سرگه بارسقیان
داستان انشعاب مجمع روحانیون مبارز از جامعه روحانیت مبارزه در آستانه انتخابات مجلس سوم و پیدایش دو قطب چپ و راست در صحنه سیاسی کشور، در انتخابات مجلس پنجم نیز به شکلی دیگر تکرار شد و این بار قطب «راستمدرن» در مقابل «راست سنتی» پدیدار شد. به واقع به واسطه حضور جامعه روحانیت مبارز در قوای سهگانه - همانند حزب جمهوری اسلامی - تحولات موجود در عرصه قدرت در صحنه تعاملات درونی این تشکل نیز تاثیرگذار بود و از این رو بخشی از دگرگونیهای صورت گرفته در بطن جامعه روحانیت برخاسته از دگردیسیهای رخ داده در توازن سیاسی و جناحبندیهای جدید بود. جامعه روحانیت در دومین دور انتخابات مجلس از پذیرش برخی کاندیداهای چپگرا همچون سیدمحمد موسوی خوئینیها و سیدمحمود دعایی امتناع کرد که در نهایت با اصرار مهدی کروبی، نام دعایی در فهرست جامعه روحانیت گنجانده شد و همین موضوع موجب شد تا پایههای انشعاب در آستانه انتخابات مجلس سوم بنا نهاده شود. در آستانه انتخابات پنجمین دوره مجلس، جامعه روحانیت حاضر نشد نام جمعی از مدیرانی که کارگزاران سازندگی نام گرفتند را در فهرست انتخاباتی خود بگنجاند. مجلس چهارمی که با شعار «حمایت از هاشمی رفسنجانی» آغاز به کار کرد، با دولت توسعه محور هاشمی چندان همسو نبود و حتی گرایشات حاکم بر دولت درصدد انتخاب حسن روحانی - عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز - بود اما سرانجام قرعه فال به نام دیگر عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت - علیاکبر ناطق نوری - زده شد. مخالفت آشکار و پنهان مجلس چهارم با برخی سیاستهای اقتصادی دولت هاشمی همراه با عدم گنجاندن کاندیداهای طیف منتسب به رئیس جمهور وقت، موجب شد تا کارگزاران سازندگی با صدور بیانیهای دردی 1374 رسما اعلام موجودیت کند. نام 10 وزیر، چهار معاون رئیسجمهور و دو مدیر ارشد دولتی (شهردار تهران و رئیس کل بانک مرکزی) در پای بیانیه کارگزاران سازنگی به چشم میخورد. تندترین مخالتها با کارگزاران سازندگی از سوی جمعیت موتلفه اسلامی و گروههای همسو با جامعه روحانیت مبارز صورت گرفت و حتی شکلگیری کارگزاران، دخالت و توهین قوه مجریه به قوه مقننه (مجلس) قلمداد شد.
اسدالله بادامچیان عضو برجسته موتلفه اسلامی اعلام موجودیت کارگزاران را «دخالت بخشی از اعضای قوه مجریه در شکلدهی قوه دیگر و خلاف قانون اساسی» دانست. (1)
محمدرضا باهنر نیز که نفر ششم منتخبین مجلس چهارم بود اظهار داشت: «اولین گام گروه شانزده نفره با تخریب مجلس همراه بود.» (2) چند روز بعد 150 تن از نمایندگان مجلس در واکنش به بیانیه کارگزاران، بیانیه شدیداللحنی صادر کرده و حرکت آنان را توهین به مجلس دانستند. به دنبال گسترش دامنه این مباحث، حضرت آیتالله خامنهای اعلام موجودیت کارگزاران را توهین به مجلس ندانسته، لیکن از وزرا خواست که در این تشکل عضو نباشند.
حمایت اکبر هاشمی رفسنجانی عضو موسس و موثر جامعه روحانیت مبارزه از شکلگیری کارگزاران سازندگی بلافاصله شائبههای انشعاب وی از این تشکل را تقویت کرد تا اینکه وی در هشتم بهمن 74 اعلام کرد: «من عضو جامعه روحانیت مبارز هستم و انشعاب جدیدی در کار نیست.» رفسنجانی ضمن یادآوری مخالفت خود با انشعاب دو گروه روحانیت و روحانیون مبارز، دلیل حمایت خود از لیست جداگانه مدیران را حاضر نشدن جامعه روحانیت با گنجاندن 5 تن از افراد پیشنهادی در لیست انتخاباتی این تشکل عنوان کرد. «نهایتا آقای ناطق اطلاع دادند که آقایان نپذیرفتند و ترجیح دادهاند مدیران اجرایی، لیست جداگانهای برای کاندیداتوری داشته باشند. لذا من هم نهی خود را از روی دوستان برداشتم و اینکه امروز مدیران اجرایی بیانیه منتشر کرده و قصد دارند لیست جداگانه برای مجلس داشته باشند فی الواقع انتخاب خودشان، آقای ناطق و دوستانشان میباشد.» (4) ناطق نوری و فائزه هاشمی در مرحله اول انتخابات پنجمین دوره مجلس به پارمان راه یافتند و 28 نفر دیگر نیز به دور دوم راه پیدا کردند. در این دور از انتخابات با وجود پیروزی نسبی جامعه روحانیت، حزب کارگزاران سازندگی و گروههای چپ توانستند اقلیت موثری در مجلس ایجاد کنند. براساس اظهارات یکی از سخنگویان اصلی جریان موسوم به ائتلاف خط امام (گروههای چپ)، تعداد نمایندگان متمایل به جناح خط امام 60 نفره، جمعی از کارگزاران 60 نفر و جامعه روحانیت مبارز105 نفر بود. (5) ناطق نوری کاندیدای روحانیت مبارز و عبدالله نوری نامزد کارگزاران و ائتلاف خط امام برای تصدی ریاست مجلس پنجم شدند که در نهایت ناطق نوری با 146 رای توانست بر رقیب خود غلبه کند- نوری 92 رای کسب کرد- و حسن روحانی و محمدعلی موحدی کرمانی نیز بر جایگاه نایب رئیس نشستند. هیات رئیسه هم از طیف حامی جامعه روحانیت بود و بدین ترتیب مجلس پنجم با مشی انتقاد از هاشمی- از سوی جامعه روحانیت- و حمایت از وی- کارگزاران و ائتلاف خط امام- شکل گرفت.
مجلس پنجم در شرایطی آغاز به کارکرد که یکسال پس از آن انتخابات سرنوشتساز ریاست جمهوری هفتم برگزار میشد و بایستی جانشین اکبر هاشمی رفسنجانی انتخاب میگردید. این دوره- از خرداد 75 تا خرداد 76- را میتوان دوران «انتظار شیرین» برای جامعه روحانیت مبارز قلمداد کرد. بدین علت که این تشکیل همچنان پیشتازی خود در جناح راست سیاسی ایران را حفظ کرده بود و اعلام کاندیداتوری علیاکبر ناطق نوری رئیس مجلس از دید جامعه روحانیت و تفکر رایج، قرین پیروزی بود. چه اینکه ورود به قوه مجریه برای نخستین بار طی تاریخ جمهوری اسلامی دولتی با ترکیب راست سنتی و تفکر محافظهکارانه تشکیل میداد، امری که در دوره بنیصدر محقق نشد، میرحسین موسوی کابینهای با اکثریت چپها و حاکمیت اقتصاد چپ تشکیل داد و هاشمی رفسنجانی هم کابینهاش را در انحصار طیف سیاسی خاصی قرار نداده بود و از محمد خاتمی تا مصطفی میرسلیم در دولت حضور داشتند. بنابراین آرمان حکومت عدل اسلامی راستگرایان چند قدم تا تحقق فاصله داشت. در این دوره مجمع روحانیون و ائتلاف خط امام از کاندیداتوری سیدمحمد خاتمی حمایت کرد، چه اینکه این جریان پس از وقایع مجلس چهارم سکوت سیاسی پیشه کرده بود. و حتی اصرار ناطق نوری بر همکاری جامعه روحانیت و مجمع روحانیون در مجلس پنجم برای «جلوگیری از تکرار مشروطه» با ورود تکنوکراتها و لیبرالها به مجلس نیز پاسخی دریافت نکرده بود. تا اینکه دوم خرداد 76 تمامی معادلات سیاسی را به هم ریخت. آن هم با پشتوانه 20 میلیون رای برای خاتمی.