علی شیرازی
بصیرت به معنای بینایی دل است. عقل و زیرکی و علم و حجت و دلیل را هم از معانی بصیرت برشمردهاند، از آن جهت که موجب معرفت و درک و بینایی قلب میشوند.
بینایی دل، بر گرفته از قدرت تحلیل صحیح است؛ قدرتی که بتوان از واقعیتهای جامعه یک جمعبندی ذهنی برای خود پدید آورد و چیزی را شناخت.
بصیرت در عرف سیاسی و اجتماعی، همان قدرت تشخیص مسائل پیچیده سیاسی و اجتماعی و درک و فهم درست آن، برای دستیابی به راهکارهای مفید و سازنده در این حوزهها میباشد.
مقام معظم رهبری در تاریخ 15/7/1388 در اجتماع پر شور مردم چالوس فرمودند:«بصیرت، اجازه نمیدهد غبار آلودگی فتنه، کسی را گمراه کند».
معظمله در همان سخنرانی افزودند: بصیرت؛ قطبنمای حرکت صحیح در اوضاع اجتماعی پیچیده امروز است به گونهای که اگر کسی این قطبنما را نداشت و نقشهخوانی را بلد نبود، ممکن است ناگهان خود را در محاصره دشمن ببیند».
ایشان فرمودند: «اگر بصیرت نباشد، انسان حتی با نیت خوب، ممکن است گمراه شود و در راه بد قدم بگذارد». آن رهبر فرزانه در تاریخ 22/4/1371 فرمودند: «بیبصیرتها فریب میخورند. بیبصیرتها در جبهه باطل قرار میگیرند بدون اینکه خود بدانند. همچنان که در جبهه ابنزیاد، کسانی بودند که از فساق و فجاز نبودند، ولی از بیبصیرتها بودند».
ایشان همچنین در تاریخ 5/5/1388 فرمودند: «بلایی که بر ملتها وارد میشود، در بسیاری از موارد بر اثر بیبصیرتی است. خطاهایی که بعضی از افراد میکنند... بر اثر بیبصیرتی است».
هر ضربهای که مسلمانان در طول تاریخ خوردهاند، از ضعف بصیرت و ضعف قدرت تحلیل و بینایی دل بوده است. بصیرت به انسان قدرت تشخیص مسائل پیچیده سیاسی و اجتماعی را میدهد و او با درک و فهم درست واقعیتهای جامعه، در هنگامه بحران و فتنه، حق را از باطل جدا میکند و با نور معرفت الهی، در مسیر مستقیم حرکت مینماید. اگر انسان بصیر نباشد، گرفتار فتنهها میشود و با کوری به بیراهه میرود و در پرتگاه سقوط میکند.
آن چیزی که بشر را به این وادی میکشاند و از قدرت تحلیل صحیح و بینایی دل جدا میسازد و به مسلمانان ضربه میزند، موانع این عروج اند که شناخت تک تک آنها میتواند ما را در پیمودن راه راست تا به هدف و رسیدن به بصیرت واقعی کمک کند. دقیقاً به همین علت بر آن شدیم موانع بصیرت را معرفی کنیم تا در دوران فتنه با رفع موانع و بالا بردن بصیرت خود، عاقلانه گام برداریم و با پرهیز از افتادن در دام فتنه، خود نیز عامل ایجاد فتنه نگردیم.
غفلت
غفلت که به معنای فراموشی، سهو و سهل انگاری و بی اعتنایی به امور و رخدادهای پیرامونی است، حالتی است که انسان به آن دچار میشود و مسیر و راه راست را گم میکند. ریشه این غفلت را میتوان در کمی فراست و هوشیاری نسبت به خود موقعیت خویش جست و جو کرد؛ حالتی که به سبب سرگرم شدن به امور کم ارزش و بی اهمیت، به سراغ انسان میآید. کسانی که گرفتار غفلت میشوند گاه قوای ادراکی شان مهر میشود و درک درستی از حقایق پیدا نمی کنند؛ به همین دلیل، تحلیل مسائل و رخدادها برای آنان سخت و دشورا میگردد و تبیین نادرستی از آنها ارائه میدهند.
خداوند بزرگ در آیه 179 سوره اعراف میفرماید:« به یقین گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریدیم؛ آنها دل هایی دارند که با آن اندیشه نمی کنند و نمی فهمند؛ و چشمانی که با آن نمی بینند؛ و گوش هایی که با آن نمی شنوند؛ آنها همچون چهارپایانند؛ بلکه گمراه تر! اینان همان غافلانند».
آن خداوند حکیم همچنین در آیه 108 سوره نحل میفرماید: «آنها کسانی هستند که بر اثر فزونی گناه، خدا بر قلب و گوش و چشمانشان مهر نهاده؛ به همین دلیل نمی فهمند، و غافلان واقعی همانها هستند».
بسیاری از انسانها به سبب موقعیت های برتر اجتماعی و منصب و مقام، به علت آرزوهای باطل و ناچیز، به سبب افتادن در ظواهر فریبنده دنیا دچار غفلت میشوند و خداوند و آخرت را از یاد میبرند و از هدایت های الهی محروم میشوند و بردل هایشان قفل زده میشود.
الف: غفلت از یاد خدا
حضرت علی(ع) در خطبه 175 نهج البلاغه ضمن نکوهش غافلان میفرمایند: «شما را چه شده است که از خدای خود روی گردان و به غیر او گرایش دارید؟ چونان چهارپایانی که چوپان آنها را در بیابانی و با خیز و آبهایی بیماری زا رها کرده است. گوسفندان پروار را میمانید که برای کارد قصاب آماده اند، ولی خودشان نمی دانند.»
حکایت شده است برخی از مریدان ابوسعید ابوالخیر، نزد او کرامات بعضی سالکان را این گونه توصیف کردند: فلان کس روی آب راه میرود. فلانی در هوا میپرد. فلان کس در یک لحظه از شهری به شهری میرود.
شیخ گفت: وزغی هم روی آب راه میرود. مگسی هم در هوا میپرد. شیطان نیز در یک نفس از مشرق به مغرب میرود. این چیزها را قیمتی نیست. مرد آن بود که در میان خلق بنشیند و برخیزد و بخسبد و با خلق داد و ستد کند و با خلق درآمیزد و یک لحظه از خدا غافل نباشد.(1)
وقتی از یاد خدا غفلت نکرد، بصیرت مییابد، چشم و دل و گوش او بینا و آرام و شنوا میگردد، قدرت تحلیل پیدا میکند و حق و باطل را از هم تشخیص میدهد.
قرآن مجید در آیه 201 سوره اعراف میفرماید: «پرهیزگاران هنگامی که گرفتار وسوسه های شیطان شوند، به یاد خدا و پاداش و کیفر او میافتند؛ و در پرتو یاد او، راه حق را میبینند و ناگهان بینا میگردند».
جمله «به هنگام یاد خدا، چشم شان بینا میشود و حق را میبینند»، اشاره به این حقیقت است که وسوسه های شیطانی بر دیده باطنی انسان پرده میافکند؛ چنان که دیگر راه را از چاه و دوست را از دشمن و نیک را از بد نمی شناسند؛ ولی «یاد خدا به انسان بینایی و روشنایی میبخشد و قدرت شناخت واقعیتها را به او میدهد.
اگر از یاد خدا و آخرت غافل شویم، بر دلمان مهر میزنند.
ب- غفلت از آخرت
حضرت علی(ع) در خطبه 113 نهج البلاغه، ضمن نکوهش غفلت زدگان میفرمایند: «یاد مرگ از دل های شما رفته، و آرزوهای فریبنده جای آن را گرفته است و دنیا بیش از آخرت شما را تصاحب کرده و متاع زودرس دنیا بیش از متاع جاویدان آخرت در شما نفوذ کرده و دنیازدگی قیامت را از یادتان برده است». در آیه 7 سوره روم میخوانیم». آنها فقط ظاهری از زندگی دنیا را میدانند، و از آخرت و پایان کار غافلند».
وقتی یاد قیامت از دل برود، بصیرت کور میشود. غفلت از آخرت، بینایی و نور دل را میبرد.
خداوند در آیه های 6 و 45 سوره اسراء میفرماید: «هنگامی که قرآن میخوانی، میان تو آنها که به آخرت ایمان نمی آورند، حجاب ناپیدایی قرار میدهیم؛ و بر دل هایشان پوشش هایی، تا آن را نفهمند؛ و در گوش هایشان سنگینی، و هنگامی که پروردگارت را در قرآن به یگانگی یاد میکنی، آنها پشت میکنند و از تو روی بر میگردانند».
زمانی این حجاب از بین میرود و به جای آن بینایی دل حاکم میگردد که از آخرت غفلت نورزیم و از قیامت بترسیم.
خدای مهربان در آیه های 6 و 45 سوره«ص» میفرماید: «به خاطر بیاور بندگان ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب را، صاحبان دست های نیرومند و چشم های بینا. ما آنها را با خلوص ویژه ای خالص کردیم، و آن یادآوری سرای آخرت بود اگر یاد قیامت نبود نابینایی و کوری میآید، حق را نمی بیند. در قیامت که پردهها کنار رود، عمق بی بصیرتی اش روشن میگردد.
خداوند در آیه 22 سوره «ق» میفرماید: «به او خطاب میشود: تو از این صحنه و دادگاه بزرگ غافل بودی و پرده را از تو کنار زدیم، و امروز چشمت کاملا تیزبین است».