* امام خمینی در دوران حیاتشان بارها در زمینه اجتماعی ورود کردند و با اینکه قبلاً حکم به حرام بودن برخی چیزها داده بودند بعداً فتوای حلال بودن آنها را صادر کردند از جمله در قضیه ماهی اوزون برون و شطرنج. چرا بعد از رحلت امام دیگر شاهد چنین مسالهیی در جامعه نبودیم؟
** تا آنجا که من میدانم صدور این گونه احکام که به کارکرد اجتهاد فقهی مرتبط است پس از زمان امام خمینی هم اتفاق افتاده است. باید توجه داشت که امام علاوه بر رهبری، در مقام یک مرجع تقلید بزرگ نیز قرار داشت و اینگونه فتاوی به این شأن دوم برمیگردد نه نقش اول. آنچه فقه اسلامی و به خصوص فقه شیعه را در پاسخگویی به نیازهای زمان و نیز مسائل مستحدثه توانمند کرده، همین پویایی است که در زمان ما از فقهای مبرز و زمان آگاه نشأت گرفته است. مثلاً در سالهای اخیر مساله طهارت اهل کتاب، افزایش سن بلوغ دختران یا منوط کردن آن به علائم بلوغ به جای شرط سنی، حلیت خوردن بسیاری از آبزیان، تجدید نظر در حرمت مطلق سقط جنین و مانند آن، نشان داده است که هرگاه فقه شیعه با دانش زمانه ارتباط تعاملی برقرار کرده و فقها به اصل شجاعت در افتا پایبند بودهاند، در روزآمد شدن احکام فقهی گامهای بلندی برداشتهاند.
* آیتالله بهشتی، پدر شما به روشن اندیشی شهرت داشت. آیا او در تربیت شما متعصب بود با گرایشهای متفاوت احتمالی فرزندانش را تحمل میکرد؟
** ایشان در یک چیز تعصب داشت و آن اینکه در چیزی تعصب نداشته باشد. مهمترین ویژگی انسان اسلام از دیدگاه ایشان، انتخابگری است که دو پیش شرط دارد: آزادی و آگاهی. و صدالبته یک پیامد مهم هم دارد: مسئولیت. بنابراین انسان اسلام در انتخابگری آزادانه و آگاهانه عمل میکند، اما در قبال انتخابهایش مسئول و متعهد است. شهید بهشتی اینگونه زندگی میکرد و طبیعتاً با همسر و فرزندانش نیز چنین رفتاری داشت. هیچگاه از ما انتظار تبعیت ناآگاهانه و اطاعت کورکورانه نداشت و همیشه برای ما نقش مشاوری دلسوز ایفا میکرد. نمونههای زیادی از این رفتار پدر را در مصاحبههای مختلفی که درباره ایشان شده میتوان یافت و از جمله در کتابی که با عنوان «سیره شهید بهشتی» توسط آقای دکتر غلامعلی رجایی تالیف شده.
* در روز قدس، مردم شعار نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران سر دادند که بر اصل بودن منافع ملی حکایت داشت. در همان دوران خالد مشعل در نشستی خلیج فارس را «خلیج» نامید، شاید به این دلیل که فکر میکرد چون دولت ایران کمی تضعیف شده است او باید با متحدان غربیاش هماهنگی بیشتری داشته باشد. اما همان زمان این شعار در ایران تکفیر شد و منافع دول عربی در مقابل منافع ملی قرار گرفت. شما این مساله را چطور ارزیابی میکنید؟
** باید توجه داشت شعاری که آن روز مطرح شد به هیچوجه به معنای نادیده گرفتن حقوق مردم تحت ستم لبنان و فلسطین نبود. ما چه به عنوان مسلمان و چه به طور کلی به عنوان انسان، به یاری رساندن به مظلوم و مقاوت در برابر ظالم متعهدیم، حال این ظلم در هر گستره جغرافیایی که مطرح باشد برای ما تفاوت نمیکند. اما این حق طبیعی شهروندان هر کشور است که ابتدا به منافع ملی خود بیندیشند. اگر به یاد بیاورید، در اولین ماههای پس از پیروزی انقلاب، امام خمینی مساله آزادی قدس را مطرح کردند. حتی بخشی از نیروهای سپاه پاسداران هم به لبنان اعزام شد. اما به محض آغاز تهاجم نظامی عراق به ایران، امام شعار «راه قدس از کربلا میگذرد» را مطرح کردند که نشان دهنده همین اولویت بندی بود. این حق معقول و طبیعی را در زبان فارسی میتوان در ضربالمثلهایی مانند «چراغی که به خانه رواست به مسجد روانیست» متبلور دید.
* خود شما چقدر متعصب هستید؟ آیا به همسرتان اجازه میدهید نوع حجابش را خودش انتخاب کند؟
** این را باید از ایشان میپرسیدید. اصولاً روابط ما به گونهیی نیست که من برای ایشان تعیین تکلیف کنم. من شخصاً مانند پدرم فکر میکنم که تنها چادر نیست که حجاب کامل است، بلکه مانتو و روسری که پوشاننده بدن باشد هم حجاب کامل است. در مورد رنگ آن هم فکر میکنم اعمال محدودیت اشتباه است. من در مدت یک سالی که برای فرصت مطالعاتی در لبنان بودم مشاهده کردم که مسلمانان، اعم از سنی و شیعه، خیلی خوب این مساله را حل کردهاند.
* آیا فرزندان شما از آزادی گرایش سیاسی و مذهبی برخوردارند؛ اگر نماز نخوانند با آنها چه برخوردی میکنید؟
** این را هم باید از آنها سوال کنید. اما به یاد ندارم در این زمینه هیچگونه اجباری در کار بوده باشد. سعی کردهام آنچه را از پدرم آموختهام در زندگی خودم و روابطم با دیگران به کار ببرم. ما در ادبیات دینی خودمان، پسر و دختر را پس از رسیدن به بلوغ، مکلف میدانیم و این به این معناست که پس از آن، آنها خودشان مسوول اعمال خود هستند.
* اگر فرضاً یکی از فرزندان شما قصد داشته باشد همسری از ملیتی دیگر و مذهبی دیگر اختیار کند شما چه برخوردی با او میکنید؟
** طبیعتاً این انتخاب آنها خواهد بود. علاوه بر اینکه نمیفهمم چرا فکر میکنید ازدواج با ملیتی دیگر اشکال دارد.
* اگر مثلاً اختیار دولت را به شما بدهند در مواقعی که ناچارید بنا به اقتضائات سیاست از اصول خود عدول کنید چگونه با این مساله کنار میآیید؟
** این بستگی به نوع آن اصول دارد. در این باره سالهاست که در کلاسهایم و نوشتههایم سخن گفتهام. هرچند شرح این موضوع از حوصله این مصاحبه خارج است، اما باید توجه بدهم که در امر سیاسی و اداره جامعه سیاسی یعنی ساحت سیاست، عقلانیت در قالب نوعی از عقلانیت جمعی به کار گرفته میشود که به آن صفت عقلایی بودن اطلاق میکنیم. در ساحت سیاست، با توجه به واقعیت انکارناپذیر تعدد و تنوع، حقانیتها کنار میروند و به جای آن تلاش برای ایجاد اجماعی متداخل صورت میگیرد؛ تلاشی که از طریق تعاملی مستمر و با عنایت به اقتضائات زمان انجام میشود. در متن «الگوی زیست مسلمانی» که با دوستان همفکر در جمعیت توحید و تعاون تهیه شد، ابعاد مختلف این بحث مطرح شده است.
* برای نخستین بار در سپهر سیاسی ایران تساهل و تسامح در دولت خاتمی مطرح شد که بعدها همین موضوع باعث بروز انتقادات فراوانی به او شد. نظر شما درباره با تسامح برخورد کردن در حوزه سیاسی چیست؟
** هنگام صحبت درباره زندگی اجتماعی، یک اصل طلایی داریم که هیچگاه نباید فراموش شود و آن اینکه انسانها به شیوههای مختلفی برای زندگی کردن اعتقاد دارند و حق دارند برای تحقق آن تلاش کنند. تساهل را نه به معنای بیاعتقادی، بلکه به معنای فهم این اصل مهم و اینکه یکدست کردن دیدگاههای متنوعی که به طور طبیعی در میان مردم وجود دارد تنها با اعمال روشهای مستبدانه امکانپذیر است که آن هم نه به حذف تنوع، بلکه به اجبار شهروندان به اتخاذ شیوههای منافقانه در زندگیشان خواهد انجامید. بنابراین، دولتها موظفند به حراست از «گستردهترین طیف ممکن از گزینهیی زندگی اخلاقی» پایبند باشند. مشروح این نظر را در نوشته کوتاهی درباره تساهل منتشر کردهام میتوانید مطالعه کنید.