تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱۳۹۱ - ۰۹:۲۲  ، 
کد خبر : ۱۴۹۶۸۵

قیام خونین 15 خرداد (بخش سوم)


پروفسور حمید مولانا
قیام خونین 15 خرداد یک نقطه عطف در مبارزه مردمی علیه ستم، بی عدالتی و سلطه گرائی در سطح ملی و بین المللی بود. به دنبال قیام خونین 15 خرداد 1342 بود که مبارزات علیه دو ابرقدرت زمان یعنی آمریکا و شوروی آغاز شد و قاره های آمریکا و اروپا را فراگرفت. در کشورهای زیرسلطه، در قاره های آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین مقاومت مردم علیه سلطه گران غربی افزایش یافت. قیام خونین 15 خرداد نه تنها ریشه های انقلاب اسلامی ایران را آبیاری کرد بلکه در سطح جهانی زنگ سقوط یک امپراتوری (شوروی) و افول قدرت امپراتوری دیگر (آمریکا) را به صدا درآورد. بحران های سیاسی، نظامی و اخلاقی در اردوگاه شرق و غرب، یعنی سوسیالیسم و کاپیتالیسم (یا سرمایه داری) لیبرال پس از وقوع قیام 15 خرداد در ایران شدت گرفت.
تأثیر قیام 15 خرداد به رهبری امام خمینی(ره) را در سطح بین المللی و جهانی چگونه می توان تبیین کرد؟ قیام 15 خرداد 1342 و نهضت امام خمینی با قیام هایی که پس از خاتمه جنگ جهانی دوم علیه استعمار غرب صورت گرفت سه نقطه تمایز داشت. اول اینکه این قیام برعکس قیام های سابق در ایران و سراسر دنیا کاملاً یک قیام دینی- سیاسی بود که به رهبری یک قائد و فقیه دینی و اسلامی عملی می شد. این نهضت و قیام عمدتاً توسط مردم و با استفاده از زیرساخت های دینی، سنتی و ملی (مساجد، حوزه، حسینیه، هیئت، بازار، محله و...) و با حمایت اقشار مختلف جامعه صورت می گرفت. شیوه مبارزه و قیام کلامی، غیرخشونت و غیرمسلحانه، و مدنی و دینی بود و الگوی آن الگوی کربلا و عاشورای حسینی بود. تفاوت قیام و شیوه امام خمینی با سایر رهبران ضداستعمار سال های بعد از جنگ جهانی دوم مانند گاندی و نهرو در این بود که آنها در مبارزه خود علیه انگلیس و برای آزادی و استقلال هند، به دنبال یک نظام و جامعه سکولار غیردینی بودند ولی امام از یک نظام و جامعه کاملاً اسلامی سخن می گفت. جماعت اسلامی در پاکستان و جمعیت اخوان المسلمین در مصر هیچ کدام آن توانایی و قدرت تشکل و بسیج سیاسی و آن الگوی شفاف و اندیشه سیاسی و حکومتی امام خمینی(ره) را نداشتند و برای همین هم نتوانستند در مقابل محمدعلی جناح در پاکستان و شخصیت هایی مثل جمال عبدالناصر در مصر موفق باشند.
ویژگی دوم قیام 15 خرداد و نهضت امام خمینی(ره) این بود، که او نه تنها علیه دو اردوگاه شرق (شوروی) و غرب (آمریکا و متفقین) قدعلم کرده بود بلکه مکتب و راه جدیدی را نشان می داد که تا آن روز به جهانیان ارائه نشده بود و کاملاً خارج از نظریه پردازی های لیبرال دموکراسی آمریکا و اروپا، سوسیالیسم و کمونیسم شوروی و اقمار آن بود. قیام های سال های نیمه دوم قرن بیستم دو نقطه مشترک داشتند، یکی ضداستعماری و دیگری ناسیونالیسم یا ملی گرایی بود: مصدق در ایران، عبدالناصر در مصر، تیتو در یوگسلاوی، نکرومه در غنا، لومومبا در کنگو، سوکارنو در اندونزی، مائو در چین، کاسترو در کوبا و... قیام 15 خرداد و نهضت امام خمینی(ره) ناسیونالیسم و ملی گرایی را رد و برای اولین بار پس از سال ها جهانشمولی اسلامی را مطرح کرد. بدین ترتیب قیام امام خمینی با دو گرایش بزرگ قرن بیستم به مبارزه برخاست و در مقابل آنها موضع گرفت، یکی تجددگرایی و مدرنیته غرب و دیگری الگوی «ملت- دولت».
دقیقاً در اینجاست که ویژگی سوم قیام 15 خرداد و نهضت امام خمینی تجلی پیدا می کند و آن برقراری یک نظام و حکومت اسلامی برمبنای «ولایت فقیه» و اصول اسلامی است. از دیدگاه امام «نظریه ولایت فقیه» محوری ترین و مهم ترین پایه نظام سیاسی اسلام در عصر غیبت امام زمان(عج) است. نظام جمهوری اسلامی با محوریت ولایت فقیه یک نظام اسلامی و دینی محض و جدا از تمامی نظام های رایج موجود در سیستم بین المللی است. قیام 15 خرداد در حقیقت آغاز احیای هویت اسلامی برای بیش از یک میلیارد جمعیت آن روز دنیا بود. از آغاز این قیام تا پیروزی انقلاب اسلامی ما شاهد یک دوره جدید در تفکر و اندیشه سیاسی و حکومتی امام خمینی هستیم. ضرورت حکومت برای جامعه، نداشتن مشروعیت ذاتی یک فرد یا گروه خاص برای حکومت و دولت، حاکمیت خدا به عنوان تنها منبع ذاتی مشروعیت، و جدا نبودن دین از سیاست، اصول پیش فرض های این قیام را تشکیل می دهد.
رویدادها و حوادثی که پس از قیام خونین 15 خرداد 1342 در سطح بین المللی صورت گرفت، تأثیری که نهضت امام خمینی و به ویژه قیام 15 خرداد در دنیا داشت و استفاده ای که فرهنگ ها، مذاهب، ملت ها از شیوه مبارزه و مقاومت امام خمینی در سال های بعد از این قیام، بردند ، اگر هم معجزه آسا نباشد، بسیار شگفت آور است. ما قبل از اینکه وارد جزئیات این مطلب و بعد بین المللی آن شویم، این رویدادها، حوادث، روابط و تأثیرات را که در ماه ها و سال های بعد از قیام انجام گرفت خلاصه می کنیم:
1) معمار اصلی «انقلاب سفید» ایران یعنی جان. اف. کندی رئیس جمهور وقت آمریکا 5 ماه بعد از قیام خونین 15 خرداد و دستگیری امام خمینی(ره) در اوائل آذر1342 (نوامبر 1963 میلادی) در شهر دالاس در ایالت تگزاس در آمریکا ترور شد. مرگ کندی شوک بسیار بزرگی به آمریکا و سیستم سیاسی جهانی وارد کرد.
2) مقارن با نهضت امام و قیام خونین 15خرداد سیاهپوستان آمریکا به رهبری یک کشیش مسیحی به نام مارتین لوترکینگ مبارزات خود را برای اخذ آزادی های مدنی علیه تبعیضات نژادی در سراسر آمریکا شروع کردند که به مدت بیش از یک دهه ادامه یافت.
3) بعد از قیام 15خرداد، آمریکا بیش از پیش در گرداب جنگ ویتنام افتاد که بیش از دو میلیون ویتنامی و 30هزار سرباز آمریکائی در آن جان باختند.
4) در سال 1346 (1967میلادی) جنگ 6روزه رژیم صهیونیستی و کشورهای عربی رخ داد که با شکست اعراب و تصرف صحرای سینا در مصر، قسمتی از بیت المقدس در فلسطین، و ارتفاعات جولان در مرز سوریه توسط ارتش اسرائیل، پایان یافت.
5) یکسال پس از قیام 15خرداد، دانشجویان دانشگاه های آمریکا از دانشگاه کلمبیا در شرق آمریکا گرفته تا دانشگاه کالیفرنیا (برکلی) در غرب آن کشور علیه هیئت حاکمه آمریکا شورش کرده و به گروه های مبارز سیاهپوستان آمریکا پیوستند. ناآرامی برای مدت چند سال جامعه آمریکا و بویژه دانشگاه های ایالات متحده را دربر گرفت.
6) در سال 1968 میلادی مطابق با 1347 شمسی اعتراضات مردم آمریکا علیه جنگ ویتنام، شورش و عصیان سیاهپوستان و دانشجویان ایالات متحده علیه هیئت حاکمه آن کشور به اوج خود رسیده و به قاره اروپا، آفریقا، و آمریکای لاتین سرایت کرده و اقمار شوروی سابق را در مرکز و شرق اروپا هدف قرار داد. آزادیخواهان چکسلواکی در بهار آن سال به رهبری نخست وزیر و رئیس جمهور وقت «دوبچک» علیه رژیم کمونیستی آن زمان برخاستند ولی با دخالت نظامی شوروی سرکوب شدند. در تابستان همان سال دانشجویان و کارگران فرانسه «انقلاب» خود را علیه دولت ژنرال دوگل در خیابان های پاریس به راه انداختند. در همین سال بود که رهبر دینی وسیاسی سیاهپوستان آمریکا، مارتین لوترکینگ در ایالات متحده ترور شد و چند ماه بعد رابرت کندی، برادر رئیس جمهور اسبق هنگام مبارزات انتخاباتی خود در شهر لس آنجلس توسط فردی به قتل رسید. در کمتر از 5سال سه شخصیت مهم آمریکائی توسط خود آمریکائی ها در آن کشور ترور شدند. تظاهرات و اعتراضات در شهرهای آمریکا گسترش پیدا کرد و تعدادی از شهروندان و دانشجویان در برخورد با پلیس و مأمورین انتظامی کشته شدند.
7) با شروع دهه 1970میلادی (آغاز سال 1349شمسی) آمریکا با بحران های جدیدی مواجه شد. ارتش ایالات متحده پس از سال ها جنگ در مقابل مقاومت مردم ویتنام با یک شکست سنگین نظامی مواجه شد و در آخرین ساعات سفیرکبیر آمریکا با هلی کوپتر از ویتنام فرار و پایتخت ویتنام جنوبی یعنی سایگون سقوط کرد. جنگ ویتنام بزرگترین شکست نظامی در تاریخ جمهوری آمریکا بود.
8) در سال 1973 میلادی در نتیجه جنگی که بین رژیم صهیونیستی و مصر صورت گرفت کشورهای نفت خیز عربی به عنوان اعتراض آمریکا را تحریم و از ارسال نفت به آن کشور خودداری کردند. شاه ایران برعکس، تولید نفت را برای احتیاجات آمریکا دو برابر کرد ولی کمبود بنزین در ایالات متحده مردم آن کشور را ساعت ها در پمپ بنزین ها در صف نگاه داشت. به علت کمبود انرژی، دولت آمریکا از مردم خواست تا در مصرف برق صرفه جوئی کنند و مقررات جدیدی برای سرعت خودروها در جاده ها وضع کرد. آن سال مردم آمریکا عید کریسمس را بدون چراغانی جشن گرفتند.
9) در اوائل دهه1970 رسوایی و فساد معروف به «واترگیت» که در آن شخص رئیس جمهور و همکارانش به علت دروغگوئی، سرقت مدارک حزب رقیب و عملیات غیرقانونی دیگر از طرف کنگره آمریکا و مقامات دادگستری تحت تعقیب و بازرسی بودند، باعث شد که شخص رئیس جمهور یعنی ریچارد نیکسون (بزرگترین حامی رژیم پهلوی) پس از استعفا کاخ سفید را ترک کند. قضیه واترگیت لطمه بزرگی به حیثیت نظام آمریکا وارد کرد.
10- تحت این شرایط و بحران های متعدد سیاسی، اقتصادی، نظامی، و فرهنگی بود که معاون رئیس جمهور آمریکا، جرالدفورد، موقتاً امور ریاست جمهوری آمریکا را به دست گرفت. نظرسنجی ها نشان می داد که آمریکائی ها و عموم شهروندان آن کشور کمترین اعتماد و احترام را به نظام و دولت خود در این دهه دارا بودند. در مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا که چند سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران صورت گرفت جرالدفورد از حزب جمهوریخواهان در مقابل جیمی کارتر از حزب دموکرات شکست خورد. کارتر، فرماندار ایالت جورجیا که یک تولیدکننده و تاجر بادام بود با مشاهده وضع اسف بار آمریکا در مبارزات انتخاباتی به مردم آمریکا اظهار داشت که از طرف حضرت مسیح به او الهام شده است که آمریکا را از این بحران و گرداب بزرگ نجات دهد. کارتر در اوائل ریاست جمهوری خود در کاخ سفید هنگام استقبال از شاه ایران اعلام کرد که ایران در خاورمیانه ملتهب، تنها جزیره ای است که «ثبات سیاسی دارد!»
دقیقاً در این سال ها بود که فقیه و قائد بزرگ امام خمینی(ره) با اطلاع و درک صحیح از وضع آمریکا و سیاست جهانی، انقلاب اسلامی ایران را در تبعید مدیریت کرد. چه رابطه ای بین قیام خونین 15خرداد 1342 و بحران هائی که در سطح ملی، منطقه ای و بین المللی در این سال ها به وجود آمده بود، وجود داشت؟ تأثیر این قیام بر نظام بین المللی چه بود؟ برای این منظور حوادثی را که به قیام خونین 15خرداد منجر شد باید یک به یک موردمطالعه و بحران هائی را که متعاقباً ایجاد شد با دقت بررسی کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات