمودند: «میزان رای ملت است» و حکومت مورد نظر آن حضرت تا روزی که زنده بود خدا محوری و مردم سالاری بود و به طور عملی مشروعیت حکومت را منوط به قبول صاحبان آن یعنی ملت دانستند. لذا در اندیشه او تضادی میان دموکراسی، آزادی و حقوق انسانها با اسلام دیده نمیشود. متاسفانه این روزها در سایه سکوت و مصلحت اندیشی یاران امام، یکی از مهمترین میراث او جمهوریت، به نام مبارک ایشان چنین تفسیر میشود که «مردم ناصرند نه ناصب.»
موضوع دوم نگرش امام نسبت به بانوان است، در آستانه انقلاب بر خلاف عدهای که مخالف حضور زنان در عرصههای مختلف بودند حضرت امام مشارکت زنان را از مفاخر نظام میدانستند و با دعوت و تحسین بانوان در راهپیماییها به طور عملی بر همسان بودن زنان و مردان صحه گذاشتند.
او با تاسی از قرآن کریم که تفاوتی میان زن و مرد قائل نیست و قرب الهی را مرتبط با جنسیت نمیداند استعدادهای روحانی و معنوی زنان را معیار شخصیت و منزلت آنان نگاشت، نه جنسیت آنان را. لذا با جرات میتوان گفت نادیده انگاشتن توانایی، شایستگی بانوان در عرصههای مشارکت سیاسی و اجتماعی و احراز مدیریت و مسئولیتهای خرد و کلان هیچ سنخیتی با تفکر امام نداشته و ندارد. امام با رد اندیشههای افراطی و نگرشهای متحجرانه بر این باور بودند که زنان همسان و همدوش مردان می توانند در قبال جامعه مسئولیت و حضور داشته باشند.
هرکس میتواند آزادانه اندیشه خود را به نام خود عرضه کند اما بعد از 27 سال رجوع به نگرشهای متحجرانه آن هم به نام امام ظلمی است نابخشودنی. وظیفه همه در قبال میهن عزیزمان و نسل آینده ایجاب میکند به ترویج و فرهنگسازی اندیشه حکومتی امام اقدام نماییم و هر گونه تساهل و تسامح در این زمینه بستر مناسبی برای آنان که به تخریب اندیشههای او دل بستهاند به وجود خواهد آورد.