* همچنان که مطلع هستید در منطقه دیدارها و رایزنیها و ارسال پیامهایی از سوی مقامات کشورهای عربی صورت گرفته که کارشناسان از آن به عنوان تلاشهای مقامات عربی برای احیای روند مذاکرات صلح یاد کردهاند، به نظر شما هدف اصلی این تلاشها در این مقطع حساس که منطقه آبستن اتفاقات مهمی چون اقدامات آمریکا در یمن و موضوع دیوار فولادی در مرز با مصر و غیره است، چیست؟
** در واقع روند مذاکرات سازش در نقطه مقابل روند مقاومت است. هرگاه روند مذاکرات سازش دچار وقفه میشود به معنای این است که مقاومت بسیار فعال است و مانع توافقات در واقع ذلتبار عربی با رژیم صهیونیستی است. وقتی صحبت از احیای مذاکرات میشود در واقع نشان دهند این مطلب است که مذاکرات یا به تعبیر دیگر روند صلح مرده است و نیاز به احیا دارد اما اینکه آیا دولتهای عربی میتوانند روند مرده مذاکرات را احیا کنند، به نظر میآید که این از توانایی کشورهای عربی ساقط است چرا که اساساً این عربها نبودند که باعث مرگ مذاکرات سازش شدند بلکه از یک طرف لجاجت و یکدندگی رژیم صهیونیستی و عدم پذیرش حتی حداقلها از سوی این رژیم باعث شکست روند مذاکرات بوده است و از طرف دیگر این ملتها بودند که در واقع برخلاف روند سازش پرچم مبارزه برای آزادی ملت فلسطین را به دست گرفته و بلند کردهاند و این دو عامل مهم هیچ کدامش در اختیار دولتهای عربی نیست نه اسراییلیها در چارچوب عربی تصمیم میگیرند و نه ملتهای مسلمان تحت تأثیر سیاستهای رایج در پایتختهای عربی عمل میکنند، این نکته اساسی است. اما در شرایط فعلی ما شاهد یک سلسله اقدامات هستیم، از یک طرف شاهد اعمال حداکثر فشار به مقاومت فلسطین هستیم. دیوار فولادی که به طول 11 کیلومتر در جنوب نوار غزه در حال احداث هست و کانال آبی که قرار است در حدفاصل دیوار تا مرز جنوبی نوار غزه احداث شود، بحران هوایی مقاومت، تلاشی که آمریکایی در یمن برای گسترش فعالیتهای نظامی خودشان دنبال میکنند به بهانه وجود نیروهای القاعده اینها مجموعاً بیانگر سلسله اقداماتی که در منطقه دنبال میشوند و این بحث مذاکرات سازش از این قبیل اقدامات است در حالی که امروز بدترین زمان برای رژیم صهیونیستی است و همچنین شرایط منطقهای ناهموارترین زمان را سپری میکند.
* بحثی که مطرح است این است که مقامات عربی که عربستان و مصر را شامل میشود دنبال طرح آمریکا برای سازش هستند و طرح عربی در این قضیه مطرح نیست بلکه اصل طرح آمریکایی است و از سوی این کشور دنبال میشود آیا مفاد جدیدی در این طرح جدید سازش مطرح است یا همان روند صلح قبلی دنبال میشود؟
** در واقع طرح جدیدی که مطرح است دارای مفاد جدیدی نیست اما کشورهای عربی دو شرط را مطرح کردهاند که یک شرط آن توقف عملیات شهرکسازی و یک شرط هم پذیرش این نکته از سوی اسراییل است که اداره شهر بیتالمقدس به یک جریان بینالمللی داده شود تا زمانی که تکلیف بیتالمقدس کاملاً و به صورت حقوقی تعیین شود. این در واقع دو پیششرط را کشورهای عربی برای مذاکرات مطرح کردهاند مخصوصاً روی پیششرط اول این توقف عملیات شهرکسازی تأکید بیشتری شده است اما همین امروز ما شاهد بودیم که وزیر خارجه آمریکا نه ظاهراً قرار است به عنوان میانجی بین این دولتهای عربی و رژیم صهیونیستی عمل بکند صراحتاً از دولتهای عربی خواست پیششرط را بگذارند و با آقای نتانیاهو سر یک میز بنشینند که البته این یک سناریو و یک نمایشنامهای است که ظاهراً یک نفر مخالفت کند و یکی موافقت و در نهایت همه کنار هم بنشینند بلکه به یک راهحل برای خروج از این بنبست در منطقه برسند.
* با توجه به دیدار خالد مشعل از عربستان و مذاکرات وی با مقامات عربستانی به خصوص با شاه این کشور آیا میتوان گفت که مقامات عربی به دنبال شرکت دادن حماس در این روند سازش هستند و آیا حماس با توجه به شرایط فعلی در این روند مشارکت خواهد کرد.
** آنچه مشخص است این است که گفتوگو درباره فلسطین بدون دولت قانونی حماس غیرممکن است. براساس نظرسنجیها در حال حاضر جریان مقاومت هم در کرانه و هم در نوار غزه معرف بیش از 80 درصد شهروندان صاحب رای هستند بنابراین نادیده گرفتن اینها در روند مذاکرات امکانپذیر نیست حتی اسراییلیها اخیراً در یک اظهارنظر رسمی اعلام کردهاند، گفتوگو با محمود عباس بیفایده است ما باید با حماس گفتوگو کنیم که معرف فلسطینیهاست اینها مجموعاً بیانگر این نکته است اما در عین حال یک مسأله وجود دارد آنهم موضع گروه حماس و جهاد اسلامی در خصوص مذاکره با دشمن صهیونیستی است که اساساً اینها روند مذاکرات مفید نمیدانند و اعتمادی به دولتهای ریاض و قاهره برای پیشبرد مذاکرات ندارند.
* سفری که وزیر خارجه عربستان به سوریه داشت و پیامی که از طرف پادشاه این کشور تحویل بشار اسد داده شد آیا در این راستا بوده است؟ سوریه در این روند چه نقشی را ایفا خواهد کرد؟
** در ارتباط با ما سوریه و موضوع سوریه، در واقع تمنای عربستان، رژیم صهیونیستی، اردن و مصر از دولت بشار اسد این است که در واقع از محور مقاومت فاصله بگیرد و با دریافت امتیازات مالی در گروه کشورهای عربی قرار گیرد که این بحث هم خودش یک حلقه از بحثهایی است که آمریکاییها و اروپاییها برای محدود کردن مقاومت و تضعیف مقاومت دنبال میکنند البته سوریها میدانند که چنانچه در جریان مقاومت فاصله بگیرند ولو امتیازات مالی دریافت کنند اما خاصیت خود را در منطقه از دست میدهند و بنابراین سوریها در یک تحلیل راهبردی ورود در این مذاکرات و پذیرش نقش در کشورهای عربی به جای نقشآفرینی در مقاومت را در منافع ملی خود کاملا مغایر میدانند و در طول 30 سال گذشته سوریها چه در دوره حافظ اسد و چه در دوره بشار اسد نشان دادهاند که موقعیت خودشان را در مقاومت تعریف کردهاند.
* یک طرف بحث مذاکرات سازش به رژیم صهیونیستی بر میگردد آیا خط اسراییل همانند گذشته میخواهد از روند مذاکرات به نفع خواستههای خود بهرهبرداری کند به عبارت بهتر موضع با اسراییل در این دوره جدید چه خواهد بود؟
** اسراییلیها اساساً نسبت به مذاکره صلح دیدگاه منفی ندارند و البته کمکی هم به بهبود روند نمیکنند اما تا زمانی که به صورت یک روند سرگرم کننده مطرح باشد، اسراییلیها بدشان نمیآید که کشورهای عربی به چنین مسائلی سرگرم باشند اما در عین حال اسراییلیها در طول سالهای پس از اجرای پیمان اسلو و پاریس که اولین مذاکرات پس از فروپاشی شوروی دنبال شد تا حالا نشان دادهاند به مذاکرات صلح به چشم یک راهحل برای برونرفت از شرایط نگاه نمیکنند. اسراییلیها بسیار هوشیارتر از آن هستند که بخواهند مشکلاتشان را روی عربستان و مصر یا اردن بدانند که در نتیجه با مذاکره با اینها امیدی به تخفیف آلام و مشکلاتشان داشته باشند. بر همین اساس هم این صحبت بارها از سوی اسراییلیها مطرح شده است فقط باید به گفتوگوهایی امید بست که از سوی جریان مقاومت مطرح میشود این در حالی است که نه مصر، نه عربستان، نه دولت محمود عباس هیچ کدام معرف جریان مقاومت نیستند و رابطهای هم با این جریان اصیل در منطقه ندارند.
* روند فعلی و رایزنیهای در حال انجام مقامات عربی برای آینده مذاکرات را چگونه ارزیابی میکنید؟
** ما در شرایطی به سر میبریم که محور اروپا و آمریکا و رژیم صهیونیستی و بعضی از دولتهای عربی که من اسم آنها را حرفه منحوس مینامم، اینها تلاش گسترده و فراگیر و فشردهای را دارند انجام میدهند برای اینکه بتوانند شرایطی امنیتی منطقه را به نفع خود تغییر دهند و موقعیت خود را بهبود بخشند. حرکت آمریکاییها در یمن، برخورد با مردم مظلوم غزه، اقدام مصریها در ساخت دیوار فولادی و همین طور فتاوای مقامات مذهبی عربستان که اخیراً منتشر کردهاند تلاش مشترکی است که اینها برای بر هم زدن امنیت در عراق دنبال میکنند. مجموعاً عواملی است که اینها دنبال میکنند و باید هشدارهای لازم در منطقه داده شود و مقابل آن هم کشورهای جبهه مقاومت منسجمتر و فعالتر عمل کنند.