* آقای دکتر! در ابتدای بحث خلاصهای از فعالیتها و سوابق جمعیت ایثارگران را برای ما بفرمایید.
** به نام خدا. حیطه فعالیت جمعیت را اگر دوستانی که هیات موسس هستند، مانند آقایان فدایی، شاکری و دارابی توضیح دهند، بهتر است؛ اما من که حدود 7، 8 سالی است با جمعیت آشنا هستم، در حدی میدانم که چند نفر از نیروهایی که در عرصه دفاع مقدس و سیاسی فعال بودند، پس از جنگ تصمیم گرفتند تشکلی به نام جمعیت ایثارگران ایجاد کنند که این تشکل با محوریت تکلفگرایی و تبیین و ترویج افکار حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب تشکیل شد و نیروهای ایثارگر در صحنههای مختلف را جذب و ردههایی را در سطح استانها ایجاد کرد. جمعیت اساسنامه و مرامنامه مفصلی است که به جای خود قابل بحث است. خوشبختانه در صحنههای سیاسی مختلف جمعیت تلاش کرد که با تکلیفگرایی برخورد کند. رفتار سهمخواهی و حزبگرایی صرفا نداشته باشد و معمولا در مواضعی که بحثهای مختلف داشت، یک موضع معقولی را به دور از گرایشهای سیاسی رایجی که وجود دارد، داشته است.
آنچه برای جمعیت مهم است نظرات و دیدگاههای ولایت است و این که خودش را با این دیدگاهها تنظیم کند و در صحنههای مختلف اجتماعی وارد شده و ایفای نقش کند و مواضع و مسائل را تبیین کند. حقیقتا برای جمعیت بحث انجام تکلیف از هر چیزی مهمتر است و رویکردش، رویکرد خدمت است. در شعارهایی که داشته، پایداری در اصول، نوگرایی در روش و ایثارگری در رفتار مبنای اصلی جمعیت است.
* موضعگیری و نحوه تعامل جمعیت ایثارگران با دولتهای گذشته در دوره آقایان هاشمی و خاتمی چگونه بوده است؟
** خوشبختانه در 16 سال گذشته جمعیت ضمن حمایت از دولتها، نقد منصفانه کرده است. در دولت آقای هاشمی، هشدارهای جمعیت در بیانیهها و اعلام مواضع نسبت به تهاجم فرهنگی و تغییرات فرهنگی که در جامعه انجام میشد، قابل طرح است. یا بحث ما بر سر این که حاکمیت تفکر لیبرالی در صحنه اقتصادی و بسترهایی ثروتهای بادآورده و فساد دارد، فراهم میشود.
در حقیقت مواضع اقتصادی ما در آن دوره به جای این که توسعه عدالت محور باشد، فقط توسعه صرف بود و بالاخره ترویج تفکرات لیبرالی در بخش اقتصادی و فرهنگی که جمعیت ایثارگران روشنگری و تبیین کرد و هشدار داد.
پس از دولت هاشمی در دولت آقای خاتمی هم که جریان دوم خرداد ایجاد شد، ما ضمن حمایت از دولت، حرکت بعضی افراطیون را که در صحنه دولت و مجلس فعال بودند و قصد براندازی داشتند، افشا کردیم. همچنین رفتارها و مسائلی که باعث میشد مبانی نظام دچار آسیب شود را تبیین کردیم و یک خط اصولگرایی با نگاه پایداری در اصول و نوگرایی در روش چرخش نخبگان را تبیین نمودیم. اینجا بود که در کنار دیگر اصولگرایان فضای سیاسی کشور برای بحث انتخابات شورای دور دوم با نام آبادگران ایران اسلامی فراهم شد و این حرکت موفق شد.
این ریلگذاری ادامه پیدا کرد. در انتخابات مجلس هفتم ادامه یافت و همین طور در انتخابات ریاست جمهوری و انشاءالله در انتخابات دور سوم شوراها هم ادامه پیدا خواهد کرد.
* حال که به بحث شوارها رسیدیم، ارزیابی شما راجع به فعالیت شوراها در دوره اول چگونه است؟ چه اتفاقی افتاد که طیفی از اصلاحطلبان وارد شورا شدند. اما بعد جریانها به گونهای پیش رفت که از طرف خود دولتی که بنیانگذار شوراها بود، این شورا در تهران منحل شد؟
** عامل و ریشه اصلی جریان دوم خرداد که با پیروزی آقای خاتمی حضور و بروز در صحنه سیاسی پیدا کرد، نارضایتی مردم از عملکرد دولت قبلی بود. بالاخره هزینه این نارضایتی را هم مجموعه اصولگرایان دادند و نتیجهاش این شد که دوم خرداد پیروز شد.
فضا مناسب بود و براساس همان فضا شورا تشکیل شد. در این شورا 2 علت باعث شد که دولت آن را منحل کند و در دوره دوم نیروهای اصولگرا رای بیاورند.
یکی اختلافی که اینها بر سر قدرت با همدیگر پیدا کردند، دعوا کردند و مردم را نسبت به این مساله بدبین کردند. این درگیری روی نگاهها، سهمخواهیها انتخاب شهردار و همه جا را نشان داد. دوم این که به هر حال کارآمدی نداشتند. این مختص شورا هم نبود، در دولت هم کارایی نداشتند، در مجلس هم کارایی نداشتند، یا کارایی پایین بود. نمیخواهم خدماتشان را نفی کنم. از منظر مردم سطح کارآمدی پایین بود. چون پایین بود، اعتماد مرد کم شد. مردم با کسی عقد اخوت ندارند. کسانی را میخواهند که صادقانه برایشان کار کنند. به یکی اعتماد میکنند، میدان میدهند کار کند. اگر توانست با صداقت کار و تلاش کند، مجددا فضا را برایش فراهم میکنند. اگر نتوانست کار کند، محترمانه کنارش میزنند. این تجربه را ما در فراز و نشیبهای مختلف انقلاب دیدهایم.
* ارزیایی شما راجع به دوره دوم شوراها چیست؟ وقتی طیف اصولگرایان کار را به دست گرفتند؟
** به نظر من، چون در دور دوم آنها اصل را بر کنار گذاشتند و شروع به کار کردند و شهردارانی انتخاب کردند که عملکرد خوبی داشتند، هم دکتر احمدینژاد و هم آقای قالیباف و فضای شهر، فضای کار شد، فکر میکنم مردم اعتماد خوبی دارند. برآیند کار شوراها هم در جهت سیاستگذاری و جهتگیریها و هم در انتخاب شهردار مثبت است. به هر حال پیشانی کار شورا، شهردار است و تمام سیاستها و برنامههای شورا را شهردار دنبال میکند. چون هم آقای احمدینژاد و هم آقای قالیباف نسبتا در کار خود موفق بودند. این نشان میدهد برآیند کار شورا وضعیت مثبتی داشته است.
* فکر میکنید این جنبه مثبت آنقدر فراگیر بوده است که به این دوره منتقل شود و باز هم مردم به همین طیف اعتماد کنند؟
** الان دو بحث است. اگر اصولگرایان وحدت کنند، به طور قطع و یقین اعتماد مردم ادامه مییابد. اگر وحدت نکنند و فرض کنید 2 فهرست بدهند، باید منتظر بود، ببینیم قضاوت مردم چیست و چگونه خواهد شد.
* عوامل اصلیای که مانع ایجاد این وحدت میشود و این بحثها همچنان ادامه دارد، چیست؟
** اصولگرایان بر سر اصول با هم مشکلی ندارند. یعنی این که به هر حال چند اصل را همه توافق داریم. این که به هر حال جریان دوم خرداد موفق نشود. دوم این که جریان اصولگرا موفق شود. سوم آن که فضای خدمتی که برای اصولگرایان فراهم شده است، ادامه یابد و اعتماد مردم بیشتر شود و چهارم این که بالاخره شورایی تشکیل دهیم که کارآمد باشد و توانایی داشته باشد، مشکلات مردم را حل کند.
چون کارآمدی این شورا تاثیرش را بر انتخابات آتی مجلس و حتی ریاست جمهوری خواهد گذاشت.
این بحث موردی نیست. چیزی که به نظر من میان اصولگرایان بحث و گفتگو هست و حتی نمیگویم اختلاف، چون تا کار نهایی نشود، نمیتوان قضاوتی کرد. سر این که چه مصادیقی میتواند آن رویکردها را محقق کند. چه افرادی میتوانند این 4 هدف را دنبال کنند که این افراد هم از طرفی مورد قبول هم اصولگرایان باشند، هم از طرفی مورد قبول مردم باشند و رای بیاورند، هم این که توانایی لازم را داشته باشند، الان در حوزه بحث محافل اصولگرایی، این مورد بحث میشود و همه تلاش میکنند از منظر خودشان به آن مصادیق برسند. طبیعتا اگر خرد جمعی را مبنا قرار دهیم، به صواب نزدیکتر است و میتواند عامل موفقیت باشد.
* نظر شما راجع به شورای معتمدین اصولگرا چیست؟ این مجموعه به چه نحوی کنار هم قرار گرفتند و آیا همه گروهها با این مجموعه همکاری میکنند تا به ائتلاف نهایی برسند؟
** وقتی ما از یک جبهه صحبت میکنیم و در حقیقت نگاههای مختلف، ضمن این که همه اصول را قبول دارند، ولی در روشها نگاههای متفاوتی وجود دارد؛ طبعا باید اینها تدبیری کنند که در مواضعی که مخصوصا انتخابات هست به یک وحدت برسند تا بتوانند در جامعه منشاء اثر باشند.
برای رسیدن به این وحدت، مدلهای مختلفی وجود دارد. شورای معتمدین مدلی بود که تعدادی از افرادی که مورد اعتماد مجموعه اصولگرایان هستند و دغدغه وحدت آنان را دارند، بنشینند با هم صحبت کنند، بحث کنند، مطلب را دنبال کنند و به یک جمعبندی برسند.
اینها تشکیل جلسه دادند و بعد هم به یک منشور هم رسیدند و این منشور منتشر شد و مبنای خوبی شد برای رسیدن به وحدت. آن منشور با اصول و چارچوب سر جای خودش هست و یکی از افتخارات شورای معتمدین است. توصیه ما به همه جریانهای اصولگرایان همان طوری که خودمان پیشتاز این قصه بودیم، این بود که به این شورا اعتماد کنند. نظرات و دیدگاههای آنها را مبنا قرار دهند. این برای کل جریان اصولگرا خوب است و آثار مثبتی دارد و اگر توجه نکنیم و این جمع که به هر حال متحد هستند، احساس کنند نمیتوانند تاثیرگذار باشند، جریان ضربه میخورد. این را باید همه دوستان توجه کنند.
به هر حال، قضاوت من نسبت به این شورا بشدت مثبت است، هم از جانب خودم و هم از جانب جمعیت. در مواضع قبلی هم اعلام کردیم نظرات و مسائلی که معتمدین به آن برسند باید مورد حمایت همه قرار گیرد، ما هم به عنوان جمعیت حمایت کردیم.
* با توجه به عدم همراهی برخی نیروهای جریان اصولگرا با تصمیمات شورای معتمدین آیا این شورا میتواند در آینده هم نقشی داشته باشد؟
** معتقدیم موفقیت شورای معتمدین در این مقطع میتوانست پایه خوبی برای دستیابی به شیوهای صحیح در تصمیمگیری آینده بین گروههای اصولگرا باشد. هر چند تردیدهایی در خصوص آن مطرح شد. اما به نظرم با اصلاحات در خصوص روش انتخاب اعضای شورا با حضور و مشارکت همه گروههای اصولگرا و تدوین آئیننامه مشخصی میتوان آن را به مرز پایداری و نفوذ بیشتر نزدیک کرد. مهم این است که پس از انتخابات تلاش برای ترسیم این ساز و کار به فراموشی سپرده نشود.
* مبحثی را یک ماه پیش مطرح کردید راجع به نگرانی شما و جمعیت از دخالت دولت در انتخابات شوراهاست، میخواهم بپرسم آن زمان چه مصادیقی برای این نگرانی وجود داشت و آیا هنوز هم وجود دارد؟
** نگرانی ما به دنبال فرامین رهبر معظم انقلاب بود. ایشان در فاز فرمودند که مسئولان دولتی دخالت نکنند. ما هم چون وظیفه میدانیم از این مواضع دفاع کنیم و تبیین کنیم، بر همین اساس دنبال کردیم. خوشبختانه آقای دکتر احمدینژاد هم در جاهای مختلف توصیه کردند که افراد دخالت نکنند و حتی بعضیها که میخواستند وارد انتخابات شوند، استعفا کردند و بعد وارد صحنه شدند.
به هر حال فکر میکنیم که روی همین اسم حامیان دولت هم باید تامل کرد، یعنی هیچ شائبهای نباید وجود داشته باشد. دوستان باید جوری حرکت کنند که خدای نکرده این شائبه درست نشود؛ چون به هر حال دولت اصولگرا فضای انتخابات را فراهم کرده، همتش هم در این است که یک انتخابات سالم برقرار کند. الان فضای کشور خیلی فضای خوبی برای انتخابات است. هم هیاتهای اجرایی، هم وزارت کشور، هم هیاتهای نظارت خوب عمل کردند. دغدغه ما کمتر شده، ولی کاملا رفع نشده است و انتظار داریم و هرگونه حرکتی که شائبه دخالت دولت را داشته باشد، دوستان از آن خودداری کنند.
متن کامل را در www.jamejamonline.ir بخوانید.