تاریخ انتشار : ۲۱ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۳  ، 
کد خبر : ۱۴۹۲۸۱
دکتر منصوری لاریجانی استاد دانشگاه در گفتگو با یالثارات:

قلمروهای خودی و دشمن باید دقیقاً مشخص شود


* اگر بخواهیم نگاه تاریخی به بحث جنگ نرم داشته باشیم می‌بینیم که رهبر معظم انقلاب سالیان پیش از این دغدغه را مطرح کردند. از سویی جنابعالی به شخصه در این حوزه مطالعاتی را در خصوص بیانات رهبری داشته‌اید. لطفا کمی در این خصوص توضیح دهید؟
** بعد از هشت سال دفاع مقدس، مقام معظم رهبری بحث جنگ نرم را مطرح کردند؛ یعنی همان بحث تهاجم فرهنگی آن هم در ابعاد مختلفش، علت اینکه این حقیر کتاب سیاست‌های راهبردی در اندیشه دفاعی امام و مقام معظم رهبری را آماده کردم این بود که مبانی نظری اندیشه مقام معظم رهبری را در حوزه‌های فرهنگی، اقتصادی، نظامی و قانونگذاری مطرح سازم و بسیار برای من جالب بود که ایشان این موضوع را بسیار عالمانه، کلاسیک و منطقی تبیین فرموده‌اند.
آن موقع من بر اساس تجربه، به طور کلی از نهادهای دولتی ناامید شدم؛ چون شعاع این اندیشه در همه حوزه‌های قضایی، مجلس، دولت، نیروهای مسلح، وزارت خارجه و غیره مطرح است. می‌توان گفت مقام معظم رهبری یک فضای دیگری را گشودند که فرادست همه این حوزه‌هاست؛ آن هم جهانی سازی است و ما باید مقدمات لازم را برای حکومت جهانی امام زمان (عج) فراهم کنیم. این کار را سازمانها قادر نیستند انجام دهند.
* پس با این حساب شما تحقیقات کاملی در این خصوص انجام داده‌اید. آقای دکتر وقتی با نگاه تحقیقی به سخنان رهبری توجه کردید چه نتایجی برای شما حاصل شد؟
** من باورم این بود که نهادهای غیردولتی می‌توانند در این مسیر قدم بردارند و بدین ترتیب با یارگیری، اقشار مردم با مبانی تئوریک مقام معظم رهبری آشنا شوند. بعد از اینکه این نیروها این مبانی را شناختند به عنوان سربازان فرهنگی جهت اجرایی کردن این مبانی اقدام کنند. مقام معظم رهبری فرمودند: اساتید دانشگاه باید فرماندهان جنگ نرم باشند. یعنی اگر روزی اساتید دانشگاههای ما به عنوان فرماندهان جنگ نرم وارد عمل شدند، دانشگاه ما مصونیت پیدا خواهد کرد؛ پس تمام دانشجویان ما باید افسران و سربازان فرهنگی باشند. این نمی‌شود مگر اینکه ابتدا آن هسته اولیه را در خودمان بسازیم.
* آیا این هسته اولیه هم اکنون تشکیل شده است؟
** خیر. به نظر من عدم ساماندهی، پراکندگی از نظر تفکر و نوع عملکرد در بین نیروهای خودی هم، خیلی زیاد است و این موجب ضربه‌پذیری آنان می‌شود و ریشه این عدم ساماندهی و پراکندگی این است که مبانی آنها مشخص نیست و به نظر من قوی‌ترین مبانی، اندیشه‌های امام و مقام معظم رهبری است که متاسفانه در بین اینها چندان مطرح نیست و بیشتر، انگیزه‌های سیاسی مطرح است و متأسفانه بنده به این حقیقت رسیده‌ام که در هر حوزه‌ای که تحقیق می‌کنم، مشاهده می‌کنم تنها چیزی که عمل نمی‌شود بیانات مقام معظم رهبری است! به عنوان مثال حضرت آقا فرمودند: اساس جنبش اصلاحات باید مبارزه با فقر و فساد و تبعیض باشد و مخاطبش قوه قضائیه بود اما آیا عمل کردند؟ یا در حوزه قانونگذاری ایشان فرمودند که خط قرمز اقتصادی را مشخص کنید. مالکیت در این کشور باید تابع عدل و زهد باشد. آیا واقعا قانونگذاری ما این گونه است؟
* آنچه که از سخنان شما برمی‌آید خطاب اصلیتان در این بحث، خواص و خودیها هستند. چرا خودی‌ها به وظیفه خود در این حوزه‌ها عمل نکرده‌اند؟
** به نظر من این یکی از دغدغه‌های اصلی مقام معظم رهبری است و هر چه هم که ضربه خورده‌ایم- اگر بخواهیم یک تاریخ‌شناسی تحلیلی از حرکت اسلامی می‌کنیم- می‌بینیم همیشه از خودی‌ها ضربه خورده‌ایم. مگر امیرالمومنین (ع) را چه کسی خانه‌نشین کرد و چه کسی شمشیر به فرق او زد؟ امام حسن (ع) را چه کسی زهر داد؟ یا چه کسی در روز عاشورا در قتلگاه روی سینه امام حسین(ع) نشست؟ آیا غیر از این خودی‌ها بودند؟
بنابراین در این زمانه هم همیشه خواص خودی جفا می‌کنند. اگر همین قضایای انتخابات ریاست جمهوری را تحلیل کنیم، می‌بینیم که اولین فریاد حضرت آقا علیه خودی‌هاست، آن‌قدر که روی اینها تاکید کرده و گلایه و شکایت دارد، از خود جریان ندارد و می‌فرماید: برای من روشن نیست که سران آنها وابسته باشند یا نه، این یک درد است. حالا چه کسی باید این را بازگو کند که منظور ایشان از خواص و نخبگان کیست؟
* خصوصیات و ویژگیهای دفاع در برابر جنگ نرم دشمن را چگونه می‌توان تشریح کرد؟
** ما اگر بتوانیم در جنگ نرم که شمشیر و سلاح فرق می‌کند و جای خود را به قلم و اندیشه و عقلانیت و منطق داده است، خیلی نرم حرکت کنیم نیاز به یک فضای نقادی مبتنی بر عقلانیت و منطق داریم چون بده بستان‌ها در حوزه‌های مدیریتی کشور مانع می‌شود که نقدی دلسوزانه و عالمانه به همه چیز زده شود. وقتی که این فضا نباشد اولین چیزی که قربانی می‌شود منویات و فرمایش‌های مقام معظم رهبری است و در نهایت فرمایش‌ها و رهنمودهای دین و پیامبر(ص) است.
پس در وهله اول باید مروری داشته باشیم بر اینکه جنگ نرم چیست، جبهه خودی چه مختصاتی دارد، جبهه دشمن چه مختصاتی دارد و قلمرو آن کجاست؟ اگر این قلمرو مشخص شود همه حساس می‌شوند، چون مرزی نامرئی دارد تا اعماق قلب آدمی هم می‌تواند کشیده شود.
منویات و فرمایش‌ها، رهنمودها و اندیشه‌های مقام معظم رهبری همه دسته‌بندی واحصا شود و یک بازشناسی خوبی صورت بگیرد که تا مقام معظم رهبری لب به سخن می‌گشاید مسبوق به سابقه باشد و دیگر نگاه رسانه‌ای نکنند.
یعنی اگر ما اعماق اندیشه رهبر معظم انقلاب را در این حوزه نشناسیم، بی‌خود وارد جنگ می‌شویم؛ دقیقا مثل یک جنگ نظامی که بدون اینکه توانمندی و استعداد دشمن را بشناسیم و راه ورود به میدان مبارزه را بلد باشیم به میدان معرکه وارد شویم. این از قبل معلوم است که طعمه دشمن واقع خواهیم شد. لذا در این شرایط مصادف به مراتب سخت‌تر است. به نظر من از بازی شطرنج خطرش بیشتر است چون یک لحظه ممکن است ما را فرسنگ‌ها از اهداف دور کند.
* آیا می‌توان سازوکار اجرایی هم برای مقابله با جنگ نرم در نظر گرفت؟
** بله. در قدم اول ایجاد فضای نقادی عالمانه و دلسوزانه است. البته مراد از نقد، نقد علمی نیست چرا که هر علمی دارای یک مبانی و متدلوژی است که روش نقد آن متناسب با خود اوست. اما در حوزه جنگ نرم همیشه نقد باید از خودی‌ها شروع شود.
در نهج‌البلاغه هست که مولا امیرالمومنین(ع) وقتی خودی‌ها را بعد از جنگ صفین جمع می‌کند، اول شروع می‌کند نکته ضعف خودی‌ها را گفتن و نقد کردن و بعد از آن وارد نقد حوزه دشمن می‌شود. این از نظر روانی نکته مهمی است چون وقتی انسان خودش به نقاط ضعف و کمبود و کاستی‌هایش واقف بشود آن موقع چهارچشمی می‌خواهد ببیند که دشمن چه چیزی دارد و بهتر او را می‌شناسد.
