* با توجه به اینکه در قانون اساسی اعتصاب و اعتراض برای کارگر پذیرفته شده است چرا عملا این اتفاق در کشور رخ نمیدهد و کارگران حق اعتراض و یا حتی اعتصابهای مدنی ندارند؟
** این سوال مثل این است که بگویید چرا احزاب نمیتوانند میتینگ و یا راهپیمایی داشته باشند. با اینکه این اختیارات هم در قانون به آنها داده شده است. این مشکل برمیگردد به محیط و جامعه ما که وقتی احزاب با یک پایه اجتماعی و قدرت سیاسی توانایی قانونی برای برگزاری میتینگ و اعتصاب را ندارند، اتحادیههای کارگری طبعا وضعی بهتر از احزاب و گروههای سیاسی نخواهند دشت.
* با وجود این حرفها و این محدودیتها، حقوق معنوی کارگران، حق اجتماعی و وضعیت معیشتی آنها تا چه حد تامین میشود؟ به عبارتی گرفته شدن حق اعتصاب چه تاثیری روی زندگی اجتماعی کارگران دارد؟
** طبق قوانین جاری کارگران حق تاسیس سندیکاهای مستقل را ندارند و همین سندیکاهایی که وجود دارد هم به خاطر ملاحظات و محدودیتهایی نمیتوانند نقش واقعی خود را داشته باشند و حقوق معنوی خود را پیگیری کنند.
مساله اصلی کارگران معیشت نیست، بلکه مشکل آنان به کل بدنه اقتصاد جامعه برمیگردد، وقتی روز کارگر فراهم میرسد و مشکلات این قشر مطرح میشود نباید فقط درباره نیروهای شاغل کشور صبحت کرد بلکه باید به نیروهای بالقوه کارگری که همان طبقه یا قشر کار را تشکیل میدهند توجه کرد. چون این افراد میتوانند در عرصه تولید و اشتغال کشور فعال باشند. نباید فقط از یک بعد به قضیه نگاه کرد و کارگرانی را دید که به کار مشغولند و تامین میشوند بحث مهم این است که آیا توانستهایم یک زندگی شرافتمند و قابل قبول را برای تمام کسانی که در سن کار هستند فراهم کنیم یا خیر؟ به طور حتم جواب این سوال منفی است.
* بالاخره بعد از سالها پیگیری این حقوق باید از نقطهای شروع شود؟
** وقتی انتخاباتی اجرا میشود، (مثل همین انتخابات ریاست جمهوری) کاندیداها شعارهایی را مطرح میکنند، مردم هم براساس همان شعارها رای میدهند، منتخب مردم، مسئول پاسخگویی به مردم است و باید شعارها را اجرا کند، پس صحنه عمل ثابت میکند که آن افراد چقدر در اجرای وعدهها صادق هستند.
پیگیری این حقوق نیز بارها در شعارها مطرح شده است. به نظر میرسد اگر مسئولان به شعارهای خود عمل کنند بسیاری از این حقوق اجرا میشود یا به عبارتی اجرای وعدههای انتخاباتی میتواند گرهها را باز کند.
* ممکن است سندیکاهای کارگری روزی بتوانند به صورت قانونی فعالیت کنند؟
** وقتی معاهدات بینالمللی و قوانین کشوری را قبول میکنیم این قوانین در قانون اساسی باید صورت اجرایی پیدا کنند، در کشور ما هم قانون اساسی باید صورت اجرایی پیدا کنند، در کشور ما هم قانون مرجع، قانون کار است و در این قانون اجازه فعالیتهای مستقل کارگری به اتحادیههای کارگری داده نشده است. اما از سوی دیگر ایران قبول کرده است عضو اتحادیه جهانی کارگران باشد. در قانون اتحادیه نیز آمده است که کشورهای عضو باید سندیکاهای مستقل کارگری را به رسمیت بشناسند.
ایران مقاوله نامههای اتحادیه جهانی کارگران را امضا کرده است و در واقع از این طریق الزامات جهانی فعالیتهای کارگری را پذیرفته است. برهمین اساسی باید قانون کار را اصلاح کند و اجازه فعالیت به سندیکاهای مستقل داده شود. در برنامه چهارم توسعه نیز پیشبینیهایی برای اجرایی شدن موضوع اندیشیده شده است.
* اصلیترین مشکل قانون کار همین بخش سندیکاها است؟
** مشکل اصلی بسیار بزرگتر استاما به بخش اصلی آن همین موضوع سندیکاها است.
* فعالیت دولت نهم درباره این قانون را چگونه پیشبینی میکنید؟
** پیشگویی برای اقدامات دولت جدید، زود است و باید مدتی بگذرد. آثار تصمیمگیریهای اقتصادی در مدت زمان زیادی خود را نشان میدهد.
* آیا اعتصابات کارگری با پشتیبانی چندهزار نفری بالاخره روزی جواب خواهد داد؟
** اگر واقعا چندهزار نفر از یک اعتصاب پشتیبانی کنند حتما اعتصاب نتیجه میگیرد اما پشتیبانی واقعی چندهزار نفری در اعتصابات وجود ندارد.
وقتی یک اعتصاب به صورت قوی و محکم شکل عملی به خود نگیرد، طبعا تاثیرگذاری هم پیدا نمیکند. اگر واقعیتهایی که الان با آن مواجه هستیم تغییر نکند، مشکلات حتما به جای خود باقی خواهد ماند. و کارگران باز هم باید با معضلات اقتصادی زیادی دست به گریبان باشند.
* بنهای کارگری میتواند تا حدی مشکلات را رفع کند. در حال حاضر نیز برخی نمایندگان مجلس در پی ساماندهی این بنها هستند؟
** فکر نمیکنم این اقدامات فرقی در شرایط کارگران ایجاد کند و نتیجه مثبتی را به دنبال داشته باشد، این همبستگی به مقام و سازمان اجرا کننده دارد که بازهم فکر میکنم نتیجه خاصی نداشته باشد.
* پس مشکلات تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟
** تا زمانی که همه نسبت به این وضعیت واکنش نشان ندهند، وضع به همین صورت باقی خواهد ماند و کاری از پیش نمیرود.