تاریخ انتشار : ۰۱ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۱  ، 
کد خبر : ۱۵۰۰۱۲

هم‌افزایی جاهلانه


مهران قاسمی
سید محمد خاتمی چه در دوران حضور 8 ساله‌اش در دفتر ریاست جمهوری و چه پس از کناره‌گیری از سیاست، همواره به عنوان نمادی از ایرانی مسالمت‌جو و خواهان تعامل با جهان شناخته شده است.
حضور او اما واکنش‌های متفاوتی را در داخل و خارج کشور برانگیخته است. واکنش‌هایی که هر چند آبشخورهای متفاوتی دارند، در نهایت ره به یک مقصد می‌برند.
این حضور در وهله نخست خواب خوش سران کاخ سفید را آشفته ساخته است، چنانکه سخنگوی آمریکایی در هراس از تغییر چهره ستیزه‌جویی که غرب در افکار عمومی از ایران پس از خاتمی ساخته است و تبدیل و تحول آن به ایرانی خواهان تعامل و گفت‌وگو با جهان و جهانیان از همگان می‌خواهد که رئیس‌جمهوری سابق ایران را «سوال پیچ» کنند.
این سفر اما اپوزیسیون ورشکسته ایرانی را هم نگران ساخته است. آنها تجربه حضور خاتمی در سازمان ملل و استقبال ایرانیان مقیم خارج از او را از یاد نبرده‌اند. حضور خاتمی و آنچه که آنان «سحر کلام» او می‌خوانند باعث شده است تا برای تخطئه افراد هر چه که می‌توانند و آموخته‌اند بر زبان بیاورند.
خاتمی اگر در آن سوی جهان با بی‌مهری دشمنان این مرز و بوم روبه‌رو شده است در این سو هم باید شاهد ناسزاگویی کسانی باشد که در بهترین و خوشبینانه‌ترین تعبیر از درک منافع ملی عاجزند و در مخیله‌شان چیزی جز منافع محدود جناحی نقش نبسته است. همراهی ناخواسته (در کمال خوشبینی) این جمع با اپوزیسیون خارجی اما این پرسش را به ذهن متبادر می‌سازد که این سفر منافع چه گروهی را بر خطر انداخته است؟ اصولا چه گروهی از نمایش چهره‌ای موجه و تعامل‌گرا از تهران و ایران اسلامی هراسانند و چرا؟ چگونه است که گروه‌های ظاهر متخاصم چنین به توافقی نانوشته اما اجرا شده دست یافته‌اند؟ هزار افسوی که در این مدعیان منافع ملی و آنان که باید برای تلاش آن بکوشند نه تنها حاضر به طرد منسوبین خود نیستند که با دستاویز قرار دادن ارزش‌هایی چون آزادی بیان و عقیده، هتاکی‌ها را مجاز می‌شمارند. امید که در خلوت سری به تاکید و تایید تکان نداده باشند! این هم‌افزایی جاهلانه هرچه که باشد، قطعاً منافع ملی را محقق نخواهد ساخت.
حمله به بزرگان و سرمایه‌های این نظام چون کروبی و هاشمی و خاتمی اکنون مدت‌هاست چنان آشکار صورت می‌گیرد که اغراض سیاسی پشت آن بر هیچکس پوشیده نیست. اما مغرضین در این تخریب چه می‌جویند؟ نگاهی به تجربه اروپای شرقی شاید نشانی از نه اهداف، که لااقل تبعات چنین رویکردی باشد. حضور عاملان بیگانه در میان مدافعان سیستم‌های سیاسی بلوک شرق و حملات آنان به سیاستمداران پراگماتیکی که می‌توانستند در گذر کشور از بحران‌های مختلف نقش داشته و محوری برای اجماع همگان باشند، پس از مدت‌ها آشکار شد و همگان به عینه دیدند که چگونه چهره‌های موجه را ترور شخصیت کردند و به حاشیه راندند و تمام این اقدامات را هم به اعتبار دفاع از ایدئولوژی و آرمان توجیه کردند.
ترور شخصیت استوانه‌های نظام و چهره‌های مورد اقبال مردم و جهانیان از سوی گروه‌های رادیکالی که در پس پرده ارزش‌ها و دفاع از آرمان‌ها پنهان می‌شوند را اگر طرح خصمانه دشمنان ندانیم، آن را قطعا باید همراستا و هماهنگ با خواسته‌های ایشان قلمداد کرد. چه کس یا گروه دیگری از به حاشیه رانده شدن و ترور شخصیتی بزرگان کشور و خالی شدن خزانه کشور از اعتبار و مقبولیت سود می‌برد؟ آیا زمان آن فرا نرسیده است که نقاب از چهره «جمعی کوچک» که به تعبیر مقام معظم رهبری «جریان سازمان یافته تخریب» را هدایت و اجرا می‌کنند، برداشته شود؟ آیا زمان برخورد با این هتاکان و ملکوک‌کنندگان چهره بزرگان فرا نرسیده است؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات