تاریخ انتشار : ۲۱ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۲  ، 
کد خبر : ۱۴۹۶۴۰

انقلاب اسلامی در گام سوم


 حجت‌الاسلام والمسلمین سیدحسن خمینی
نام بلند پیشوای همیشه جاوید انقلا ب اسلا می، حضرت امام خمینی به یقین همواره بر تارک صحیفه انسانیت خواهد درخشید. شمع فروزانی که در شب دیجور ستم، روشنایی خلوت غم گرفته اسلا م و مسلمین شد و آفتابی که از مشرق قلوب آزادگان پس از انتظاری هزار ساله بردمید و خلقی رابه حقیقت نورالا نوار راهبر گردید و از این رو است که نام ایران واسلا م در جهان معاصر از نام بلند او جدا نمی باشد و در هر ذکری نام بلند زیبای او یادآور حیات مجدد اسلا م در قرن معاصر است و هر جا که اسمی از ایران و ایران زمین به میان آید، او و انقلا ب او حضوری آشنا دارند، چرا که انقلا ب ایران حیات بخش سرزمینی بود که از سرمای ظلم و جهل در اغوایی دردآور فرو رفته بود واکنون امید بخش جهانی است که گرمی از این کانون امید می گیرد و در انتظار نتایج این سحر رستاخیز بزرگ اسلا می است و لذا است که انقلا ب اسلا می ایران زیباترین کلا م درگوش خسته دنیای غم گرفته و خاموش امروز است و نام خمینی فریاد بیدارباش نسل حاضر شده است و از انقلا ب امام دریچه پیامی است فراگیر و جهان شمول که آینده نزدیک را در افق بیکران اسلا م روشن می سازد و خورشید این نهضت اسلا می می رود تا در مقیاسی وسیع تر به انقلا ب بزرگ اسلا م و انقلا ب بزرگ دین مداری در گوشه گوشه این ارض واسعه تبدیل شود.
و اکنون برآنیم تا در این مختصر از زاویه ای دیگر انقلا ب اسلا می ایران را که دستاورد بزرگ آن حماسه آفرین بی مانند است به تماشا بنشینیم.
انقلا ب سال 57 سه حیثیت دارد: انقلا ب سیاسی، انقلا ب اجتماعی و انقلا ب تاریخی. انقلا ب سیاسی انقلا بی است که تنها ساختار سیاسی نظام موجود را تغییر می دهد و البته از جمیع خصوصیاتی که این انقلا ب داراست برخوردار می باشد و لذا کودتا یک انقلا ب سیاسی به حساب نمیآید. انقلا ب مجموعه تحولا تی است که بتواند نظام حاکم سابق را از میان بردارد و چون دارای شرایط به خصوصی است هر تغییر ساختار سیاسی را نمی توان انقلا ب نامید. در هر جنبشی پیش از هر چیز یک نوع نارضایتی و مطلوب ندانستن وضع موجود می باید در جامعه موجود باشد و در قدم دوم سردمداران جنبش می باید دست به کاری فرهنگی و ساختن انسان هایی آماده عمل بزنند و به عبارت دیگر پس از آنکه جامعه دارای زمینه اجتماعی مناسبی بود، می باید در جامعه باورهای همگانی مناسبی موجود باشد و در مرحله سوم باید امید به تغییرات که زاییده قوت عاملین جنبش و ضعف نظام موجود است در بستر جامعه وجود داشته باشد و در پایان سازماندهی و تشکیلا ت جنبش می باید حرکتی منظم داشته باشند. پس انقلا ب اسلا می اگر به تحول اجتماعی نینجامد، تغییر مشروط ساختار سیاسی یک کشور بدون تغییر در ساختار اجتماعی آن جامعه است.
انقلا ب ایران مسلما یک انقلا ب سیاسی است چرا که یکی از اثرات آن تغییر ساختار سیاسی جامعه می باشد اما این نکته حائز اهمیت است که همواره برای کارشناسان غربی که پیش از پیروزی انقلا ب، وضع اجتماعی جامعه را مورد بررسی قرار می دادند، ظهور یک انقلا ب سیاسی در ایران بعید می نمود، چرا که به تصور آنان گام چهارم برای پیروزی هر جنبش یعنی سازماندهی و تشکیلا ت، در جامعه ایران موجود نبود و گام سوم یعنی امید به تغییرات، بسیار کمرنگ و نامناسب می نمود و این بدان جهت بود که سیستم روحانیت شیعه از دیدگاه آنان ناشناخته است.
در یک نظام صحیح اجتماعی که از دیرباز در جامعه مذهبی ما دایر است، همواره به صورت ناخودآگاه و یا آگاهانه، روحانیت دارای تشکیلا تی بسیار کارآمد بوده است، تشکیلا تی که از میان توده های مردم می جوشد و به واسطه عشق اینان به ا هل بیت و به خصوص سیدالشهدا، کانون های بزرگ و همواره آماده ای را فراهم میآورد و از این رو است که انقلا ب ما از محرم 1357 رنگ جدیت به خویش می گیرد وشاید این جمله امام که «محرم و صفر است که اسلا م را نگه داشته است»اشاره ای دقیق به این نکته باشد واز همین جا پایه و اساس جملا ت عدیده امام درباره سیاسی بودن عزاداری ها و مرثیه سرایی ها معلوم می گردد و لذا می بینیم وقتی این تشکیلا ت دامنه دار روحانیت به اشاره مغز بیدار امت اسلا می حرکت خویش را آغاز می کند قوی ترین نهاد مبارزه را پی می ریزد و باعث می شود روح امید به آینده و امید به تغییرات در جامعه دمیده شود.
حضور صمیمانه در جامعه ای که ایشان را با آغوش باز می پذیرد، بستر مناسبی است که هر نوع مبارزه از آن شکل می گیرد و اصولا بزرگترین مشکل انقلا ب ها همین مرحله سازماندهی و تشکیلا ت سیاسی است، چه آن که انقلا ب ها و جنبش ها تا این مرحله به راحتی پیش می آیند ولی در مرحله چهارم که شکننده ترین مرحله در مراحل جنبش ها است، اختلا فات درون گروهی و ضربات نظام حاکم، مانع از به ثمر رسیدن انقلا ب می شود. نمونه آن جنبش ملی شدن صنعت نفت است که اختلا فات مرحوم کاشانی و دکتر مصدق آن را به بیراهه برد یا حرکت های مسلحانه شبه نظامیان، پیش از پیروزی انقلا ب که به راحتی توسط ساواک مهار شد. اما از آنجا که نظام و تشکیلا ت روحانیت، نظامی است مبتنی براعتقاد قلبی، از دو عارضه فوق در امان است.در باور مامومین، کلا م امام حجت شرعی است و لذا اختلا فات درون گروهی هیچگاه عارض نمی شود و هیچ تشکیلا ت مخفی در کار نیست تا توسط کسی منهدم شود.
در سازمان سنتی روحانیت، تشکیلا ت زیرزمینی و نامعلوم بودن نحوه حضور در جامعه منتفی است و بر عکس در این نظام، روحانیت در متن جامعه زندگی می کند و در متن جامعه در میان توده های زجر کشیده به مبارزه ادامه می دهد. پس به واسطه: اولا ناشناختگی مکانیزم ساختاری سازماندهی و ثانیا وحدت ایدئولوژی و تقوای اجتماعی که معلولی از ایدئولوژی شیعه است، انقلا ب اسلا می ایران در بستری مناسب رشد می نماید و حضور قاطعانه امام هر مشکلی را پیش از آن که بال و پرگیرد از میان بر می دارد و این مرحله از انقلا ب اسلا می در روزهای پایانی بهمن 57 در میان شور و نشاط زایدالوصف مردم و با قدرت الهی به بار می نشیند و نظام سیاسی سابق سرنگون می گردد.
نوع دوم انقلا بها، انقلا ب اجتماعی است.انقلا ب اجتماعی انقلا بی است که علا وه بر تغییر ساختار سیاسی، ساختار اجتماعی نظام سابق را نیز تغییر می دهد. به عبارت دیگر انقلا ب اجتماعی علا وه بر تغییر ساختار سیاسی، نوع نظام حاکم را نیز تعویض می کند و ساختار اجتماعی جدیدی را پی می ریزد و روابط اقتصادی و فرهنگی و سیاسی نوینی را مطرح می سازد و انقلا ب اسلا می ایران چنان که گذشت علا وه بر انقلا ب سیاسی بودن، یک انقلا ب اجتماعی است چرا که نوع حکومت سلطنت مشروطه را به نظامی اسلا می مبتنی بر اندیشه بلند امام راحل یعنی اصل ولا یت فقیه تبدیل کرده است. انقلا ب اجتماعی ما انقلا بی است که ریشه در عقاید مذهبی جامعه اسلا می ما دارد و اساسا انقلا ب سیاسی ایران معلول انقلا ب اجتماعی است.چرا که روحانیت به عنوان راهبران اصلی این انقلا ب، حاکمیت را در اذن خدا می دانستند و لذا به واسطه عقیده مذهبی خویش در زمان غیبت آن را در کف با کفایت ولا یت فقیه می خواستند. پس اگر در جامعه ما تغییر سیاسی دیده می شود، معلول تغییرات ساختاری اجتماعی است که به تبع نوع حکومت، حاکمان نیز تغییر می کنند و در پرتو چنین تفکری است که امام به عنوان عارفی واصل که پای بند به وظیفه شرعی است، قدم در راه اصلا ح ساختار اجتماعی نظام موجود می گذارد و با پیروزی انقلا ب، نظام اجتماعی متناسب با فرایض اسلا م را پی ریزی می کند. نظامی که فرهنگ عمومی جدیدی را می طلبد و منابع اقتصادی وسیاسی را به گونه ای نوین توزیع می کند و در قشربندی اجتماعی، تحولی شگرف و بینادین ایجاد می نماید و در نتیجه تغییرات ساختاری فوق،طبیعی است که مدیران جدیدی را با اندیشه سیاسی و فرهنگی جدیدی بر مسند حکومت می نشاند و اصولا در انقلا ب های ایدئولوژیکی که به پیروزی سیاسی رسیده اند حضور فرهنگی و نیاز به تغییراتی در دامنه فرهنگ عمومی جامعه پیش از پیروزی سیاسی حاصل می شود به این معنا که حرکت های سیاسی پیش از آنکه وارد مراحل پایانی خویش شوند، در بستر جامعه ای رشد می کنند که به یک اندیشه دل بسته است و همان اندیشه و فکر است که زمینه مساعد اجتماعی را برای تسریع در حرکت سیاسی فراهم می سازد و در مراحل انحطاط ابتدا آن اندیشه و ارزش های اولیه از بین می رود و در باور جامعه کمرنگ می شود و بعد آن حرکت سیاسی به انتهای حیات خود می رسد و بدین خاطر است که مقابله با تهاجم و شبیخون فرهنگی دشمنان به عنوان اولویتیی همیشگی برای نظام سیاسی ما محسوب می شود چرا که حیات سیاسی انقلا ب ما آنگاه در معرض تهدید قرار می گیرد که اندیشه ای که علت حرکت های سیاسی بوده در معرض تردید قرار گیرد. مخصوصا با توجه به نظام مذهبی جامعه ما که حضور در صحنه سیاست را تنها بدان علت تحمل می کند که آن را عبادت محسوب می نماید.
اکنون که ما پس از پیروزی انقلا ب اسلا می در سایه حکومت اسلا می نشسته ایم، شاهد آن هستیم که انقلا ب ایران در هر دو جنبه انقلا بی خویش به پیروزی رسیده است و ساختاری را متناسب با وضعیت مطلوب جامعه فراهم آورده است. اما این بدان معنا نیست که انقلا ب امام به پایان خود نزدیک شده باشد، بلکه بعد سوم انقلا ب امام که انقلا ب تاریخی یا به عبارت دیگر انقلا ب دوران ساز است، از این پس رخ می نماید. انقلا بی که بتواند مسیر تاریخ را از بستری نامناسب و نکوهیده به شاهراه هدایت برگرداند و چنین انقلا بی هدف اصلی و علت غایی فعالیت های اجتماعی آن عارف کامل بوده است. در دیدگاه یک عارف کامل، سلوک دارای چهار مرحله است که آخرین مرحلهآن همراه بردن خلقی به سوی بارگاه حضرت ذوالجلا ل می باشد.
در این دیدگاه، عرفان مثبت، عرفانی است که عارف را در بستر هدایت جامعه وبر مسند تاثیرگذاری ببیند. عارفی به عنوان یک عارف حقیقی نامیده می شود که از مجاز انانیت وارهد و آنگاه خلقی را همراه خویش به ساحت قدس حقیقت حقه صرفه اصلیه رهنمون شود و امام که از چشمه سار زلا ل این تفکر سیراب است از انقلا ب ایران به عنوان مرحله چهارم سلوک خویش سود می جوید و از آنجا که در دیدگاه اسلا م هر کجا ندای مسلمانی و فریاد دادخواهی مظلومی شنیده می شود، آن سرزمین پایگاه اسلا م و آن زمان عاشورایی دیگر است، هرگز یک عارف کامل به ملیت و ناسیونالیزم بسنده نمی کند و این نه بدان معناست که سرزمین آبا و اجدادی، ثغوری پوچ و بی مقدار است بلکه بدان معناست که سرزمین حقیقی هر مسلم بیش از آنکه مرزهای جغرافیایی باشد، وسعتی به اندازه فریاد دادخواهی مسلمانان و در بند کشیدگان عالم دارد و از همین رو است که انقلا ب امام در حقیقت یک انقلا ب تاریخی است، انقلا بی برای احیای تفکر اسلا می و در نگاهی وسیع تر، احیای دین مداری، دیانت سالا ری و حیات دوباره بخشیدن به تفکر دینی، اگر انقلا ب سیاسی و انقلا ب اجتماعی در محدوده جغرافیای کشور پهناور عزیزمان نمود پیدا می کند، تنها به واسطه ملا زمه ای است که میان حکومت جامعه اسلا می و احیای تفکر دینی در کل جهان موجود می باشد. به عبارت دیگر اینترناسیونالیسم اسلا می از دیدگاه امام منافاتی با حکومت های ملی ندارد ولی حکومت های خاص هرگز نباید به ناسیونالیسم های مانع تبدیل شوند که در این صورت هدف غایی نظام توحیدی اسلا م را به مخاطره می اندازند و دراین دیدگاه فرهنگ های محلی هرگز هم عرض فرهنگ عام اسلا می نیستند بلکه موضوعی برای آن دستورات الهی می باشند و اسلا م یک دین حکومتی است که دستورات خویش را در متن فرهنگ های پیراسته شده از خرافات و کژی ها، برنامه ریزی می کند و این کلا م آنگاه رنگ و بوی حقیقی خود را می گیرد که نقش زمان و مکان را در فقه، یعنی در کلیشه اوامر شارع دخالت دهیم. که خود حدیث مفصل و دفتر همواره گشوده ای را می طلبد.
پس انقلا ب حقیقی امام، انقلا بی دوران ساز بر مبنای یافته های فقیهی جامع و عارفی کامل است که وجود خارجی فردا را آن سان می طلبد که در وجود ذهنی خویش تصویر کرده و از قاموس فرهنگ متعالی اسلا م برداشت نموده است. از زمره انقلاب های تاریخی دنیا که عبارتند از انقلاب هایی; پیامی برای کل جامعه بشری و نوعی جدید از جهان بینی برای جامعه دربند کشیده، می توان از انقلاب فرانسه و انقلاب روسیه نام برد که این هر دو داعیه دار جهان بینی و به تبع آن ایدئولوژی نوینی برای جامعه فردای بشری هستند.
و اما در دیدگاه انقلا ب تاریخی امام، فردای بهتر در گرو بازگشت به اصالت های انسانی، اخلا قیات فراموش شده امروز جامعه جهانی، خلوص و تقوای اجتماعی می باشد و در این دیدگاه که دنیا را مزرعه ای برای آخرت می داند، حیات این جهانی مقدمه ای است برای حیات جاودان و حیات دنیوی تنها وقتی به صحت و سلا مت حقیقی خویش دست می یابد که مقدمه ای باشد برای رسیدن به آرامش اخروی و لذا وقتی می توان نظام موجود بر جامعه بشری را نظامی متعالی دانست که به مقدمه بودن آن برای آخرت یقین پیدا کرده باشیم و یا اگر محدوده علم و یقین را ضیق می یابیم به ظنونی عمل کنیم که دلایلی یقینی بر حجیت آنها یافته ایم و از آنجا که جهان را نظامی منظم می دانیم که اگر یک ذره را از جایی برگیریم، همه عالم سراپای از هم فرو می ریزد، در تفسیر صحت و سلا مت محتاج نگاه تیزبین شارعی هستیم که مصالح و مفاسد را بدان سان که در حقیقت محض نهفته است، بازشناسد و بر جامعه عرضه کند و از این رو جامعه ای را سالم و صحیح می دانیم که امروز خویش را به مستندات مکنون غیبی تدوین کند ودر ضمن معتقدیم که دین علا وه بر حکم تشریعی که محمولات حرکت و حلیت را بر موضوعات بار می کند، حکم وضعی هم دارد، به عبارت دیگر دین علاوه بر ارتباط معنوی فرد با خدا، در مورد مشکلات و برنامه های اجتماعی هم حکم دارد و به صورت ابتدا به ساکن مبانی اقتصادی و سیاسی خویش را منجز می کند علاوه بر اینکه مبانی موجود در جامعه را که مقبول می شناسد، امضا می نماید و از این رواست که تفکر دینی که در نگاهی صحیح تر، تفکر اسلامی است به عنوان قانون همیشه ماندگار امام در انقلا ب تاریخی آن عزیز موجود می باشد.
بر خلاف آنچه در نگاه اول به ذهن میآید جامعه اسلامی جامعه ای است که رو به آینده دارد. مکتب های انسانی را چندین نوع می توان تفسیر کرد. مکتب هایی که واپسگرا و مرتجعند و اینان کامل ترین نقطه حیات بشر را در پشت سر خویش می یابند و بنابراین مدعی بازگشت به ادوار سابق تاریخی می باشند و مکتب هایی که جامعه بشری را دارای نوساناتی سینوسی در محور زمان می دانند و معتقدند هراز چندگاهی جامعه های انسانی افول و یا صعود می کنند و تصویرهای دیگری که از حوصله این مقال خارج است . اما در دیدگاه تاریخی امام، دولت کریمه، دولتی است که با دستان با کفایت منجی عالم بشریت تحقق خواهد یافت و حکومت صدر اسلا م اگرچه دارای محاسن بسیاری است، لکن جامعه ای کامل نمی باشد ودر جهان بینی دینی، مصلحی خواهد آمد که نمودار تکامل بشریت را به بالا ترین نقطه انسانی خویش رهنمون می شود واز این روست که انقلا ب دوران ساز امام رو به آینده درخشان اسلا م دارد و هرگز جامعه ایده آل خویش را در پشت سر نمی یابد، اما این نه بدان معنی است که از گذشته خویش گریزان باشد بلکه بدین معنی است که در عین وامدار بودن به گذشته افتخارآمیز خویش، ادوار ماضی را دارای نقصان هایی می یابد که باید در آینده، جامعه اسلامی را از آن پیراست و این نکته ای است از تعالیم الهی مکتب تشیع که در آیین انقلاب امام ظاهر گردیده است.
از آنچه گذشت دانستیم که در اندیشه امام، حکومت تنها بدان جهت مقدس است که حقیقتی را واگوید و جامعه ای را به کمال رهنمون شود و این نیست مگر بازگشت به اصالت های انسانی و فطرت پاک الهی که همواره مبدا را می جوید و رو به سوی معاد دارد. فطرتی که بیش از هر چیز خویشتن را محتاج آیینی خردمندانه می داند که از نزد حکیمی خردمند بر لوح جان او نقش بسته باشد، فطرتی که زمینه ساز اخلا قیات انسانی و حیاتی زیبا و دلپذیر است و این نیست مگر در سایه عمل به تفکر دینی که ریشه در مودای عقل عملی دارد. اساسا منابع فقه شیعه 4 دسته اند که 3 دسته بیانگر احکام رسول خارجی صلوات الله و سلا م علیه هستند و دسته چهارم یعنی عقل که بیانگر دستورات رسول باطنی است، لله علی الناس حجتان و این عقل چنانکه در جایگاه خودش تنقیح گردیده همان عقل عملی و به تعبیری رساتر همان فطرت سالمی است که حجیت سه دسته دیگر از منابع فقه هم به وسیله او ثابت شده است و پیام تاریخی انقلا ب امام بازگشت به منابع عقلی و نقلی فقه اسلا می است، بازگشتی که در محیط زمان نیست تا ارتجاع نام گیرد بلکه در محدوده نفس است که رجوع به کمال،لقب می یابد و از این رواست که احیای تفکر دینی احیای فطرت پاک انسان ها است و رجوع به فطرت رساترین پیام انقلا ب تاریخی امام است.انقلا بی که در آغاز راه خویش می باشد و از این پس این وظیفه ای است بر دوش پیروان آن امام که پرچم انقلا ب دوران ساز را بر بلندای عزت و افتخار به اهتزاز در آورند و پیام حقیقی انقلا ب ایران را در گوش جهانیان طنین انداز کنند. پیامی که صدور انقلا ب امام در گرو اعلا م آن است و حیات انقلا ب امام جز با صدور آن میسر نیست و در همین راستا باید همواره بستر مناسب چنین تفکری را در جامعه آماده کرد و زمینه های مناسب موجود را حفظ نمود و در این نگاه است که حرم مطهر امام به عنوان کعبه آمال مسلمانان و کانون فریاد آرمان خواهی نقش حقیقی خویش را می یابد و در همین تفکر است که حرکت مسلمانان عزیز در فلسطین به عنوان پرچمداران خیزش جهانی اسلا م معنای واقعی می یابد و روح بیداری اسلا می در کالبد جهان خسته دمیده می شود و درزمانه ای که جز جهل و خرافه معبودی پرستش نمی شود، فریاد اسلا م از قلب اروپا بلند می گردد و با چنین مقیاسی است که روح دین مداری حتی در آیین های غیر اسلا می از دم گرم مسیحایی امام دمیده شده است. در چنین نگرشی، اگر نظام های سیاسی و اجتماعی جمهوری اسلا می در جهت انقلا ب دوران ساز قرار نگیرد، علت غایی انقلا ب امام به فراموشی سپرده شده است و چون در نگاه فلسفی علت غایی، در حقیقت علت فاعلیت فاعل است، لذا به فراموشی سپرده شدن روح انقلا ب امام از بین رفتن نظام های سیاسی اجتماعی آن بزرگوار را در پی دارد و حیات سیاسی واجتماعی نظام موجود ریشه در دوام انقلا ب امام و تداوم انقلا ب تاریخی ایران دارد.
از همین رو است که در طول زندگانی انقلا بی امام،هیچگاه آن عارف سالک را محصور در حصارهای جغرافیایی و تاریخی نمی یابید. فتوای قتل سلمان رشدی نمونه ای است که همواره پیام آسمانی آن یگانه دوران است. «حزب مستضعفین» هم از پیام های روشن آن فقیه آگاه می باشد و این فریادها که در نظام سیاسی اجتماعی جمهوری اسلا می از امام شنیده می شود، طنین انقلا ب همیشه جاوید امام برای نیل به احیای تفکر اسلا می است.
در نگاهی دقیق، انقلا ب تاریخی امام متشکل از دو پیام است: احیای دین مداری به عنوان جنس و احیای تفکر اسلا می به عنوان فصل و «حیای هر نوع تفکر دینی» اگر چه تمام هدف این انقلا ب نیست ولی از این انقلا ب برخاسته است و بنابراین انقلا ب امام در نگاه توحیدی خود به احیای هر نوع آیین غیر خرافی می پردازد و درنگاه جامع خویش احیای تفکر اسلا می را مطرح می سازد و اگر هم پیام حقیقی و تام انقلا ب امام،تبدیل به احیای هر نوع تفکر دینی شد، باید آن را معلول درک ناقص مخاطبین یا دگماتیسم مذهبی صاحبان اندیشه غیر اسلا می دانست.
و با ذکر نکته ای این مقاله را به پایان می بریم:
هرگز نباید فراموش کرد که انقلا ب ما جز با دست عنایت حق تعالی به پیروزی نرسید و جز در ظلل توجهات حضرت احدیت جل جلا له راه به کمال نبرد و از این پس نیز نخواهد برد و این نکته ای است که درجای جای کلا م امام و زندگانی آن بزرگوار مشهود و ملموس است. انقلا بی که حاصل تلا ش امت و امام می باشد را تنها باید از نگاه عارفانه و خداشناسانه به تحلیل نشست و هرگز نباید دست مدد الهی را در فراز و نشیب آن نادیده گرفت. نباید پای بند حصارهای علمی شد چه آن که نه پیروزی انقلا ب با محاسبه محاسبه گران میسر شد و نه دوام آن در سایه تدابیر مدرسه ای میسر است و آن چه این نهضت را تا به امروز پیش آورده و از این پس نیز آن را ادامه خواهد داد; ایمان سرشار، توکل عظیم، لطف الهی و پیوند ناگسستنی امت وامام بوده است و اینها اگر چه در قالب های عملی قابل توجیه است اما با قالب های علمی پدید نیامده است. این نه بدان معنی است که قواعد علوم انسانی کارآمد نیستند و کارآیی ندارند بلکه بدان معنی است که تمام العله نمی باشند و در مسیر تکامل جامعه بشری، دست توانا و چشم بینا و عقل فعالی همواره کمک کار و معین اولیا» الله بوده است.
چنانکه آن بزرگوار می فرماید:
«ماعقب ماندگان و حیرت زدگان و آن سالکان و چله نشینان و آن عالمان و نکته سنجان و آن متفکران و اسلام شناسان وآن روشنفکران و قلم داران و آن فیلسوفان و جهان بینان و آن جامعه شناسان و انسان یابان و آن همه و همه، با چه معیار این معما را حل واین مساله را تحلیل می کنند که از جامعه مسمومی که در هر گوشه آن عفونت رژیم ستم شاهی فضا را مسموم نموده بود، بازار و مغازه هایش مسموم، خیابان ها و گردشگاه هایش مسموم، تفریحگاه ها و سینماهایش مسموم، مطبوعات ورسانه های گروهی اش مفتضح و مسموم، وزارتخانه ها و اداراتش مسموم، مجلس شورا و دادسراها و دادگاه هایش مسموم، مراکز تعلیم و تربیتش از کودکستان تا دانشگاهش مسموم و بدتر از مسموم وفضای حاکم بر سر تا سر کشور مسموم، که هر یک برای مسموم نمودن جوانان و به فساد کشاندن آنان عاملی فعال بود و نونهالا ن و تازه جوانان ما در یک چنین محیطی به جوانی و رشد رسیده بودند که به حسب موازین و عادت باید سرشار از مسمومیت و فساد اخلا ق و عقیدت باشند که اگر معلم و مربی اخلاق و مهذب نفوس بخواهد تنها یکی از آنها را با صرف سال های طولا نی متحول گرداند، میسر نگردد، چگونه در ظرف سال های معدود از بطن این جامعه و انقلا ب که خود نیز اگر معیارهای عادی را حساب کنیم باید کمک به فساد کند، یک همچون جوانان سرشار از معرفت الله و سراپا عاشق لقا»الله و با تمام وجود داوطلب برای شهادت، جان نثار برای اسلام که پیران هشتاد ساله و سالکان کهنسال به جلوه ای از آن نرسیده اند، بسازد؟ جز دست غیبی و دستگیری الهی و تصرف ربوبی، با چه میزان و معیار می توان تحلیل این معما کرد؟»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات