فرزاد پورکاویان
ارمنستان و ترکیه دو همسایهای که نزدیک به دو دهه است با مشکلات بنیادین روابطی غیردوستانه و همراه با دشمنی را پیگیری کردهاند. در این میان آنچه این روابط را تیرهتر میکند نگاه نوستالژیک به گذشته از سوی دو همسایهای است که کشور دیگر را مسبب برخی از مشکلات خود میدانند که چالشهای پیش روی روابط دو کشور را در کنار جنگ ارمنستان - آذربایجان بر سره قرهباغ افزایش داده بود. افزون بر آن نگاه ترکیه به عنوان برادر بزرگتر به آذربایجان باعث شد تا ترکیه با سیاستهای ویژهای دست به تحریم و بستن مرزهای خود روی ارمنستان بزند، مرزهایی که تاکنون نیز گشوده نشده است. دولت اردوغان و سیاست منطقهای و اروپایی آن در راستای پذیرش ترکیه در اتحادیه اروپا این کشور را در جهت کاهش مشکلات خود با ایروان سوق داد، در این راستا عبدالله گل، رئیس جمهور ترکیه در قالب تماشای دیدار تیمهای فوتبال ملی دو کشور به ایروان سفر کرد. بیشک نگاه ترکیه به قفقاز با روی کارآمدن دولت جدید اردوغان در بهار گذشته و روی کار آمدن اوغلو، معمار سیاست خارجی جدید ترکیه با سیاست «صفر کردن مشکلات» پیگیری شد سیاستی که منجر به گفتوگوهایی بین مقامات سیاست خارجی ترکیه و ارمنستان شد و در پایان با امضای پروتکل عادیسازی روابط دو کشور توسط وزیران خارجه دو کشور در سوئیس در کنار تنی چند از مقامات سیاست خارجی کشورهای اروپایی و آمریکایی امضا شد. از آغاز مشخص بود که آنچه در قالب دیپلماسی فوتبال بین دو کشور همسایه اتفاق افتاد و سپس با امضای پروتکلهای عادیسازی روابط دو کشور همراه شد با چالشها و موانع متعددی همراه بوده و خواهد بود. اما عزم جدی طرفهای مذاکره و امتیازهای متعدد آنها در صورت به جریان افتادن و عادیشدن روابط دو کشور همسایه در کنار فشارهای کشورهای اروپایی و غربی دو کشور را واداشت تا دست به امضای پروتکل زنند. پروتکلی که از آغاز امضای آن شک و تردید در میان مقامات دو کشور را به همراه آورد و پس از گذشت چند ماه از انجام آن هنوز با چالشهای متعددی روبهرو است. چالشهایی که میتواند فرجام این پروتکل را با سرنوشتی نامعلوم و تیره و تار همراه سازد.
نقش دولت آذربایجان
با وجود آنکه دولت آذربایجان از آغاز مطرح شدن عادیسازی روابط ایروان - آنکارا از مخالفان جدی این روند بود و با نزدیکترشدن زمان امضای پروتکلهای تاریخی در سوئیس به مخالفتهای خود افزود اما زمانی که در مقابل عمل انجام شده قرار گرفت انتقادات بسیاری را متوجه آنکارا نمود و حتی پرچم ترکیه را از برخی مناطق همچون یادبود سربازان جنگ در این کشور پایین آورد و 15 میلیارد دلار از سرمایههای خود را از بانکهای ترکیه بیرون کشید. مقامات باکو بر این نظر هستند عادیشدن روابط ایروان و آنکارا و در پی آن بازشدن مرزهای ارمنستان و ترکیه به منزله پذیرش شرایط سیاسی ژئوپلتیکی منطقه است. شرایطی که اکنون با توجه به زیرسلطه بودن 20 درصد از خاک آذربایجان توسط ارمنستان عملاً باکو و مقامات این کشور را بازنده اصلی روند عادیسازی روابط ارمنستان و ترکیه لقب خواهد داد. علاوه بر آن از اهرمهای آذربایجان در دیپلماسی و گفتوگو بر سر بحران قرهباغ چه در قالب گروه مینسک و چه در قالب سایر مذاکرات خواهد کاست و این ارمنستان را پیروز واقعی بحران قرهباغ خواهد کرد.
اپوزیسیون داخلی ارمنی
سرکسیان، رئیسجمهور ارمنستان هرچند با نگاهی واقعگرایانه به پیگیری سیاست عادیسازی روابط با ترکیه پرداخت و در پاسخ به سفر عبدالله گل برای تماشای دیدار فوتبال تیمهای ملی دو کشور به ترکیه سفر کرد اما چه در قبل و چه بعد از امضای پروتکل اپوزیسیون داخلی ارمنستان نقش بزرگی را در ایجاد مانع و چالش در راه ادامه طی مسیر عادیسازی بازی کرده است. حزب داشناکسیون و کهنه سربازان جنگ قرهباغ از مخالفان عمده برقراری روابط با ترکیه هستند به علاوه کنگره ملی ارمنیان به رهبری لئون پطروسیان نیز با این روند مخالف است. نگاه مخالفان داخلی اپوزیسیون به روند عادیسازی روابط ترکیه-ارمنستان با تردیدهای بسیاری در مورد نیات ترکیه همراه است. تردیدهایی که برخی از آنها ریشه در تنفر تاریخی ارمنیها از ترکیه در قبال کشتار 1915 ارمنیان در زمان دولت عثمانی است و برخی دیگر هراسهایی است که در قبال واگذاری امتیازات متعدد به ترکیه در ازای رفع تحریم و بازشدن مرزهای دو کشور به وجود آمده است. چه اینکه مخالفان داخلی بر این عقیده هستند که ممکن است دولت سرکسیان امتیازاتی را پنهانی به طرف ترک اعطا کرده باشد که مردم و شهروندان ارمنی از آن بیخبرند. افزون بر این شماری از اپوزیسیون و مخالفان، پذیرش مرزهای موجود بین دو کشور (مناطق شرقی ترکیه کنونی) میدانند به ویژه اینکه کوه مقدس آرارات اکنون در قلمرو ترکیه قرار دارد در حالی که این کوه نماد ملی ارمنیها و شالوده بسیاری از باورهای دیرینه آنهاست.
دیاسپورا و ارمنیان جهان
گذشته از ارمنیهای داخل کشور، ارمنیهای خارج از ارمنستان با توجه به وسعت پراکندگی، جمعیت و قدرت آنها از مهمترین دیاسپوراهای اقلیت در جهان به شمار میروند اینان چه در ایران لبنان، مصر و سوریه و در بسیاری از کشورهای اروپایی به ویژه فرانسه و آمریکایی به ویژه ایالت متحده و آرژانتین به سر میبرند. شمار زیادی از این ارمنیها که با بحرانها و جنگها و کشتار 1915 توسط عثمانیها راه گریز را در پیش گرفتند امروزه دارای لابیهای قدرتمندی هستند به گونهای که لابی قدرتمند ارامنه در آمریکا و اروپا نقش مهمی در سیاستگذاریهای کشورهای غربی در حوزه قفقاز دارد. در این میان با اینکه عادیسازی روابط ترکیه با ارمنستان با فشار و حمایت اروپا و آمریکا انجام میشود اما این دیاسپورا و لابی ارمنیاند که از مخالفان جدی روند عادیسازی کنونی هستند. مهمترین دلایل آنان در مخالفت با این روند تا حد زیادی همان دلایل مخالفت اپوزیسیون داخلی ارمنی به شمار میروند آنان به کشتار 1915 ارامنه توسط دولت عثمانی، ارمنستان غربی، وضع قرهباغ و ... اشاره میکنند.
اپوزیسیون و مخالفان داخلی ترکیه
سیاست خارجی دولت اردوغان مبنی بر صفر کردن مشکلات با کشورهای همسایه همواره از سوی احزاب لائیک و طرفداران نظام کمالیستی و ملیگرای این کشور با دیده نقد نگریسته شده است. این موضع حتی در لایههای قدرتمندی از نظامیان و ارتشیهای این کشور وجود دارد. مخالفان بر این نظر هستند سیاست دولت اردوغان در نزدیکی به ارمنستان به نوعی خنجر از پشت زدن به آذربایجان محسوب میشود. چرا که تا زمانی که وضعیت بحران قرهباغ حل نشده است آغاز روابط با ایروان به نوعی پذیرش وضعیت موجود و به رسمیت شناختن برتری ارمنستان در جریان بحران قرهباغ از سوی ترکیه است چرا که ترکیه که همواره خود را برادر بزرگتر آذربایجان انگاشته اکنون با دنبال کردن منافع خود، باکو را مقابل ارمنستان تنها گذاشته است. علاوه بر آن مخالفان ترک سیاستهای آنکارا از استفاده ابزاری لابی قدرتمند ارمنی از واقعه کشتار 1915 به عنوان یک تهدید برای ترکیه نام میبرند. آنچه مشخص است هرچند پروتکل تاریخی عادیسازی روابط ترکیه و ارمنستان در سوئیس به امضای کشورهای دو طرف انجامید اما تا به سرانجام رسیدن و باز شدن مرزهای دو کشور و آغاز روابط دیپلماتیک فاصله زیادی باقی است فاصلهای که با وجود افزایش مشکلات و چالشهایی همانند فشار مخالفان، روند عادیسازی بعید است به سرانجام مطلوب برسد.