تاریخ انتشار : ۲۱ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۶  ، 
کد خبر : ۱۴۹۶۵۸
در گفتگو با دکتر ابراهیم شفیعی سروستانی مطرح شد؛

زمینه‌‌سازی ظهور؛ راهبرد امام خمینی(ره)

ویدا حسین‌زاده اشاره: پانزدهم خرداد 1342 نقطه عطفی در حیات سیاسی ـ اجتماعی ملت ایران و سر آغاز نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) است. نهضتی که با بهره‌گیری روشن ‌بینانه از آموزه‌های شیعی بویژه فرهنگ شهادت ‌طلبیِ برخاسته از قیام عاشورا و فرهنگ مهدویت و انتظار توانست به حاکمیت استبداد داخلی و استعمار خارجی بر سرنوشت مردم ولایتمدار ایران خاتمه دهد و نخستین حکومت شیعی تمام عیار را در این کشور مستقر سازد. سالگرد قیام پانزده خرداد فرصت مناسبی برای بازخوانی یکی از مبانی مهم اعتقادی این انقلاب؛ یعنی تلاش برای زمینه ‌سازی ظهور امام مهدی (عج) به عنوان وظیفه و تکلیفی شرعی در دوران غیبت است. برای بررسی زمینه سازی برای ظهور به عنوان آرمان انقلاب اسلامی باید از کارشناسان این حوزه بهره گرفت. ابراهیم شفیعی سروستانی در سال 1343 در شیراز به دنیا آمد. با پایان تحصیلات متوسطه در سال 62 دروس حوزه را در همان شهر آغاز کرد. وی که همزمان با گذراندن دوره اول خارج فقه و اصول و اخذ مدرک سطح چهار حوزه علمیه قم (دکترا) تحصیلات دانشگاهی را نیز تا مقطع کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم‌ شناسی به پایان رسانده دارای آثاری چون جریان شناسی دفاع از حقوق زنان در ایران، حقوق مؤمنان از دیدگاه خاتم پیامبران (ص)، انتظار بایدها و نبایدها و معرفت امام زمان (ع) و تکلیف منتظران است. بررسی ابعاد عرفانی و سیاسی مهدویت در اندیشه امام خمینی (ره) از زبان وی که مدیریت کل خدمات رسانه ای مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما و تدریس در دانشکده صدا و سیما و دبیری تحریریه مجله موعود را بر عهده دارد، خواندنی است؛

* آقای دکتر شفیعی سروستانی، آیا منتظران در عصر غیبت افزون بر انتظار فرج و چشم به راه بودن برای ظهور حضرت مهدی (عج) وظیفه ای در آماده سازی ظهور دارند یا نه؟
** برخی بر این باورند که ما وظیفه ‌ای در این زمینه نداریم؛ زیرا ظهور امام مهدی (عج) تنها در گرو اذن خداوند است و هر زمان که اراده الهی به این امر تعلق گیرد، ظهور واقع می ‌شود. بنا بر این انسانها نقشی در پیش افتادن یا پس افتادن ظهور و زمینه‌ سازی‌ برای آن ندارند. در مقابل این دیدگاه، برخی معتقدند که زمینه ‌سازی برای ظهور و فراهم آوردن شرایط تشکیل حکومت جهانی منجی موعود از وظایف انکار ناپذیر منتظران است و مردم می‌ توانند با اعمال شایسته خود ظهور امام مهدی (عج) را نزدیکتر کنند. حضرت امام خمینی (ره) معتقد به این دیدگاه بود و در سراسر دوران مبارزه خود همواره بر وظیفه و تکلیف همگانی برای زمینه ‌سازی ظهور تأکید می ‌کرد.
* حضرت امام (ره) با ژرف‌ اندیشی تمام، انتظار فرج را انتظار قدرت اسلام معنا کردند و فراهم آوردن مقدمات ظهور را یکی از وظایف منتظران می‌ دانستند. از نظر جناب عالی، ایشان در زمینه وظایف منتظران در عصر غیبت و تکلیف آنها در زمینه فراهم کردن شرایط ظهور چه دیدگاهی داشتند؟
** امام خمینی (ره) می فرمودند: «همه ما انتظار فرج داریم و باید در این انتظار، خدمت کنیم. انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و ما باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا کند و مقدمات ظهور، ان ‌شاء الله تهیه بشود.» ایشان در یکی دیگر از سخنان خود با نقد دیدگاههای موجود در باره انتظار، دیدگاه خود در این زمینه را این ‌گونه بیان می ‌کنند: «البته این پر کردن دنیا را از عدالت، این را ما نمی‌ توانیم بکنیم. اگر می ‌توانستیم، می ‌کردیم، اما چون نمی‌ توانیم بکنیم، ایشان باید بیایند. الآن عالم پر از ظلم است. شما یک نقطه هستید در عالم، عالم پر از ظلم است. ما بتوانیم جلوی ظلم را بگیریم، باید بگیریم؛ تکلیفمان است. ضرورت اسلام و قرآن تکلیف ما کرده است که باید برویم همه کار را بکنیم، اما نمی ‌توانیم بکنیم. چون نمی ‌توانیم، باید او بیاید تا بکند، ولی باید فراهم کنیم کار را. فراهم کردن اسباب این است که کار را نزدیک بکنیم، کار را همچو بکنیم که مهیا بشود عالم برای آمدن حضرت.»
* اعتقاد امام خمینی (ره) در باره نقش انقلاب اسلامی در زمینه سازی ظهور حضرت مهدی (عج) چه بود؟
** از سخنانی که حضرت امام (ره) در دوره‏ های مختلف انقلاب اسلامی ایراد فرمودند، به خوبی استفاده می ‏شود که ایشان برپایی انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی در ایران را دو منزلگاه در طریق رسیدن به سرمنزل مقصود و تشکیل حکومت عدل مهدوی می‏ دانستند و بر این باور بودند که باید با اجرای کامل احکام اسلامی در عصر غیبت، زمینه را برای ظهور امام مهدی (عج) فراهم آورد. ایشان در این زمینه فرمودند: «امیدوارم که این انقلاب یک انقلاب جهانی بشود و مقدمه برای ظهور حضرت بقیـه الله باشد.» «امید است که این انقلاب جرقه و بارقه ‏ای الهی باشد که انفجاری عظیم در توده‏ های زیر ستم ایجاد کند و به طلوع فجر انقلاب مبارک حضرت بقیة الله منتهی شود.» «من امیدوارم که ما به مطلوب حقیقی برسیم و متصل بشود این نهضت به نهضت بزرگ اسلامی و آن نهضت ولی عصر (عج) هست.» «ان شاء الله اسلام را آن طور که هست در این مملکت پیاده کنیم و مسلمین جهان نیز اسلام را در ممالک خودشان پیاده کنند... و زور و ظلم و جور از دنیا برطرف بشود و مقدمه باشد برای ظهور ولی عصر، ارواحنا له الفداء.» بنیانگذار جمهوری اسلامی در سخنانی دیگر فرموده اند: «خداوندا، بر ما منت بنه و انقلاب اسلامی ما را مقدمه فروریختن کاخهای ستم جباران و افول ستاره عمر متجاوزان در سراسر جهان گردان و همه ملتها را از ثمرات و برکات وراثت و امامت مستضعفان برخوردار فرما.» «خداوند همه ما را از قیدهای شیطانی رها فرماید تا بتوانیم این امانت الهی را به سرمنزل مقصود برسانیم و به صاحب امانت، حضرت مهدی موعود ـ ارواحنا لمقدمه الفداء ـ رد کنیم.»
* حضرت امام خمینی (ره) در سراسر دوران مبارزه، هرگز هدف خود را در از بین بردن استبداد داخلی و مبارزه با استعمار خارجی در کشور ایران محدود نکرده بودند. به اعتقاد جناب عالی، معمار کبیر انقلاب اسلامی ایران در زمینه ضرورت تشکیل حکومت جهانی اسلام به عنوان یکی از مهمترین اهداف انقلاب اسلامی چه دیدگاهی داشتند؟
** امام خمینی (ره) در پی گسترش حاکمیت اسلام در سراسر جهان و کوتاه کردن دست ابرقدرتها از همه کشورهای اسلامی بود. ایشان، حرکت خود را در راستای قیام جهانی موعود (عج) می ‏دید و انقلاب اسلامی ایران را مقدمه ‏ای برای انقلاب عظیم مهدوی ارزیابی می‏ کرد. از همین رو، تشکیل حکومت اسلامی در ایران هیچ گاه سبب نمی ‏شد ایشان از حرکت بازایستد و حکومت جهانی مهدی موعود را به فراموشی سپارد. امام راحل (ره) با ژرف‏ اندیشی تمام و با پشتوانه عظیم اعتقاد به انقلاب جهانی حضرت حجت (عج)، مسئولین نظام را از اینکه تنها به ایران بیندیشند، برحذر داشتند و فرمودند: «مسئولین ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران، نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت ـ ارواحنا له الفداء ـ است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد. مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظه‏ ای مسئولین را از وظیفه ‏ای که بر عهده دارند، منصرف کند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد. باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنماید و این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است، منصرف کند.» امام خمینی (ره)، تشکیل حکومت جهانی اسلام را یکی از مهمترین اهداف انقلاب اسلامی می‏ دانستند. از همین رو معتقد بودند که مسئولین نظام جمهوری اسلامی باید همه تلاش خود را برای ایجاد این حکومت به کار برند و متوجه باشند پرداختن به برنامه‏ های توسعه، حتی یک لحظه، آنها را از این هدف بزرگ بازندارد؛ چون غفلت از آن خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد.
* امام خمینی (ره) بر اساس چه مبانی فکری و نظری، ضرورت زمینه سازی برای ظهور امام مهدی (عج) را تبیین می کردند؟
** در تفکر مهدوی امام خمینی (ره) نیاز همیشگی بشر به حجت و نقش مردم در غیبت و استمرار آن دیده می شود. در اعتقاد اسلامی، بشر همواره نیازمند هدایتگر است. به همین دلیل از ابتدای آفرینش انسان تا کنون هیچ‏ گاه جهان از پیامبران و امامان هدایتگری که حجتهای خدا بر بندگانش هستند، خالی نبوده است. بر اساس این اعتقاد، اگر بر روی کره زمین تنها دو نفر باقی مانده باشند، یکی از آنها حجت الهی است. دانشوران شیعه این موضوع را تحت عنوان «اضطرار به حجت» (ناگزیری از حجت) مطرح ساخته‏ اند. امام محمد باقر (ع) در این ‌باره می ‏فرماید: «به خدا سوگند، خداوند از روزی که آدم (ع) قبض [روح] شد، هیچ سرزمینی را از پیشوایی که [مردم] به وسیله او به سوی خدا هدایت می ‏شوند، خالی نگذاشته است. این پیشوا، حجت خدا بر بندگانش است و هرگز زمین بدون امامی که حجت خدا بر بندگانش باشد، باقی نمی ‏ماند.» امام صادق (ع) نیز در همین زمینه می ‏فرماید: «تا زمانی که زمین پابرجاست، در آن برای خدای تعالی حجتی است که حلال و حرام را [به مردم] می ‏شناساند و [آنها را] به راه خدا فرامی ‏خواند. حجت خدا از روی زمین برداشته نمی ‏شود مگر تا چهل روز پیش از برپایی رستاخیز. پس آن گاه که حجت خدا برداشته شد، در توبه بسته می ‏شود و ایمان کسی که پیش از برداشته شدن حجت ایمان نیاورده است، برای او سودی ندارد.» نیاز همیشگی به حجتهای الهی ریشه در این واقعیت دارد که آدمی برای پیمودن مسیر هدایت و دست یافتن به حقیقت هستی همواره نیازمند راهنمایی انسانهای شایسته ‏ای است که از سوی خدای متعال به این منظور برگزیده شده و رسالت هدایت و راهبری آدمیان را برعهده گرفته ‏اند.
* با توجه به توضیحاتی که ارائه دادید، در اینجا سئوالی مطرح می شود و آن، این است که با وجود کتابهای آسمانی چه نیازی به انسانهای برگزیده وجود دارد؟
** کتابهای آسمانی، خود نیازمند مفسر و مبیّن هستند. این کتابها بدون وجود حجتهای الهی دچار تحریف و تبدیل یا تأویل و تفسیرهای بی‏ اساس می‏ شوند تا آنجا که حق بر مردم مشتبه شده و انسانها بیش از پیش دچار سردرگمی می ‏گردند. ازاین ‏رو، همواره باید در کنار کتابهای آسمانی، انسانهای برگزیده ‏ای به عنوان مفسر و مبیّن کلام خدا وجود داشته باشند. قرآن کریم نیز به این واقعیت توجه کرده و رسول گرامی اسلام (ص) را عهده ‏دار تبیین و توضیح آنچه بر مردم نازل شده، قرار داده است: «و انزلنا إلیک الذکر لتبیّن للناس ما نزّل الیهم و لعلهم یتفکرون؛ و این قرآن را به سوی تو فرود آوردیم تا برای مردم آنچه را به سوی ایشان نازل شده است توضیح دهی، و امید که آنان بیندیشند.» بدیهی است پس از رسول خدا (ص) هم باید همواره کسانی وجود داشته باشند که با تبیین و تفسیر قرآن، مردم را در پیمودن طریق هدایت یاری نموده و آنها را از افتادن به راههای انحرافی حفظ کنند. از برخی مناظره ‏های یاران امامان معصوم (ع) با مخالفان خود که محتوای آنها به تأیید امامان رسیده است، نیز می ‏توان به چرایی نیاز همیشگی بشر به حجتهای الهی پی برد. گزارش یکی از این مناظره‏ ها را مرور می‏ کنیم؛ «منصور بن حازم گوید: به امام صادق (ع) عرض کردم: همانا خدا برتر و بزرگوارتر از این است که به آفریدگانش شناخته شود، بلکه آفریدگان به خدا شناخته می ‏شوند. [آن حضرت] فرمود: راست گفتی. عرض کردم: کسی که بداند برای او پروردگاری است سزاوار است که بداند برای آن پروردگار، خشنودی و خشم است و خشنودی و خشم او جز به وسیله وحی یا فرستاده او شناخته نمی‏ شود.
کسی که بر او وحی نازل نمی‏ شود باید که در جستجوی پیامبران باشد و چون ایشان را بیابد، بداند که ایشان حجت خدایند و اطاعتشان لازم است. من به مردم [سنیان] گفتم: آیا شما می ‏دانید که رسول خدا (ص) حجت خدا بر آفریدگانش بود؟ گفتند: آری. گفتم: هنگامی که رسول خدا (ص) درگذشت حجت خدا بر آفریدگانش کیست؟ گفتند: قرآن. [گفتم:] من در قرآن نظر کردم و دیدم مرجئه، قدریه و حتی زندیقی که به آن ایمان ندارد، در مناظره برای غلبه بر دیگران به آن استدلال می‏ کنند، پس دانستم که قرآن بدون قیّم (برپادارنده) حجت نیست و هر چه آن برپا دارنده در باره قرآن بگوید، حق است. آن گاه به ایشان گفتم: برپادارنده قرآن کیست؟ گفتند: ابن مسعود قرآن را می ‏دانست، عمر هم می ‏دانست، حذیفه هم می‏دانست. گفتم: تمام قرآن را؟ گفتند: نه، [گفتم:] من کسی را جز علی (ع) ندیدم که بگوید همه قرآن را می‏ داند. و هنگامی که در میان مردم چیزی رخ می‏ داد که [همه در پاسخ آن درمی ‏ماندند و به هر کس مراجعه می ‏کردند]
می‏ گفت: نمی‏دانم [تنها او بود] که می ‏گفت: می‏ دانم. پس گواهی می ‏دهم که علی (ع) برپادارنده قرآن، [امام] مفترض الطاعـه، حجت بر مردم پس از رسول خدا (ص) بود. هر آنچه او در باره قرآن بگوید حق است. آن گاه حضرت فرمود: خدایت رحمت کند.» از این مناظره نیز می ‏توان دریافت که کتاب الهی به تنهایی برای هدایت بشر کافی نیست و همواره باید در میان مردم، کسی که آشنا با کتاب خداست حضور داشته باشد تا با تبیین و تفسیر آن کتاب، راه هدایت را به انسانها نشان دهد. نیاز همیشگی انسان به حجت خدا یا به تعبیر کتابهای روایی، اضطرار به حجت، به دلیل نقشهای بی ‌بدیل حجتهای الهی در هدایت و رشد کمال انسان است. حجتهای الهی در اعتقاد شیعه، والیان امر، راهنمایان به سوی خدا، جایگاههای علم الهی، مفسران وحی، پایه ‌های توحید، مایه ‌های ثبات و پایداری جهان، وسیله ‌های نجات و رستگاری امت، معیارهای تشخیص حق و باطل، بیان کننده حلال و حرام الهی و... هستند. البته نباید از نظر دور داشت که در برخی روایات به امکان بهره ‌مندی مردم از حجتهای الهی در زمان غیبت سخن به میان آمده است، همچنان ‌که مردم از خورشید پشت ابر هم بهره ‌مند می ‌شوند. ولی روشن است که هرگز بهره ‌مندی از حجتهای الهی در زمان غیبت مانند بهره‌ مندی مستقیم از آنها نیست.
* با توجه به اینکه یکی دیگر از مبانی نظریه «لزوم زمینه ‌سازی برای ظهور امام مهدی عجل الله فرجه» توجه به نقش مردم در غیبت و استمرار آن است. چه دلایلی را می توان برای تبیین فلسفه غیبت ذکر کرد؟
** یکی از دلایل غیبت، ستم پیشه بودن انسانهاست. از برخی روایات چنین برمی‏ آید که علت یا فلسفه غیبت، ستم ‏پیشه بودن انسانها بوده است. در روایتی که از امام علی (ع) در این زمینه نقل شده، چنین آمده است: «بدانید که زمین از حجت خدای عزوجل خالی نمی‏ ماند، ولی گاهی خداوند به دلیل ستم و اسرافی که آفریدگان بر خودشان روا می‏ دارند، حجتش را از آنها مخفی می ‏دارد.» این موضوع برای هر پژوهشگر تاریخ زندگانی ائمه دوازده ‏گانه شیعه (ع) مسلم است که هر چه از عصر امام علی (ع) بیشتر فاصله می‏ گیریم، میزان حضور امامان معصوم در متن وقایع جامعه کاهش می‏ یابد. فشار و تهدیدهای خلفای جور از یک سو و نا اهلی مردم زمانه از سوی دیگر نیز سبب می ‏شود که روز به روز از تعداد یاران باوفا گرداگرد ائمه عصر کم شود و در نتیجه، ایشان، خود را در غربت و تنهایی بیشتری احساس کنند. به بیان دیگر، جامعه اسلامی روز به روز شایستگی خود را برای پذیرش امام معصوم بیشتر از دست داد تا جایی که هر چه به عصر غیبت صغرا نزدیکتر می‏شویم، از ارتباط مستقیم ائمه با مردم و حضور عملی ایشان در جامعه کاسته می‏ شود. این نکته در زندگانی امام هادی (ع) و امام عسکری (ع) به خوبی مشهود است.
امام هادی (ع) حدود سی سال پیش از میلاد امام عصر (عج)، رفته رفته ارتباط خود را با مردم زمان خویش کم کرد و جز با شمار اندکی از یاران خاص خود تماس نمی‏ گرفت. امام عسکری (ع) نیز در عصر خود بیشتر با نامه ‏نگاری با یاران خود ارتباط برقرار می‏ کرد و بسیاری از امور شیعیان خود را از طریق نمایندگان و وکیلان خویش حل و فصل می‏ کرد و کمتر با آنها به طور مستقیم رو به ‏رو می‏ شد. البته شاید بتوان پیش گرفتن این سیره از سوی این دو امام بزرگوار را اقدامی برای زمینه‏ سازی برای غیبت امام مهدی (ع) تفسیر کرد، ولی با در نظر گرفتن شرایط کلی جامعه اسلامی در آن روزگار، این موضوع که آن بزرگواران به دلیل نا اهلی مردم زمانه در غربت و تنهایی به سر می ‏بردند، چندان دور از ذهن نیست. برای روشنتر شدن این موضوع، عبارتی را که مسعودی در «اثبات الوصیه» آورده است، نقل می ‏کنیم؛ روایت شده که ابوالحسن عسکری [امام هادی (ع)] خود را از بسیاری از شیعیان پوشیده می ‏داشت و جز تعداد اندکی از یاران خاص آن حضرت، ایشان را نمی‏ دیدند و هنگامی که امر [امامت] به ابومحمد [امام حسن عسکری (ع)] منتقل شد، ایشان چه با یاران خاص خود و چه با مردم عادی از پشت پرده سخن می‏ گفت مگر هنگامی که آن حضرت برای رفتن به دارالخلافه از خانه خارج می ‏شد.
این شیوه تنها از سوی آن امام و پیش از ایشان از سوی پدرشان در پیش گرفته شد تا مقدمه ‏ای برای غیبت صاحب الزمان باشد و مردم با این شیوه خو بگیرند و غیبت را انکار نکنند. بعضی تاریخ‏ نگاران، کلام مسعودی را مبالغه ‏آمیز توصیف کرده‏ اند، ولی در مجموع، از این کلام و به قرینه دیگر اسناد تاریخی می ‏توان استناد کرد که ارتباط امام هادی و امام عسکری (علیهما السلام) با جامعه بسیار کاهش یافته بود و آن دو امام بر شیوه ائمه پیش از خود نبودند و ارتباط چندانی با مردم نداشتند. بنا بر این می‏ توان گفت چون میان قابلیتها و شایستگیهای ذاتی مردم برای پذیرش امام معصوم (ع) و میزان حضور امام در جامعه، ارتباط متقابلی وجود دارد، به هر اندازه که جامعه شایستگی خود را از دست دهد و از ارزشهای الهی فاصله بگیرد، امام معصوم نیز که یکی از تجلیات رحمت الهی به شمار می ‏آید، از جامعه فاصله می‏ گیرد و از حضور خود در جامعه می ‏کاهد؛ زیرا رحمت الهی در جایی فرود می‏ آید که سزاوار رحمت باشند. در قرآن کریم نیز می ‏خوانیم: «ذلک بانّ الله لم ‏یک مغیّرا نعمة انعمها علی قوم حتی یغیروا ما بانفسهم...؛ این [کیفر] بدان سبب است که خداوند، نعمتی را که بر قومی ارزانی داشته است، تغییر نمی‏ دهد مگر آنکه آنان آنچه را در دل دارند، تغییر دهند.» به مصداق قاعده یاد شده که قرآن کریم بیان می ‏دارد، آن گاه که جامعه اسلامی دگرگون شد و مسلمانان از نظر درونی تغییر یافتند و ارزشهای الهی خود را از دست دادند، خداوند نیز نعمت وجود امام معصوم (ع) در میان مردم را که از بزرگترین نعمتهای الهی به شمار می‏ آید، از آنها گرفت و امام از دیدگان مردم پنهان شد. شاهد بر این مدعا روایتی است که از امام باقر (ع) نقل شده و در آن آمده است: «هنگامی که خداوند از آفریدگانش خشمگین شود، ما [اهل بیت] را از مجاورت با آنها دور می ‏سازد.» آن حضرت در جایی دیگر می ‏فرماید: «هرگاه خداوند مجاورت قومی را برای ما نپسندد، ما را از میان ایشان بیرون می‏ برد.» باشد تا با گذشت سالها، مردم به خسارت بزرگی که از ناحیه نبود معصوم در میان خود متحمل شده ‏اند، پی ببرند و بار دیگر آماده پذیرش نعمت بزرگ الهی؛ یعنی حضور مستمر امام معصوم (ع) در جامعه شوند.
* از روایات متعددی استفاده می‏ شود که استمرار غیبت امام مهدی (عج) و ظهور نکردن آن حضرت، به دلیل یافت نشدن یاران وفادار است. نظر شما در این باره چیست؟
** نبود یاران وفادار برای امام یکی از دلایل غیبت آن حضرت است. امام موسی کاظم (ع) در روایتی فرموده اند: «... ای پسر بکیر! من به تو سخنی را می‏ گویم که پدران من نیز پیش از من آن را بر زبان رانده ‏اند و آن، این است که اگر در میان شما به تعداد کسانی که در جنگ بدر [با پیامبر اکرم (ص)] بودند، [یاران مخلص] وجود داشت، قیام‏ کننده ما [اهل بیت] ظهور می‏کرد.» این موضوع از روایتی نیز که نعمانی آن را در کتاب خود از امام صادق (ع) نقل کرده است، استفاده می ‏شود؛ «یکی از یاران امام صادق (ع) بر آن حضرت وارد شد و عرضه داشت: فدایت گردم، به خدا سوگند، من تو را دوست می‏ دارم و هر کس که تو را دوست دارد، دوست دارم. ای آقای من! چه‏ قدر شیعیان شما فراوانند! آن حضرت فرمود: آنان را بشمار. عرض کرد: بسیارند. آن حضرت فرمود: آنها را می ‏توانی بشماری؟ عرض کرد: آنها از شمارش بیرونند. حضرت ابوعبدالله [امام صادق] (ع) فرمود: ولی اگر آن شماره‏ ای که توصیف شده است؛ یعنی سیصد و اندی تکمیل می ‏شد، آنچه در پی آنید، رخ می‏داد...» امام جواد (ع) در روایتی پس از معرفی قائم آل محمد (عج) بر این نکته تصریح می‏ فرماید که فراهم شدن تعداد مشخص از یاران آن حضرت (سیصد و سیزده نفر) شرط تحقق ظهور است. از این روایت نیز می‏ توان استفاده کرد که استمرار غیبت به دلیل نبود تعداد مورد نیاز از یاران وفادار است. امام جواد (ع) فرموده است: «او همان کسی است که زمین برایش در هم پیچیده می ‏شود و هر سختی برایش هموار می‏ شود [و] یاران او به تعداد اهل بدر ـ سیصد و سیزده نفر ـ از اطراف زمین به گرد او جمع می‏ شوند و این همان سخن خدای عزوجل است که فرمود: «هر کجا باشید، خداوند همگی شما را [به سوی خود باز] می ‏آورد. در حقیقت، خدا بر همه چیز تواناست.» پس هنگامی که این تعداد از اهل اخلاص جمع شدند، خداوند امر او را آشکار می‏ کند و آنگاه که ده هزار نفر برای او کامل شد، به اذن خدای عزوجل خروج می‏ کند.» شیخ مفید (ره) نیز در یکی از رساله‏ های خود بر این موضوع تأکید می ‏کند که فراهم نبودن تعداد مورد نیاز از یاران برگزیده، یکی از دلایل استمرار غیبت است.
او می‏ نویسد: «در مجلس یکی از رؤسا حاضر شدم، بحثی در امامت مطرح و به گفتگو در باره غیبت [امام زمان (عج)] منجر شد. صاحب آن مجلس گفت: «آیا شیعه از جعفر بن محمد (ع) روایت نمی‏ کند که: اگر به تعداد اهل بدر ـ سیصد و اندی نفر ـ برای امام جمع شوند، خروج با شمشیر بر ایشان واجب می‏ گردد»؟ گفتم: این حدیث روایت شده است. گفت: ما یقین داریم که تعداد شیعیان در این زمان چندین برابر تعداد اهل بدر است، پس چه ‏طور با وجود روایت یاد شده، غیبت برای امام جایز می‏ باشد؟ در پاسخ او گفتم: هر چند تعداد شیعیان در این زمان چندین برابر تعداد اهل بدر است و اگر به تعداد جماعت اهل بدر، اجتماع کنند، دیگر امام نمی ‏تواند تقیه کند و ظهور بر او واجب می‏ شود، ولی در این زمان هنوز این تعداد با ویژگیها و صفاتی که در اهل بدر وجود داشت، محقق نشده است؛ زیرا لازم است که این جماعت در ویژگیهایی چون شجاعت، صبر بر مرگ، اخلاص در جهاد، ترجیح آخرت بر دنیا، پیراستگی باطنی از عیوب و سلامتی عقلی، سرآمد باشند و در هنگام کارزار، سستی و درنگ نورزند... و همه شیعیان این ویژگیها را ندارند. اگر خداوند تعالی می ‏دانست که در میان آنها این تعداد افراد با ویژگیهای یاد شده وجود دارد، قطعا ً امام (عج) ظهور می‏ کرد و بعد از اجتماع این افراد به اندازه یک چشم برهم زدن هم غایب نمی‏ شد، ولی روشن است که واقعیت این ‏گونه نیست و از این ‏رو، غیبت بر امام رواست.
از دیگر دلایل غیبت می توان به آماده نبودن جوامع بشری اشاره کرد. امام عصر (عج) در یکی از توقیعهای خود مطلبی را بیان می فرمایند که شاید بتوان از آن استفاده کرد که علت استمرار غیبت، آماده نبودن جوامع بشری، به طور عام، و جوامع شیعی، به طور خاص، است. آن حضرت می‏ فرماید: «اگر شیعیان ما که خداوند توفیق طاعتشان دهد، در راه ایفای پیمانی که بر دوش دارند، همدل می ‏شدند، میمنت دیدار ما از ایشان به تأخیر نمی‏ افتاد و سعادت دیدار ما زودتر نصیب آنان می‏ گشت؛ دیداری بر مبنای شناختی راستین و صداقتی از آنان نسبت به ما.»
برخی فقیهان و متکلمان بزرگ شیعه نیز این موضوع را که علت غیبت، فراهم نبودن زمینه برای ظهور و آماده نبودن جوامع بشری است، تأیید کرده ‏اند که از آن جمله می‏ توان به شیخ طوسی و خواجه نصیرالدین طوسی (ره) اشاره کرد. به صراحت می‏ توان برای مردم در پیش افتادن ظهور و تحقق آن، نقش قائل شد و گفت حضور مجدد امام معصوم (ع) در جامعه مشروط به آن است که انسانها راه صلاح و رستگاری را در پیش گیرند، ستمی را که در حق امامان معصوم روا داشته‏ اند جبران کنند، به وظایف و تکالیفی که در برابر امام عصر (عج) دارند، عمل نمایند و با انجام اقدامهای فرهنگی و اجتماعی، زمینه را برای بازگشت امام به صحنه جامعه فراهم سازند.
* با توجه به اینکه آماده نبودن جوامع بشری، از دلایل غیبت است، وظایف شیعیان و منتظران برای رفع این مانع ظهور چیست؟
** یکی از وظایفی که به تصریح روایات، در دوران غیبت بر عهده شیعیان و منتظران فرج قائم آل محمد(ع) است، کسب آمادگیهای نظامی و فراهم کردن تسلیحات مناسب هر عصر برای یاری امام غایب است. در روایتی که نعمانی از امام صادق (ع) نقل کرده، آمده است: «هر یک از شما باید برای خروج حضرت قائم (عج) سلاحی آماده کند، هر چند یک تیر باشد. خدای تعالی هر گاه بداند کسی چنین نیتی دارد، امید آن است که عمرش را طولانی کند تا آن حضرت را درک نماید و از یاران و همراهانش قرار گیرد.» در روایت دیگری، شیخ کلینی از امام ابوالحسن موسی کاظم (ع) نقل می ‏کند: «...هر کس اسبی را به انتظار امر ما نگاه دارد و به سبب آن، دشمنان ما را خشمگین سازد، در حالی که او منسوب به ماست، خداوند روزی‏ اش را فراخ گرداند، به او شرح صدر عطا کند، او را به آرزویش برساند و در رسیدن به خواسته‏ هایش یاری کند.» همچنین شیخ کلینی از ابو عبدالله جعفی، روایتی را نقل می‏ کند که توجه به مفاد آن سودمند است؛ «حضرت ابو جعفر محمد بن علی (امام‏باقر) (ع) به من فرمود: منتهای زمان مرابطه (مرزداری) نزد شما چند روز است؟ عرضه داشتم: چهل روز. فرمود: ولی مرابطه ما مرابطه‏ ای است که همیشه هست...» علامه مجلسی در شرح این فرمایش امام می ‏فرماید: «بر شیعیان واجب است که خود را بر اطاعت امام برحق و انتظار فرج او ملتزم سازند و برای یاری‏ اش آماده باشند.» شیخ محمد حسن نجفی نیز در کتاب «جواهرالکلام» در شرح این روایت می‏ فرماید: «مرابطه در این روایت به معنای اراده انتظار فرج در تمام ساعات شبانه‏ روز است، همچنان‏ که در بعضی از روایات نیز به این معنا اشاره شده است، نه مرابطه مصطلح در فقه.» شاید بتوان گفت کلام صاحب جواهر نیز در نهایت به همان کلام مجلسی برمی ‏گردد که فرمود: مرابطه در این روایت به معنای آمادگی برای یاری امام منتظر است.
رمز اینکه شیعه باید هر لحظه آماده یاری امام خود باشد، این است که زمان ظهور مشخص نیست و هر آن‏، که اراده خداوند تعلق گیرد، ممکن است ظهور رخ دهد. بنا بر این، شیعیان باید همواره در حال آماده ‏باش به سر برند تا در زمان ضرورت، به فرمان امام خود برای مقابله با مستکبران و ستمکاران جهان به پا خیزند. با نگاهی به تاریخ شیعه می‏ توانیم به عمق باور مردم به موضوع ظهور و آمادگی همیشگی آنها برای این موضوع پی ببریم. ابن بطوطه در سفرنامه خود می‏ نویسد: «ندبه شیعیان حله برای امام زمان؛ ...در نزدیکی بازار بزرگ شهر، مسجدی قرار دارد که بر در آن، پرده حریری آویزان است و آنجا را «مسجد صاحب ‏الزمان» می ‏خوانند. شبها پیش از نماز عصر، صد مرد مسلح با شمشیرهای آخته، اسبی یا استری زین کرده، می ‏گیرند و به سوی مسجد صاحب‏ الزمان روانه می‏ شوند. پیشاپیش این چارپا، طبل و شیپور و بوق زده می‏ شود. سایر مردم در طرفین این دسته حرکت می‏ کنند و چون به مسجد صاحب‏ الزمان می‏رسند، در برابر در ایستاده و آواز می‏ دهند که: «بسم‏الله‏، ای صاحب‏ الزمان، بسم‏ الله‏ بیرون آی که تباهی روی زمین را فرا گرفته و ستم، فراوان گشته. وقت آن است که برآیی تا خدا به وسیله تو، حق را از باطل جدا گرداند...» و به همین ترتیب، به نواختن بوق و شیپور و طبل ادامه می ‏دهند تا نماز مغرب فرا رسد.» باید توجه داشت که شیوه آمادگی برای ظهور به شرایط زمان و مکان بستگی دارد و اگر در بعضی روایات، از آماده کردن اسب و شمشیر برای ظهور ولی امر (ع) سخن به میان آمده و برای آن، فضیلت بسیار شمرده شده است، به این معنا نیست که اینها موضوعیت دارند. با قدری تأمل روشن می‏ شود که ذکر این موارد تنها به عنوان تمثیل و بیان لزوم آمادگی رزمی برای یاری آخرین حجت حق است.
در این عصر بر شیعیان لازم است که با فراگرفتن فنون رزمی و مسلح شدن به تجهیزات نظامی روز، خود را برای مقابله با دشمنان قائم آل محمد (عج) آماده سازند. در حال حاضر، به دلیل حاکمیت دولت شیعی و حکومت فقیه جامع ‏الشرایط بر سرزمین اسلامی ایران، این وظیفه در درجه اول بر عهده حکومت اسلامی است که در هر زمان، نیروی مسلح کشور را در بالاترین حد آمادگی نظامی قرار دهد تا به فضل خدا در هر لحظه که اراده الهی بر ظهور منجی بشر، حضرت مهدی (عج) قرار گرفت، بتوانند به بهترین صورت در خدمت آن حضرت باشند. امام خمینی(ره) با وسعت دیدی که داشت، «کسب آمادگی برای ظهور» را بسیار فراتر از آنچه گفته شد، مطرح می‏ کرد و معتقد بود که باید از هم اکنون برای گسترش قدرت اسلام در جهان تلاش کنیم تا زمینه ظهور چنانکه باید، فراهم شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات