پروفسور حمید مولانا
این شیوه ارتجاع است که همیشه گور خود را به دست خویش می کند. پروژه «انقلاب سفید» شاه ایران که به دستور آمریکا تنظیم شده بود در حقیقت انقلاب اسلامی ایران و انهدام نظام شاهنشاهی را در ایران تسریع کرد.
جان. اف. کندی رئیس جمهور اسبق آمریکا در نطق خود در کنگره آمریکا در 25 مه 1961 یعنی تقریباً دو سال قبل از قیام خونین 15 خرداد 1342 اظهار داشت که «آمریکا نمی تواند به مشکلات کشورهای توسعه نیافته فقط از نظر نظامی (کودتا و یا تسخیر نظامی) توجه کند... پاسخ ما به خطراتی که متوجه این کشورهاست باید جنبه خلاق و سازنده داشته باشد. ما می خواهیم در این کشورها امیدواری پدید آید.» انقلاب سفیدشاه، دستور کندی برای اصلاحات و جلوگیری از وقوع انقلاب حقیقی در ایران بود. در 28 مرداد 1332 آمریکا به کمک انگلیس و سازمان جاسوسی «سیا» علیه دولت دکتر محمدمصدق کودتا کرد و شاه فراری را مجدداً به سلطنت رساند.
به دنبال سخنان کندی، فیلیپ تالبوت معاون وزارت امور خارجه آمریکا در کنگره آن کشور اظهار داشت که «ایران با تشویق و کمک های آمریکا شروع به اجرای برنامه شجاعانه ای کرد که استقرار مرحله تازه ای را برای اجرای سومین برنامه توسعه و عمران در این کشور نوید می دهد. این برنامه که در 1963 (1342 شمسی) آغاز می شود کاملا جدید و پرارزش خواهد بود.» استعمار نو در حقیقت برای این هدف آغاز شده بود.
کندی در پیام خود به کنگره آمریکا از نقشه انقلاب سفید شاه پرده برداشت. روزنامه اطلاعات در شماره ششم خرداد 1340 خود تحت عنوان «کندی طرفدار انقلاب دموکراتیک است» این برنامه رئیس جمهور آمریکا را به افکار عمومی ایران تزریق می کرد. در پایان سال 1339 شمسی بود که مقامات کاخ سفید آمریکا طی پیام شدید اللحنی تمایل خود را به روی کار آمدن دکتر علی امینی (یکی از مهره های هیئت حاکمه ایران در زمان پهلوی) به شاه رساندند تا بدینوسیله برای او «لولو سر خرمن» تراشیده و اطلاع دهند که آمریکا در اجرای «انقلاب سفید» برای ایران جدی است. شاه در 27 اردیبهشت 1340 دکتر امینی را به مقام نخست وزیری منصوب کرد.
روزنامه اطلاعات که یکی از سخنگویان اصلی نظام سلطه گرا بود در تاریخ27 اردیبهشت 1340 در سر مقاله خود از این امر پرده برداشت و به طور ناشیانه از انقلاب سفید که خواست آمریکا بود به عنوان «کودتای سفید» نام برد. مقاله اطلاعات تحت عنوان «کودتای سفید یا سرخ» بسیار جالب است: «... نه خروشچف (از شوروی) و نه کندی (از آمریکا) هیچ کس حق ندارد در امور داخلی مملکت ما مداخله کند... ولی این دو زمامدار هر کدام طرفدار یکی از دو حادثه هستند که احتمال وقوع آن در ایران می رفت و این خود ما هستیم که باید یکی از این دو حادثه و راه را انتخاب کنیم یا انقلاب سرخ و خونین و بر هم ریختن اساس حکومت مشروطه ایران را پیروی کنیم و یا خواهان پایداری و نگاهداری استقلال و حاکمیت خود باشیم که آن یکی را روس ها و این یکی را آمریکائی ها طلب می کنند.» روزنامه اطلاعات در این سرمقاله می خواهد این طور جلوه دهد که این اصلاحات شاه که آن را انقلاب سفید می نامد و می خواهند در ایران پیاده کنند دست پخت آمریکا و واشنگتن نیست. مقصود اصلاحات آمریکائی به اصطلاح «انقلاب سفید» است که در تاریخ ششم بهمن 1341 (26 ژانویه 1962 میلادی) به مرحله اجرا درآمد.
من در این موقع در آمریکا بودم و از نزدیک می دیدم که چگونه دولتمردان آمریکا، کاخ سفید و مطبوعات آن کشور با شوق فوق العاده می خواهند این نقشه «انقلاب سفید» را به ایران تحمیل کنند که اگر موفق شدند در کشورهای دیگر زیر نفوذ خود به اجرا گذارند. معمار اصلی و اجرائی این گونه اصلاحات گروهی از استادان و کارشناسان دانشگاه های شرق آمریکا بویژه از هاروارد، ام.آ.تی.ییل، پرینستون و کلمبیا بودند که رئیس جمهور آن وقت آمریکا جان.اف.کندی به کاخ سفید آورده بود. این اولین بار در تاریخ ریاست جمهوری آمریکا بود که تعداد زیادی از استادان علوم اجتماعی این کشور در رشته های علوم سیاسی، اقتصاد، جامعه شناسی، انسان شناسی، روان شناسی و تاریخ سیاسی شوراها و گروه های کار کاخ سفید را تشکیل می دادند. در رأس این گروه ها می توان از والتر راستو (استاد اقتصاد)، هانتینگتون (استاد علوم سیاسی)، جرج باندی (علوم دولتی)، آرتور شلزینگر (تاریخ نویس)، رابرت مکنامارا (از بنیاد فورد) نام برد.
چستر پاولز، مشاور ویژه کندی در امور مربوط به آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین که در تاریخ 20 بهمن 1340شمسی از ایران بازدید و با ارسنجانی وزیر کشاورزی دولت دکتر امینی، شاه و دیگر مقامات دولتی گفت وگو می کند هنگام ورود در فرودگاه مهرآباد می گوید: «... برنامه اصلاحات ارضی ایران عکس العمل بسیار خوبی در واشنگتن داشته است. مقامات ایرانی با شروع تقسیم اراضی دست به اقدام شجاعانه ای زده اند.» او در مصاحبه دیگری در تهران می گوید: «آمریکا به کشورهائی کمک می کند که دست به اجرای برنامه های اصلاحاتی (آمریکا) بزنند.» (روزنامه اطلاعات 30 بهمن 1340). روزنامه اطلاعات چند ماه بعد در تاریخ 19 فروردین 1341 خود می نویسد: «مقامات آمریکائی شاهنشاه را به خاطر برنامه اصلاحات ارضی که تحت هدایتشان اجرا می شود می ستایند»!
دکتر علی امینی، نخست وزیر وقت طی نطقی در اجتماع مالکان املاک مزروعی که روزنامه های آن وقت تهران آن را تحت عنوان «دولت در انقلاب سفید مصمم است» منتشر ساختند، چنین می گوید: «در مملکت ما هیچ آشوبی نیست، هیچ خبری نیست، کارخانه چی و کارفرما و کارگر با یکدیگر و با صمیمیت و دوستی کار می کنند، طرفین اگر هر دو عادل باشند اختلافی در بین نخواهد بود. دولت نمی خواهد عده ای را که مشغول کار هستند بیکار کند، ما نمی خواهیم که داخل مبارزه شویم. این دولت یک انقلاب سفید را از نظر مصلحت مردم ضروری تشخیص داده و به دنبال اجرای آن است. تقاضای من از آقایان این است که دردسرها را زیاد نکنند.» (اطلاعات 21 بهمن 1340)
روزنامه واشنگتن پست هم در آمریکا در مقاله 23 فروردین 1341 خود اینطور می نویسد: «از لحاظ مقدار کمک نظامی آمریکا که باید به ایران داده شود احتمالا اختلاف سلیقه بین ایران و آمریکا وجود دارد مع ذالک دولت آمریکا اعتماد دارد که شاه ایران با علاقه ای باطنی برای ایجاد یک رفرم (اصلاحات) عمیق در کشور خود کوشش شجاعانه ای به عمل می آورد تا از بروز یک انقلاب از پائین جلوگیری کند.»
انقلاب از پائین همان انقلاب اسلامی در ایران است.