تاریخ انتشار : ۲۱ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۹  ، 
کد خبر : ۱۴۹۵۰۶

سیر تحول تاریخی چهارشنبه سوری

علیرضا علیزاده مدنی اشاره: ایران سرزمین تمدن‌های دیرپای و فرهنگ‌های پویاست. ایران سرزمین جذب و حفظ اصیل‌ترین اندیشه‌های دینی و والاترین مبانی مذهبی است. اسلام در ایران شکفته و با ایرانیان به اوج رسیده است. سلمان فارسی یار ایرانی پیامبر(ص) است و نوروز آیین به اسلام گرویدن ایرانیان. آنچه در این مجال و به مناسبت روزهای آخرین سال خواهد آمد بازگشت و رجوعی است موجز اما جستجوگرانه به ریشه‌ها و پایه‌های سنتها و آیین‌های ایرانی و نقش و تاثیر اسلام در به کمال رسیدن آنان. از جمله این میراث‌ها نوروز است و چرایی آن که دانستن و حتی دوباره دانستن آن تاکیدی است بر اصالت بنیان‌های دینی تفکر فرهنگی و ملی ایرانیان.

ایرانیان آن‌گاه که اسلام را به جان و دل پذیرفتند و حقانیت آن را با همه وجود در آغوش باورهایشان فشردند، به کاری شگرف و بس متمدنانه دست یازیدند. آنان در دوره‌ای از تاریخ جهان که بسیاری از اقلیم‌ها هنوز سفره‌خوار فرهنگ و تمدن ایرانی بودند و ریشه‌های فرهنگشان هنوز در دل تاریخ استواری نیافته بود، اصل تعامل را پیش‌روی نشاندند و با گشودگی دل و گشادگی روی، ایمان دینی خویش را با پندارها و سنتهای ملی و دیرینه خود به تعاطی و تعامل نشستند. چنین روح بزرگ فراقومی بدانجا رهنمون شد که حتی ایرانیان توانستند فلسفه یونان را به خدمت گیرند و دانش آن روزگار را با همه مختصاتش «بومی» سازند. در فرهنگ نیز آنچه با مبانی اندیشگی دینی هماوایی می‌کرد «از خود» شد و سپس در طول زمان نه تنها رنگ و روی دینی؛ که گاه مبنای اسلامی یافت. این ادعا نه تنها در عرصه پژوهش‌های دیریاب دانشورانه که حتی در کنکاش‌های معمول فرهنگ‌پژوهان نیز دست‌یافتنی است. نوروز و آیین‌های جانبی آن شاید پیشاهنگ باورها و سنتهایی باشد که حاصل تعامل و تعادلی سازگار و معرفت‌آمیز از دین و فرهنگ ملی است.
در فرهنگ‌نامه شاهنامه آمده استکه فروردین نیز نام روز نوزدهم هر ماه خورشیدی و ماه اول هر سال است و در آیین زرتشتی نیز نام یکی از جشنهای شش‌گانه سال یا آخرین گاهنبار است و ایزد موکل آنهاست، همچنین جمع «فرور» است به معنای «فروهرها» چه مایه خروشید و کرد آفرین / به جشن کیان هرمز فروردین 1. اما این روح لطیف و نازک ایرانی است که چنین رسمی را که به قول اندیشه‌ورز دانا دکتر کزازی «ریشه» آن به ژرفاهای ناخودآگاهی می‌رسد تا نهانخانه نهاد هر کس را بکاود به ملایمت و طمانینه از معبر دین می‌گذراند و آنگاه مهر ماندگاری را بر شانه‌های ستبر و پویای خویش حک می‌کند. یا مقلب‌ القلوب و الابصار، یا مدبر الیل و النهار، یا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الی احسن الحال. دین و عقاید توحیدی ایرانیان به چنین شیوه شورانگیزی بر تارک رسوم و آیین‌های باستانی می‌درخشد. همین‌گونه است شور آسمانی شعله‌هایی که چهارشنبه‌های پایان هر سال همه جا را فرا می‌گیرد. می‌گویند قیام مختار به خونخواهی حضرت سیدالشهدا و یارانش در واپسین چهارشنبه ماه صورت گرفت و یاران او در خراسان به علامت همدلی و هم‌آوایی در آن شب بر بام خانه‌ها آتش‌ها افروختند. استاد محیط طباطبایی ریشه چهارشنبه سوری را در این رخداد می‌بیند و بر این نظر است که در آخرین چهارشنبه ماه صفر هنوز در مناطقی از ایران این مراسم برگزار می‌شود. وی خود که محقق مردم‌شناسی و تاریخ است، این شکوه فرهنگی را در جاهایی از ایران به چشم دیده است. استاد همچنین از تنها تعزیه شادی که به مناسبت قیام مختار در چهارشنبه پایانی ماه صفر در روستای زواره برگزار می‌شود یاد می‌کند.
از جمله گواهان ما بر تلطیف و تبدیل آیین‌های ملی نیاکان‌مان در آب حیات ژرف و زلال دین و ایمان سخنی است که بدرستی در کتاب ارزشمند جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل کرمانشاهان توسط دکتر عبدالحسین نوایی آمده است: «در عید نوروز از ماهها قبل تدارک عید را می‌چینند، زیرا معتقدند حضرت علی‌بن ابیطالب در عید نوروز به تخت خلافت نشسته است و از این رو در این مراسم دو جنبه ملی و مذهبی را در هم می‌آمیزند و بر شیوه سینه سلف صاحبان مال متکفل نوا و مخارج عید بینوایان می‌شوند.»
اما در احوال همه فرهنگ‌های ستبر، دستهای نامحرم بدسگالان در تلاش و تدارک است تا این پایه‌های ثبات و پیشاهنگی را از درون و به آرامی، چنان که حس نشود تهی سازند. بزرگی گفته است زیرکان قانون را نمی‌شکنند بلکه آن را خم می‌کنند. پاسبانان فرهنگ ملی و از آنان پیشتر انبوه توده‌های معتقد و دل‌آگاه همواره و هر لحظه ناگزیر از بازدید و بازخوانی آیین‌های ملی و دینی خود هستند تا مباد جای پای موریانه‌های فرهنگ‌خوار، پایه‌های زندگی یک ملت را به چالش خوانند. شاید اولی‌ترین راه نگاهبانی و حراست از آیین‌های به جان نشسته ملی و فرهنگی شناخت دقیق و همه‌جانبه آنها باشد. این شناخت شامل چرایی، چگونگی، تطورات و تغییرات، جلوه‌ها و ویژگی‌هایی از این دست را شامل می‌شود. بد نیست علاوه بر آنچه پیش‌تر آمد بار دیگر از گواهی دیگر به چرایی «چهارشنبه سوری» نگاهی خاص بیفکنیم.
در کتاب گاه‌شماری و جشنهای ایران باستان، نوشته دکتر بلوک‌چی آمده است: «البته این که چرا شب چهارشنبه برای چنین جشنی که گرانبار از سنتها و آداب و رسوم ایران کهن روزگار است برگزیده شده، به دلایلی است که یکی از دلایل وابسته به یک شخصیت تاریخی شیعی است که آن هم جنبه ایرانی دارد. چون مختار سردار معروف کسی است که به خونخواهی امام حسین(ع) و یارانش که در کربلا با مظلومیت و شقاوت شهید شدند قیام کرد و انتقام خون آنان را بازستاند، به موجب این خبر، مختار پس از حادثه کربلا، هنگامی که از زندان آزاد شد و به خونخواهی شهدای کربلا قیام کرد برای این که موافق و مخالف را از هم تمیز دهد و به کفار بتازد، دستور داد شیعیان به بالای بام خانه‌های خود آتش افروزند تا موافق و مخالف از هم تمیز داده شوند و این شب مصادف بود با شب چهارشنبه آخر سال و از آن پس مرسوم شد که ایرانیان مراسم آتش‌افروزی را در شب چهارشنبه آخر سال اجرا کنند.» اگر این سخن را در تبیین چرایی آیین چهارشنبه سوری در طول گواهان دیگری که به دوران دیرینه‌تر راه می‌جوید، پیوند زنیم، آنچنان که در کتاب جشنهای آتش آمده است، «جشن چهارشنبه سوری یادگار و بازمانده از گذر سیاوش از آتش است که البته آن یک مراسم کهن و سنتی برای اثبات بی‌گناهی موسوم به ور یا ورنگه یعنی آزمایش ایزدی بوده است.» خواهیم دریافت که روح عدالت‌‌طلبی و آزادیخواهی ایرانیان چگونه در طول تاریخ حتی آیین‌های ملی و مردمی را یک به یک پالوده‌اند و ظرفیت آنان را به حد اعلای خود رسانده‌اند.
هنگامی که افق نگاه ما در گسترده دلایل و اسباب پیدایی چنین آیینی به چشم‌اندازهایی وسیع گشوده شد کار دیگر آن است که آنچه اکنون به نام آیین رخ می‌نماید وارسی و بازیابی کنیم. آیا اکنون آیینی بدانسان خجسته با هدفهایی آن‌گونه والا حقیقت جاری است؟ آتشهای برافروخته بر کوی و برزن هر شهر و دیار آیا همچنان همان شعله‌های برآمده از بام خانه‌های خونخواهان حسین است، بی‌شک چنین است اما یادآوری و تاکید بر فلسفه عدالت‌خواهانه این سنت، سینه به سینه و دهان به دهان، از پدران به فرزندان و از مادران به دختران، برافراشته ماندن پرچم سنتها و فلسفه آنها را ضروری می‌نمایاند. آیا براستی هیچ آرایه و آلایه‌ای به دور از فرهنگ نیاکان بر پیکره مراسم خود نیفزوده‌ایم، آیا گاه غریو ترقه‌ها و غوغای انفجارها چیزی بیشتر از اظهار شادی را بر ما روشن نمی‌سازد؟ آیا ترنم آواها و ترانه‌هایی که گاه در کنار آتشها فضا را لبریز می‌کند با خون سیاوش و خیمه‌های حسین همخوان است؟
باید بدانیم که تنها راه حفظ و نگاهبانی فرهنگ ملی که از پس هزاره‌ها و سده‌ها دست به دست و سینه به سینه، به ما رسیده است (هرگز شایسته هیچ شائبه‌ای نیست) می‌تواند در پناه اراده‌هایی پنهان بتدریج و آرام طی سالیان دراز از اصل خویش فاصله گیرد و ناگاه در دست فرزندان فرزندانمان به آیین‌واره بیگانه‌ای تغییر هویت دهد. همواره عمیق‌ترین فاصله‌ها از کوچکترین شکافها آغاز می‌شود.
اولویت دیگر در کنار شناخت چرایی و چگونگی، راه یافتن به این نکات است که آیا رسم و آیین ما در طول زمان از چه تطوراتی برخوردار بوده است؟ کدام بخش از آن فراموش یا حذف شده است؟ چه عاملی در این تغییر دست داشته است؟ برای مثال نمونه‌ای از کتاب نوروز، جشن نوزایی آفرینش می‌آوریم: آیین چهارشنبه سوری: خانواده‌هایی که بیمار یا حاجتی داشته برای برآمدن حاجت و بهبود یافتن بیمارشان نذر می‌کردند و در شب چهارشنبه سوری آخر سال «آش ابودردا» یا آش بیمار می‌پختند و آن را اندکی به بیمار می‌خوراندند و بقیه را هم در میان فقرا پخش می‌کردند. آیا هنوز این‌گونه مراسم برقرار است؟ آیا همچنان عمومیت دارد؟ چه خوب است که در جستجو و کنکاش‌های عالمانه آن بخشهایی از آیین‌ها را که تقویت آن می‌تواند مبانی و سنتهای دینی و اخلاقی را عمق بیشتر بخشد و در گسترش آن نقش و سهم بسزایی داشته باشد بشناسیم و به شناساندن آن مدد رسانیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات