جلال جلالیزاده/نماینده سابق مجلس در سنندج
دبیر شورای نگهبان روز دوشنبه در سخنانی گفتهاند: این شورای نگهبان بود که راه ورود افراد مخالف اسلام و نظام را به مجلس سد کرد و نگذاشت آنها بر این ملت مسلط شوند. اگر اینها وارد مجلس میشدند، راه باز و وضع مجلس و نظام دگرگون میشد.
البته این سخنان ایشان ادامهای بر سخنان قبلی بود مبنی بر اینکه اگر اعضای شورای نگهبان نبود افراد ملحد، مغرض و معاند وارد ارکان نظام میشدند.
هر چند سخنان آیتالله جنتی نیازی به پاسخ و تجزیه و تحلیل ندارد ولی از باب دفاع از حق ملت و حق شخصی، وظیفه هر فردی است که اگر سخن خلاف حقی را از زبان هر کس ولو در هر مقامی میشنود به آن پاسخ دهد و حقیقت را بیان نماید، اولا از قانون اساسی آغاز میکنم که ایشان وظیفه پاسداری از آن را بر عهده دارند که از اصل نودویکم تا یکصدم بیان شده است.
اصل شصت و دوم، انتخاب نمایندگان را از سوی ملت میداند و نه شورای نگهبان و وظیفه شورای نگهبان را نظارت بر انتخابات میداند نه ارای آن، وانگهی اگر هم شورا مجری باشد وظیفه نهاد اجرایی تنها صحیح و سالم برگزار کردن انتخابات است و نه دخالت در رای و اراده مردم و توهین به شخصیت و حق انتخاب آنان است. به عنوان مثال در یک شهری مانند تهران یا قم که حداقل چندین مجتهد و عالم دین زندگی میکنند و در میان رایدهندگان به یکی از نامزدها یا معاندان به قول ایشان ممیز هستند آیا آنان از نظر عدالتسنجی و احساس مسئولیت مرتبه کمتری از ایشان دارند.
اگر در اصل نودویکم تاکید بر عدالت فقهای شورای نگهبان مینماید و نظارت بر انتخابات را به آنان واگذار نموده است، برای آن است تا پاسدار حق و عدالت باشند و از امکان تخلف و یا ستم احتمالی بر یکی از کاندیداها جلوگیری کنند و داور بیطرف باشند آیا در حیطه دیگران دخالت کردن داوری بیطرفانه است و وظیفه خود را انجام دادن است؟ حتماً جناب ایشان معنای عدالت را بهتر از ما میدانند که عدم ارتکاب کبیره و عدم اصرار بر صغیره است. آیا حق فرد یا ملتی را ضایع کردن گناه کبیره یا صغیره و یا حداقل مخالف عدالت نیست.
من علاقهمندم آقای جنتی تعریفی از معاند داشته باشند تا مردم آنان را بشناسند و تکلیف خود را با آنان مشخص کنند. آیا جامعه و مردم ما انسانهای صغیر و محجور عقلی هستند که همیشه حتی در کارهای سیاسی و تعیین سرنوشت خود نیاز به داشتن ولی دارند تا فریب معاندان را نخورند؟ و آیا کسی که از خانواده شهدا و جانباز و انقلابی است مشمول تعریف ایشان میشود؟ و اگر به گفته ایشان ردصلاحیت شدگان معاند هستند آن معاندان، مردم را از نظر بیشتر دور کردند یا جناب جنتی؟ و چه کسانی عامل اصلی فرار مغزها و سرمایهها هستند؟ به نام مقابله با معاندان بهترین فرزندان این مرز و بوم از خدمت کردن به ملت و نظام حذف شدند.
اصل معیار معاندشناسی ایشان چیست؟ مگر میشود یک شخص در یک دوره معاند باشد و در دوره دیگر موافق؟ آیا چنین تناقضهایی موجب بیاثر بودن و بیخاصیتی دیگر قضاوتهای نمیشود؟
آیا در انتخابات مجلس سوم افرادی که رد صلاحیت شدند معاند بودند؟
افرادی که حضرت امام (ره) از حق تضییع شده آنان دفاع کردند.
ایشان بهتر میدانند که چنین اعمالی قبل از اینکه به ضرر مردم باشد مشروعیت و مقبولیت دستاندرکاران چنین پروژهای را زیر سوال میبرد. من در شگفتم که چگونه امام جعفر صادق در مسجد پیامبر(ص) با زندیقان مجادله میکند و با آنان رواداری میکند ولی مدعیان پیروی از او حتی همکیشان و هممذهبانشان را تحمل نمیکنند یا چنین داستانی واقعیت تاریخی ندارند یا اینکه در هر صورت این گوی و این میدان.
اگر مردم را ولی نعمت و صاحبان انقلاب و نظام میدانیم قضاوت را به آنان واگذار کنیم و منصفانه به حکم نهایی هم ملتزم باشیم که واژه معاند بر چه کسانی صدق پیدا میکند و عملکرد چه افرادی به ضرر اسلام و نظام است و فردا در دادگاه عدل الهی چه کسانی رو سفید و سربلند خواهند بود.
من در آخر به ایشان توصیه میکنم با توجه به وقوع زلزلههای پیدرپی در اطراف و اکناف، سوره زلزال و حجرات را بیشتر بخوانند که فمن یعمل مثقال ذره خیراً یره و من یعمل مثقال ذره شراً یره، هر چند خداوند ارحم الراحمین است اما حقالناس جز با کسب رضایت صاحب آن قابل گذشت نیست اگرچه متعدی دارای القاب متعددی هم باشد و فرمودند افرادی قبل از آقای جنتی که همکار ایشان بودند خود هم به چنان سرنوشتی گرفتار شدند و از دنیا رفتند اما عبرت گرفتن بسیار مشکل است و کار هر کس نیست.
از خدا میخواهم که دلهای مردم را چنان متوجه اسلام گرداند که بر اثر رفتار و گفتار ما از اسلام رویگردان نشوند و امیدوارم آقای جنتی مانند برخی از اعضای شورای نگهبان که از افراد رد صلاحیت شده حلالیت طلبیدند ایشان نیز حلالیتی بطلبند شاید با دلهای بزرگشان از ظلم که بر آنان رفته که در حقیقت ظلم به ملت است بگذرند.