گروه سیاسی، امیر محبیان: خبرگزاریها ظرف روزهای اخیر با اعلام این که رییسجمهور روسیه ولادیمیر پوتین به بهانه مبارزه با تروریسم (با توجیه ضعف دولت در قضیه موسوم به بسلان) کوشیده است از طریق ایجاد تغییراتی در قانون اساسی در راستای افزایش قدرت شخصی خود در جهت کنترل مناطق کشور و پارلمان گام بردارد؛ عملا موجی قوی و نگرانکننده را در غرب پدید آوردند و در این میان کالین پاول وزیر امور خارجه ایالات متحده نتوانست بر نگرانی خود سرپوش گذاشته و سریعا در مصاحبهای اعلام کرد: مبارزه با تروریسم نباید بهانهای برای کنار نهادن اصلاحات دموکراتیک شود. از سوی دیگر در میان اروپاییان نیز بر سر واکنش در مقابل اقدام پوتین شکافهایی بروز کرده است.
پوتین رییسجمهور 52 ساله و حقوقدان روسیه با چهره سرد و سوابق امنیتیاش همواره از زمان به قدرت رسیدن در سال 2000 نگرانی غربیها و بویژه آمریکاییها را برانگیخته است. انعطاف بیحد او در همراهی با شعارهای غربیها و بهرهگیری سریع از این شعارها نظیر مبارزه با تروریسم برای رفع مشکلات داخلی روسیه آن هم با خشونت و قدرتی سهمگین آمریکاییها را با رقیب حیلهگر روبرو ساخته است که در پس ذهن او بازگشت به دوران اقتدار روسیه به عنوان یک ابرقدرت دیده میشود.
شکاف در میان 25 عضو اتحادیه اروپا پیرامون مواضع جدید پوتین نیز مسالهای است که در آن زمینههای تاریخی بیش از هر چیز موثر است؛ در حالی که کشورهای بزرگ اتحادیه اروپا که توسط آلمان، فرانسه، انگلیس و ایتالیا هدایت میشوند گفتهاند سخنان پوتین را مورد بررسی قرار خواهند داد به طور روشن انگلیس گفته است در پی جزییات بیشتری است و آلمان نیز این سخنان را امری داخلی تلقی کرده است کشورهای کوچکتر بویژه آنهایی که به تازگی به اتحادیه اروپا پیوستهاند نگرانی خود را شفافتر پیرامون تمرکز قدرت در دست پوتین اعلام کردهاند. این کشورهای سابقا کمونیست، خواهان آن شدهاند که اتحادیه اروپا مواضعی روشنتر و نه لزوما سختتر در قبال روسیه و آنچه که فرسایش آزادیهای مدنی مینامند؛ اتخاذ کند. این در حالی است لندن؛ پاریس؛ برلین و رم از ایجاد سیاست "مشارکت استراتژیک" با روسیه حمایت میکنند که همکاری نزدیکتر در مورد مبارزه با تروریسم، مهاجرت، تجارت و نیز انرژی را میطلبد. (زیرا که اروپا روز به روز به گاز طبیعی روسیه وابستهتر میشود).
آنچه که روشن است زیرکی پوتین در گام نهادن در جای پای آمریکا با همان شعارها ولی با اهداف ویژه خود اوست. ایجاد یک نهاد امنیتی قدرتمند و فراگیر هر چند با ذکر مشابهت آن با طرح "امنیت سرزمینی بوش"، برای آمریکاییها هراس از ظهور مجدد "کا.گ.ب" را پدید آورده است.
هنوز آینده سیاستهای تمرکزگرای روسیه با اهداف داغ در پشت چهره سرد پوتین معلوم نیست؛ شاید دپیلماسی ایران لازم است مجددا استراتژیهایی را که بر سناریوی روسیه قدرتمند و در اندازه یک قدرت جهانی در همسایگی شمالی ایران تاکید میکند؛ از آرشیوها بدر آورد.