جواد دلیری
یک
غلامحسین الهام سخنگوی دولت نهم دیروز در نشست خبری خود با خبرنگاران در پاسخ به یک پرسش خبرنگار اعتماد ملی واکنشی غیرمتعارف نشان داد؛ در عین حال همانند نشستهای قبلی همچنان بر طیفبندی خبرنگاران اصرار ورزید، سخنانی اینچنین که «شما (خبرنگار) رسانه دولتی هستید؟ ... شما از مواضع دولت حمایت نمیکنید. ... میخواستم بدانم این سوال از سوی رسانه حامی دولت مطرح میشود یا منتقد دولت ...» گواهی بر این سخن است. سخنگوی دولت مدتهاست که خبرنگاران را با نام رسانهشان، به پرسشگویی فرا میخواند که شاید بسیار زیبنده و نشان از صمیمت سخنگوی دولت و اصحاب رسانه باشد اما مشکل آنجاست که الهام بیشتر ترجیح میدهد که خبرنگاران رسانههای هسو با دولت بپرسند تا خبرنگاران دیگر. این رفتار به گونهای است که سهم رسانههایی که در طیف مقابل دولتمردان نهم قرار میگیرند بسیار کمتر از مدافعان آقای الهام و همکارانشان است.
دو
اگر برای دولتیان نهم «حق خدمت» به مردم غیرقابل سازش شده است، برای اصحاب رسانه «حق آگاهی مردم» حکم غیرقابل تجدیدنظری است. دولتیان تردید ندارند که آگاهی مردم مقدم بر هر فضیلت و حقی است و تبعات نادیده گرفتن آن و محدود کردن دامنه آگاهی شهروندان، برای اصلاح جامعه بسیار عمیقتر از هر چیز دیگر است. رفتاری که آقای الهام در نشستهای خبری خود در برابر برخی رسانهها اعمال میکند، آنان را از بدیهیترین لوازم این عمل یعنی آگاهی از وقایع مختلف محروم میکند و به راستی حاصل خدمت به جامعهای که از اخبار و واقعیات بیاطلاع یا کم اطلاع بماند، چه خواهد بود؟
واقعیت این است که اکنون ظهور رسانهها با آفات و آسیبهایی روبهرو است.
سنتها و بدعتهای سخنگوی محترم دولت، سیمای رسانهای را تاملبرانگیز کرده است.
بیشک نوع پاسخگویی آقای سخنگو نخستین کارکرد رسانهها یعنی نشر آگاهی و تولید اطلاعات را هدف قرار میدهد. اکنون نشستهای خبری آقای سخنگو فرصتی برای تمیز صحت و سقم نوع نگاه دولت نهم به رسانههاست. پرسشها نشان میدهد کدامین رسانه در جهت آگاهی مردم و شفافسازی مواضع دولت است و کدامیک در راه ابهامافکنی گام برمیدارند. کدامیک دفاع میکند و کدامیک انتقاد. بر همین سیاق باید رفتار سخنگوی دولت با رسانهها را به ارزیابی نشست علاوه بر آن دولتی که از رویارویی وزیرانش با خبرنگاران واهمه دارد و در یک سال گذشته یکبار نخواسته یا نتوانسته که خبرنگاران را یکجا در کنار تمام وزیران گردهم آورد، نمیتواند مدعی حمایت از خبرنگاران و رسانهها در جهت آگاهی دهی به مردم باشد. پس آقای سخنگو! آیینه نقد همواره در ایران کدر بوده است. عرصه ادبیات و اندیشه سیاسی همواره از وجود منتقدان منصف و روشهای صادقانه نقد بینصیب مانده است اما به همان میزان، کمتر هستند کسانی که از دیدن چنین رفتارها و روشهایی نقد و انتقاد برنیاشوبند و آن نقد را در دیده منت بگیرند.
سخن نادرستی نیست، که شور و حیات و نشاط جامعه در نشو و نمای نقد است. اما با آمدن دولت نهم، منتقدان احمدینژاد، سیاست صبر را پیشه کردند، وفادارانه به اصول نقد منتظر ماندند تا دولت نهم به تصویری روشن و جمعبندی دقیق از ضعف و قوتهای عوامل اجرایی به یک منزلگاه مشخص برسد.
سه
سخنگوی دولت نهم، برخلاف سلف خویش با دو تجربه سخنگویی در قوه قضاییه و شورای نگهبان پا به نهاد دولت گذاشت. او آنگاه که به دولت آمد به عنوان یک مجری. رئیس دفتر رئیسجمهور. پا به خیابان پاستور نهاد اما در ادامه راه سخنگوی دولت شد. چهرهای که ما از آقای سخنگو هنگام رودررویی با خبرنگاران میشناختیم، این بود که نه پاسخی سیاستمدارانه نه افشاگرانه میداد، نه از پرسشی بر میآشفت نه از سخنی و نقدی چهره درهم میکشید. او از حقوق میگفت و حقوقی پاسخ میداد، حتی آنگاه هم که با پرسش سیاسی مواجه میشد، حقوقی به موضوع نگاه میکرد. وقتی در «کرسی سخنگوی شورای نگهبان» نشسته بود هم هیچگاه، حتی آن موقع که ردصلاحیتهای بیشمار رخ داده بود، در برابر پرسشهای سیاسی بر نمیآشفت. هر چند که بسیاری از پاسخهای او قانع نمیشدند یا آنها را کافی نمیدانستند. الهام اینگونه مسیر ار از سخنگوی قضایی به شورای نگهبان طی کرد و به دولت آمد و در هر سه با یک لباس. اما بیتوجه به سوابق سخنگویی خود. غلامحسین الهام پشت تریبون سخنگوی دولت نهم، چهرهای دیگر نشان داد. دیگر آن الهام، سخنگوی سابق نبود، حقوقدانی نبود که حقوقی پاسخ میداد. سخنگوی دولت عدالتگرا، در نشستهای هفتگی خود، عدالت را رعایت نکرد. خبرنگاران به اشتباه چپ و راست و اصلاحطلب و اصولگرا، منتقد و مدافع دولت خوانده شدند. الهام اما الهامی نیست که ما میشناختیم ، الهام صبور شورای نگهبان و قوه قضاییه این روزها عصبانی است. او دیگر مدتهاست به پرسشهایی که مورد علاقهاش نیست، با ادبیات غیرمتعارف پاسخ میدهد. آقای سخنگوی امروز دیگر آن سخنگوی سابق نیست.