و الّا اینکه من بیایم بگویم همه چیزمان سر جای خودش است و چنین و چنانیم و غیره، بالاخره یک زمانی این گرد و خاک می‌خوابد و دیگر مردم از شعار خسته می‌شوند چشم‌ها را باز می‌کنند و به دنبال واقعیت می‌روند. گِلِه مقام معظم رهبری نشان دهنده این است که ما در حوزه فرهنگی کار درست و حسابی انجام نداده‌ایم.
قدم دوم این است که هرکس بیاید سهم خودش را در مشکلات قبول کند. وقتی در جنگ حنین آن آقا بلند شد و به امیرالمومنین(ع) گفت: پیام «لا حکم الّالله» را شنیدی؟
مولا فرمود: بله، سهم من در این مشکل چقدر است. این خیلی خوب است که ما از بالا تا پایین بیاییم هرکس سهم خودش را در این مشکلات قبول کند یعنی با مبنا قرار دادن همان منویات حضرت امام و مقام معظم رهبری ببینیم که چقدر عقب هستیم. به نظر من یکی از ویژگی‌های بیانات حضرت آقا این است که همه راهبردی هستند و تماما به نوعی راهکار است. چرا ما نیامدیم برای آن ساز و کار فراهم کنیم؟ نکته بعد که دیدگاه این بزرگوار است، این است که اگر انگیزه مبارزه با تهاجم فرهنگی فراهم نشود، ما نه تنها پیشرفتی نخواهیم داشت، بلکه پسرفت هم داریم. یعنی انگیزه مبارزه با تهاجم فرهنگی باید جزو فرهنگ عمومی شود. یعنی حیات عمومی ما به این فرهنگ عمومی وابسته است. چرا یک حزب‌اللهی باید در این فضا که نفس می‌کشد، احساس خفگی کند؟ هم از خودی می‌خورد، هم از غیر خودی!
به نظر من الان فرصت خوبی است که نهادی اینها را جمع کند و خدمت حضرت آقا ارائه کند.
البته آنچه در مقابله با جنگ نرم مهم است، برجسته کردن مختصات خط ولایت و رهبری است. ما جریانهای سیاسی را به طور کلی به اصولگرایی و اصلاح‌طلبی رصد می‌کنیم.، در حالی که خط اصیل نظام، خط ولایت و رهبری است که اعم از اصولگرایی و اصلاح‌طلبی است. ما باید خط ولایت و رهبری را به عنوان شاهراه اصلی نظام، برجسته کنیم و نیروهای فرهنگی و علمی را در چارچوب آن سازماندهی کنیم، اینکه عوام و خواص، یا باید اصلاح‌طلب باشند یا اصولگرا، انحراف از خط ولایت است. خط ولایت، خط اعتدال و به تعبیر قرآن «و جعلناکم امتا وسطا می‌باشد».
* همانطور که شما می‌فرمایید نوک پیکان در جنگ نرم نخبگان و خواص هستند. جنابعالی چه تحلیلی از وضعیت کنونی نخبگان در جامعه دارید؟
** الان شرایط به گونه‌ای است که می‌توان نخبگان فکری جامعه را دسته بندی کرد. در حال حاضر نخبگان تحت آماج جریان‌های سیاسی هستند؛ و عمده نخبگان ما الان در یک فضای حیرت و سرگردانی به سر می‌برند و بهترین فرصت است که یک مرجعی بیاید اینها را درک کند. شما اگر در فحوای صحبت‌های اینها در دیداری که در ماه مبارک رمضان با مقام معظم رهبری داشتند دقت کنید، همه از فقدان این محمل می‌نالیدند. اگر ما بتوانیم خود اینها را ساماندهی کنیم و به عنوان فرماندهان فرهنگی تربیت کنیم و کار را به خودشان بسپاریم، اینها با جان و دل وارد میدان می‌شوند.
* برخی از کارشناسان بحث‌هایی همچون سپاه فرهنگی و... را برای مقابله سازماندهی شده با جنگ نرم پیشنهاد می‌کنند. در ادامه ساز و کارهای اجرایی چه پیشنهاداتی را می‌توان برای سازماندهی این دفاع مطرح کرد؟
** به نظر من، هر چه حول و حوش منویات و نظریات مقام معظم رهبری برنامه‌ریزی کنیم، هم ضریب خطای ما کمتر خواهد بود و هم اینکه زودتر به نتیجه می‌رسیم. آن وقت نه تنها پیشرفت می‌کنیم؛ بلکه می‌توانیم گذشته‌ها را نیز جبران کنیم.
اگر ما بتوانیم نهادهای موازی را که وابستگی به نهادها و دستگاههای دولتی و انقلابی ندارند تعریف کرده و آن را به عنوان یک فرآیند و جریان چرخشی دوّار در کل کشور فعال کنیم که مدیران و کارشناسان دلسوز و متعهد در کل کشور تردد کنند و از نزدیک مشکلات را بررسی و نقد کنند، خیلی خوب نتیجه می‌گیریم. چون وابستگی شدید به میز، ظواهر و دکوراسیون خیلی به ما ضربه زده است. حداقل بیاییم بگوییم فرق کار نهاد فرهنگی با غیر فرهنگی این است که در اینجا میز ندارند.
البته در این زمینه بهترین نهاد «بسیج» است چراکه اگر رژیم صهیونیستی بسیج ما را داشت دنیا را می‌گرفت. امّا با داشتن این نعمت از آن استفاده نامطلوب می‌کنیم و یا چندان استفاده نمی‌کنیم. ما باید با مردم خودمان یگانه باشیم و مرزها را برداریم هرچه که این مرزها کنار برود، اعتماد و محبت بیشتر می‌شود.
چطور ما می‌آییم در حوزه نظامی یک ساختاری را تعریف می کنیم و فرماندهی کل قوا را از آن رهبری می‌دانیم تا ارتش و سپاه در اختیارش باشد؛ ولی در حوزه فرهنگی این ارتباط قطع است؟! در حالی که ساحت و ماهیت ولایت فرهنگی است. این در حالی است که بازخورد مسائل منفی فرهنگی همه در حوزه ولایت سر ریز می‌شود.
* پس مشکل کجاست که با وجود این سازماندهی وسیع در بسیج ما هنوز به اهداف فرهنگی‌مان در مقابله با تهاجم‌های فرهنگی دشمن نایل نشده‌ایم؟
** به نظر بنده ما از نظر مبانی تئوریک مشکلی نداریم. مشکل شروع کار است و اینکه ما باید از کجا شروع کنیم. به نظرم باید تک‌تک حوزه‌ها را به صورت تخصصی کالبدشکافی کرد چون کسانی که بیست سال، سی سال خاک دانشگاهها را خورده‌اند و اهل درد هستند نباید همینطور پراکنده حرفهایی بزنند پراکنده کارهایی بکنند، با این وضع به نتیجه نمی رسیم.
این موضوع نیازمند آسیب‌شناسی جدی در دانشگاهها و حوزه‌های علمیه است؛ همینطور خود سپاه، چراکه سپاه در انتخابات صدمه دید. و این نشان دهنده این است که اگر فکر کنیم مدیریت فرهنگی جامعه را بر عهده دارد در توهم هستیم. هنوز هم اولین و مهمترین شبهه‌ای که در دانشگاههای ما وارد می‌کنند ولایت است در حالی که عملا می‌بینیم آن چیزی که تا به حال باعث ثبات نظام شده است! ولی چرا این تئوری جانیفتاده است؟ چرا هنوز هشتاد درصد مبانی تئوریک حکومت را در ذهن بچه‌ها از متون غربی می‌ریزیم؟! این یک فاجعه است.
* با این لیست بلند بالا از مشکلات، سیاست گذاران و فعالان عرصه مبارزه با جنگ نرم دشمن، چه تمهیداتی را باید در نظر داشته باشند؟
** اولین قدم در این راه یک آسیب‌شناسی جدی توسط مجموعه‌ای از نیروهای دلسوز آن هم از تمامی دستگاهها و وزارتخانه‌هاست.
گام دوم شناسایی نیروهایی است که می‌توانند در این عرصه پا بگذارند و موثر واقع شوند و ضمن آن ستادی تشکیل شود که مرجع آن ولایت باشد. از طرف دیگر باید کارها بین آن نیروهای نخبه که شناسایی و دعوت می‌شوند تقسیم شود.
ما باید با چند حوزه کار کنیم. باید بررسی کنیم که دانشگاه باید چه کار کند، آموزش و پرورش باید چه کار کند، مساجد باید چه کاری انجام دهند، باید تئوری سازی هم انجام دهیم. ما در حوزه تئوری سازی‌مان خیلی ضعیف و سنتی است. یکی از کارهای مثبتی که این کمیته‌ها می‌توانند انجام دهند همین است. ضمن اینکه کاملا منفک از جریان‌های دیگر بنشینند و فکرکنند و تئوری بنویسند و تصمیم جدی بگیرند.
به نظر بنده انقلاب فارغ از این تشکل‌ها نیروهای خوب و خفته‌ای دارد و اگر ما پیشدستی کنیم و یک جریان نویی را راه‌اندازی کنیم، همه اینها جذب می‌شوند و ناچاراً خود این اصولگرایانی که ادعای اصولگرایی می‌کنند یک آیینه‌ای در مقابل خود می‌بینند که متوجه می‌شوند اصولگرایی یعنی چه؟ پیروی از ولایت یعنی چه؟ اگر ما به هر استانی برویم و این جریان را کلید بزنیم و به قول معروف یارگیری را شروع کنیم. به نظر من این تنها راه اتصال به ولایت است. لذا لازم است که این ستاد کار را شروع کند و از استعداد و توانمندی‌های آنان استفاده کند.
* نقش صدا و سیما در تحقق اهداف مقابله با جنگ نرم را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
** اگر ما باور کنیم که در مهلکه هستیم، حواسمان را خیلی جمع می‌کنیم و از آن بیرون می‌آییم ولی وقتی که ما باور نداریم چه؟ ما باید حساسیت ایجاد کنیم اینکه اصلا جنگ نرم یعنی چه؟ اینکه همه ما باور کنیم در شرایط بحران قرار گرفته‌ایم، خیلی خوب است؛ اما چنین نیست. باید صدا و سیما حساسیت ایجاد کند، رسانه‌ها حساسیت ایجاد کنند و مقداری بار فرهنگی تحقیقات ما بیشتر شود. متاسفانه الان شما می‌بینید علی‌رغم اینکه صدا و سیما در دست ولایت است، اما اصلا فرهنگ ولایت در آنجا حاکم نیست و به نظر من صدا وسیما وارفته است. شورای عالی انقلاب فرهنگی که اصل مرکزیت فرهنگی است، این دغدغه‌ در آن نیست. به نظر من باید در نیروهای خود ایجاد حساسیت کنیم و آنها را فراخوان کرده و به تناسب توانمندی و قابلیت‌هایشان فارغ از دستگاه‌های رسمی آنها را سازماندهی کنیم و ان‌شاءالله این جریان را راه بیندازند. حالا اسم آن امر به معروف یا نهی از منکر یا هر چیز دیگری باشد. این مجموعه باید تکلیف‌گرا باشد؛ چراکه تکلیف‌گرایی فرهنگی در مقابل منفعت‌گرایی است.
ما اگر به این شرایط برنگردیم، خود ما هم انقلاب را می‌بازیم و کمک هم می‌کنیم که شکست بخورد.
* اتفاقا در چند ماه اخیر مباحث زیادی درباره دانشگاه‌ها و مخصوصا علوم انسانی و ماهیت غربی آن مطرح شده است. چاره کار در حل مشکلات دانشگاهها را در کجا می بینید؟
** به نظر من حضور اندیشه حضرت امام، مقام معظم رهبری و به طورکلی ولایتمداری در دانشگاههای ما فوق‌العاده ضعیف است و بنده در این زمینه مقصر اولیه را نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاهها می‌دانم و به صراحت هم اعلام می‌کنم چون برای آن دلایل زیادی دارم و همچنین بسیج دانشجویی و به طورکلی خودی‌ها را مقصر می‌‌دانم. این نهاد و بسیج دانشجویی برای نهادینه کردن اندیشه مقام معظم رهبری در دانشگاهها چه کار کرده‌اند؟! یا صدا وسیما چه کاری انجام داده است؟! بعد از مدتها به ما می‌گویند بیا در صدا وسیما راجع به ولایت فقیه برنامه تهیه کنیم. این مثل آن بچه‌ای است که از سینه مادرش شیر می‌خورد و فربه می‌شود، بعد می‌گوید مادر کو. مادر اگر می‌گوید بیا شیر بخور، بچه می‌گوید که دلیل بیاور که تو مادر من هستی. این خیلی حماقت است. امروزه همه چیزمان از ولایت است. بعد می‌گوییم که دلیل بیاورید ولایت فقیه چیست! این خیلی بی‌انصافی است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات