تاریخ انتشار : ۲۱ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۹:۱۳  ، 
کد خبر : ۱۴۹۶۴۹
گفت‌وگو با دکتر جواد لاریجانی درباره نامه امام خمینی(ره) به گورباچف

امام دوران پساشوروی را طراحی کرد

اشاره: یک روحانی، یک زن انقلابی و یک دیپلمات در ژانویه 1989 راهی مسکوی سرد و سوزان شدند با نامه ای از بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران خطاب به «آقای گورباچف! صدر هیأت رئیسه اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی» که در آن آمده بود: «برای همه روشن است که از این پس کمونیسم را باید در موزه‌های تاریخ سیاسی جهان جست‌وجو کرد.» محمد جواد لاریجانی معاون وقت وزارت خارجه همراه آیت الله جوادی آملی و مرضیه حدیده‌ چی‌ (دباغ) روز 13 دی 1367 نامه امام خمینی (س)را که از شنیده شدن صدای شکستن استخوان های کمونیسم گفتند و صریحاً اعلام کردند که:« جمهوری اسلامی ایران به عنوان بزرگترین و قدرتمندترین پایگاه جهان اسلام به راحتی می‌‌تواند خلأ اعتقادی نظام شما را پر نماید»به میخائیل گورباچف دادند.«ادوارد شوارد نادزه» وزیر خارجه وقت شوروی هفتم اسفند 1367 پاسخ گورباچف را در حسینیه جماران به اطلاع امام ‌خمینی رساند. پیش بینی امام 3 سال پس از آن به حقیقت پیوست،دو سال پس از رحلتشان،کمونیسم سقوط کرد و اتحاد جماهیر شوروی فروپاشید؛ چنانکه جواد لاریجانی می گوید یکی از اهداف نامه امام طراحی روابط تهران- مسکو پس از فروپاشی شوروی بود.لاریجانی نمایندگی ادوار مجلس و تأسیس مرکز پژوهش های مجلس و مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضیات که هم اکنون رئیس آن‌است را تجربه کرده،اما می گوید که ابلاغ نامه امام از سوی این فارغ التحصیل دانشگاه های صنعتی شریف (مهندسی برق) و دکترای ریاضی از برکلی کالیفرنیا، مهمترین و متفاوت ترین مأموریتش بود، آن هم برای دیپلماتی که اظهار می دارد: «بیش از 3000 مذاکره در مدت 30 سال گذشته در سطح بین‌الملل انجام داده‌ام.»

* چه شد شما در هیأت ابلاغ نامه امام خمینی (ره) به گورباچف انتخاب شدید؟مسئولیت شما به عنوان دیپلمات و معاون وزارت خارجه در هیأت سه نفره چه بود؟
** بعد از ظهر یک روز مرحوم حاج احمد آقا تماس گرفت و گفت دستنوشته ای را دارد و خبر داد امام تصمیم گرفتند پیامی برای گورباچف بفرستند. 48 ساعت وقت دادند، متن را بخوانیم و نظر بدهیم تا نهایی شود.امام فرمودند هیأتی متشکل از آیت الله جوادی آملی،خانم دباغ و بنده مأمور ابلاغ این پیام شویم، مسئولیت من در هیأت را هم حفظ حدود دیپلماتیک تعیین فرمودند و به من تأکید کردند قبل از ملاقات با گورباچف، با ادوارد شواردنادزه (وزیر خارجه وقت شوروی که بعدها رئیس جمهور گرجستان شد)، ملاقاتی برای توجیه و توضیح نقش پیام و جایگاه آن داشته باشم تا زمانی که پیام خوانده می شود، ذهن آنها آماده باشد. شب قبل از ابلاغ پیام به گورباچف، در مسکو جلسه طولانی را با شواردنادزه داشتم و او را توجیه کردم.
* نظری درباره نامه امام داشتید؟ با نظرات شما موافقت شد؟
** پیش نویس نامه را از مرحوم حاج احمد آقا گرفتم و خدمت آیت الله خامنه ای که آن زمان رئیس جمهور بودند، بردم تا در جریان باشند، البته ایشان اطلاع داشتند.من درباره نامه 6پیشنهاد ارائه دادم که امام با 5 مورد آن موافقت کردند اما مهمترین پیشنهادم را قبول نکردند و آن این بود که امام معتقد بود مارکسیسم در شوروی تمام شده است. البته این بحث در آن زمان داغ بود و برخی معتقد بودند مارکسیسم در شوروی به آخر خط رسیده و برخی دیگر معتقد بودند گورباچف می خواهد مارکسیسم را روغن کاری کند و با شکل و انرژی جدید به‌کار اندازد که خانم مارگارت تاچر نخست وزیر انگلیس طرفدار تز دوم بود.اما امام صراحتاً فرمودند صدای شکستن استخوان‌های مارکسیسم را می‌شنوند. خدمت حضرت امام نوشتم بهتر است در این باره محتاطانه تر به موضوع نزدیک شوید، اما امام قبول نکردند. پس از برگشت از مسکو، صبح اول وقت خدمت امام رسیدیم و دست مبارک ایشان را بوسیدیم و ایشان فرمودند مارکسیسم تمام شده بود یا نه؟ گفتم صد در صد تمام شده بود.با نگاه به ترکیبات پیام امام می توان این چنین برداشت کرد که ایشان در 3 محور وارد عمل شدند؛ اول مسئله تمام شدن مارکسیسم است که موضوع بسیار مهمی بود. مارکسیسم محصول تفکر سکولاریستی غرب و برداشتی زمینی از زندگی بود. در قرن های 19 و 20 تفکر سکولار در روش سه محصول به بار آورده بود: دموکراسی لیبرال،فاشیسم و مارکسیسم. فاشیسم ایدئولوژی ای بود که هم بعد سوسیالیستی داشت و هم ناسیونالیستی و نژادپرستانه. مارکسیسم هم در مقطعی ایدئولوژی جذابی بود و در زمان دانشجویی بسیاری را جذب خود کرده بود،می توانم بگویم بهترین دانشجویان ما را شکار کرده بود. مارکسیسم مبتنی بر آرمان هایی چون مبارزه کاملاً علمی با امپریالیسم و آینده بی طبقه و دارای حجم کار تئوریک خیلی زیادی بود،ایدئولوژی ای بود که ظرف کمتر از 50 سال شوروی را تبدیل به ابرقدرت کرد،مسکو که در اوایل قرن 19 دارای شرایط نامساعدی بود،در نیمه دوم قرن بیستم، 25 درصد تولید ناخالص ملی را داشت. حالا بعد از 70 سال می گوییم مارکسیسم دارد به پایان می‌رسد، این یعنی زوال یک امپراتوری.اما امام بر این نظر راسخ بودند و می خواستند در فضای آینده(پس از فروپاشی شوروی) مکان ایران را هدف گذاری کنند.
* به عنوان یک مسئول ارشد وزارت خارجه و دیپلمات عضو هیأت مذاکره کننده قطعنامه آتش بس ایران وعراق،نامه امام را جز در بعد نظری پایان مارکسیسم،در بعد سیاسی و دیپلماتیک دارای چه پیام‌هایی می دیدید؟ و ابلاغ چنین نامه‌ای برای شما چه ویژگی داشت؟
** یکی از جنبه های شگرف زندگی حضرت امام خمینی این بود که استراتژی بلندمدت داشتند،می گفتند غرب برای ما برنامه 200ساله دارد،خود ایشان هم نگاه‌های درازمدت داشتند.در مسئله ارسال پیام به گورباچف هم امام به مناقشه بزرگ تمام شدن یا نشدن مارکسیسم وارد شدند، خیلی از غربی ها می گفتند با شوروی باید با احتیاط برخورد کرد اما امام فرمودند مارکسیسم به پایان رسیده است و طراحی روابط با دوران پسا شوروی را براساس همین فلسفه بنا نهادند. محور دوم پیام امام گوشزد کردن خطر در باغ سبز غرب بود. امام فرمود مارکسیسم مرد، جایگزین آن چه می شود؟ و از همان زمان پدیده یلتسین را پیش بینی کردند.امام می فرمود علت سقوط مارکسیسم این نیست که مارکسیسم بوده و لیبرالیسم نبوده،ایشان بطور صریح فرمودند علت شکست مارکسیسم دوری و جنگ با راه خدا بوده و نتیجه می گرفتند غرب هم به این نتیجه دچار می شود و می خواستند اسلام را معرفی کنند. امام می فرمود باید برای معرفی سیستم خودمان به عنوان نظامی که در دنیای معاصر قابل عرضه باشد،کار کنیم، هدف ایشان این بود که در خلأ نظام مارکسیستی، نظام اسلامی مطرح شود.امام می خواست چنین دیدی داشته باشیم، این دیدگاه مسئولیت فراوانی ایجاد می‌کرد، امام، گورباچف را به اسلام دعوت کردند،ایشان فرمودند تجربه ایران بسیار معنادار است. پس از سقوط مارکسیسم در شوروی در جهان مباحث زیادی مطرح شد، چینی ها معتقد بودند مارکسیسم به این دلیل سقوط کرد که اوضاع اقتصادی آن بد بود و بر این اساس به سمت اصلاح نظام اقتصادی خود پیش رفتند. در غرب عقیده بر این بود که نبود آزادی عامل شکست مارکسیسم بوده، اما امام فرمود نه این و نه آن، هر دو سکولار و محتوم به شکست هستید. امام درسی دیگر هم به ما داد و اینکه فرزندانش با شجاعت حرف هایشان را بزنند. من افسوس می خورم که نامه امام هیچ وقت بخوبی تحلیل نشده تا بن مایه های فکری و عمیق آن مشخص شود و دریابیم که معانی آن چه بوده است. این تنها موردی بود که امام رسماً هیأتی با نام خود به کشور دیگری فرستادند و این تجربه ای بود که به همه ما جرأت داد که نترسیم و در بیان ایده هایمان متهور باشیم،ما را به جنگ مسائل خیلی بزرگ برد.
* وقتی شما در مذاکراتتان با سران رژیم کمونیستی شوروی به پایان مارکسیسم اشاره می کردید و نامه امام هم مشتمل بر همین پیام بود،آنها عکس العمل تندی نشان نمی دادند،بویژه اینکه درصدد تبیین و طراحی روابط تهران- مسکو پس از فروپاشی شوروی بودید؟
** سومین محور نامه امام پس از اعلام قطعی مرگ مارکسیسم و خطر در باغ سبز لیبرالیسم غربی و قابل عرضه بودن اسلام، طراحی روابط تهران- مسکو پس از فروپاشی شوروی بود.نامه دقیقاً این پیام را داشت که ما(جمهوری اسلامی)،شما(نظام کمونیستی)را تمام شده می‌دانیم و حاضریم فصل جدیدی از روابط را پس از فروپاشی باز کنیم،به یک معنا روابط ایران با روسیه پسامارکسیستی.در گفت و گو با شواردنادزه این موضوع را تبیین کردم که ما نظام مارکسیستی را پایان یافته می دانیم. از مجموع واکنش های او و گورباچف فهمیدم تشخیص امام درست است. جالب اینکه آنها از شنیدن اظهارات ما اصلاً عصبانی هم نشدند و وقتی گفتیم نظام مارکسیستی را پایان یافته تلقی می کنیم هیچ عکس العملی نشان ندادند.
* نقش شما در حین جلسه هیأت با گورباچف چه بود؟گفته شده که علاوه بر ترجمه متن نامه، شما هم درلابه‌لای جلسه توضیحاتی درباره محتویات آن می‌دادید.
** در جلسه با گورباچف سعی کردم دقت توجه به نامه را بالا ببرم و گاهی که نیاز بود توضیح بیشتری می دادم.مترجم خوبی داشتیم،اما متن نامه امام سنگین بود. مثلاً ایشان به عدم تنازل وجود به مادیات اشاره کردند که برهان مهمی بود و باید برای طرف روسی تبیین می شد.من کل ترجمه متن به انگلیسی را به دقت بررسی کرده بودم. در دیدار با گورباچف مترجم متن را از فارسی به روسی ترجمه می کرد و در 2 یا 3مورد حساس من وارد می شدم و توضیح می دادم تا مسئله بیشتر باز و گیرا شود.
* گویی گورباچف در یک مورد برآشفته شد،حین جلسه مسئله خاصی پیش آمد؟
** گورباچف از اشاره نامه به مسلمانان و پخش صدای اذان احساس نگرانی کرد. این نگرانی در حال حاضر هم در خصوص بخش هایی از داغستان و چچن وجود دارد. ما مخالف از هم پاره شدن کشورها هستیم،امام داهیانه به این مسئله اشاره کرده بودند و ای کاش گورباچف متوجه می شد که می تواند در مناطق مسلمان‌نشین با دادن آزادی های دینی از بروز بسیاری از مشکلات بعدی پیشگیری کند. البته گورباچف هر سه محور مورد اشاره در نامه امام را بخوبی فهمید، اما توان جایگزینی فکر اسلامی به‌جای مارکسیستی را نداشت. پیام امام تأثیر شگرفی داشت، برای آنها این لحن نامه خیلی جذاب بود، آنها با رهبری همچون حضرت امام مواجه شده بودند که با قدرت صحبت می‌کرد، بر خلاف کشورهایی که یا در مقابل سران کرملین کرنش می‌کردند یا دائماً مجادله داشتند،این بار امام را می‌دیدند. البته جلسه هم در فضای خاصی برگزار شد، آیت‌الله جوادی‌آملی که شخصیت کم نظیری است با متانت بیان خاصی که داشتند صحبت می کردند و خواهر عزیزمان خانم دباغ هم به جلسه ویژگی خاصی بخشیده بودند، چنانکه من به تفصیل سوابق انقلابی ایشان را به گورباچف گفتم که خانم دباغ هم یک چریک به تمام معنا است،هم فردی مبارز و سپاهی که برای آنها بسیار جالب بود. گورباچف و شواردنادزه هر دو بسیار دقیق برخورد می کردند،چون هیچ علاقه درونی هم به مارکسیسم نداشتند،از طرح این مباحث خوشحال هم می‌شدند.
* ماجرای حضور شواردنادزه در جماران برای ابلاغ پاسخ نامه گورباچف چه بود؟جلسه غیررسمی بود و امام هم لباس رسمی نپوشیده بودند.
** احمد آقا گفت امام حاضر نیستند به استقبال شواردنادزه بیایند.ایشان بنا داشتند آقای جوادی آملی همراه شواردنادزه وارد اتاق شوند و امام هم به احترام جوادی آملی از جایشان بلند شوند. ما اینطور پیش بینی کردیم که برویم اتاق دیگری تا امام وارد اتاق شوند. همینطور هم شد؛ما فکر می کردیم امام با لباس رسمی وارد می شوند، اما چند دقیقه قبل از تشریف فرمایی ایشان، حاج احمد آقا گفت امام حاضر نیستند لباس رسمی بپوشند. ما غافلگیر شدیم.تا اینکه دیدیم امام با شب کلاه و دمپایی وارد اتاق شدند و پس از نشستن، چادر شب روی پاهایشان انداختند.نگاه امام بسیار نافذ بود،شواردنادزه به پت پت افتاده بود،پس از رفتن امام شواردنادزه به من گفت من در مقابل نگاه های امام بی پناه بودم.
* روابط ایران و اتحاد جماهیر شوروی در سال‌های پایانی عمر نظام کمونیستی چه فراز و نشیب هایی را طی کرده بود، و آیا در آن زمان با وجود حمایت شوروی از عراق در جریان جنگ تحمیلی،به جانشینان آنها در پی ریزی روابط حسنه با تهران امیدوار بودید؟
** شوروی مرتکب دو خطای بزرگ شد؛حمله به افغانستان و تجهیز عراق طی دوره جنگ تحمیلی با ایران. شوروی کاملاً با سخاوت تسلیحات عراق را تأمین می‌کرد. امام با وجود تمامی این مسائل،استراتژی روابط با مسکو پس از سقوط مارکسیسم را طراحی کردند و تأکید داشتند که ما حاضریم روابط را از صفر بسازیم. البته خاطره‌ای نیز از طرز برخورد امام با این خطاهای شوروی دارم.وقتی روس ها به افغانستان حمله کردند،امام سفیر شوروی در تهران را خواستند و گفتند چرا حمله کردید، شما در آنجا شکست می‌خورید و با خفت بیرون می روید. سفیر شوروی در کتابی که سال ها بعد نوشت، به این دیدار اشاره کرده و گفته که خیلی عصبانی شده بود،سابقه نداشت کسی با کشور با ابهتی مثل اتحاد جماهیر شوروی اینگونه حرف بزند.این دیدار گذشت و آثار شکست در میان روس ها نمایان شد.سپاه گزارشی به امام داد مبنی بر اینکه شوروی به عراق برای هدف قرار دادن تهران اسلحه داده است. در آن زمان گرومیکو که 30 سال وزیر خارجه بود،شده بود رئیس جمهور شوروی.من در سفر به مسکو با گرومیکو دیدار کردم.تا نشستیم او شروع کرد به نصیحت کردن که جنگ با عراق را تمام کنید و ما هم در پاسخ گفتیم شما چرا به افغانستان حمله کردید؟ گفت تو سن نوه من هستی،من را نصیحت می کنی؟ گفت با هم روراست صحبت کنیم، ما در افغانستان شکست خوردیم، شما به مجاهدین کمک کردید، آنها هم ما را می‌کشند، ما هم به عراقی ها کمک کردیم. اگر به ما کمک کنید خروج آبرومندانه ای از افغانستان داشته باشیم،ما هم در قضیه عراق به شما کمک می‌کنیم. تقاضای گرومیکو این بود که حکومت کمونیستی افغانستان را به رسمیت بشناسیم؛امام در جلسه رؤسای 3 قوه در منزل حاج احمد آقا فرموده بودند در کاری که به نفع مردم افغانستان نباشد،وارد نشوید، بر همین اساس این پیشنهاد روس ها را نپذیرفتیم.اما به احمد شاه مسعود و مجاهدین پیام روس ها را انتقال دادیم. بر همین اساس معتقدم امریکا در عراق عاقبتی همانند روس ها خواهد داشت، روس ها 150 هزار قشون مجهز داشتند، امریکایی‌ها با این تعداد نیرو و در این شرایط خیلی زودتر شکست می‌خورند و نیاز به این خواهند داشت که ما آنها را نجات دهیم.آن روز خیلی دور نیست.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات