تاریخ انتشار : ۰۴ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۶  ، 
کد خبر : ۱۴۹۶۶۵

تبعات ناگوار یک انحراف


 متین محجوب
عظمت شخصیت امام امت و رفعت بنای انقلاب، آنچنان است که هر اندیشمند و محققی را به محض اراده در فهم پدیده انقلاب اسلامی، ناگزیر از شناخت حضرت امام(ره) و نقش ایشان در رهبری ملت خواهد کرد.
در این میان البته نقاط عزیمت، رهیافت ها و روش های مختلفی مدنظر پژوهندگان این عرصه است که راه ها و نتایج ناصواب بی شماری نیز در آنها یافت می شود.
نظریه تطبیق رهبری امام با اقتدار کاریزماتیک وبر، یکی از این لغزش ها در فهم چیستی ماهیت این پدیده است که به موجب لوازم خطرناک و توالی فاسد آن ضرورت دارد با توجه ویژه ای موردبازنگری قرار گیرد.
این نوشتار البته به دنبال نقد این نظریه نیست، چرا که هم با این مجال، امکان آن وجود ندارد و هم کتب و مقالات فراوانی در این راستا نگاشته شده است؛ از همین رو این قلم تنها سعی دارد با عطف توجه به طیف طراحان و تبعات خطرناک پذیرش این نظریه، برناصواب بودن چنین گزاره ای به ظاهر صلاح، تاکیدی مضاعف کرده باشد.
همان گونه که عنوان شد، دقت در طیف طراحان قائلین به این نظریه، می تواند نتایج قابل تأملی را به دست دهد و البته اهمیت بازنگری آن را هم دوچندان خواهد ساخت. سعید حجاریان به عنوان نمونه ای بارز از این جماعت در یکی از مقالات خود با عنوان «بررسی نظریه های رهبر انقلاب، با تکیه بر رهبری امام خمینی» به صراحت اشاره می کند: «مطالعه درباره مسئله رهبری در انقلاب های دینی، طبعا باید در چارچوب نظریه های مربوط به اقتدار فرهمندانه [charismatic authority] صورت گیرد. لذا بی آنکه قصد اطاله کلام باشد، ابتدا فشرده ای از نظریات ماکس وبر درباره این شیوه اقتدار عرضه می شود.»
وی همچنین در پایان این مقاله نتیجه می گیرد: «با کمک نظریه های مشروعیت فرهنگی و شخصیت با جاذبه استثنایی می توان توضیح داد که چگونه شخصیتی مثل حضرت امام ]...[ به عنوان شخصیتی فرهمند بر تارک انقلابی دوران ساز درخشیدند.»
البته نباید فراموش کرد که حجاریان در دادگاه متهمان فتنه 88 در مقام توبه از اقدامات پیشینش اینگونه به دفاع از خویش پرداخت: «طی ده، پانزده سال اخیر مقالاتی از من به چاپ رسیده که حاوی بعضی از نظریات نامربوط به شرایط کشورمان بوده که قصد دارم بعضی از مهم ترین آنها را در این مجال بشکافم و علت انحراف این مواضع را تشریح کنم. یکی از مهمترین این نظرات انطباق شرایط کشورمان با تئوری ماکس وبر درباره سلطانیسم است.» وی پس از بیان برخی دلایل در رد این نظریه نتیجه گرفت: «بنابراین ملاحظه می شود که نظریات ماکس وبر در ایران کنونی هیچ کاربردی ندارد و من از سر غفلت بدون نگاه انتقادی به این نظرات، آنها را به شرایط کشورمان تعمیم دادم.»
این اظهارات هرچند در نگاه اول، توبه و عذرخواهی گوینده را به ذهن متبادر کرده و اندکی از لبه تیز این نظریات آسیب زا خواهد کاست، اما نباید فراموش کرد که این اظهارات حجاریان در حالی بیان شده که وی در دادگاه، متهم به ایفای نقش در فتنه 88 و اغتشاشات آن بوده و نه ارائه نظریات علمی خلاف واقع؛ و در چنین وضعیتی تئوریسین این جریان به عذرخواهی از مقالات گذشته اش و پذیرش تلویحی تاثیر این قبیل نظریه پردازی ها بر آشوب آفرینی های اخیر پرداخته است. که توجه به چنین رویکردی بی تردید زنگ خطر توجه به این تحلیل ها را بیش از گذشته به صدا درخواهد آورد.
به علاوه، از تأثیرات پیشین این نظریه بر اذهان مردم و همچنین امکان مطالعه این مقالات توسط دیگران در آینده نباید غافل بود. نمونه بارز این وجه از آسیب پذیری آنجایی است که حسین بشیریه به عنوان یکی دیگر از قائلین به نظریه رهبری کاریزماتیک امام خمینی، پس مراجعت به آمریکا و برملا شدن ارتباطش با برخی مؤسسات این کشور هم، همچنان مورد توجه دانشگاهیان بوده و با کمال تأسف کتب وی به عنوان منابع رسمی دروس ارائه شده در دانشگاه ها معرفی می گردد که با این وصف تو خود حدیث مفصل بخوان از این... البته باید پذیرفت که جذبه اعجازگونه و شیفتگی بی حد و حصر ملت ایران نسبت به حضرت امام(ره) آنچنان بود که عده ای را ناخواسته به سمت طرح چنین برداشت هایی از ماهیت رهبری امام امت سوق می داد و از همین رو محققینی متعهد و انقلابی نیز در این میان یافت می شود که به جرگه قائلین به این نظریه پیوسته اند؛ اما به هر ترتیب گذشته از قضاوت ارزشی در خصوص نیت طراحان نظریه کاریزمایی امام خمینی، این هر دو در یک خطای بزرگ مشترک اند و آن استفاده از ابزار نامناسب برای شناختن پدیده های دینی و ملی کشورمان است، که در نتیجه هر دوی آنها به یک اندازه در فهم انقلاب و رهبری آن ناکام مانده و البته مسئولیت تبعات و لوازم زیان بار پذیرش این تئوری را هم به دوش خواهند داشت.
هرچند تکیه اعتباربخشی بیش از اندازه بر اندیشه های غرب که بر پایه نگاه سکولار تمدن مدرن پدیده آمده اند و تعمیم آن بر مسائل ملی و بومی، معضل جدی امروز دانشگاه های ما به شمار می رود و در این نمونه خاص نیز ردپای آن به وضوح نمایان است، اما به هر روی انگیزه اصلی نگارش این سطور موضوع دیگری است که به جهت وجوه نه چندان آشکارش در این نوشته مورد تاکید قرار گرفته است. ماجرا از این قرار است که ماکس وبر، جامعه شناس آلمانی، به عنوان مبدع این نظریه در ابتدا سه نوع مشروعیت را مطرح می کند؛ 1-مشروعیت سنتی 2-مشروعیت کاریز ماتیک 3-مشروعیت قانونی
وی در خصوص مشروعیت کاریزماتیک می گوید: این نوع مشروعیت بر تسلیم غیرمعمول مردم در برابر شخصیت مقدس و فضیلت قهرمانی یا ارزش های استثنایی یک شخص و فرامین او استوار است. وبر در ادامه کاریزما را این چنین معرفی می کند: مقصود ما از کاریزما، ویژگی فوق العاده شخصیتی است که به گونه ای خارق العاده در چهره پیامبران، حکما و قهرمانان جنگی آشکار می شود و به آنها حالتی فوق العاده و فوق بشری می بخشد، اشخاص معمولی و فناپذیر را چنین مقامی هرگز حاصل نمی شود که مثل فرستاده خدا یا یک پیشوا مورد قبول مردم واقع شوند.
همان گونه که از عبارات پیشین مشهود است، این تئوری را می توان مبتنی بر چند اصل دانست: 1-جذبه استثنایی کاریزما 2-موردی و غیرقابل تکرار بودن کاریزما 3-توانایی کاملا شخصی و فردی کاریزما، این ویژگی ها چنانچه عنوان شد، بی آنکه نیاز چندانی به توضیح داشته باشد تبعات و لوازم پذیرش نظریه «رهبری کاریزمایی امام خمینی(ره)» را برملا می کند.
جماعتی که با نگاه وبر به رهبری دینی امام خمینی(ره) می نگرند، در فهم ابعاد متعالی و در عین حال غیرشخصی آن که ریشه در آموزه های شیعی دارد، ناتوان خواهند بود و در نتیجه از حضور امام در تاریخ به عنوان یک واقعه فردی و استثنایی یاد می کنند.
در اینکه حضرت امام از جذبه ای استثنایی و خارق العاده برخوردار بود البته شکی نیست، اما در فهم حقیقی چنین شاخصه ای چند نکته اساسی را باید در نظر داشت که قائلین به رهبری کاریزمایی امام از آن غافل اند. اول اینکه هرچند عشق و علاقه به امام ناشی از برخی خصوصیات فردی ایشان بود، اما ویژگی هایی که او را به الگوهای اصلی و اسوه های دینی ملت، یعنی معصومین علیهم السلام نزدیک می ساخت. به دیگر سخن قدم نهادن حضرت امام در جای قدم های حضرات معصومین و قرب به این ولی نعمتان عامل چنین عشق و علاقه ای بود و همین مسئله منشاء شکل گیری مفاهیم «امام و امت» در میان جامعه است.
از سوی دیگر میان رابطه «شخصی و شخصیتی» مردم با حضرت امام تفکیک قابل ملاحظه ای وجود دارد. شخصیت علمی ایشان با محوریت فقاهت که زمینه رابطه مقلد و مقلد را شکل می دهد ، موضوعی است که این جماعت در تشخیص آن ناتوان مانده اند. سابقه چنین تبعیتی البته در طول تاریخ کشورمان فراوان یافت می شود که به نظر می رسد این نمونه ها نیز از دید چنین افرادی دور مانده است. مورد بارز و غیرقابل انکار این گونه از تبعیت مردم، قیام تحریم تنباکو است که با فتاوای میرزای شیرازی چنین حماسه ای از مردان و زنان این کشور پدید آمد.
اتفاق ناگوار دیگری که پس از پذیرش چنین نظریه ای، دامن قائلین به آن را می گیرد، تکرارناپذیری نمونه ای همچون امام و رهبری تاریخ ساز ایشان است. کاریزما دانستن امام به رغم ظاهری آراسته و عظمت بخشی غیرحقیقی به شخصیت و عملکرد ایشان، حضور امام را در این تاریخ به عنوان یک واقعه فردی و استثنایی تبدیل می کند که قابلیت الگوبرداری و تکرار در جامعه و تاریخ را دارا نیست.
به باور یکی از پژوهشگران این حوزه، کسانی که امام را کاریزما می دانند حضور استثنایی ایشان را اولا به دلیل ضابطه مند نبودن آن ، قابل دوام نمی دانند و ثانیا در ذات خود، یک حرکت الزاما اصلاحی را به دنبال نمی آورد؛ بلکه نتایج آن به سلیقه ها و عملکرد فردی رهبری متکی است. به علاوه دیدگاه فوق، مانع از آن خواهد شد که ولایت فقیه به عنوان یک نهاد «مستقر» و «مستمر» دیده شود.با این بیان، روشن می گردد که این نظریه ضمن اینکه الگوبرداری از شیوه رهبری دینی حضرت امام را نفی می کند، تحقق عینی نمونه دیگری همچون امام امت را در میان جوامع به طور کلی غیرممکن قلمداد خواهد کرد. از همین رو بدون مخالفت با نظریه ولایت فقیه و پرداخت هزینه های این اقدام، امکان تحقق خارجی آن را پس از حضرت امام منتفی دانسته و در نتیجه با تخفیف ولایت آیت الله خامنه ای، رهبری ایشان را در سطحی پایین تر و فاقد شانیت در تصدی ولایت فقیه تصویر می کنند.
این در حالی است که حضرت امام نه تنها نمونه ای استثنایی و غیرقابل دستیابی نیست بلکه مصداق انسان کامل و شخصیتی خودساخته و مهذب بود که تنها در دامن فرهنگ اسلام شیعی، امکان پرورش و بروز آن وجود دارد و به تعبیر مقام معظم رهبری: «امام به همه فهماند که انسان کامل شدن، علی وار زیستن و تا نزدیکی مرزهای عصمت پیش رفتن، افسانه نیست».

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات