* لطفا در ابتدا کمی درباره تاریخچه به کارگیری سلاح نرم از سوی دشمن توضیح دهید؟ دشمن چه دلایلی داشت تا وارد مختصات جنگ نرم شود؟
** در ادبیات مربوط به جنگها و مخصمات، اصطلاح جنگ نرم و سخت معمول بوده است. ولی در سالهای اخیر کاربرد و کارکرد این مفهوم کمی بیشتر شده است. اگر ما نبردها را ارزیابی کنیم، میبینیم که ایجاد انقلاب، هم با قدرت سخت قابل شکلگیری است و هم با قدرت نرم. براندازی نیز به همین شکل است. برای مثال انقلاب با قدرت سخت، همان چیزی است که در گذشته در عراق و سوریه اتفاق افتاد که در حقیقت کودتایی بود که تحت عنوان یک انقلاب از آن یاد کردند. بدین صورت یک نظام سلطنتی از بین رفت و یک نظام جمهوری جای آن را گرفت.
اما در مورد پیروزی با با قدرت نرم هم نمونههای زیادی در تاریخ وجود دارد از جمله انقلاب انبیاء (ع) یا انقلاب اسلامی ایران که با قدرت نرم به پیروزی رسیدند یعنی تکیه گاه انقلاب، ایمان و باور مردم بود و یک جمله حضرت امام (ره) توده مردم را بدون تکیه بر سلاح به حرکت در میآورد و این از معنویت ایشان بود که توانست انقلاب را به پیروزی برساند. یعنی همان نقشی که پیامبر اکرم (ص) در عصر خویش ایفا کرد.
ولی براندازی با قدرت سخت شبیه آن چیزی است که در گرانادا و جنگ عراق اتفاق افتاد و آمریکاییها به کرات از این شیوه استفاده کردند.
نمونه بارز براندازی با قدرت نرم همان چیزی است که در تاریخ معاصر اتفاق افتاد؛ یعنی فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق. البته بعدها در اوکراین، قزاقستان و گرجستان هم براندازی با قدرت نرم صورت گرفت.
براندازی معمولا گاهی تصرف سرزمین است، گاهی تصرف حکومت و گاهی تصرف ذهن و قلب مردم. اگر تصرف سزمینی باشد، با قدرت سخت انجام میگیرد؛ همان طور که صدام کشور کویت را اشغال کرد و آن را به عنوان استان نوزدهم خودش اعلام کرد. اما گاهی هدف، تصرف حکومت است که با عامل دستنشانده ولی بومی تحقق مییابد.
شیوه استعمار کهنه تصرف سرزمین بود. مثلا انگلستان میآمد، برای هندوستان یک فرمانده نظامی منصوب میکرد؛ اما شیوه تصرف حکومتی یعنی اینکه شخصی را در راس یک حکومت قرار میدهند تا خواستههای آنان را جامعه عمل بپوشاند، مثل رضاخان در ایران، فیصل در عراق و آتاتورک در ترکیه.
تصرف ذهنها و قلبهای مردم
در شیوه سوم ذهن و قلب مردم را تصرف میکنند و خواسته خودشان را به آنها القا میکنند و مردم به خواسته آنان حرکت میکنند. البته، شکل، مکانیزم و سازوکار آن بسیار مهم است. چون زمانی که ذهن تصرف شد، مقدمه تصرف حکومت و سرزمین پیش میآید، منتها هدف بیشتر تصرف حکومت است که نظام سیاسی را به سمت خودشان ببرند و کسانی را سرکار بیاورند که در واقع به همان شیوه استعمار نو عمل شود. یعنی نیرو، نیروی ملی است؛ ولی سرسپرده است.
در استعمار فرانو که در حقیقت مرحلهای پیشرفتهتر از نو است اول ذهنها و قلبها تصرف میشود و مغزها به سمت آدمهایی هدایت میشوند که آنها میخواهند. یعنی وضعیت به گونهای میشود که به جای اینکه دشمنان، آدمی را نصب کنند، خود مردم شخص را انتخاب میکنند که خواسته دشمنان را عملی میکند. در حقیقت براندازی با جنگ نرم یعنی تصرف اندیشهها، ذهن و باور مردم.
کارکرد جنگ نرم
آقای جرج سوروس در کتابی که در ایران ترجمه و منتشر شده است، به بوش رئیسجمهور سابق آمریکا، اعتراض میکند و میگوید: هزینه شما در افغانستان و عراق، هزینه بسیار بالایی است، ما همین مدل براندازی را در اوکراین، گرجستان و قزاقستان انجام دادیم با هزینه کمتر؛ ولی شما دو تا کشور را با صدها هزار برابر هزینهای که ما خرج کردیم هزینه کردید! یعنی تئوری جرج سوروس به مراتب پیشرفتهتر از تئوری بوش بوده است.
به تعبیر یکی از متفکرین دشمن از طریق جنگ روانی و القائات، خوب را بد و بد را خوب جلوه میدهد. یعنی نظام و حکومتی را که مردم دوست دارند، دشمن روی آنها کار میکند و ذهنیت بد ایجاد میکند و این چنین نگاه مردم را عوض میکند و متعاقب آن نسبت به آن چیزی که قصد و نیت دارند، شروع به کار مثبت میکند به طوری که نگاه مردم نیز نسبت به آنان مثبت میشود و شیوههایی را برای این حرکت دنبال میکند تا زمینه برای براندازی فراهم شود.
پدر جنگ نرم جرج سوروس و جین شارپ نیز تئوریسین آن است که 280 مورد توصیه در این مورد دارد که یکی از آنها انتخاب رنگ خاصی است که از آن به عنوان انقلاب رنگین تعبیر میشود.
* با این توضیح یعنی جنگ سخت در دستور کار دشمن قرار ندارد؟
** واقعیت این است که امروز جنگ سخت در دستور کار دشمن قرار ندارد، یعنی استراتژی آمریکاییها بر جنگ نرم است چون مطمئن شدهاند که جنگ سخت علیه انقلاب اسلامی نمیتواند تاثیرگذار باشد. از این رو راهبردشان را به سوی جنگ نرم پیش میبرند. جنگ نرم هم تفاوتهای بسیار زیادی با جنگ سخت دارد؛ از جمله آن تغییر در شیوه کار، سلاحی که به کار میبرند، منطقه و جبهه عملیات است.
جنگ سخت توأم با تلفات، سروصدا و هزینه بسیاری بالایی است، اما تلفات جنگ نرم محسوس نیست، عکسالعمل به وجود نمیآورد، هزینهبر نیست. در جنگ سخت یک منطقه مورد حمله قرار میگیرد؛ ولی در جنگ نرم قلبها و مغزهاست که آماج بمباران روانی قرار میگیرد. در جنگ نرم خط مقدم تمامی اقشار جامعه هستند و بیشتر آسیب را زنان و جوانان متحمل میشوند.
بنابراین، تفاوت ماهوی بین جنگ سخت و نرم هم از جه شکل، نوع، شیوه و از جهت طریق وجود دارد. شما اگر به تاریخ هم نگاه کنید برتری جنگ نرم نسبت به جنگ سخت را میبینید.
مثلاً موسی بن عمران(ع) با تکیه بر قدرت نرم بر فرعون پیروز شد و اصلا با سلاح سخت به جنگ فرعون نرفت. سحره فرعون به عنوان نخبگان ماهر توسط وی به کار گرفته شده بودند؛ آن هم با هزینههای بسیار بالا و وعدههای فراوان. حضرت موسی(ع) هم به عرصه رقابت وارد شد و وقتی آنها ابزار آلات خود را عرضه کردند، تحولاتی به وجود آمد، اما وقتی آن حضرت عصا را انداخت، تمام بساط فرعونیان را بلعید. عناصری که فرعون به عنوان ماهرترین و نخبهترین انسانها به عرصه آورده بود، گفتند: «امنا برب العالمین، رب موسی و هارون». اینجاست که دقیقا انقلاب تکاملی به شیوه نرم موجب تحول و تکامل در انسانها میشود.
اگر تحول فکری انسان به «الله» باشد، آن انقلاب تکاملی میشود و اگر انقلاب تحولش غیرخدایی باشد، ارتجاعی میشود. انقلاب اسلامی، در جامعه انقلاب تکاملی ایجاد کرد و جریان برانداز به خاطر اینکه با قدرت سخت نتوانست هیچ انقلاب توحیدی را از میان بردارد متوسل به جنگ نرم شد؛ زیرا نود و اندی جنگ و غزوه و سریه بر پیغمبر (ص) تحمیل شد، اما ایستادند و مقاومت کردند.
* آیا شواهد تاریخی که نشان دهد جبهه حق هم گرفتار جنگ نرم دشمن بوده است، سراغ دارید؟
** بله آن چیزی که انقلاب اسلامی پیامبر (ص) را آسیبپذیر کرد جنگ نرم بود، تا جایی که حضرت امیر (ع) میفرماید: «حتی اذا قبض الله روسله صلی الله علیه و آله رجع قوماً علی الاعقاب» وقتی پیامبر (ص) قبض روح شد، جمعیت زیادی به قهقرا رفتند و دچار انحطاط شدند.
انقلاب موسی بن عمران (ع) هم در بستر جنگ نرم گرفتار مشکل شد. یعنی مردم دچار انحطاط شدند، به طوری که حضرت موسی (ع) به قومش گفت: بیایید با من برویم به عمالقه بجنگیم، آنها به جای اینکه بگویند خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست، گفتند: «اذهب انت و ربک فقاتلا انا هیهنا قاعدون» شما با خدایت برو بجنگ، ما اینجا نشستهایم! یعنی یک مجموعه انقلابی که چشمش به فرمان رهبری بود و هر وقت فرمان میداد، اطاعت میکردند، دچار چالشی شدند که به موسی (ع) گفتند ما جنگ و جبهه خودمان را رفتهایم تو همراه با خدایت به جنگ برو!
آنها دستخوش ارتجاع و تهدید نرم شدند و بعد دو جریان به وجود آمد که یکی اشرافیگری بود که قارون با آن طمطراق و زینتی که داشت جلو آمد و در کنارش هم سالوسگری سامری باعث فرسوده شدن انقلاب حضرت موسی (ع) شد. همان طور که برخی خواص ما امروز در دام اشرافیگری قرار گرفته و از جاده انقلاب خارج شدند.
قارون هم که از قوم حضرت موسی (ع) واز انقلابیون بود، دچار انحراف شد. از طرفی در جریان مرموز گوسالهپرستی، سامری که از انقلابیون و زندان رفتهها و از یاران حضرت موسی (ع) بود، در مسیر حرکت انقلاب رفوزه شد، برید و نتوانست در جاده اصلی بماند، لذا در برابر رهبری ایستاد.
نتیجه میگیریم که انقلابهای توحیدی هم پیروزیشان با قدرت نرم بوده و اگر شکستی هم داشتهاند از ناحیه فتنه نرم بوده است.
* با این مقدمه، رویکرد رهبرن جنگ نرم، به ایران چگونه است. به عبارتی چه ویژگیهایی در انقلاب و کشور ما وجود دارد که باعث شده دشمن استراتژیهای مقابلهای خود با ایران را، در قالب جنگ نرم برنامهریزی و اجرا میکند؟
** امروز ما با قویترین و باثباتترین انقلابهای توحیدی روبهرو هستیم و انقلاب اسلامی ایران در مقایسه با انقلابهای دیگر از جمله انقلاب کبیر فرانسه، انقلاب الجزایر انقلاب اکتبر شوروی، انقلابی است سالم و باثبات که در طول عمر سیساله خود با وجود بحرانها و چالشها خم به ابرو نیاورده و در جایگاه خویش بر سر اصول ایستاده است.
همواره دو تهدید اساسی متوجه انقلاب بوده است یک تهدید سخت که در ابتدای انقلاب گرفتار آن شدیم و هشت سال به طول انجامید و رزمندگان اسلام ایستادگی کردند و نگذاشتند به آن لطمهای وارد شود، دیگری تهدید نرم که امروز گرفتار آن هستیم؛ یعنی براندازی با قدرت نرم.
در این مرحله مردم در کنار رهبری هستند اما برخی از خواص در مقابله با جنگ نرم دچار آفت و آسیب شدهاند که این مساله قابل توجه است.
البته درصد خواصی که در مقابل تهدید نرم بریدند و دچار چالش شدند، زیاد نیست. بحمدالله اکثریت خواص در کنار رهبری و در مسیر انقلاب قرار دارند.
تهدید نرم آن قدر پیچیده است که بسیاری از خواص هم نمیتوانند، درست تشخیص بدهند. یکی از دلایلی که این همه رهبر معظم نقلاب روی بصیرت تاکید دارند همین است.
* بیشترین تلاش دشمن برای مواجهه نرم با انقلاب اسلامی از مدخل انتخابات بوده است. علت را شما چه میدانید؟
** ببینید امروز راهبرد دشمن بر اساس براندازی با جنگ نرم است و این راهبرد در بستر دموکرسی جریان فتنه است. منتها دموکراسی در خاورمیانه آسیای میانه به گونهای متفاوت عمل میکند. در خاورمیانه در راستای مخالفت با منافع استکبار؛ ولی در آسیای میانه به سود آنها حرکت میکند. به عنوان مثال در ترکیه، عراق، فلسطین و لبنان دموکراسی به نفع اسلامگرایان است.
البته استکبار نمیخواهد که چنین چیزی اتفاق بیفتد؛ ولی به خاطر برخی عوامل از جمله ذهنیت مردم و بصیرت نسبت به آمریکا، به سمتی میروند که منافع آمریکا تامین نشود. مثلا در ترکیه بعد از هفتاد سال حکوم لائیسیته، مردم، قوه مقننه و مجریه را انتخاب کردهاند که هر دو در اختیار اسلامگرایان قرار دارد، اما متاسفانه در آسیای میانه دموکراسی به گونهای دیگر عمل میکند و به نفع استکبار است. یعنی هر جایی که اینها توانستند بستر لازم را برای ایجاد جای پا فراهم کنند، موفق بودند.
البته در ایران هم تلاش میکنند این الگو را آزمایش کنند. لذا انتخاباتهای ما قدری حالت چالشی به خود گرفته است و باید مردم متوجه باشند که دشمن از این روزنه وارد میشود، یعنی جنگ سخت علیه انقلاب وارد بستر دموکراسی شده است.
اما برای مقابله با این تهدیدات راهکارهای زیادی وجود دارد که بخشی از آنها زیربنایی است. بخشی میانمدت، کوتاهمدت و درازمدت است.
* به نظر شما در خط مقدم مقابله با جنگ نرم، چه ارگانهایی باید حضور داشته باشند؟
** بنده معتقدم امروز مهمترین رسالتی که وجود دارد، بر عهده شورای عالی انقلاب فرهنگی است. یعنی تحول در علوم انسانی در دانشگاههاست. امروزه اکثر خروجی دانشگاههای ما مورد رضایت و مطلوب نیست. به علت اینکه اصولا مبانی حقوق اساسی بر پایه سکولاریزم و لیبرالیزم طراحی شده است. یعنی اینکه مبداء حقوق اساسی رنسانس است و در رنسانس هم معتقدند مدیریت علمی در مقابل مدیریت دینی قرار دارد.
لذا بنده معتقدم باید به طور زیر بنایی علوم انسانی ما تغییر پیدا کند؛ یعنی بر اساس مکتب توحید پایهریزی شود به طوری که یک دانشجو در جاده یکطرفه صرف حرکت نکند. ما باید مبنا را مکتب اسلام قرار دهیم و در کنار سایر مکاتب مثل ماتریالیسم، لیبرالیسم و اومانیسم را هم قرار دهیم تا دانشجو با آگاهی بیشتری به مسیر خود ادامه دهد. پس اولین رسالت شورای عالی انقلاب فرهنگی این است که حقوق اساسی را دگرگون کند چرا که اکثر مبانی حقوق و علوم اساسی غربی است و نتیجه آن میشود که آقای حجاریان بعد از گذشت سه دهه از انقلاب اذعان میکند که ما گرفتار اندیشههای ماکس وبر و غیره بودیم.
در دانشگاه چهار عامل موثر است: استاد، رئیس، محیط و متن و محتوا. اگر این چهار مورد دست به دست هم بدهند، خروجی دانشگاه تغییر میکند.
* این مباحث در حوزه تولید علوم است. در بخش اجرایی و قانونگذاری چه کارهایی باید صورت گیرد؟
** بازگشت به مبانی دینی در همه دستگاههاست نه فقط در دانشگاهها. یعنی هر وزیری در درجه اول مسئول نیروهای خودش است و همان طور که نمایندگی ولی فقیه در سپاه رسالت دارد که تکتک پاسداران را با اصول اسلامی و اندیشههای حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری کاملا آشنا کند، هر وزارتخانهای مسئولیت دارد این کار را انجام دهد و از همانجایی که دشمن سعی دارد به ما حمله کند، باید آنها پاتک بزند.
بنده معتقدم مهمترین راهکار مقابله با جنگ نرم، عمقبخشی داخلی است. یعنی همانطور که آنها تصرف ذهن و قلب مردم را هدف گرفتهاند، ما باید ذهن و قلب تکتک افراد جامعه را مملو از ارزشها و اعتقادات دینی کنیم و همان طور که فرد پشت تیربار و توپ و تانک میایستاد و تا آخرین لحظه مقابل دشمن مقاومت میکرد، امروز هم باید همان نیرو را برای مقابله با جنگ نرم تربیت کنیم.
البته نیروی مقابله با جنگ نرم فقط نیروهای رزمنده ماهر نیستند، بلکه همه اقشار جامعه هستند و همه باید در این لشکر باشند و از هویت ملی، اسلامی، دینی و شیعی خویش دفاع کنند. لذا تنها راه آن عمقبخشی داخلی است؛ "کلکم راع و کلّکم مسئول عن رعیته" که در این زمینه صدا و سیما و رسانههای شنیداری، نوشتاری، نویسندگان و حوزه مسئولیت دارند.
امروز در بهترین شرایط هستیم
* با این تفاسیر جنابعای آینده مواجهه کشور و انقلاب را با جنگ نرم دشمن چگونه ارزیابی میکنید.
** خوشبختانه امروز در شرایط خوبی هستیم و در مقایسه با عصر علوی که نه خواص با امیرالمومنین (ع) بودند و نه مردم و تنها قدرت در اختیار حضرت امیر (ع) بود، امروز قدرت در دست رهبری است و مردم کاملا با رهبری هماهنگ هستند. به نظر من نود درصد خواص با رهبری هستند و درصدی کم از خواص دچار چالش شدهاند که همین قدر هم برای انقلاب قابل قبول نیست. البته مردم آنها را میشناسند چرا که مشت خیلی از اینها برای مردم باز شده است. بنابراین برای مقابله با توطئههای آینده که بسیار پیچیدهتر از گذشته است، نیازمند آمادهسازی یعنی فراهم کردن پیام مناسب، توجیه پیامرسان مناسب و ابزار و شیوههای مناسب هستیم و باید سعی کنیم تا بهترین شرایط را نیز داشته باشیم.