تاریخ انتشار : ۲۱ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۰  ، 
کد خبر : ۱۵۰۰۴۶
گفت‌وگوى «ایران» با علاءالدین بروجردى رئیس کمیسیون امنیت ملى و سیاست خارجى مجلس

دیپلماسى اصولگرایان

حسن وزینى مقدمه: سال ۸۴ در تاریخ سیاست خارجى ایران یک نقطه عطف است. حوادث شتابان این سال چرخ دیپلماسى ایران را در مسیر تغییرات پردامنه قرارداد.هم اکنون نشانه هاى این تغییر در دو سطح نمایان شده است؛ «جابه جایى در ستاد مدیریت دیپلماسى » ،«تغییر در روشها و نگرشها». از یک سو طیف دیپلماتهاى منسوب به اصلاح طلبان و کارگزاران جاى خود را به همتایان اصولگرا داده اند. سه نهاد وزارت خارجه، مجلس و شوراى عالى امنیت کانون این جابه جایى بوده است و از سوى دیگر مفاهیم وتعاریف جدید جاى گفتمان کارگزاران پیشین سیاست خارجى را گرفته است که مصادیق بارز آن در سیاست نگاه به شرق رجال اصولگرا نمایان است. علاء الدین بروجردى، دیپلماتى که اکنون لباس وکالت به تن کرده است، اکنون بر کرسى ریاست یکى از واحدهاى مؤثر اصولگرایان در سیاست خارجى نشسته است. کمیسیون امنیت ملى و سیاست خارجى مجموعه اى است که وزیر خارجه دولت اصولگرا از آن برخاست وهمچنان پذیراى شمارى از مدیران و سفیران نام آشنا است. اکنون در یکى از برهه هاى حساس سیاست خارجى ایران، این مرکز دیپلماتیک پارلمان در برابر آزمونى حساس قرار گرفته است. صداى این کمیسیون بازتاب سخن و از نگاه نهاد مجلس در کارزار دیپلماسى است. و اعضا و نمایندگان آن اولین وظیفه خطیر صیانت از منافع ملى را بر دوش مى کشند. در گفت وگو با علاء الدین بروجردى رئیس این کمیسیون ، عملکرد این نهاد مؤثر مجلس و نیز روند سیاست خارجى اصولگرایان را به ارزیابى نشستیم.

* اصول دیپلماسى اصولگرایان با دکترین سیاست خارجى اصلاح‌طلبان چه تفاوتى یافته است. آیا این دوره رویکرد جدیدى در عرصه تعامل با جهان خارج و چالش‌هاى موجود محسوب می‌شود؟
** ما در عرصه سیاست خارجى تعدادى اصول شناخته شده داریم که بر مبناى قانون اساسى است. این اصول در همه دولتها با گرایش هاى مختلف سیاسى جزو اصول ثابت ما در عرصه سیاست خارجى بوده است. استقلال سیاسى ما توجه به جهان اسلام، مقابله با استکبار جهانى و سیاستهاى ظالمانه که در عرصه بین المللى وجود دارد، حمایت از اصولى که مبناى آن اصول اسلامى در عرصه بین المللى است مثل مظلومیت مردم فلسطین و افغانستان و عدم سلطه پذیرى و سلطه گرى در نظام بین المللى اصولى است که همیشه مبناى تفکر و سیاست گذارى و عمل در عرصه سیاست خارجى ایران بوده است. من فکر مى کنم اینها در دوره جدید نیز هیچ تغییرى نکرده اند.
اما با توجه به سلیقه هاى حاکم بر دولت هاى مختلفى که بعد از پیروزى انقلاب اسلامى داشتیم ما شاهد کمرنگ تر یا پررنگ تر شدن، این اصول بوده ایم و دولت جدید با تحول بیشترى در عرصه سیاست خارجى، این ملاک ها را وارد مرحله عمل کرد. مثلاًدر عرصه حقوق بشر که غرب همیشه مدعى بوده و طلبکارانه با جمهورى اسلامى ایران برخورد کرده است با اینکه در برابر این سیاست تهاجمى ما ناگزیر به دفاع از حق ملتمان بودیم اما کمتر سیاست تهاجمى نسبت به نقض حقوق بشر در غرب داشتیم. ولى امروز این، رویکرد را ما بیشتر احساس مى کنیم با توجه به اینکه خود غربى ها در عرصه هاى مختلف ناقض حقوق بشر هستند. به عنوان نمونه زندان گوانتانامو صداى دبیر کل سازمان ملل و حتى خود کشورهاى غربى را درآورده است. همچنین فجایعى که در زندان ابوغریب عراق توسط سربازان آمریکا و از طرف دیگر انگلیسى ها رخ داد نمونه دیگرى از نقض مکرر حقوق بشر در سیاست هاى غربى در سراسر دنیا است. حتى اگر شما در درون این کشورها، به گزارش عفو بین الملل نگاهى بیندازید مى بینید که در زندان هاى آمریکا و انگلیس نقض مکرر حقوق بشر نسبت به ملتهایشان هم اتفاق مى افتد. اما ما تاکنون در برابر این سطح از نقض حقوق بشر سیاست تهاجمى نداشته ایم. در صورتى که حفظ منافع ما و دفاع از منافع ملى مان حکم مى کند که علاوه بر دفاع در مقابل هجوم سیاسى - تبلیغاتى غربى ها در عرصه حقوق بشر، سیاست تهاجمى داشته باشیم. من فکر مى کنم که این ریاست در این دوره یک نمود بیشترى پیدا کرده و کار درستى است. در زمینه تروریسم جمهورى اسلامى ایران یکى از قربانیان بزرگ تروریسم در عرصه بین المللى است ما تعداد زیادى از سران و مسؤولین کشورمان را در عملیات تروریستى از دست داده ایم همان تروریست هایى که این جنایت ها را در جمهورى اسلامى ایران مرتکب شدند، پناهگاهشان کشورهاى غربى است و امروز هم در عراق، تحت حمایت آمریکا قرار دارند. ما بدون اینکه در برابر این واقعیتى که خود به طور واضح، حمایت از تروریسم است سیاست تهاجمى داشته باشیم در عرصه بین الملل از طرف غربى ها متهم به حمایت از تروریسم هستیم. طبیعتاً در برابر این اتهام ناگزیر هستیم از خودمان دفاع کنیم. من فکر مى کنم که این سیاست تدافعى به تنهایى کافى نیست و حتماً ما باید یک سیاست تهاجمى داشته باشیم درحالى که رژیم صهیونیستى نماد بارز تروریسم دولتى است. و با توجه به حمایت گسترده غربى ها و آمریکایى ها از این رژیم، ما باید یک سیاست تهاجمى و افشاگرانه را در عرصه بین المللى در برابر آن به کار گیریم. خب اینها در دولتهاى قبل کمتر محور سیاست گذارى ما بوده است ولى در این دوره احساس مى شود که بیشتر موردتوجه قرارگرفته است. البته با توجه به اینکه سیاست خارجى ما براساس رهنمودهاى مقام معظم رهبرى براساس ۳ محور: عزت، حکمت و مصلحت استوار است مصلحت ملى حکم مى کند که درکنار این برنامه ریزى و سیاست گذارى و عمل به این سیاست درجنبه تهاجمى به گونه اى عمل نکنیم که حساسیت هاى غیرضرورى در جوامع غربى و درافکار عمومى شکل گرفته غرب درطول دهها سال گذشته را برانگیزیم.
اصولاً این اصل وجوددارد که هر راستى و واقعیتى هیچ ضرورتى ندارد که گفته شود. بنابراین دراین جنبه هم ما باید توجه بیشترى داشته باشیم. با توجه به اینکه ویژگى هاى حکومت اسلامى و یک مؤمن حکم مى کند که عملکردش بر مبناى کیاست و هوشمندى و زیرکى باشد باید به گونه اى عمل کنیم که ضمن اینکه در برابر تهاجم غیرمنطقى غرب به مواضع جمهورى اسلامى ایران در جهان سیاست حتماً ما هم مواضع تهاجمى به نقاط ضعف آنها داشته باشیم. اما حساسیتهاى بیهوده را هم به وجود نیاوریم که فضاى مسمومى ایجاد کند که از چنین آب گل آلودى غربیها بتوانند ماهى بگیرند.
* بحرانهایى که سیاست خارجى ما دراین دوره جدید با آن مواجه بوده، چیست؟ و از چه مکانیسم‌هاى جدیدى براى گشایش آنها استفاده شده است؟
** مهمترین چالش بین المللى ما چالش هسته اى است. این چالش به دلیل تقابل رویکرد منطقى ما با سیاست غیرمنطقى غرب درعرصه هسته اى است.
ما حقوق شناخته شده اى را در زمینه فعالیتهاى صلح آمیز هسته اى داریم که در مجموعه ساختار هسته اى بین المللى کاملاً روشن وشفاف اعلام شده است. مثلاً ماده چهار عهدنامه NPT یا ماده سه اساسنامه آژانس این حق را به همه کشورهاى عضو داده که بتوانند درعرصه صلح آمیز فعالیت هاى هسته اى به تلاشهاى خود ادامه دهند و از این حق استفاده کنند. درحالى که غربیها براساس خواست خودشان که هیچگونه منطق بین المللى را به دنبال ندارد اصرار مى کنند که ما از این حق بگذریم. دبیرکل سازمان ملل هم در ملاقات با دکتر احمدى نژاد رئیس جمهورمان در سازمان ملل عنوان کرده بود که ما قبول داریم که این حق شماست ولى از این حق بگذرید. این هیچ مبناى منطقى ندارد که ما از چنین حقى بگذریم.
طبیعى است که این حق، حق یک فرد نیست و حق یک دولت نیست بلکه حق ملى است و دولت نه فقط نمى تواند از حق ملت بگذرد بلکه موظف است درجهت صیانت از حقوق ملت و دفاع از آن تلاش کند.
بنابراین وقتى ما در برابر این خواست غیرمنطقى غرب قرارمى گیریم دو گزینه داریم یا تسلیم این خواست غیرمنطقى شویم و یا اینکه به مقابله برخیزیم. به نظرمى رسد که حفظ حقوق ملى ما حکم مى کند که حتماً با یک منطق روشن مبتنى بر اصول شناخته شده بین المللى و بدون ستیز و با استفاده از همه ظرفیتهاى نظام درعرصه سیاست خارجى با غرب گفت وگو کنیم و از حقوقمان دفاع کنیم و بتوانیم از این گذرگاه صعب العبور با حفظ منافع ملى و کاهش تنش به حداقل و کم نمودن چالش با جهان غرب مشکلاتمان را حل کنیم. خب مجموعه سیاست گذاریهایى که دراین اصل انجام شده در همین زمینه است. بنابراین در عرصه سیاست خارجى برنامه هسته اى محور مهمى است. البته تعدادى از چالشهاى دیگر نیز وجوددارد. غربیها سیاست هاى جمهورى اسلامى ایران را نمى پسندند. چه درعرصه خاورمیانه و چه درعرصه حقوق بشر و چه درعرصه تروریسم. آنها پیوسته سعى مى کنند که از اینها به عنوان اهرم فشار علیه جمهورى اسلامى ایران استفاده کنند على رغم اینکه سیاستهاى ما، سیاستهاى شناخته شده و اصولى است.
رژیم صهیونیستى تاکنون دهها قطعنامه شوراى امنیت سازمان ملل را زیرپاگذاشته و داراى سلاحهاى هسته اى به صورت انبوه است که تهدیدى براى منطقه خاورمیانه است و تروریسم دولتى در این رژیم غاصب یک نمود بسیار بارزى دارد اما نه فقط هیچگونه تعریضى را ازطرف غرب نسبت به رژیم صهیونیستى شاهد نیستم بلکه آنها به صورت گسترده و افسارگسیخته و غیرمنطقى از رژیم صهیونیستى دفاع مى کنند و این همان سیاست شناخته شده دوگانه اى است که غربیها دنبال مى کنند. در عرصه سیاست داخلى هم مواد مخدر و شرارتهاى مرزى از مسائل مهمى است که اگر نیاز بود در جاى خودش به آن خواهیم پرداخت.
* عراق یکى از کانونهاى پرچالش سیاست خارجى است. خیلى‌ها می‌گویند که ما در عراق دوراه بیشتر نداریم یا تقابل با آمریکاییها یا مصالحه با آنها. شما چه مى‌گویید.
** ما عملاً در عراق به گونه اى عمل کردیم که سیاستهاى ما نه فقط تعارض با سیاستهاى آمریکا نداشت بلکه بدون اینکه هیچ گونه برنامه ریزى یا هماهنگى یا در واقع خواست بر آن حاکم باشد یک انطباق عملکرد را در صحنه عراق شاهدیم. به عنوان مثال ما از ابتدا معتقد بودیم که رژیم بعث عراق و صدام به عنوان یک کانون ناامنى در این منطقه پیوسته تهدید کننده امنیت منطقه است و آمریکاییها هم از منظر دیگرى و به دلایل دیگرى به رژیم بعث عراق و شخص صدام حمله کردند و این اتفاقات بعدى افتاد. در مقطع فعلى ما به جد به دنبال این هستیم که در عراق امنیت ایجاد شود. با عملیات تروریستى که در عراق صورت مى گیرد مخالف بوده و دنبال یک ساختار سیاسى مبتنى بر اراده مردم عراق از ابتدا بوده ایم که اکنون قطعنامه سازمان ملل هم در جهت همین ساختار یعنى برگزارى انتخابات و ایجاد مجلس و دولتى مبتنى بر اراده ملى شکل گرفته و عملاً تحولاتى که در آنجا اتفاق مى افتد حداقل تعارض سیاست ایران و آمریکا را در عراق به دنبال دارد. البته ما به جد مخالف حضور نیروهاى خارجى در عراق هستیم که خود یک تعارض مهمى است و فکر مى کنم که مجلس عراق باید در این زمینه تصمیم گیرى کند و اراده ملت عراق دنبال چنین تصمیمى باشد. در مجموع ما تعارض ویژه اى را در عرصه عراق نمى بینیم. سیاستهاى متحجرانه تندرو گروههاى تروریستى را در عراق همیشه محکوم کردیم و آن را به ضرر دولت و ملت عراق مى دانیم و معتقد به برقرارى آرامش هستیم. در واقع ناامنى را یک نقطه بسیار منفى در نقطه مقابل مصالح ملت عراق مى دانیم که امیدواریم استقرار دولت عراق بتواند این مشکل را حل کند. انسجام ملى در عراق و توافق بر محور قانون اساسى و انتخابات آزاد یک محور منطقى براى ایجاد آن انسجام و وفاق است.
* آیا آهنگ جدید سیاست خارجى آمریکا به سمت رویارویى با ایران پیش مى‌رود؟ آیا اروپا در قبال سیاستهاى آمریکا قانع شده است؟
** سیاست چماق هویج آمریکاییها معروف است و آنها از یک طرف بودجه هفتاد و پنج میلیون دلارى را براى مقابله با جمهورى اسلامى ایران در کنگره تصویب مى کنند. سیاستها و ادبیات سیاسى و رفتار دولت ستیزه جویانه است اما از طرفى دیگر اعلام مى کنند که سفیر آمریکا در عراق داراى اختیارتام است تا با ایران مذاکره کند. این سیاست شناخته شده است و تازگى ندارد. آمریکاییها دنبال این هستند که ضمن حفظ مواضع مستکبرانه خودشان در عرصه سیاست خارجى و روشهاى غیراصولى نسبت به جمهورى اسلامى ایران ما به نوعى باآنها وارد مذاکره و تفاهم شویم. خب نظام جمهورى اسلامى ایران بارها اعلام کرده که هیچ گونه مخالفتى با ملت آمریکا ندارد و ریاست محترم جمهور هم عنوان کردند که ما در ارتباط با ملت آمریکا نه فقط مشکل نداریم بلکه در مواقعى که ضرورى باشد از جمله توفان معروف آمریکا، آمادگى بر ارسال کمک داریم. آنچه که محور چالش ما با آمریکا را تشکیل مى دهد سیاستهاى آمریکاست و دیدگاه آمریکا نسبت به جمهورى اسلامى ایران و سیاستگذارى و عمل بر مبناى این دیدگاه است که نمونه آن اقدام اخیر آنها در تصویب ۷۵ میلیون دلار براى مقابله با جمهورى اسلامى است. بنابراین من فکر مى کنم اگر آمریکا از این سیاستهاى غیرمنطقى فاصله بگیرد و واقعیت هاى جمهورى اسلامى ایران را به عنوان یک کشور مستقل و ملت زنده بپذیرد طبیعتاً مى تواند فضایى متفاوت با فضاى امروز ایجاد شود.
* در مورد اروپا چه قضاوتى دارید؟ آیا آنها به سمت آمریکا مى‌روند؟
** اروپا نشان داد با آن که از چند کشور به ۲۵کشور تبدیل شده اما على رغم این وسعت عظیم و ظرفیت فزاینده سیاسى، قدرت متناسب با این ظرفیت را پیدا نکرده است. انتظار مى رفت اروپا که کمترین نقش را در بحران خاورمیانه ، بحران افغانستان و بحران عراق ایفا کرده بود و ناتوانمندى خودش رادر این عرصه ها به نمایش گذاشته بود بتواند در بحران هسته اى ایجاد شده در ارتباط با فضاسازى آمریکا علیه ایران یک نقش مستقل و قدرتمندانه اى را ایفا کند. متأسفانه در این صحنه هم اروپا به جاى نمایش قدرت، نمایش ضعف را به عرصه سیاسى جهان عرضه کرد و نتوانست آن اقدام متناسب با این ظرفیت بزرگ را به نمایش بگذارد و تأثیرگذار در عرصه سیاست جهانى باشد. بنابراین على رغم این ظرفیت عظیم به نظر مى رسد که با توجه به گره خوردگى سیاستهاى انگلیس با آمریکا و نقش انگلیس در اتحادیه اروپا، استقلالى که از اتحادیه اروپا انتظار مى رود در عرصه جهانى ، عملاً وجود ندارد.          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات