تاریخ انتشار : ۲۱ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۷:۱۳  ، 
کد خبر : ۱۴۹۲۹۸

چالش‌های روسیه و آمریکا در سال 2009 میلادی


امیر علی صانعی
آغاز سال 2009 میلادی همزمان بود با تغییر رسمی ریاست جمهوری در آمریکا و روی کار آمدن و آغاز به کار اوباما و حزب دموکرات در این کشور. اوباما به جهت شعارهایی که طی 16 ماه رقابت‌های انتخاباتی در آمریکا سر داده بود به دنبال تغییر در رفتار سیاست خارجی آمریکا و تنش‌زدایی در روابط آمریکا با روسیه بود. در اوایل سال 2009 میلادی هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا در دیدار با همتای روسی خود با فشار دادن نمادین یک دکمه بزرگ در جلوی دوربین‌ها و خبرنگاران، به «ری‌ست» کردن هر آنچه تا به آن زمان در عرصه روابط آمریکا و روسیه بوده، اشاره و تاکید کرد که وی و دولت جدید روی کار آمده در آمریکا مصمم به ایجاد تغییرات اساسی و اصلاح نحوه عملکرد و رفتار عملی خود با روسیه در مسائل مختلف دو جانبه و بین‌المللی هستند. وی در این دیدار از طرف روسی خود رسماً‌ درخواست کرد تا بدون توجه به راه پیموده شده در پشت‌سر، روند مثبت و همگرایانه‌ای را در خط‌مشی و رفتار جدید در پیش گیرد. این اظهارات رسمی اگرچه به صورت رسمی از طرف روسیه نیز مورد استقبال قرار گرفت و آنها نیز تمایل خود را به گام نهادن در این مسیر اعلام داشتند، ولی در عمل – به رغم گفت‌وگوهای مثبت و تغییر لحن آمریکا و حتی روس‌ها نسبت به یکدیگر - شاهد تغییر جدی و رخداد محسوس و قابل توجهی که حاکی از همگرایی دوطرف باشد در سال 2009 مشاهده نشد. در این راستا به برخی چالش‌های عمده موجود در روابط روسیه و آمریکا و پیشرفت گفت‌وگوها پیرامون هر یک از آنها در طول سال 2009 میلادی نگاهی اجمالی می‌کنیم:
1- طرح استقرار سیستم سپردفاع موشکی در اروپای شرقی (چک و لهستان): از این موضوع به عنوان یکی از سرفصل‌های اصلی مورد اختلاف و چالش مابین روسیه و آمریکا یاد می‌شود، ‌موضوعی که طرح و اعلام آن در زمان دولت جورج بوش منجر به واکنش رسمی و تند روس‌ها در زمینه‌های مختلف شده بود و حتی آنها برای مقابله عملی با این طرح، به دنبال استقرار موشک‌های بالستیک نسل جدید در کالینگراد بوده و هستند. البته چندی قبل اوباما با اعلام تعویق (و البته نه تعلیق) این طرح، سعی کرد تا اقدامی عملی را به منظور ایجاد یک قدم مثبت در روابط خود با روسیه انجام دهد که این اقدام با استقبال خوبی از طرف روس‌ها مواجه شد و آنها این قدم را منوط به تعلیق این طرح اعلام داشتند. نیت اصلی اوباما از این اعلام این بود تا طرف روسی را پای میز مذاکرات مربوط به قرارداد پیمان استارت جدید (در تمدید قرارداد منعقده قبلی استارت1) بکشاند.
2-قرارداد پیمان استارت جدید: ‌به رغم اینکه آمریکایی‌ها سعی و تلاش بسیاری را کردند تا در سال 2009 و تا به پایان نرسیدن این سال، با برگزاری چند دور مذاکرات با روس‌ها بر سر امضا یا حتی پاراف اولیه گفت‌وگوهای مربوط به پیمان استارت جدید، به یک تفاهم مشترک برسند، ولی این وجود این موضوع را نیز نستند تا در سال 2009 حل کنند و تداوم گفت‌وگوهای مربوط به آن به سال آتی یعنی 2010 موکول شد.
