تاریخ انتشار : ۰۴ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۷:۱۶  ، 
کد خبر : ۱۵۰۰۳۸

عراق از نگاه برمر

کریم جعفری مقدمه: پل برمر اولین حاکم عراق پس از پایان ماموریتش کتابی را تحت عنون یک سال با قضیه عراق منتشر کرد. آنچه می‌خوانید گزارشی از کتاب وی است.

پل برمر روز 12 ماه مه 2003 به عنوان فرستاده شخصی جورج بوش برای اداره عراق وارد بغداد شد و به کمک عده‌ای از مقامات سیاسی و ژنرال‌های نظامی به اداره امور عراق پرداخت.
قبل از آنکه برمر پا به عرقا گذارد گارنر ژنرال سه ستاره آمریکایی به عنوان حاکم نظامی عراق کنترل این کشور را برعهده داشت.
وی مسئول دفتر بازسازی ویرانی‌ها بود که وظیفه‌اش اصلاحات، ایجاد شغل، محافظت از چاه‌های نفت، بیمارستان‌ها، راه‌ها و جلوگیری از کوچ جمعی مردم بود.
اما آنچه که د رعراق بعد از جنگ رخ داد، هیچ‌گاه در تصور مقامات آمریکایی نمی‌گنجید. برمر همانند سایر آمریکایی‌ها تفکرات و تصورات خوشبینانه‌ای نسبت به عراق پس از صدام داشت.
جنگی که پس از اشغال عراق علیه آمریکایی‌ها آغاز شد، هیچ گاه قابل پیش‌بینی نبود، برمر خودش را برای چنین موقعیت جدیدی آماده نکرده بود. او فکر می‌کرد هنگام ورود به عراق با محیط امن و راحتی روبه‌رو خواهد شد و خواهد توانست با فراغ بال به برنامه‌هایش بپردازد. او مسائل امنیتی، نظامی، سیاسی و اداری را کنار گذاشت تا به امور مالی و نفی بپردازد، اما وخامت وضاع امنیتی حتی باعث غارت نفت شد.
برمر یکی از اولین اقداماتش انحلال اترش عراق و تمام موسسات وابسته به امنیت ملی و تشکیلات نظامی بود. او تمام کسانی را که به ارتش بعث عراق وابستگی داشتند کنار گذاشت و اعلام کرد ارتشی جدید شامل ارتش سابق و شبه نظامیان کرد و شیعه تشکیل خواهد داد.
شورایی که برمر را در امور عراق یاری می‌داد مرکب از هفت شخصیت بارز عراقی بود: جلال طالبانی، مسعود بارزانی، ابراهمی جعفری، عبدالعزیز حکیم، نصیر چادرچی، ایاد علاوی و احمد چلبی؛ اما برمر اندکی بعد با چند تن از اعضای این شورا اختلافاتی پیدا کرد و به خصوص با چلبی، حکیم و طالبانی، از این رو با انحلال این شورا، کمیته دیگری مرکب از 25 تن تشکیل داد.
عراق که وارد یک نبرد مسلحانه کم‌سابقه شده بود، ژنرال‌های آمریکایی را به فکر چاره انداخت. آنها این حملات را به بعثی‌ها و گروهی از نیروهای جهادی خارجی که در سوریه و لبنان آموزش دیده بودند نسبت می‌دادند. با نابودی اکثر خطوط لوله نفت توسط این افراد عراق در حالت ضعف قرار گرفت.
برمر در کتابش به برشمردن حوادث گوناگون عراق می‌پردازد. وی می‌گوید:‌با روزافزون شدن حملات در عراق روی دادن برخی پیشامدهای بزرگ مانند انفجار مقر سازمان ملل متحد و کشته شدن نماینده ویژه سازمان ملل، سرجیودی میلو، شهادت سیدمحمدباقر حکیم رهبری مجلس اعلا و عده‌ای از شبه‌نظامیان سپاه بدر، کشته شدن عقیله هاشیم یکی از سه زن حاضر در مجلس قانونگذاری و کشته شدن عزالدین اسماعیل رئیس مجلس قانونگذاری موقت، ضریب امنیتی این کشور پایین آمد.
او سپس به فعالیت‌های متقدا صدر و طرفدارانش به جنگ علیه نیروهای آمریکایی و مخالفت با دولت موقت عراق پرداخته است. شکل‌گیری نظام قضایی مستقل از وزارت دادگستری و حکومت و شکل‌گیری نیروهای پلیس و ارتش جدید که به عقیده برمر بسیار کار سختی بود در کارنامه یک ساله برمر دیده می‌شود.
برمر نام یک فصل از کتابش را رقص سیاست گذاشته است، چرا که به عقیده وی عراق به دلیل وجود تفاوت قوی و مذهبی نیروهای سیاسی عمده‌ای در درون خود داشت که هر کدام با فعالیت‌های گوناگون خواستار به دست‌گیری گوشه‌ای از قدرت در عراق بودند.
به ادعای برمر، آیت‌الله سیستانی باعث افزایش مشکلات وی شد، چرا که دیدگاه ایشان بسیار پیچیده بود و در حالی که خود گوشه عزلت را برگزیده بود، نقش مستقیمی در سیاست عراق بازی می‌کرد. برمر نقش آیت‌الله سیستانی در عراق را به پاپ رهبر کاتولیک‌های جهان تشبیه می کند که حضوری روزانه در سیاست دارد و هرگاه کاری را بخواهد انجام دهد به صدور فتوا متوسل می‌گردد.
برمر در کتابش معتقد است سیستانی علی رغم آنکه با هیچیک از طرف‌های درگیر حاضر به مذاکره نشد اما به طور غیرمستقیم باعث برقراری آرامش در عراق شد. رابط برمر با آیت‌الله سیستانی، عمار ضیاء یک آمریکایی عراقی از خانواده محترم شیعی نجف بود. برمر بر این اعتقاد است که آمریکایی‌ها مجبور بودند تا انتخاباتی باب میل آیت‌الله سیستانی برگزار کنند.
ماموریت برمر از ژوئیه سال 2004 پایان یافت در حالی که یکی از مهم‌ترین حوادث دوران اشغال عراق در زمان وی رخ داد. دستگیری صدام در کتاب برمر فصلی خاص را به خود اختصاص داده است و او به تفصیل چگونگی دستگیری دیکتاتور سابق عراق پرداخته است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات