تاریخ انتشار : ۲۱ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۷:۱۱  ، 
کد خبر : ۱۴۹۲۹۳

بازیگردان اصلی چه کسی است؟


چهره‌های پشت پرده حوادث قبل و بعد از انتخابات شکوهمند و افتخارآمیز دهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی ایران به تدریج از سایه خارج می‌شوند. اهداف و سناریوهای ملون و رنگارنگ و همسو با غرب، به‌رغم تکاپوی سایه‌نشینان آشکارتر می‌شود.
پیش از ورود به موضوع اصلی این مقال، توجه به یک نکته ضروری است، افکار عمومی به خوبی به یاد دارد که چگونه یکی از سایه‌نشینان و مردان خاکستری در تحلیل قبل از انتخابات به بهانه ضرورت مشارکت 40 میلیونی در انتخابات با طعنه عملکرد دولت نهم را به سخره گرفت و از افکار عمومی به خاطر بی‌توجهی به نام و سوابق خود و عدم رویکرد دوباره به وی در سپردن منصب اجرایی انتقاد کرد و مشروعیت نظام و انتخابات را قربانی مطامع نفسانی خود کرد.
واقعیت این است که با گذشت 7ماه از انتخابات بزرگ 88، برکات و نعمات فراوانی از حضور صادقانه و خالصانه مردم و قاطعیت آنان در حرکت بر مدار اندیشه‌های امام راحل و فرامین رهبر معظم انقلاب اسلامی ملموس‌تر و عینی‌تر شده است که یادآوری بخشی از آن خالی از لطف نیست؛
الف) یکی از مهمترین برکات این انتخابات آشکار شدن تدریجی پیوندهای فکری و اندیشه‌های مذموم و باطلی است که طی 20 سال اخیر در سایه رافت و عطوفت نظام اسلامی به زیست سیاسی خود ادامه داده‌اند و به زعم خود در پی شکست دوباره از آرای مردمی در انتخابات 84 درصدد انتقام از مسئولان، ارکان انقلاب و نظام اسلامی برآمده‌اند.
این جملات را چند بار بازخوانی کنید:
"...من میر حسین را به خوبی می‌شناسم، آدم احساسی است. سریع قهر می‌کند و این پتانسیل خوبی برای این است که وی را رودرروی نظام و مسئولان قرار داد. باید سازوکاری ترتیب دهیم تا بتوانیم عقاید و افکار خود را از زبان وی بیرون بیاوریم. اشکالی ندارد باید برخی مواقع با دشمنان درجه دو خود ائتلاف کنیم...." (بخشی از سخنان یکی از مسئولان ارشد جریان موسوم به ملی‌مذهبی‌ها)
از این‌گونه تحلیل‌ها و نظرات درباره چگونگی رویکرد به انتخابات 88 در محافل شبانگاهی و سحرگاهی جریان‌های شبه‌داخلی و همسو با غرب فراوان می‌توان یافت.
البته باید اذعان داشت که حضور مردم در هر یک از صحنه‌های انقلاب و نظام اعم از راهپیمایی و انتخابات حامل پیام خاصی است. همچنان که پیام آرای مردمی در انتخابات 84 ضرورت احیای دوباره اندیشه‌ها و آرمان‌های امام راحل بوده است.
از این منظر درک علل تکاپو و تلاش جریان‌های مطرود و منزوی سیاسی در آستانه انتخابات 88 سهل و آسان خواهد بود. این گروه از جریان‌های به اصطلاح داخلی درصدد انتقام از افکار عمومی هوشیار و فهیم ایران اسلامی در آستانه انتخابات 88 برآمدند و با غور در افکار و رفتار و سوابق نامزدهای انتخاباتی رویکرد قابل تاملی به موسوی نشان دادند و اکنون از برکات حضور پرشور و با شعور مردم در انتخابات مذکور را می‌توان شکست دوباره این جریانات و البته افشای ماهیت نامزدی که 20 سال بر اندیشه و رفتار و گفتار خود نقاب کشیده بود که اگر غیر از این می‌بود و وی بار دیگر به مسند اجرایی کشور نفوذ می‌کرد به فرموده امام راحل "انالله و انا الیه راجعون".
ب)رونمایی از پیوند ناگسستنی مردم و نظام و مسئولان انقلابی از دیگر برکات انتخابات مذکور بوده است. افکار عمومی داخلی و خارجی هنوز سازوبرگ‌ها، هزینه‌کردها و تکاپوی رسانه‌های بیگانه و البته ارتباط ویژه برخی از جریان‌های مطرود و منزوی با کانون‌های تصمیم‌گیری خارج کشور را در آستانه انتخابات بزرگ 88 به یاد دارد. راه‌اندازی شتابزده شبکه بی‌بی‌سی فارسی، تقویت رادیو‌های فارسی‌زبان آمریکایی، فرانسوی، اسرائیلی و انگلیسی و البته تکثیر قارچ‌گونه سایت‌های اینترنتی زنجیره‌ای وابسته به جریان‌های شکست‌خورده از اراده مردم ایران اسلامی از جمله سازوبرگ‌های ویژه جریان‌ها و عناصر ضدانقلاب، سلطنت‌طلب، مخالف و معاند در رویارویی با اراده و خواست عمومی مردم ایران اسلامی بوده است.
این جریان‌ها و عناصر معلوم‌الحال که تنها به فکر انتقام از ملت فهیم ایران برآمده‌اند سناریوهای‌ مختلفی را در مراحل قبل، حین و بعد از انتخابات به مرحله اجرا گذارده‌اند که بازخوانی یکایک آن خارج از حوصله این مقال است اما به اجمال به مهمترین آنها اشاره می‌شود.
ادعای تقلب در انتخابات و تشکیل کمیته‌ای موسوم به صیانت از آرای مردم قبل از انتخابات از جمله ادعاهای قابل تامل این گروه از جریان‌ها است.
"ه.الف" در این‌باره می‌گوید: "..... استراتژی ویژه‌ای را دنبال می‌کردیم به اصطلاح گل‌زدن در هر صورت، در این استراتژی هدف این بود که با ارائه آماری از نظرسنجی‌های مجعول به موسوی القا کنیم که وی قطعا برنده میدان است و به این طریق موضوع تقلب را پیش می‌بردیم....."
اما این ادعا به رغم هیاهوی بسیار در سایت‌های زنجیره‌ای –که گذشت زمان نشان داد از یک مرکز مورد حمایت مالی قرار می‌گیرند- و انجام اردوکشی‌های خیابانی پس از شکست مفتضحانه در انتخابات، ناکام ماند و آنان ناجوانمردانه استراتژی دیگری موسوم به آشوب و هرج‌ومرج در جامعه را با هدف خدشه به اقتدار نظام جمهوری اسلامی ایران به مرحله اجرا گذاردند که به گفته محمدعلی ابطحی ".... تقلب رمز آشوب بود...".
به عبارت دیگر اجرای این‌گونه سناریوها پیوند ناگسستنی مردم و مسئولان را محک زد و البته همچون گذشته پیروز میدان مردم بودند و بس.
اگرچه درباره رویدادها و اتفاقات و ائتلافات جریان‌های شکست‌خورده از مردم قبل از انتخابات گفتنی‌هایی هست اما اتفاقات پس از انتخابات در افشار اندیشه‌ها، ماهیت‌ها و ارتباطات برخیاز افراد درون نظام با دگراندیشان و کج‌اندیشان بسیار موثر بود. بازخوانی نامه هاشمی رفسنجانی چند روز پیش از انتخابات خطاب به رهبر معظم انقلاب اسلامی گامی موثر در کشف ماهیت‌ها است. تطبیق متن این نامه با رفتار و گفتار وی طی فعالیت دولت نهم و البته خطبه‌های نماز جمعه قبل از انتخابات وی بخشی از واقعیات را عریان‌تر می‌کند. افکار عمومی هنوز نوع نگاه آمیخته با حقد و کینه به دولت نهم از سوی وی و عدم حتی یکبار اشاره به خدمات دولت نهم از سوی او را به خاطر دارد و در این‌باره می‌توان مصادیق فراوانی را ارائه داد.
ج) آرای مردمی و انتخاب اصلح از سوی آنان، مردان زر و زور را برای تمدید زیست‌ سیاسی خود از سایه به بیرون افکند. آشکار شدن بخشی از مافیای ثروت و زر و زور که طی سال‌های گذشته و در پوشش کمک به مردم شکل گرفته است از دیگر نعمات این انتخابات بوده است. اگرچه عملکرد دولت نهم که با آرای قاطع مردم شکل گرفت تا حدودی فعالیت این مافیا را مهار و متوقف کرد اما تاکید احمدی‌نژاد بر ادامه مبارزه با این مافیا و اشاره مستقیم وی به نام‌ها و نشان‌ها و منصب‌ها در مناظرات تلویزیونی علاوه بر این که افکار عمومی را بیدار‌تر و برای مقابله با این مافیا مصمم‌تر کرد خواب مردان سایه‌نشین را بر هم زد. به گونه‌ای که یکی از مسئولان سابق در سخنرانی خود به صراحت از تلاش برای عدم موفقیت و راهیابی دوباره احمدی‌نژاد بر مسند اجرایی سخن گفت و البته در حاشیه گفتار اهانت‌آمیز این گروه، عوامل و اذناب آنان بر هجمه‌ها و اهانت‌ها به وی و افکار عمومی افزودند. آیا تبلیغات ویرانگر انتخاباتی در سال 84 علیه احمدی‌نژاد را به خاطر دارید؟ آیا شیوه‌ها و روش‌های شبه‌غربی و البته اهانت‌آلود جریان‌های مطرود و مخالف و معاند در تحقیر دولت نهم و نامزد انتخابات دهم اصولگرایان را به یاد دارید؟
در جریان برگزاری انتخابات این مافیا رویکرد ویژه‌ای به دین و مقدسات از خود نشان داد و پس از اعزام نمایندگان ویژه به آمریکا برای تحقیق درباره علت پیروزی اوباما از رنگ به عنوان یکی از ابزار تغییر سوءاستفاده کردند و این‌گونه بود که در پی مطامع نفسانی خود حتی به مصادره و غصب رنگ سبز به عنوان یکی از نمادهای دینی پرداختند.
و این‌گونه یکی دیگر از برکات انتخابات 88 یعنی افشای ماهیت درونی افراد مدعی دین‌مداری و حرکت بر مدار خط امام (ره) جلوه‌گر شد. مردم تهران و برخی شهرهای بزرگ هنوز از بی‌حرمتی‌ها به رنگ سبز نماد دینی خود از سوی جریان‌های بی‌دین، لاابالی و ضد انقلاب داغ بر دل و سینه دارند. حرمت این نماد دینی و قلم اجازه بازنویسی شیوه این بی‌حرمتی‌ها را نمی‌دهد. بگذار و بگذر....
از این رو جریان‌های مطرود انتخابات 88 با محوریت ناکام بزرگ و به بهانه تقلب، خط آشوب و ناامنی را با هدف جلوگیری از حرکت سازنده دولت دهم و مانع‌آفرینی در اجرای برنامه‌ها با نامی عوامفریبانه موسوم به جنبش سبز پس از انتخابات ادامه دادند که این حرکت نیز با رفتار هوشمندانه و غیرتمندانه مردم ایران اسلامی خنثی شد.
البته گفتنی است که در اردوگاه سبزی‌ها فرصت‌طلبانی شامل گروهک‌های نفاق، انجمن‌ پادشاهی، توده‌ای، ملی‌مذهبی و نهضت آزادی لانه گزیدند تا شاید رویای خیالی خود برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران را تحقق بخشند.
این‌گونه بود که تکاپوی مردان سایه‌نشین و خاکستری در رویارویی با نظام و انقلاب آشکارتر شد.
اگرچه اخبار بسیار مختصری از نقش بستگان مردان سایه‌نشین و خاکستری در آشوب پس از انتخابات منتشر شد اما افکار عمومی در راهپیمایی‌های اخیر خود نام‌هایی را برای پاسخ‌گویی و البته برخورد قضایی با آنان فریاد می‌زند.
افکار عمومی هنوز تصاویر منتشره از فائزه هاشمی در غائله‌های اخیر را که به تحریک گروهی از اراذل و اوباش می‌پردازد در ذهن دارد. مردم همچنان موضوع خروج مهدی هاشمی را دنبال می‌کنند و البته گفتار هاشمی مبنی بر این‌که "... مهدی خیالش راحت است..." نیز آزاردهنده است.
در این‌باره گفتنی‌هایی هست که باید در موضوعاتی مختلف به آن پرداخت.
د) تکاپوها و تلاش‌های جریان‌های مطرود و منزوی در برابر اراده و عزم ملی مردم ناکام ماند تا وعده الهی که به بازگشت مکرمکاران به آنان وعده داده است محقق شود. اکنون با حضور یکپارچه مردم در صحنه‌ها و بی‌اعتنایی آن به فضا‌سازی‌های سایت‌های زنجیره‌ای و شبکه‌های ماهواره‌ای سبب شده تا اختلافات در میان این جریانات بار دیگر از پس پرده برون افتد. سران این جریانات به خوبی پیام حضور غیرتمندانه مردم در راهپیمایی میلیونی 9دی را دریافته‌اند که تا طرد و حذف کامل از عرصه سیاسی ایران اسلامی چند گام بیشتر فاصله ندارند.
".... هیچ تضمینی نباید به هاشمی داد. اعتمادی به او نیست. او برای حفظ خود تلاش می‌کند...."(م.خ) به تازگی در جلسات شبانگاهی و سحرگاهی سران جریانات شکست‌خورده انتخابات بزرگ 88 بار دیگر انتقاد از عملکرد هاشمی رفسنجانی را آغاز کرده است.
".... کروبی ساده است و عاقل نیست. نباید روی او حساب کرد، موسوی هم با باد ما موج‌سواری می‌کند اگر باد را قطع کنیم با سر زمین می‌خورد... ."
این سخنان خاتمی است که باید به آن توجه کرد.
گذشت زمان نیات و اهداف پلید مردان سایه‌نشین را عریان‌تر کرده است به گونه‌ای که از سبز تنها نامی باقی است و بار دیگر سوءاستفاده از احساسات دانشجویانی که تئوریسین‌های خاتمی از آنان به عنوان پیاده نظام یاد می‌کردند.
"م.خ" در تحلیل حضور یکپارچه مردم در بزنگاه‌های پس از انتخابات اعتراف می‌کند: ... سبزها از جریانات سه ماه عقب هستند. آنها این‌کاره نیستند باید امیدوار باشیم که مردم به همین‌جا بسنده کنند...."
در جلسه اخیر برخی عوامل حوادث اخیر نیز با تاکید بر اختلافات موجود میان جریان‌های هوادار موسوی تاکید شده است: "....تاریخ مصرف موسوی هم تمام شد. در این که وی را به عنوان لیدر انتخاب کردیم اشتباه کردیم. آستانه تحمل نظام تمام شده است."
ه) ایده‌پردازی‌ها و طرح‌هایی برای بقای سیاسی از جمله تاکتیک‌های اخیر جریان‌های شکست‌خورده انتخابات و مردان سایه‌نشینی است که برای ادامه حیات سیاسی خود حتی به احادیث مشکوک هم متوسل می‌شوند. طرح وحدت ملی از جمبه این طرح‌ها بوده است. البته هوشیاری مردم و مسئولان و رسانه‌های اصولگرا نقشه آنان را ناکام گذارد. این گونه طرح‌ها و استراتژی‌ها پیاپی اجرا شد اما مردم متحدتر از گذشته بر محاکمه و طرد جریان ضد انقلاب و ضد نظام تاکید داشته و دارند.
پیام امواج توفنده مردم را می‌توان فهرست‌وار برشمرد: حمایت قاطع از اصل ولایت فقیه، برخورد سریع و بدون ملاحظه با مردان سایه‌نشین و خاکستری، محاکمه علنی بستگان برخی از مسئولان در فضاسازی علیه نظام و انقلاب و تداوم حرکت در مسیر حفظ اندیشه‌های امام و رهبری.
اکنون بار دیگر مردان سایه‌نشین که خود را در چند قدمی احضار و آشکار شدن فتنه‌ها و پشت‌پرده‌ها می‌بینند در ترفندی جدید طرح شکست‌خورده وحدت ملی را نشانه رفته‌اند. به راستی چرا بازیگری مانند رضایی بر طرح وحدت ملی اصرار دارد؟ آیا وی همچنان در تحلیل‌های خود واقعیات را نمی‌بیند؟ وحدت در جامعه چگونه حاصل می‌شود؟ حضور بیش از سه و نیم میلیون نفر در راهپیمایی عصر روز 9دی مصداقی از وحدت موجود میان مردم و مسئولان و به ویژه بیعت دوباره مردم با اصل ولایت فقیه است. باید رضایی و مروجان این‌گونه طرح‌های کذایی واقعیات را باور کنند که مدتهاست از اندیشه‌های مردم فاصله گرفته‌اند.
تاریخ انقلاب اسلامی حضور یکپارچه مردم را در سینه خود ثبت کرده است. این حضور در بزنگاهی صورت گرفت که جریان‌های سیاسی همراه موسوی با سوءاستفاده از لجاجت و سرکشی‌های وی، موضوعاتی فراتر از انتخابات را نشانه رفتند. تحقیر آرمان‌های انقلاب و نظام، هتک حرمت مسئولان و به تازگی هتک حرمت فرهنگ شهادت‌طلبی عاشورایی از سوی این جریان‌های مطرود اولا میزان هوشمندی و درایت رهبر انقلاب اسلامی و مردم ولایتمدار کشور را در شناخت حق و باطل به افکار عمومی داخلی و خارجی نمایاند و ثانیا بغض آنان با گرایشهای مختلف را که هنوز داغ اهانت به ساحت امام راحل را در دل داشتند شکست و اقتدار و همراهی مثال‌زدنی با ولایت فقیه را در یک عصر به یادماندنی رقم زد. اکنون باید به وادادگان سیاسی و غرب‌باوران گفت که باید عرصه را ترک کنید که بیش از این عرض خود می‌برید و زحمت‌ ما می‌دارید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات