نگاه رهبری به نقش مردم در نظام و اصرار بر مشارکت حداکثری
اجازه دهید تا با ذکر نکتهای این مسأله را توضیح دهم. رهبر معظم انقلاب از سالهای پیش، یعنی اینکه مخصوص امروزشان نیست، در همه انتخابات اصرارشان این بوده و هست که نظام کاری کند تا مشارکت حداکثری در انتخابات پدید آید. از حدود پانزده، بیست سال پیش ـ مشخصاً از دوره دوم ریاستجمهوری آقای هاشمی که بنده حضور ذهن دارم ـ رهبر انقلاب بر تلاش برای حضور حداکثری مردم در انتخابات اصرار داشتند؛ در حالی که برخی دیگر از بزرگان نظام، مخالف چنین رویهای بودند و نظرشان این بود که حالا یک کسی باید رئیسجمهور شود، چه با یک اکثریت بالاتر یا پایینتر؛ چرا باید فضایی را فراهم کنیم که بعدها نتوانیم آن را کنترل کنیم؟ اما رهبر انقلاب مخالفت میکردند. البته همان گونه که اشاره کردم، این اختصاص به سال گذشته ندارد و سنوات گذشته هم همیشه اصرارشان بر این موضوع بود. بنابراین، به شورای نگهبان، وزارت کشور، صدا و سیما و به بقیه دست اندرکاران چه در جلسات خصوصی، چه در جلسات عمومی و چه در سخنرانیها میگفتند که شما زمینه و بستر را برای مردم به شکلی فراهم کنید که مردم بیشتر شرکت کنند؛ این بُعد مشارکت مردم و به تعبیر دیگر جمهوریت نظام است.
اما نکته قابل تأمل دیگر، اعتماد رهبر انقلاب به حضور و مشارکت مردم است. بسیاری از مسئولین در دورههای گوناگون نظام، نگران بودند که مثلاً این بار مردم کمتر شرکت میکنند، اما رهبر انقلاب جزو کسانی بود که در دورههای مختلف میگفتند که من مطمئن هستم مردم ما به صحنه میآیند، چون کشورشان را دوست دارند، اسلام را دوست دارند، نظام را دوست دارند، چون به مسئولین اطمینان دارند؛ بنابراین حتماً هم مردم شرکت میکنند، اینبار هم شرکت میکنند و شرکتشان بیش از دفعهی قبل است و باز هم دشمنان را ناامید میکنند.
تحلیل و رفتارشناسی دقیق و عمیق دشمن
یکی از مسائلی که نشان داد رهبر انقلاب جامعتر و عمیقتر از همه، نقشههای دشمن را بررسی میکنند، جریان فتنهی سال گذشته بود؛ اما میخواهم برای روشن شدن این موضوع، از زاویهی دیگری به این موضوع بپردازم. رهبری در صحبتهای آغازین سال 88 در مشهد فرمودند که بالأخره ما این دست چدنی را زیر دستکش مخملی میبینیم.
برخی از مسئولین بلندپایه نظام وقتی که آمریکا یک نرمش وچراغ سبزی نشان داد ـ البته آن چراغ سبزشان هم از روی استیصال بود ـ به رهبر انقلاب گفتند که چرا مذاکره نکنیم؟ بگذارید درهایمان را به سوی غرب و آمریکا باز کنیم، بگذارید ویزای یک هفتهای بدهیم، هر کسی میخواهد بیاید و .... رهبری گفتند که اینها برنامه است، شاید گفتن این سخنان از سوی مسئولین آمریکایی تاکتیک باشد. حالا شما چقدر به قول آن ضربالمثل معروف از حول حلیم توی دیگ میافتید؟! یک مقداری صبر کنید، یک مقداری اندیشه کنید. آن روز که رهبر انقلاب تعبیر دست چدنی را به کار بردند که آن موقع حتی برخی مسئولین به سخن آقا اعتراض داشتند، ولی آشکارا به زبان نمیآوردند که دست چدنی دیگر چیست و این حرفها چه معنایی دارد؟
این جریانهای اخیر، نمونهای از همان دست چدنی بوده و هست که میبینیم. نگاه رهبر انقلاب در ژرفنگری نسبت به توطئههای دشمن و مسائل خارجی، بیبدیل است و این موضوع را شما در پیش و پس از انتخابات و در نماز جمعه تاریخی 29 خرداد میبینید.
پرچمدار روشنگری و بصیرت بخشی به مردم و مسئولین
به نظر بنده، شاید بتوان گفت تنها شخصی که به معنای واقعی کلمه یکّه و تنها - دیگران هم کمک کردند، دیگران هم تلاش کردند - ولی کسی که توانست ابعاد واقعی فتنه را بشناساند و اصلاً عنوان فتنه را بر آن بگذارد، رهبری بودند. فتنه خصوصیاتی دارد. تا آن موقع افراد تحلیلهای متفاوتی از جریان پس از انتخابات داشتند اما در چگونگی شناساندن این جریان و ابعاد آن برای خواص و توده مردم، رهبری بالاترین نقش را ایفا کردند و نخستین پرچم را ایشان در این یک سال و اندی یعنی از پیش از انتخابات تا به امروز بر عهده داشتهاند. شما ببینید رهبری در این مدت چند سخنرانی روشنگرانه داشتهاند و چقدر دیگران را به روشنگری و بصیرتبخشی توصیه کردهاند! خیلیها در این مدت زحمت کشیدند اما وزنی که در رهنمودهای آقا در راستای روشنگری و آگاهیبخشی به مردم بوده، بینظیر است.
نگاه جامع الاطراف به تمام قضایا
نکته مهم دیگر، نگاه جامع ایشان به اطراف قضیه است؛ یعنی توجه به یک موضوع، ایشان را از موضوعات دیگر غافل نکرده است. گاهی انسانها با توجه به حجم بالای کار، یک موضوع یا موضوعاتی اینها را از موضوعات دیگر غافل میکند و یا اگر مسائل مهمی پیش بیاید، از مسائل کوچک غفلت میکنند. رهبری در خلال این جریان به توده مردم، به نیروهای دستاندرکار حکومت از نیروهای نظامی، اطلاعاتی، قضایی، انتظامی و دیگران که در این حوادث درگیر بودند، نسبت به معترضان، نسبت به اپوزیسیون، نسبت به فریبخوردگان، نسبت به دشمن و ضد انقلاب غفلت نکردهاند. انسان درباره همه این موضوعات میتواند کدهای متعدد ارائه دهد.
آنجایی که باید برای هشیاری و حضور در صحنه از مردم تقدیر کنند، تقدیر و حمایت کردند، ولی در عین حال نسبت به مشکلاتی که امکان دارد توسط مردم به وجود آید بیتوجه نبودند؛ آنها را سفارش به تقوا کردند و گفتند که مراقب باشید تا افراط نکنید، مراقب باشید زمانی که متعرض به ارزشهاتان، به اموالتان، به نظامتان شدهاند و احساساتتان برانگیخته میشود، دست به کارهایی نزنید که خود آن عمل شما برای نظامتان در مورد نیروهای اجرائی اعم از نظامی، انتظامی و امنیتی مشکلاتی را بیافریند. بخشهایی را به صورت عمومی میفرمایند، اما یک بخشهایی را به صورت خصوصی که حالا بعضی از آنها را بنده خبر دارم به جد به بعضیها سفارش میکردند که مواظب باشید به دلیل اینکه اینها به نظام ظلم کردند، این همه غائله آفریدند، این همه آب به آسیاب دشمن ریختند و در شرایطی که ما توانستیم با این مردمسالاری دینی و مشارکت حدود 85% جایگاه و اعتبار بالاتری را در دنیا به دست آوریم، خدشه بر آن وارد کردند و با حیثیت نظام بازی کردند، اما گفتند که نکند با همه این وجود و نیز دلسوزی که شما نسبت به نظام دارید، کاری کنید که در حق آنها ظلم بشود.
من شاید بارها بیش از دو، سهبار از زبان حضرت آقا شنیدم که به شدت تأکید به این نکته داشتند که شما نیروی انتظامی و شما قاضی نسبت به متهمان حواستان جمع باشد. یک وقت نکند مثلاً نسبت به یک متهم غافل بشوید و بیش از آنچه حقش است، مجازات شود. اگر واقعاً این مقدار که رهبری حساسیت داشتند دیگران نیز به این شکل بودند، مشکلی پیش نمیآمد.
به بچههای وزارت اطلاعات در مقطعی که خودم وزارت اطلاعات بودم و به نهادهای مربوط دیگر تأکید داشتند به کسانی که در خیابان هستند، به کسانی که شما دستگیر کردید حواستان باشد، به کسانی که محاکمه کردید حواستان باشد. اگر به بازرسی منزل میروید، رفتار شما با خانوادهی فرد مجرم باید متفاوت باشد؛ یعنی سفارشهای مکرر نسبت به دستاندرکاران مقابله با این فتنه که باید مواظب و مراقب باشید و از مرز الهی خارج نشوید. البته این دستورها در صحبتهای عمومی هم بوده ولی در صحبتهای خصوصی خیلی شفافتر، روشنتر و با تأکید بیشتر بیان شده است. حتی در ذهنم هست که گفتند اگر جاهایی شما مرتکب این اشتباهها شدید، شماها کمتر از آنها نیستید. باید مؤاخذه شوید و نقل به این مضمون که شما توبیخ و تنبیه میشوید.
حتی برخی افراد اتهاماتی به اشخاص میزدند. میگفتند آقا ایشان جاسوس است، ایشان وابسته به خارج است، ایشان ضد انقلاب است. رهبر انقلاب نهایت احتیاط را در این صحبتها دارند. حتی در مقابل حرف دیگران که تذکر میدهند شما نباید به فلانی جاسوس بگویید. گاه به مدیران مسئول بعضی از نشریات تذکر میدهند چرا شما گفتید فلانی جاسوس است؟ دلیل دارید؟ برخی افراد دیگری که بعضی جاها یک صحبتی میکردند، جایی قلم میزدند، میگفتند شما واقعاً دلیل شرعی دارید و میتوانید حرفتان را ثابت کنید؟ میگفتند که ما میگوییم این کار، کار بدی بود، کاری بود که به اسلام ظلم شد، به نظام ظلم شد، ظلم عظیمی به نظام کردند، اما اینکه ما به کسی نسبت بدهیم که این به خارج وابسته است یا جاسوس است، نیاز به دلیل و اثبات شرعی و قانونی دارد و برای همین، هم خودشان با نهایت احتیاط در مقابل انتساب یک مسألهای به یک فرد که ظلمی با قصد خیانت انجام شده و... ایشان نه تنها نسبت نمیدادند بلکه دیگران را نیز از این کار نهی میکردند. اینها به نظر من آموزههای اخلاقی جامعهی بشری امروز است.
عملکرد و موضع گیری رهبری در قبال معترضین و متخلفین حکومتی
خبرهایی به رهبر انقلاب رسیده بود که در کهریزک شرایط نامساعد است که آقا دستور دادند بسته شود. اما این تمام ماجرا نبود. قبل از آن هم که آقا متوجه شدند وضع کهریزک مناسب نیست، دستور دادند که دیگر به آنجا زندانی نبرید. یعنی اولین کسی که دستور دادند که افراد بازداشتی به کهریزک نروند، رهبر انقلاب بودند. حتی ظاهراً از ایشان پرسیده بودند ـ با واسطه شنیدم ـ که ممکن است فلان بازداشتگاهمان جا نداشته باشد، گفتند اگر جا ندارید، آزاد کنید. افرادی که شما در خیابان میگیرید حتی به نظر شما متهم یا مجرم هستند، ولی اگر قرار است جایی ببرید که نامناسب باشد، آزاد کنید. یا به ایشان گفتند بودند که فلان بازداشتگاه گفته که جا نداریم، رهبری گفتند که آنجا نبرید، بروند خانهشان.
از سوی دیگر، نخستین شخصی هم که برای تخلفات قضیهی کهریزک گفتند باید جدی پیگیری شود، باز شخص خود آقا بودند. ایشان اولین شخصی بودند که پیغام دادند آنهایی که در کهریزک هستند، باید از آنجا بروند. من یادم هست که نوزده تیر 1388 یکی از مسئولین دفتر آقا تماس گرفتند که این افرادی که الآن در کهریزک هستند، حتماً بگویید به جایی به غیر از کهریزک منتقل کنند. اتفاقاً ما همان شب جلسه داشتیم. آن زمان دادستان کل وقت، دادستان کل تهران، بعضی از افراد دیگر در وزارت اطلاعات وغیره بودند که در دفتر من جلسه داشتیم. من هم چون در آن جلسه با آن آقایان صحبت کرده بودم و خواستار این همین بودم که دادستان تهران آنها را هرچه زودتر منتقل کند و از آنجا ببرد و آنها هم قول داده بودند که ما این کارها را میکنیم، به همین دلیل به فردی که از طرف آقا تماس گرفته بودند، اطمینان دادم و گفتم که جلسه پایان یافته و اینها قول دادند که حتماً همین امشب همه اینها را منتقل میکنند. در این مورد نیز جامعیت نگاه رهبری مشهود است. اینطور نبوده که توجه به یک موضوع، موجب غفلت ایشان از موضوع دیگری بشود.
با وجود تاکید رهبری بر پیگیری تخلفات، ما کوتاهی کردیم
باید بگویم که ما در پیگیری آن کوتاهی کردیم یعنی ما دستگاههای قضایی، انتظامی و اطلاعاتی باید با آن حساسیتی که آقا داشتند، سریعتر کار میکردیم. من نمیخواهم بگویم که این کوتاهی، تقصیر هست یا نیست، ممکن است بالأخره آن افرادی که مسئول مستقیم بودند توجیهاتی داشته باشند که قانعکننده هم باشد، ولی در هر صورت به خاطر آن تأکیدی که آقا داشتند ما باید خیلی زودتر از این رسیدگی به پروندهها را انجام میدادیم و به سرانجام میرساندیم. واقعاً باید برای مردم مشخص میشد که اگر کسی تقصیری داشته یا ظلمی کرده باید به میزان جرمی که مرتکب شده مجازات شود. البته این امر انجام شده ولی باید زودتر از اینها انجام میشد.
سعه صدر و تحمل در مقابل معترضینی که عناد ورزیدند
در مورد این گروه باید بگویم که سعه صدر و صبر و تحمل ایشان در برابر آنها حایز اهمیت است. رهبری در مقابل افرادی که با هر انگیزهای حرف مخالف میزدند، میدان دادند تا حرفشان را بزنند. افراد خودشان آمدند، نمایندگانشان را فرستادند، حرفهایی که خیلی از مسئولین نمیتوانستند تحمل کنند ولی رهبر انقلاب با سعه صدر تمام، میدان میدادند. رهبری فرمودند مگر شما اعتراض ندارید؟ در خیلی از انتخابات که افراد اعتراض میکردند چه مسیری را طی میکردیم؟ مسیر قانونی دارد. حتی اگر میگویید یک مقداری فراتر از روشهای متعارف هم عمل بشود، میگوییم اشکالی ندارد، وزارت کشور و غیره هست، میگوییم اگر یک سؤالی دارید که رفع بشود، ما هم مشکلی نداریم، واقعاً اگر سؤالی دارید و میخواهید ابهامی رفع بشود مشکلی نیست. من سفارش میکنم اگر شما اشکال و ابهام واقعی دارید، بنشینید تعدادی از صندوقها را به صورت رندمی و غیررندمی از یک شهر یا از چند شهر بررسی کنید. آقا تأکید داشتند کاری نکنید که بدعتگذاری کنید و در کشور یک خلاف قانونی را برای همیشه بگذارید. این کار صحیحی نیست و من باشم و شما باشی و هرکسی باشد، باید در مقابل او بایستیم. یک مَثل معروفی است که میگوید اگر کسی خواب است میشود بیدارش کرد، اما اگر کسی خودش را به خواب زده، نمیتوان بیدارش کرد.
رهبری یک جاهایی به دیدار برخی از اینها رفتند، بعضی از کسان را پذیرفتند، کسانی که واقعاً از لحاظ حقوقی مجرم بودند، کسانی که به نظام، به امام و به ولایت فقیه بد کردند ولی آقا با آغوش باز اینها را میپذیرفتند. بعضی وقتها خودشان و نمایندگانشان حرفهای دور از منطق میزدند، باز آقا خیلی متواضعانه، خیلی مهربانانه، خیلی دلسوزانه میشنیدند، خیلی دقت میکردند، سفارش میکردند.
اما از طرف دیگر رهبر انقلاب به لحاظ اتمام حجت و به لحاظ روشن شدن مسائل برای مردم و به خاطر اینکه فردا ابهامی باقی نماند و کسی نتواند مظلومنمایی کند، به این خواص نسبت به اشتباهاتشان به اَشکال مختلف و به صراحت گوشزد میکردند، یعنی رودربایستی نمیکردند. اینطور نبود که رهبری با کسانی که جزو شخصیتهای مهم این کشور بودند، رودربایستی کنند. آن جایی که هم نسبت به خودش و هم نسبت به کار دیگری که او به یک نحوی از آنها داشت حمایت میکرد و یا به نحوی از آنها تبری نمیجست، آقا به او گفتند که شما چرا تبری نمیجویید؟ اینها ظلم کردند یا نه؟ چرا در رفع ظلم اینها کمک نمیکنید؟ حداقل تبری بجویید. توجه میکنید که اصلاً در مقابل اسلام و نظام و انقلاب، بحث رودربایستی، رفاقت و سوابق گذشته و غیره مطرح نبود. البته رهبر انقلاب ابتدا به خود طرف اول میگفتند، بعد اگر لازم بود به کسی دیگری میگفتند که به او بگوید. بعد از آن، یک بخشی از آن صحبتها و توصیهها را علنی میکردند. میخواهم بگویم اگر جایی مصلحت عمومی نظام بوده رعایت کردند. اینجا نیز جامعنگری را در رفتار ایشان مشاهده میکنیم که توجه به یک جنبه، غفلت از طرف دیگر را به همراه نداشته است.
اما آنجایی که احساس شد یک جریانی در کار هست که میخواهد به هر قیمتی انتخابات را باطل کند و دیگر نیاز به صلابت و قاطعیت بود، در مقابل هیچیک از این فشارها کوتاه نیامدند. معتقد بودند که در مقابل خودی و افراد فریبخورده و کسانی که سؤال داشتند، همهی راهکارها باید طی شود. هر مقداری که حتی باید از حق خودشان یا حق زیرمجموعهی حکومت کوتاه بیایند تا اینکه مسأله روشن شود انجام دادند. اما آنجایی که احساس کردند چیز دیگری در این بین هست، کوتاه نیامدند. حالا تمام خواص و سیاسیون باشند، اصولگرا یا اصلاحطلب باشد، داخل و خارج باشد، تهدید کنند که چنین میکنیم، چنان میکنیم، نتوانستند عملی بکنند والا این تهدیدات بلوف نبود؛ واقعاً میخواستند یک کشور را به هم بریزند ولی رهبر معظم انقلاب محکم ایستادند.
تاکید بر اتمام حجت
نظر آقا این بود که تا آنجایی که ممکن است صحبت بشود، اتمام حجت بشود، مسائل بیان شود، شاید طرف گول خورده، شاید طرف نمیداند، شاید طرف واقعاً غافل است که شاید نحوهی این حرفها سبب هوشیاری او شود و شاید توبه کند. نکتهی دیگر اینکه رهبری معتقد بودند که طوری نشود تا مردم نفهمند که علت تصمیمی که گرفتید چیست. یک وقت تصور نکنند که یک برخورد سیاسی است، فکر نکنند که این برخورد شما در این حد مجازات و برخورد نبوده است. بنده چندی پیش به قم رفتم و با برخی از مراجع دیدار کردم. میگفتند که ما الآن احساس میکنیم که چه تدبیر بسیار خوبی نسبت به برخی سران فتنه انجام شده است. ما روزهای اول گمان میکردیم که باید به نحو دیگری برخورد شود، اما امروز که زمان گذشته و برخی از مسائل واقعاً روشن شده میفهمیم که تدبیر صحیح عین همین بوده که انجام شده و اگر غیر از این بود ایراد داشت.