3- اختلافات پیرامون بحران قفقاز جنوبی (بحث گرجستان، اوستیای جنوبی و آبخازیا: در این پروسه نیز اختلافات عمیق مابین روسیه و آمریکا پابرجا مانده و علاوه بر حل نشدن، شاهد عمیق‌تر شدن ابعاد بحران نیز در سال 2009 بودیم. به طوری‌که روسیه علاوه بر شناسایی رسمی این دو منطقه به عنوان واحدهای سیاسی مستقل در منطقه قفقاز جنوبی از برخی هم‌پیمانان خود نیز خواست تااستقلال این مناطق را به رسمیت بشناسند. علاوه بر آن روسیه در زمینه‌های مختلفی با این دو منطقه جنینی تازه متولد در قفقاز جنوبی، در ابعاد مختلف قرارداد همکاری امضا کرد. آمریکا نیز کمافی‌السابق به حمایت خود از حاکمیت ساکاشویلی در گرجستان ادامه داد.
4- اختلاف بر سر بحث‌های حقوق بشری در روسیه: با روی کار آمدن دموکرات‌ها و آمریکا، کارشناسان بر این باورند که، از این به بعد جنگ مابین روسیه و آمریکا، از تنش علنی در دوران جمهوری‌خواهان و جورج‌بوش، به نبرد نرم و پشت پرده در دوران اوباما، تغییر ماهیت و رویه خواهد داد. اوباما می‌خواهد با حل تنش‌های علنی و نظامی بین دو کشور، در ادامه صحنه نبرد را به درون خاک روسیه برده و با تهاجم به این کشور و با طرح بحث‌هایی همچون: نقض حقوق بشر،‌نبود آزادی و دموکراسی در روسیه، عدم امکان فعالیت آزاد احزاب و رسانه‌های غرب‌گرا و آمریکا‌گرا در روسیه، جلوگیری از فعالیت برخی NGOها، همچون بنیاد سوروس در روسیه و...، وارد نبرد و زورآزمایی در عرصه نرم با روسیه شود، موضوعی که مرام و مشی اصلی دموکرات‌ها در جامعه آمریکا بر آن استوار است. البته خود ما نیز طی هفت ماهه اخیر شاهد این تغییر رویه و رویکرد عملی آمریکا در اداره پروژه جنگ نرم در کشورمان و حوادث پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری بوده و به خوبی این مساله را مشاهده و لمس کرده‌ایم. پس از روی کارآمدن اوباما در آمریکا و در سال 2009 میلادی اقدامات آمریکا در این عرصه در قبال روسیه نیز بسیار محسوس و چشمگیر بوده است، موضوعی که روسیه شدیداً‌ در قبال آن آسیب‌پذیر بوده و بدون شک آمریکا به جهت در اختیار داشتن ابزارها و رسانه‌های مورد نیاز، پیش‌رو در این عرصه خواهد بود. شیب و شتاب این روند طی سال‌های آتی بدون شک شدید‌تر از سال 2009 میلادی و علیه روسیه خواهد بود.
5- پیمان امنیتی جدید با اروپا: روسیه پس از عدم تمدید قرارداد پیمان امنیتی قبلی خود با اروپا موسوم به پیمان CFE، در اواخر سال 2009 میلادی، متن پیش‌نویس پیشنهادی خود در قالب پیمان امنیتی جدید با اروپا را برای هر 27 کشور عضو اتحادیه اروپا و برخی از سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی مطرح دیگر در اروپا نظیر ناتو نیز فرستاد، تا بدین‌وسیله بتواند در کنار پیشبرد گفت‌وگوهای خود با آمریکا بر سر بحث سیستم سپر دفاع موشکی در اروپای شرقی و لغو کامل آن و همچنین بحث پیمان استارت جدید، همزمان تعاملات امنیتی خود با اروپا را نیز متناسب با الگوی مورد نظر خود پیش برده و حل و فصل کند که البته این پیش‌نویس مورد رضایت و خوشایند آمریکا و هم‌پیمانان اروپایی‌اش نبوده و کش‌وقس‌هایی را در 2010 به همراه خواهد داشت.
6-موضوع حضور نظامی آمریکا و ناتو در افغانستان: در این راستا سعی آمریکا بر این بود تا در کنار تقویت جاپاهای نظامی خود در آسیای مرکزی، سهمی را نیز به روس‌ها در این مسیر بدهد، البته روس‌ها نیز به سهم‌گیری در این خصوص تمایل داشتند به‌طوری که شاهد بودیم علاوه بر ارائه یک کریدور هوایی به آمریکا و ناتو برای تردد به خاک افغانستان از طریق مسیر روسیه، به اندازه 4500 سورتی پرواز رایگان نیز به آنها برای استفاده از این مسیر امتیاز دادند. نیت اصلی روسیه از ورود در این مناقشه و مشارکت در آن، سلب بهانه از آمریکایی‌ها برای انعقاد قراردادهای نظامی مشترک با جمهوری‌های آسیای مرکزی است که این امر یکی از شروط روسیه به طرف آمریکایی برای تداوم همکاری‌ها در عرصه افغانستان است.
7- اختلافات بر سر بسیاری از مسائل دیگر نیز همچنان پابرجا و باقی هستند، موضوعاتی چون: مقاومت آمریکا در خصوص پیوستن روسیه به سازمان تجارت جهانی، اختلافات در آمریکای لاتین و آمریکای جنوبی، اختلافات در خصوص بحث اشغالگری آمریکا در عراق، اختلافات در پروسه‌های آمریکایی در خاورمیانه و حتی خاورمیانه عربی و بسیاری از اختلافات دیگر ریز و درشت نظیر: بحث کوزوو، بالکان، قفقاز و آسیای مرکزی، جمهوری‌های شوروی سابق، پروژه حرکت به شرق ناتو، پروژه طرح مشارکت شرقی اتحادیه اروپا و امثال آن و حتی موضوعاتی نظیر: ایجاد سازمان اوپک گازی، بحث‌های اقتصادی و انرژی دیگر.
نتیجه اینکه:
1- سال 2009 میلادی را به‌رغم تغییر در ادبیات مورد استفاده توسط آمریکا و روسیه در قبال یکدیگر و تغییرات نسبی محسوس ظاهری که رسانه‌های آمریکایی و غربی القاگر آن بودند را نمی‌توان سال مثبتی که در آن قدم‌های عملی جدی و مثبتی در روابط آمریکا و روسیه برداشته شده باشد، تلقی کرد.
2-دو طرف و به‌ویژه طرف آمریکایی‌ وعده‌وعیدهای بسیار را به یکدیگر داده‌اند، اما در عمل شاهد هیچ دستاورد و تفاهم عملی‌ای که مابین دو طرف انجام شده و روی کاغذ نیز آمده باشد را ندیدیم.
3- در این سال، اوباما به دنبال این بود تا روند روابط بین آمریکا و روسیه را از تنش در ظاهر، به کارگیری ادبیات خوب در ظاهر و بردن اختلافات و تنش‌ها به پشت پرده تغییر دهد که البته در این مسیر نیز به‌رغم تلاش‌های بسیار نتوانست موفق باشد. ضمن اینکه این شاگرد برای طرف روسی نیز کاملاً عیان شده است.
4- اوباما به دنبال حل فوری تنش‌های سخت‌افزاری و نظامی مابین آمریکا و روسیه است،‌مواردی چون: سیستم سپر دفاع موشکی در اروپای شرقی، پیمان استارت جدید و امثال آن، تا با عبور از این مرحله، خاکریز خود را از نقاط دوردست، به درون مرزهای روسیه برده و وارد عرصه جنگ نرم‌افزاری با این کشور شود، موضوعی که بدون تردید آمریکا پیروز آن دراین مقطع خواهد بود. اوباما به دنبال این است تا با نرم‌افزاری کردن نبرد بین دو کشور، رقابت‌های موجود را در عمق و پشت پرده پیگیری کرده و دراین بستر بتواند بر در یک پروسه زمان‌بندی شده حزب یا فرد مورد دلخواه آمریکا را در روسیه در انتخابات آتی ریاست‌جمهوری سرکار آورده یا حداقل به عنوان یک نیروی دارای قدرت در عرصه افکار عمومی روسیه مطرح سازد، به عنوان نیروی مدافع منافع آمریکا در درون جمهوری فدراتیون روسیه.
پیش‌بینی اینکه:
 برای سال 2010 میلادی نیز با توجه به روند موجود در سال 2009 میلادی، نمی‌توان آینده خوب و مثبتی را در روابط آمریکا و روسیه انتظار داشت، چرا که چالش‌ها و اختلافات موجود بین دو طرف در برخی موضوعات، بسیار عمیق و حل‌ناشدنی‌تر از عمر یک دولت در آمریکا یا حتی روسیه است.
 همچنین اینکه هم‌اکنون ماهیت رقابت در بسیاری از عرصه‌ها مابین آمریکا و روسیه، از حالت رقابت تبدیل به چالش و تنش شده است و بدون شک به حالت سکون گرداندن این وضعیت سال‌های بسیاری را می‌طلبد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات