تاریخ انتشار : ۲۱ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۷:۰۱  ، 
کد خبر : ۱۵۰۰۹۱

فدائیان اسلام و مسئله فلسطین


محمدمهدی سیفی
در سال ۱۹۴۷ میلادی (۱۳۲۶ش) سازمان ملل متحد کشور فلسطین را تقسیم و دولت غاصب اسرائیل را به رسمیت شناخت جنگ اعراب و اسرائیل به مرور افزایش یافت و انتشار اخبار آن در ایران، موجی از هیجان دینی را در مردم پدید آورد.
در آن دوران، از جمله اولین حرکت های انقلابی که در کشور های اسلامی به نفع ملت فلسطین صورت گرفت. بدون شک حرکت آیت‌الله کاشانی و جمعیت فدائیان اسلام بود.
آنان در شرایطی آغازگر این حرکت شدند که رژیم پهلوی با وابستگی که به کشورهای اروپایی داشت با هر گونه صدای آزادی خواهی و اسلام گرایی مخالفت کرده و حتی به دستور آمریکا، رژیم اسرائیل را به رسمیت شناخته بود.
در یازدهم دی ماه سال ۱۳۲۶ آیت‌الله کاشانی در ابتدا با صدور اعلامیه ای به تمام مسلمین جهان در مورد تشکیل دولت غاصب اسرائیل در سرزمین فلسطین اعلام خطر کرد و مردم مسلمان را دعوت به تظاهرات به نفع ملت فلسطین کرد و بر این اساس تظاهرات با شکوهی در مسجد سلطانی برپا شد. سخنران این تظاهرات نواب صفوی بود. وی با سخنرانی مهیجی مردم را به این مسئولیت اسلامی در مقابل ملت فلسطین آگاه کرد. آیت‌الله کاشانی که در آن هنگام، خانه اش به کانون انقلاب تبدیل شده بود.
به عنوان رهبر مذهبی جمعیت فدائیان اسلام به شمار می رفت، پس از مشورت با نواب صفوی، اعلام می کند که برای اعتراض به کشتار بی رحمانه مسلمانان فلسطین به دست رژیم صهیونیستی، در مسجد سلطانی گردهمایی برگزار خواهد شد. جمعه سی و یک اردیبهشت ،۱۳۲۷ مسجد سلطانی شاهد بزرگترین اجتماع مردمی در حمایت از اعراب فلسطینی بود که پس از شهریور ۱۳۲۰ تا آن روز، چنین اجتماعی سابقه نداشت. مردم با تظاهرات گسترده ای در خیابان های شهر علیه صهیونیست ها و در حمایت از اعراب شعار می‌دادند. مسئول تبلیغات این میتینگ ابوالقاسم پاینده ـ مدیر مجله صبا ـ بود که با هماهنگی وی به مدت دو ساعت مراسم فوق از رادیو پخش شد.
در این تظاهرات نیز مجتبی نواب صفوی سخنان آتشینی در حمایت از فلسطینیان مطرح ساخت و در پایان مراسم قطعنامه ای در زمینه ابراز همدردی با فلسطینی ها و محل هایی برای ثبت نام داوطلبین جنگ با صهیونیست ها در نظر گرفته شد. در کم ترین زمان، نزدیک به پنج هزار نفر برای اعزام به فلسطین نام‌نویسی کردند.
در همین راستا، نواب صفوی بیانیه ای به این شرح نوشت: «هو العزیز نصر من الله و فتح قریب. خون های پاک فداییان رشید اسلام در حمایت از برادران مسلمان فلسطین می جوشد. پنج هزار نفر از فدائیان رشید اسلام عازم کمک به برادران فلسطینی هستند. با کمال شتاب از دولت ایران، اجازه حرکت سریع به سوی فلسطین را می خواهد و منتظر پاسخ سریع دولت می باشد. از طرف فدائیان اسلام سید مجتبی نواب صفوی»
لذا نواب با ابراهیم حکیمی ـ نخست وزیر وقت ـ به گفتگو نشست و از وی خواست تا برای عزیمت به فلسطین، سلاح و خودرو در اختیار مردم بگذارد. حکیمی ابتدا تحت تأثیر جریان حاکم بر جامعه، قول هرگونه مساعدت و همکاری داد. اما سرانجام با هر گونه اعزام نیرو به فلسطین مخالفت ورزید.
فعالیت های دیگر جمعیت فداییان اسلام در حمایت از فلسطین را می توان شرکت نواب صفوی در اجلاس مؤتمر اسلامی بر شمرد.
بعد از پایان جنگ جهانی دوم که صهیونیست های سرگردان به کشور فلسطین هجوم آورده بودند ابتدا با پول و خرید زمین و خانه فلسطینیان و سپس با انواع و اقسام تهاجم نظامی مردم مسلمان و مسیحی فلسطین را برخلاف تمام اصول شناخته شده اخلاقی و انسانی از موطن خود بیرون کرده و آنها را آواره صحرا و بیابان ساختند.
لذا با پیش آمدن چنین وضعیتی، برخی مسلمانان و علما و بزرگان اسلام تصمیم به تشکیل انجمنی به نام مؤتمر اسلامی به منظور رساندن ندای مظلومیت آوارگان فلسطینی به سراسر جهان نمود و از تمام ممالک اسلامی دعوت شد تا از نزدیک حضور یافته و آثار ظلم و جنایت صهیونیست ها را مشاهده نمایند. از ایران از شهید نواب صفوی دعوت به عمل آمد. وی که قبلاً مشتاق این مسافرت و دیدار با همفکران مسلمان خود در بیت المقدس بود در یازدهم شهریور ماه ۱۳۳۲ برای شرکت و سخنرانی در جلسه شش روزه کنگره عظیم اسلامی راهی بیت المقدس شد.
در اولین جلسه مؤتمر اسلامی که متشکل از برجستگان عالم اسلام بود، شهید نواب صفوی با نطق های آتشین خود به زبان عربی فریاد بیدار باش مسلمین جهان را سر می دهد. او به جمع حاضر می گوید که وقت خوردن و خوابیدن به سر آمده و باید برای بیرون راندن بیگانگان از سرزمین های اسلامی و نجات روح و فکر جوانان مسلمان و نسل های آینده مسلمین از فرهنگ بیگانه فداکاری کرد.
شهید نواب دولت های وابسته به بیگانگان را در ممالک اسلامی به ویژه در سرزمین های عربی تهدید به نابودی کرده و از حاضرین می خواهد تا موجبات بیداری ملت ها را فراهم نمایند. وی در رابطه با گرفتاری و آوارگی ملت فلسطین اعتقاد داشت آنها باید خودشان با تکیه بر اساس اسلام به پا خاسته تا حقوق از دست رفته خود را باز گردانند و بر تمام مسلمانان دنیا واجب است که مردم فلسطین را یاری کنند.
شهید نواب پس از پایان اجلاس مؤتمر به اردن و سوریه سفر می کند. در جریان سفر به سوریه به دیدار ملک حسین اردنی ـ پادشاه اردن ـ رفته و او را به پشتیبانی از آرمان فلسطین و آزاد ساختن آن از چنگال صهیونیست های غاصب، تشویق کرد.
«او در ملاقات با شاه حسین می گوید من هرگز با هیچ پادشاهی ملاقات نداشته ام، اما چون تو سید هستی و از فرزندان رسول خدا می باشی برای نصیحتت آمدم و پس به او می گوید: ای پسرعمو اگر شده که روی پشت بام های خانه های مردم خودتان گندم کاشته و رفع احتیاج از بیگانه را از مملکت خویش بنمایی بهتر از آن است که دست گدایی و احتیاج به سوی دشمنان اسلام و مسلمانان برای اداره مملکت خود دراز نمایی، تو نباید از احدی بترسی، باید در نجات فلسطین کوشش کنی، تو و ما باید در احترام و محبت نسبت به مسلمانان آواره فلسطین بکوشیم».
مطبوعات کشورهای عربی سخنان قاطع نواب را در اجلاس مؤتمر و در جریان ملاقات با شاه حسین، تماماً درج کرده و تلاش های وی را در دفاع از کیان اسلام و ملت فلسطین ستودند. به طوری که حتی «یوسف حناء» خبرنگار مسیحی روزنامه لبنانی که پس از ملاقات و مذاکره با نواب در جریان اجلاس مؤتمر مسلمان شده است درباره نواب چنین می گوید: «او جسم نحیفی داشت، اما روح بزرگی در این جسم نحیف حکومت می کرد که گویی می خواست تمام دنیا را در میان روح خودش و در میان پنجه های قدرت خودش، هضم کند.
شهید نواب، سپس عازم لبنان شده و از آن جا به جنوب لبنان که از مناطق شیعه نشین لبنان و هم مرز با سرزمین های اشغالی فلسطین است، رفته و برای مردم آن دیار سخنرانی هایی برضد صهیونیست و اتحاد مسلمانان نموده است. وی سپس به عراق باز می گردد و راهی نجف می‌شود.
فرجام سخن این که سرزمین اسلامی ایران با پایگاه محکم مبارزاتی تشیع از همان آغاز با تشکیل رژیم صهیونیستی در کشور فلسطین به مخالفت برخاست و مسئله تجاوز به فلسطین و ایجاد دولت نامشروع اسرائیل برای امت اسلامی ایران به صورت یک مسئله داخلی اسلامی علیه هیأت حاکمه درآمد. لذا شهید نواب صفوی، در آن دوران استبدادی و همچنین وابستگی شدید کشور به اروپاییان، گام در راه مبارزه با رژیم صهیونیستی و اربابان آنها برداشت.
او در رابطه با مقدس بودن کشور فلسطین و وظیفه مبارزه با رژیم اسرائیل معتقد بود، این کشور کانون توحید و سرزمین ابراهیم خلیل است، این کشور سرزمین انبیاء و روحی الهی است. لذا باید تمامی نیروهای اسلامی را برای پاکسازی فلسطین از لوث وجود ناپاکان، بسیج نمود و فلسطین را از ظلم و ستم و فساد، پاک و آسوده گردانید. وی معتقد بود، هرگز با تکیه بر عرق ملی گرایی عرب نمی توان فلسطین را نجات داد، بلکه باید با شعار امت اسلامی و وحدت اسلامی آن کشور را آزاد ساخت.
براین اساس بود که وی در داخل کشور از طریق تهییج مردم به مبارزه با رژیم صهیونیستی و با برگزاری راهپیمایی های بزرگ، موج جدیدی در این خصوص ایجاد ساخت به طوری که حتی تعداد کثیری از مردم خواهان حضور اودر کشور فلسطین به منظور مبارزه رودر رو با صهیونیست‌ها شدند.
وی افزون بر این از طریق سفرهای خارج از کشور به ویژه در کشورهای همسایه ندای مظلومیت ملت فلسطین را به گوش آنها رساند و در تمام سخنرانی های خود در سرزمین های عربی، مسلمانان عرب را از هر گونه اختلافات مذهبی برحذر داشت و از آنان خواست که برای رویارویی با دشمنان بزرگ فقط و فقط متحد و برادر بوده و آمادگی هر گونه جان بازی در راه حمایت از مردم مظلوم فلسطین را داشته باشند. در نهایت شهید نواب، صهیونیست ها را خطرناک ترین دشمنان اسلام و بشریت معرفی و خواستار مبارزه همه جانبه مسلمانان با این گروه بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات