مسیح علینژاد
سایتهای اینترنتی این بار خبری را منتشر ساختهاند که بر اساس آن همسر سخنگوی دولت نهم طی نوشتهای، سیدمحمد خاتمی، اکبر هاشمی رفسنجانی، حسن روحانی و مهدی کروبی را با الفاظی نامأنوس و واژههایی غیرمتعارف مورد حمله و اعتراض قرار داده است. اصحاب و اهالی روزنامهها اگرچه این سالها دیوار کوتاه بسیاری از تنگنظران و ناصبوران حیطه تصمیمگیری بودهاند اما در اثبات هویت واقعی و رسالت حرفهای خویش، اصحاب و اهالی روزنامه را تاب سکوت در برابر اتهاماتی که همسر سخنگوی دولت علیه دولتهای خاتمی، هاشمی و اصلاحطلبان همراه آنان مطرح کرده بود نیامد و نه تنها این خبر را از فضای اینترنتی به صفحه روزنامه سوق دادند که الهام در مقام سخنگوی دولت به پاسخگویی در قبال آنچه همسرش نوشته است فرا خواندند تا دریابند همسر الهام برای نوشتن چنین اتهامات تندی علیه سیاستهای مورد تایید نظام در گذشته از کجا الهام میگیرد.
از این روی، دیگر موضوع را فراتر از حریم خصوصی دیدند و پیرامون آنچه او برای زشت نشان دادن مسئولان و منتخبان گذشته مردم به منظور زیبان نشان دادن منتخبان و مسئولان امروز حاکمیت اصولگرایی نوشته است، از غلامحسین الهام سوال کردند، تا موضع دولت را در قبال لحن و ادبیات پرخاشگرانه و البته احساسی همسر سخنگو بدانند که ناگهان الهام در برابر چنین پرسشی برافروخت و بیهیچ دفاع مشخصی از همسرش تنها خمی از عصبانیت براب رو آورد که به نظر میرسید این خود گواه نارضایتی بر ابرو آورد که به نظر میرسید این خود گواه نارضایتی او از اتهام نامهای بود که همسرش در یکی از سایتهای اینترنتی نوشته است و دیگران آن را در حدی وسیع که الهام سزاوارش نمیدانست به روزنامها کشاندهاند. چه که اگر برای سخنگوی دولت نهم، سید محمد خاتمی همانگونه که همسرش نوشته است، «فریبکاری بود که با لشکر اراذل و اوباش اصلاحطلب به آمریکاپرستی و ترویج فساد و فحشای سیاسی و فکری مبادرت ورزیده است»، قطعا میباید در مواجهه با خبرنگاران، گردن فراز میساخت و با افتخار از ادبیات همسرش دفاع میکرد.
یا اگر برای الهام حقوقدان، ایراد اتهام همسرش علیه هاشمی رفسنجانی که او را «آغازگر فساد، بدحجابی، نابسامانی فرهنگی و اقتصادی و تعرض آشکار به ولی فقیه خوانده است»، سنخیتی با مباحث حقوقی داشت، قطعا در مواجهه با خبرنگاران، همچون سنت دیرینه روابط خانوادگی ایرانی، همسرش را زیر پر و بال و چتر حمایتی خویش میگرفت. اما الهام خوب میدانست که روشنفکران یک کشور را در چنین نوشتهای، «دریوزگان، مفلوکان، تخطئهکنندگان دین و مذهب و اراذل و اوباش» خواندن در شأن صاحب قلم نیست و نیک میدانست اینک در مقابل خبرنگارانی ایستاده است که از منتقدان جدی و سرسخت هاشمی، کروبی، خاتمی، حسن روحانی و حتی اصلاحطلبان بودهاند اما واژههایی که همسرش به خدمت گرفته است در خزانه لغت این جماعت هرگز جایی ندارد و اینگونه شد که دستهایش را در مقام دفاع از همسرش خالی دید و خبرنگاران نیز تنها برافروختگیاش را دیدند لذا بر ماست که اینک سخنگوی برافروخته از ادبیات غیرحقوقی همسرش را به یک لیوان آب میهمان کنیم که ظاهرا او نیز نیک میداند برای ستایش از رئیسجمهور اصولگرا، هیچ ضرورتی ندارد که همانند همسرش، احمدینژاد را معجزه هزاره سوم بدانیم و دولتهای گذشته را ملجأ و مأمن فساد و فحشا که این ره جز سرافکندگی و جاری شدن عرق شرم بر پیشانی او که میباید پاسخگویی رفتار و کردار همسرش در محافل رسمی نیز باشد حاصلی ندارد.
همسر الهام اگر فراموش کرده است روزهایی را که کسانی چون هاشمی و کروبی در زندان شاه بودهاند، پدر روحانیاش در کسوت یک مورخ و گرداننده اصلی دارالتبلیغ برای تاریخ این کشور قلم میزد، قطعا خود الهام آن روزها را فراموش نکرده است و تنها با یادآوری چهره شیخ علی دوانی بوده که ترجیح داد به پاس ابهتی که پدرش همسرش برابی قلم قائل بود هرگز از نوشتار امروز دختر او که هیچ نشانی از ابهت قلم در آن نبود دفاع نکند. الهام حقوقدان این روزها نیک میداند سخنی اگر پیرامون عملکرد رقیب دارد زبان نقد بباید گشود نه زبان اتهام.» از این رو گلایه احتمالی هشمرش در حریم کوچک خانه را به جان میخرد تا مبادا در مقام دفاع از این اتهامات گلایه حریم بزرگ جامعه را برانگیزد.