نواندیشی دینی واکنشی بود در برابر استیلای غرب از یک سو و علیه وضع نابسامان جوامع غربی ، استبداد و بی عدالتی از دیگر سو.نواندیشان عرصه دین ، هماره از 2جنبه منفی نوگرایی دینی هراس داشته اند: یکی ، افزودن چیزی به اسلام از سر تخریب و یا دلسوزی که این التقاط بیشتر در جریان روشنفکری وجود دارد تا سلفی و دیگری ، استبداد و خودکامگی در رای و عمل.
آغاز راه
دو قرن است دوره نوزایش در جهان عرب آغازیدن گرفته است. درست از سال 1805میلادی و همزمان با رسیدن محمد علی پاشا در مصر به مسند خلافت.
وی ، نخستین کسی بود که اصلاحات را در بیشتر زمینه ها پدید آورد: ساختار حکومتی ، لشکری ، آموزشی ، صنایع و کشاورزی. اما توجه جدی روشنفکران دوره نوزایی عربی به مساله زن ، دستکم از دهه 90قرن نوزدهم ، آن هم به عنوان پیوستی از طرح اصلاحات و یا مساله دست دوم ، آغاز شد.
بیش و پیش از سید جمال الدین که به بیداری شرق کمر همت بست و پیش گام احیاگری و آغازگر جنبشهای دینی، اجتماعی و انقلابی در جهان اسلام بود اسعد خیاط و بطرس البستانی نخستین منادیان حقوق زنان عرب بودند.
دفاع از حقوق زنان در جهان عرب ، به وسیله مسیحیان پراکنده در کشورهای عربی رقم خورد، اسعد یعقوب خیاط (1811-1870) درسال 1839م برای بیداری جهان عرب و آموزش زنان و مردان انجمن ملی سوری را بنیاد نهاد و احقاق حقوق زنان و از آن شمار حق آموزش و سوادآموزی را برای زنان و دختران عرب خواستار شد و به هزینه شخصی خود مدرسه دخترانه - پسرانه رایگانی تاسیس کرد.
سخنرانی بطرس البستانی (1819-1883) 14دسامبر 1849، نخستین خطابه ای بود که به زبان عربی گفته و منتشر شد و در آن از مثبت بودن آموزش و آزادی برای زنان سخن به میان آمد.
اگرچه این آموزگار مسیحی لبنانی تبار رویکردهای دینی نداشت ؛ ولی هماره به این مساله اشاره می کرد که بایدها و نبایدهای الهی ، زن و مرد را توامان مورد خطاب قرار داده است و به نگروی درست نیست گفته شود از یک سو خداوند نیروهای فراوانی درنهاد زن به ودیعه گذارده و از دیگر سو او را از به کارگیری استعدادهایش باز داشته است!
در مساله زنان ، حتی احمد فارس الشدیاق (1801-1887) بر نواندیشان مسلمان جهان اسلام پیشی دارد. شدیاق در کتاب الساق علی الساق فیما هو الفاریاق (1855) مشاهدات خود را از وضعیت زنان غرب می نگارد و با اوضاع نابسامان زنان شرق می سنجد. سلیم البستانی (1848-1884) فرزند بطرس البستانی در مقاله ای به سال 1870از حقوق زنان دفاع کرد.
از دیگر مدافعان مسیحی حقوق زنان در جهان عرب می توان از فرح انطون (1874-1922) و خواهرش رز انطون و جبران خلیل جبران (1883 -1921) در آثاری چون ورده ` التهانی و الاجنحه المتکسره یاد کرد. نکته در خور اشاره این است که نخستین نسل مسیحیان مدافع حقوق زنان لبنانی تبار بوده اند.
نخستین اندیشمندان
رفاعه الطهطاوی: رفاعه رافع الطهطاوی (1801 -1873) از مصلحان بزرگ روحانیون مصر در شمار است. وی ، در سفری که به پاریس داشت ، کتابی با نام تخلیص الابریز الی تلخیص باریز نگاشت و در این کتاب از ویژگی های مشترک و فراوان ، میان عربها و فرانسویان سخن گفت.
خوی عربی - اسلامی این شیخ ازهر او را از ستایش زنان فرانسوی باز نداشت ؛ هر چند بر آن بود: غربیان ، در سپردن زمام امور خویش به دست زنان به خطا رفته اند ولی باید دانست که از زنان پاک نهاد، نباید هراسی به دل راه داد طهطاوی در 2کتاب دیگر مناهج الالباب المصریه الی مباهج العلوم العصریه (1869) و المرشد الامین للبنات و البنین (1872) خواهان برابری کامل آموزش دختران و پسران و برخورداری دختران از آموزش شد.
در کتاب المرشد الامین... با آوردن براهین دینی ، اجتماعی ، و اخلاقی مساله آموزش دختران را مطرح کرد و نهی سلف صالح را دارای عمومیت ندید. در واقع ، وی توانست با درک ضروریات عصر، برای رفع واپس ماندگی مسلمان عصر خود، نهی سلف را تاویل کند.
تاکید نواندیشان دینی و غیر دینی آن زمان و سامان بر ضرورت فراگیری دانش و سوادآموزی دختران و زنان را باید به حق تجددگرایی نامید؛ زیرا درآن چه ایشان میراث می خوانند، تاکید و سفارش های فراوانی برحرمت و زیان باری تعلیم و تعلم زنان آمده است.
تلاش های طهطاوی به عنوان یکی از اعضای کمیسیون تنظیم آموزش در مصر چنان بالا گرفت که درسال 1836این کمیسیون ضرورت سواد آموزی دختران را تصویب کرد، اگر چه 37سال به طول انجامید تا نخستین مدرسه دخترانه (1873) گشایش یافت.
طهطاوی ، حجاب را از واجبات زنان برمی شمرد و تربیت و آموزش صحیح را عنصر اساسی ترقی جامعه می پنداشت.
سید جمال الدین افغانی (اسد آبادی): محمد بن صفدر حسینی ، ملقب به سید جمال الدین افغانی یا اسد آبادی (1897-1838) که بیشترین نیرو را برای بیداری جهان اسلام ، مبارزه با استعمار، و وحدت بخشیدن به مسلمانان در سایه حکومتی شورایی ، غیرمتمرکز و عادلانه به کارگرفت تنها در خاطرات خود - 1897 تا - 1892 از جایگاه مرکزی زن در جامعه سخن گفته است.
این نوگرای دینی فرامذهبی ، فهمی جدید و در خور اهتمام داشت و آن ، ارائه تاویلی نو از آیه تعدد زوجات بود: "فانکحوا ماطاب لکم من النسائ و ان خفتم الا تعدلوا فواحده" (اگر بیم آن دارید که عدالت روا مدارید تنها یک زن برگزینید) از این تاویل سید جمال الدین ، اندیشمندان مسلمان تا به امروز بهره می گیرند، هر چند پاره ای همچون علامه سید محمد حسین فضل الله نظری دیگرگون دارد.
اسد آبادی با این دریافت نو، مخالفان فراوانی یافت. وی در رد مخالفان خود از ادله دینی (قرآن وسنت) یاری نگرفت بلکه علم و عقل را به یاری طلبید.
محمدعبده: امام محمد عبده (1849-1905) را مهمترین خردمند و برجسته ترین مجتهد مکتب نوسازی اسلامی ، از آغاز دوره نواندیشی عربی نام نهاده اند.
وی از یک سو و با بسته بودن باب اجتهاد نزد اهل سنت به اجتهادهای نوینی دست یافت و از سوی دیگر، راهکارهایی اسلامی و روشنگرانه برای حل مشکلات جهان اسلام ارائه کرد.
عبده در تفسیری که در قرآن دارد، فتواها و مقاله هایش در 4موضوع عمده درباب زنان سخن گفته است:
الف) مفهوم ازدواج و ضرورت استحکام بخشیدن به این پیمان فطری.
ب) برابری زن و مرد که از آیه"و لهن مثل الذی علیهن بالمعروف و للرجال علیهن درجه" (برای زنان همانند آنچه بر آنان است و مردان را برایشان درجه ای بیشتراست) قاعده ای استنباط می کند که نشانگر برابری زن و مرد در تمامی حقوق به استثنای حق رهبری و ریاست خانواده است که البته مردان در برابر این حق ، وظیفه تامین نیازهای اقتصادی را به عهده دارند.
نیز از آیه قوامه «الرجال قوامون علی النسائ بما فضل الله بعضهم علی بعض» (مردان کارگزاران و فرمانروایان زنانند به آنچه افزونی داده خداوند بعض ایشان را بر بعض دیگر و به آنچه انفاق می کنند از اموالشان) چنین برداشت می کند:
قوامه ، همان حق ولایت پدری است که زیردستان را با خواست و اختیار خویش اداره می کند و ارزشها را با راهنمایی و مراقبت ، قوام می بخشد.
وی ، قوامه را تقسیم کار میان مرد و زن می داند؛ یعنی کارکردن در منزل به عهده زن است و در بیرون از خانه ، وظیفه مرد. البته عبده ، این تقسیم بندی را یک بار به اقتضای فطرت الهی می داند و در جای دیگر عرف را معیار قوامه قلمداد می کند.
وی ، از آیه «فالصالحات قانتات...» به این نتیجه می رسد که با 2گونه زن روبه رو هستیم و سلطه مردان {و جواز زدن زن}، تنها بر زنانی است که بیم نافرمانی و سرپیچی آنها وجود دارد.
پ - موضوع سوم سخن عبده درباب زنان ، طلاق است که برای محدود کردن و کاستن ازانجام طلاق ، با توجه به آیه "فابعثوا حکما من اهله و حکما من اهلها" (درصورت بروز اختلاف میان مرد و زن از طرف خانواده زن و مرد داورانی گسیل دارید) بر ضرورت تطبیق آیه تاکید می ورزید.
ت - تعدد زوجات که اوج روشنفکری و نواندیشی او در مسائل زنان به شمار می آید. عبده می گفت: در واقع ، آن چه نویسندگان غربی یاد کرده اند که اسلام ، سنتهای عرب را باقی گذارد و آنها را دین نامید، نادرست است.... آیه تعدد زوجات ، تنها، به جواز چند همسری اشاره دارد آن هم به شرط عدالت میان این زنان «ولن تستطیعوا ان تعدلوا بین النسا و لوحرصتم» (و هرگز نخواهید توانست میان زنان عدالت پیشه سازید، حتی اگر تلاش فراوان کنید).
محمد عبده ، به 3دلیل به بطلان چند همسری فتوا داد:
یکم. لزوم پیشه ساختن عدالت که به ندرت جامه عمل می پوشد.
دوم. جلوگیری از بد رفتاری مردان با زنان به بهانه روا بودن گرفتن چند همسر.
سوم. جلوگیری از سست شدن بنیاد خانواده هایی که هماره اختلاف میان مادران ، به فرزندان منتقل می شود. استثنای فتوای عبده در این مقام در صورت نازا بودن زن است.
از این نواندیشی در باب شهادت زن ، ارث ، و دیه اثری دیده نمی شود؛ زیرا عبده ، نابسامانی اوضاع زن مسلمان عصر خود را برگردن بدفهمی متون دینی می نهد و بر ضرورت اجتهاد و تغییر ساختارهای فکری کهن تاکید می کند.
اندیشه عبده ، با فراز و فرودهای فراوانی همراه بود. شاید بنیادی ترین مساله درباره سیر اندیشه وی محافظه کاری در بیان بیشتر مسائل زنان بوده است.
عبده ، تا آن اندازه محافظه کار بود که ناچار شد دیدگاه های دست و دل بازانه خود درباره زنان را از زبان شاگرد قاسم امین بیان کند.
بر پایه پژوهش های انجام شده دراین زمینه می توان به یقین رسید که نویسنده کتاب جنجال برانگیز تحریرالمراه (آزادی زن) محمد عبده بوده است ، نه قاسم امین.