تاریخ انتشار : ۰۴ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۰:۵۶  ، 
کد خبر : ۱۵۰۲۵۸

طغیان بحران در رود نیل

اکبر صفری اشاره : تقسیم آب رود نیل میان کشورهای حوزه این رودخانه یک موضوع قدیمی و ریشه دار است، اما نقش رژیم صهیونیستی در میان قابل تأمل است. اسرائیل تلاش می کند با تقویت مناسبات خود با کشورهایی که از لحاظ تقسیم آب رود نیل با مصر رابطه خوبی ندارند، از آن به عنوان اهرم فشاری برای پیشبرد اهداف خود در منطقه استفاده کند. رود نیل با 6688 کیلومتر طول، شاهرگ حیاتی مصر محسوب می شود و بیش از 80درصد آب شرب و کشاورزی را تأمین می کند و 90درصد جمعیت مصر نیز در حاشیه حاصلخیز آن زندگی می کنند. به هر حال مصر که در پایین دست نیل قرار دارد، به همراه سودان بیشترین مصرف کننده آب این رود به حساب می آید بنابراین کشورهای بالادست، در اعتراض به این امر، اخیراً اقدام به امضای توافقنامه ای در مورد تقسیم آب کردند که به شدت مورد اعتراض قاهره و خارطوم قرار گرفته است. اقدام اخیر چهار کشور آفریقایی (تانزانیا، رواندا، اوگاندا و اتیوپی) حوزه بالادست نیل برای تقسیم آب این رود، دولتمردان مصری و مردم این کشور را که در پایین دست آن قرار دارند، با نگرانی های جدی مواجه کرده است. سودان و مصر به دلایل تاریخی و مصرف بیشتر، احساس مالکیت بر رود نیل می کنند و با موافقتنامه هایی از این دست مخالفت کرده و آن را بی اعتبار می دانند. از سوی دیگر رژیم صهیونیستی که به این امر واقف است، با استفاده از روابط خود با اتیوپی از آن کشور به عنوان اهرمی برای وارد کردن فشار به مصر برای پیشبرد سیاست های خود استفاده می کند.

آب در کشورهای مصر و عراق که به لحاظ ساختار اقلیمی و وضعیت ژئوپلتیک در شرایطی هستند که سرچشمه اصلی ترین منابع تأمین آب آنها در خارج از خاک این کشورها وجود دارد از اهمیت استراتژیک فوق العاده ای برخوردار است. در همین راستا اقدام اخیر چهار کشور آفریقایی حوزه رود نیل- تانزانیا، رواندا، اوگاندا و اتیوپی- برای تقسیم آب این رودخانه، دولتمردان مصری و مردم این کشور را که در پایین دست حوزه نیل قرار دارند با نگرانی های جدی مواجه ساخته است.
این کشورها معتقدند با توجه به افزایش جمعیت و کمبود منابع آبی، معاهده های گذشته مربوط به تخصیص آب رود نیل منصفانه نیست و اعتبار خود را از دست داده است.
از جمله این معاهده ها «معاهده نیل» است که به موجب آن طول رود نیل و سرچشمه های آن در اعماق قاره آفریقا اداره می شود. این معاهده استعماری که در سال 1929 برای تعیین تکلیف مستعمرات آفریقای شرقی انگلستان بین مصر و انگلیس بسته شد، از طرفی به مصریان که در سواحل انتهایی رود ساکن هستند اجازه استفاده کامل از آب رود را می دهد و از طرف دیگر ساکنان بالا دست نیل را بلاتکلیف گذاشته است.
بنابراین کشورهای بالای نیل در پی اعتراض به معاهده هایی ازاین دست خواستار یک توافقنامه جدید در مورد سهم آب، برای ساخت پروژه های آبیاری و تولید نیرو شده اند.
شبکه خبری «الجزیره» اخیرا طی گزارشی به سخنان نخست وزیر اتیوپی در این مورد اشاره کرد و به نقل از وی گفت: دوره تاریخی دال بر تعیین کننده بودن دیدگاه مصر در مورد چگونگی تقسیم آب نیل به سر آمده است و مقامات مصر باید منافع کلیه کشورهای ذی نفع در بهره برداری از رود نیل را بپذیرند.
این درحالی است که از میان 9 کشور واقع در حوزه نیل (شامل رواندا، بروندی، تانزانیا، زئیر، کنیا، اوگاندا، اتیوپی، کنگو، سودان، مصر و کشور اریتره که در مقام ناظر این فهرست قرار دارد) سودان و مصر به دلیل اینکه بیشترین مصرف کننده آن به شمار می روند با این توافق نامه به شدت مخالفت کرده و به جز چهار کشور مذکور، سایر کشورها نیز از پیوستن به این معاهده خودداری می کنند. پیش از این نیز «بروندی»، «جمهوری دموکراتیک کنگو»، «اتیوپی»، «کنیا»، «رواند»، «تانزانیا» و «اوگاندا» در 13 آوریل 2010 درباره توافقنامه جدید به توافق رسیده بودند، اما همچنان مصر و سودان از پذیرش این توافقنامه خودداری کرده اند. اما آنچه باعث شده تا امضای این توافق نامه کشور مصر را با یک بحران ملی مواجه سازد به اهمیت این گلوگاه استراتژیک برای این کشور باز می گردد. طوری که دولت و مردم مصر بر این باورند که عملی شدن این توافقنامه به معنای تلاش برای قطع شاهرگ حیاتی این کشور محسوب می شود.
1- امنیت ملی: رود نیل با 6688 کیلومتر طول، شاهرگ حیاتی مصر محسوب می شود. زیرا بیش از 80 درصد آب شرب و کشاورزی مصر از این رود تأمین شده و 90 درصد از ساکنان این کشور نیز در حاشیه حاصلخیز این رود سکونت دارند. در همین رابطه «امیره الشنوانی» عضو کمیته کشورهای حوزه رود نیل در شورای روابط خارجی مصر در گفت وگو با شبکه خبری «العالم» اظهار داشت: مصر 95 درصد از منابع رود نیل را در همه بخش ها از صنعت گرفته تا کشاورزی و تأمین آب آشامیدنی مورد استفاده قرار می دهد، و این رود برای مصر جنبه حیاتی دارد.
موضوع دیگری که نگرانی عمیق مصر را در پی داشته از دست رفتن کنترل مصر بر منابع آب نیل و وابستگی این کشور به همسایه بالادست رود (اتیوپی) است که روابط سیاسی مصر با آن اغلب تیره بوده است.
در واقع منازعات اتیوپی و مصر بر سر آب که تا آستانه جنگ پیش رفته، شرایط را برای دولتمردان مصر سخت کرده است، مثلا در سال 1979 انورسادات رئیس جمهوری وقت مصر پس از امضای قرارداد موسوم به «کمپ دیوید» با اسرائیل اعلام کرد: تنها عاملی که از این پس باعث ورود مصر به جنگ خواهد شد، آب است. با توجه به امضای قرارداد صلح بین مصر و اسرائیل، هشدار سادات مطمئناً تنها به معنی جنگ با اسرائیل نبود. اگرچه وی طرف دیگر جنگ احتمالی را مشخص نکرد اما اکثر آگاهان منطقه هشدار او را متوجه اتیوپی دانستند که 85 درصد منابع آبی نیل را در اختیار دارد.
سال ها قبل نیز مشاجراتی بین مصر و اتیوپی پدید آمد این امر زمانی بود که گفته می شد مصر درصدد انتقال آب به اسرائیل است. بنابراین ارتش آن کشور در مورد هر اقدامی به اتیوپی هشدار دادند.
در این راستا مصری ها با اعمال فشار مانع پرداخت وام از سوی بانک توسعه آفریقا به اتیوپی شدند. زیرا بیم آن داشتند که این وام صرف ساختن سدی شود که اتیوپی از مدت ها پیش قصد داشت آن را بر روی نیل بنا کند.
بنابراین، عملی شدن هر توافق نامه با محوریت اتیوپی می تواند در قالب یک اهرم فشار در مهار قدرت چانه زنی و تصمیم گیری دولت مصر از زوایای مختلف تأثیرگذار باشد.
2-ارزش اقتصادی و کشاورزی: از آنجا که رود نیل از قدیم در آبیاری زمین های کشاورزی مصر نقش بسیار حیاتی دارد، اهمیت اقتصادی نیل نیز برای آن کشور بسیار برجسته و پررنگ به نظر می رسد. در همین راستا «جمال نکرومه»، یکی از کارشناسان امور آفریقا، می گوید: ارزش اقتصادی نیل بیشتر از ارزش کشاورزی آن است. هر هفته هزاران کشتی تفریحی- توریستی از قاهره به سمت جنوب حرکت می کنند. به علاوه هزاران کارخانه هم در حاشیه رود احداث شده اند که فعالیت های آنان وابسته به آب این رودخانه است. همچنین نیروگاه برق تأسیس شده بر سد اسوان در 800کیلومتری جنوب قاهره بر روی رود نیل با تولید سالیانه بیش از 10میلیون مگاوات برق، جهش بلندی در اقتصاد مصر به شمار می آید.
3-کمبود باران و منابع آب زیرزمینی: «ممدوح حمزه» یکی از کارشناسان اقتصادی مصر با اشاره به این که مصر به خاطر کمبود باران و منابع آب زیرزمینی، باکمبود آب شیرین روبه رو است می گوید: آب دریاچه ناصر- که در سال 1970 پس از اجرای سد «اسوان» بر روی نیل توسط «جمال عبدالناصر» ایجاد شد- فقط برای سه سال آب مصر را تأمین خواهد کرد.
4-کاهس سهم آب: سهم مصر از رود نیل که در کنوانسیون سال 1959 تعیین شده است، 55میلیارد مترمکعب در سال است. این امر مربوط به زمانی است که جمعیت مصر 29میلیون نفر بود. درحالی که پیش بینی می شود این تعداد جمعیت در سال 2015 به 3/97 میلیون نفر برسد. بنابراین، کاهش میزان سهم آب رود نیل علاوه بر اقتصاد این کشور بر مردم نیز تأثیر خواهد گذاشت.
در جائی که رود نیل به مدیترانه می ریزد و «دلتای نیل» نام دارد خاک های حاصلخیز و پرثمری وجود دارد که در طول دوران طولانی عمر نیل د رحاشیه رود به جای مانده است. وجود این کانون حاصلخیز سبب تکامل تمدن های بزرگ و باستانی دنیا در این منطقه شده است. تمدن کهن مصر اثر عمیقی در ادیان گذاشته است. براساس روایات، این رود همان رودی است که برای عبور قوم بنی اسرائیل به رهبری حضرت موسی(علیه السلام) به امر خدا شکافته شد و پس از ورود فرعون و سپاهیانش به هم آمد و آنها غرق شدند.
ملاحظه می شود که نیل علاوه بر حیات اقتصادی در بنیان های فرهنگی منطقه هم نفوذ دارد و این موضوع در دوران جدید و به ویژه پس از شروع دوران سلطه استعماری انگلیس، ایتالیا، بلژیک، آلمان و فرانسه بر کشورهای آفریقایی تشدید شد. به طوری که در موافقت نامه های استعماری نقش دولت های قوی در تعامل با دولت های ضعیف را به خوبی می توان دید به هرحال این دوران را می توان سرآغاز تدوین و به کارگیری سیاست های مختلف ازجمله سیاست بهره برداری از نیل دانست.
هرچند بنابه اظهارات تحلیلگران تقسیم آب رود نیل میان کشورهای حوزه این رود بین المللی یک موضوع قدیمی و ریشه دار است و این چند کشور آفریقایی پس از سال های متمادی تأخیر، به این اقدام دست زده اند، اما در کنار همه دلایل و عواملی که برای طرح تقسیم آب مطرح می شود نقش رژیم صهیونیستی در این میان قابل تأمل به نظر می رسد.
با احداث سد خاکی اسوان بر روی رود نیل، ذخیره آب نیل به حدی فراوان به نظر می رسید که مصر آشکارا ایده فروش آب به رژیم صهیونیستی را مطرح کرد. در این راستا پروژه های دوجانبه و چندجانبه بسیاری، که هم برطرف کننده نیازهای کشورهای منطقه، به ویژه رژیم صهیونیستی بود و هم در پایداری فرایند روابط آن دو مؤثر بود ارائه گردید که از آن جمله می توان به انتقال آب نیل به نوار غزه در آن دوران اشاره کرد.
اما رشد روزافزون جمعیت در سراسر حوزه رود نیل ازجمله مصر و به تبع آن افزایش تقاضای مصرف آب، توسعه اقتصادی، کاهش ذخایر و خشکسالی از جمله مسائلی هستند که راه را بر خوش بینی های این چنینی بست و امکان اجرای طرح هایی از این دست را منتفی کرد.
ازطرفی به لحاظ اینکه 86 درصد آب نیل، که از خاک مصر عبور می کند از اتیوپی سرازیر می شود، لذا رژیم صهیونیستی برای اعمال فشار بر مصر، به طور مخفیانه به اتیوپی (که در مورد آب های نیل با مصر اختلاف دارد) وعده داده بود که آن کشور را در احداث تعدادی سد، بر روی یکی از شاخه های اصلی نیل یاری کند که این اقدام آغاز حرکتی برای گسترش زمینه های همکاری اتیوپی و رژیم صهیونیستی بود.
«علی ابوالخیر» معاون سردبیر روزنامه «الانوار» مصر با بیان اینکه پس از امضای، پیمان کمپ دیوید، رژیم صهیونیستی از قاهره خواست بخشی از آب رود نیل را به تل آویو بدهد، در این باره می گوید: مقامات مصری با این درخواست موافقت نکردند و از آن زمان به بعد، اسراییل مناسبات خود را با کشورهایی تقویت کرد که با مصر از لحاظ تقسیم آب رود نیل رابطه خوبی نداشتند. در حقیقت اسراییل با اعزام کارشناسان خود به اتیوپی، اوگاندا، کنیا، بروندی و رواندا پروژه هایی دراین کشورها به اجرا گذاشت که نیاز به آب زیادی داشتند و این مسئله سبب شد تا کشورهای مزبور خواهان تجدیدنظر در تقسیم آب رود نیل شوند.
وی معتقد است: دخالت اسراییل در توافق اخیر چهار کشور حوزه رود نیل به خوبی نمایان و آشکار است و دراین زمینه از حمایت آمریکا نیز برخوردار است.
امیره الشنوانی عضو کمیته کشورهای حوزه رود نیل در شورای روابط خارجی مصر درباره مداخله رژیم صهیونیستی در موضوع رود نیل نیز گفت: رژیم صهیونیستی می خواهد از منابع آبی کشورهای آفریقایی استفاده کند تا به منافع مصر ضربه بزند و دراین راستا توافقنامه های محرمانه ای بین این رژیم و برخی کشورهای حوزه رود نیل مانند اتیوپی برای خرید آب وجود دارد، و اتیوپی برهمین اساس سهم مصر از آب رودخانه را کاهش داده است.
اما علاوه بر اینکه 86 درصد از سرچشمه های رود نیل به عنوان مهمترین منبع آبی آفریقا در کشور اتیوپی قرار دارد و بیش از 10 کشور حوزه نیل و از جمله کشورهایی مانند مصر و سودان به سبب آنکه تنها رود جاری در خاک آنها رود نیل است، به شدت به آب آن نیازمندند. اهمیت کشورهای شرق آفریقا از جمله کشور اتیوپی برای رژیم صهیونیستی را می توان در موارد زیر نیز جست وجو کرد.
موقعیت استراتژیک به دلیل همجواری با دریای سرخ:
دریای سرخ به نوبه خود از موقعیت استراتژیک در بین جهان عرب و قاره آفریقا ازیک سو و قاره آفریقا و قاره آسیا از سوی دیگر، برخوردار است. در این دریا 380 جزیره وجود دارد که 126 جزیره به اریتره و شش جزیره به «جیبوتی» تعلق دارد. علاوه بر آن مهمترین راه انتقال نفت خلیج فارس و ایران به اروپای صنعتی و آمریکاست و از آنجا که راه ارتباطی میان اقیانوس هند و دریای مدیترانه است از آن به عنوان راه ارتباطی دریای نیروهای نظامی کشورهای مهم جهان از جمله آمریکا و اروپا و مناطقی که این کشورها در آن نیرو مستقر کرده اند، نام برده می شود.
آنچه اهمیت این دریا را دوچندان می کند وجود «کانال سوئز» در شمال و تنگه «باب المندب» در جنوب این دریاست، زیرا هرکس که بر تنگه باب المندب یا کانال سوئز سیطره داشته باشد، می تواند بر کشتیرانی دراین دریا نیز کامل مسلط شود.
«حسین معلوم» یک کارشناس مصری در مقاله ای که در شماره 97 مجله «الوحده» که در اکتبر سال 1992 منتشر شد، نوشت: تلاش برای تسلط بر دریای سرخ یکی از مهمترین هدفهای راهبردی رژیم صهیونیستی از زمان تأسیس آن بوده و هست. این تلاش به ویژه پس از حضور یافتن اسراییل در خلیج «عقبه» درسال 1994 شدت یافت و رژیم صهیونیستی کوشیده است تا از این طریق راه تماس خود را با جهان خارج از طریق دریای سرخ هموار کند.
رژیم صهیونیستی برای تحقق این هدف ابتدا حضور خود را در دریای سرخ تثبیت کرد تا بوسیله آن منافع نظامی، اقتصادی و سیاسی خود را ازطریق این دریا پیگیری کند. این رژیم در مرحله بعد نفوذ خود را برای سیطره بر دریای سرخ ادامه داد و به همین منظور اراضی عربی در بخش شمالی این دریا را به اشغال خود درآورد و اندکی بعد درپی اشغال جزایر واقع در بخش جنوبی این دریا برآمد.
یکی از علت های مهم این تلاش رژیم صهیونیستی، نگرانی عمیق آن از این احتمال بود که کشورهای عربی دریای سرخ را به یک دریای «عربی» تبدیل کنند و از این پس کشتی های «اسراییلی» را به محاصره درآورند. این نگرانی به ویژه با مسدودشدن مکرر تنگه های «تیران» و باب المندب درسال 1967 و 1973 قوت گرفت به همین سبب دریای سرخ و منطقه «شاخ آفریقا» همیشه از اهمیت ویژه ای برای رژیم صهیونیستی برخوردار است و برهمین اساس اسراییل همچنان برای تحقق اهداف خود و سیطره بر دریای سرخ در سه محور فعالیت های خود را گسترش داده است. از یک سو نیروهای مسلح خود را تقویت کرده و ازسوی دیگر روابط سیاسی و دیپلماتیک بسیار نزدیکی با کشورهایی مانند اتیوپی برقرار کرده است و در بعد دیگر نیز از تمام توان خود برای استفاده از جزایر دریای سرخ بهره می گیرد. شاید همین امر بتواند دلیل و علت توجه بسیار رژیم صهیونیستی به شرق آفریقا و مناطق نزدیک به دریای سرخ را درمقایسه با مرکز و غرب آن نشان دهد. لذا رژیم صهیونیستی تلاش زیادی را برای تقویت روابط خود با کشورهای آفریقایی به خصوص اتیوپی که از طریق «اریتره» به دریای سرخ راه دارد، به کار برده است.
همچنین رژیم صهیونیستی برای توسعه تلاش های خود در دریای سرخ برای مقابله با کشورهای عربی، کمک های اقتصادی و نظامی گسترده ای به اتیوپی ارائه می دهد تا در مقابل از اهداف راهبردی این رژیم در این دریا حمایت کند و اریتره همچنان تحت سیطره اتیوپی باقی بماند.
فعالیت‌های نظامی و اطلاعاتی:
سازمان اطلاعاتی رژیم صهیونیستی (موساد) به صورت فعال در اتیوپی و به ویژه اریتره فعالیت می کند و اسراییلی ها پا را از این هم فراتر گذاشته و درسال 1965 و به هنگام سفر «موشه دایان» به اتیوپی، تاسیس یک پایگاه نظامی را در اتیوپی از مقامات این کشور به دست آوردند. این رژیم همچنین در جزایر متعلق به اریتره به ویژه در نزدیکی تنگه باب المندب پایگاههای نظامی دایر و دو پایگاه نظامی را نیز در نزدیکی مرز میان اریتره و سودان تاسیس کرده است.
فعالیت‌های اقتصادی:
ترس از تحریم کالاهای رژیم صهیونیستی به ویژه توسط کشورهای اسلامی از جمله مواردی است که هر از چندگاهی طرح آن سران این رژیم نگران کرده است بنابراین گسترش فعالیت های اقتصادی در حوزه هایی غیر از حوزه کشورهای اسلامی از جمله مواردی است که در دستور کار رژیم صهیونیستی قرار دارد.
لذا شاهد فعالیت شرکت های صهیونیستی، مانند «آنکودی» (در تجارت گوشت)، «سیا» (فعال در زمینه کشاورزی)، «عمیران» (فعال در عرصه های تجاری)، «سولال بونیه» در عرصه ساخت و ساز، «اتا» در عرصه پروژه های کشاورزی و شرکت «اخوان ارون» در عرصه واردات و صادرات و نیز اتحادیه ملی کارگران «هستدروت» در عرصه های بازرگانی و صنعت در اریتره و اتیوپی هستیم.
توجه خاص رژیم صهیونیستی به اتیوپی به سبب حضور اقلیتی از یهودیان که اهمیت دینی و عقیدتی برای صهیونیست ها دارد، را می توان در این راستا ارزیابی کرد و آن را بهانه خوبی برای دخالت در امور این کشور به شمار آورد.
کشور «لیبریا» در سال 1947 به عنوان اولین کشوری بود که با طرح تقسیم فلسطین موافقت کرد و به عنوان سومین کشور جهان رژیم صهیونیستی را به رسمیت شناخت. همچنین دولت لیبریا اولین دولتی بود که با رژیم صهیونیستی معاهده دوستی و همکاری امضا و دیدارهای رسمی را میان مقامات دو رژیم آغاز کرد. اتیوپی هم دومین دولت آفریقایی بود که با رژیم صهیونیستی روابط دیپلماسی برقرار ساخت، هر چند که از شرکت در رأی گیری برای طرح تقسیم فلسطین امتناع کرده بود. اما لیبریا و اتیوپی تنها کشورهای آفریقایی بودند که در جلسه رأی گیری برای طرح تقسیم حضور داشتند.
بنابراین، هرچند اتیوپی به عنوان کشوری پرجمعیت در شمال شرق آفریقا مشغول توسعه شبکه های آبیاری است اما برای پایان دادن به وابستگی به کمک های غذایی خارجیان خواستار افزایش سهم آب خود شده است. ولی در کل با خط مشی سیاسی خود در استفاده از آب رود نیل، در جهت صهیونیستی کردن رود نیل گام برمی دارد. زیرا اتیوپی برای مقابله با کشوری که بیشترین و آخرین مصرف کننده نیل محسوب می شود و از توان نظامی و سیاسی بالایی نسبت به کشورهای بالادست برخوردار است نیازمند کمک و همکاری رژیم صهیونیستی است.
براین اساس رژیم صهیونیستی نیز متقابلاً از اتیوپی- علاوه بر دستیابی به اهداف موردنظر که به آن اشاره شد- به عنوان اهرمی در روابط سیاسی- نظامی خود با مصر استفاده می کند و همچنین با افزایش نفوذ خود بر رود نیل شش کشور (مصر، سودان، سومالی، جیبوتی، عربستان و یمن) را ازنظر منابع آبی محاصره کند تا تأمین آب موردنیاز طرح از «نیل تا فرات» را به عنوان یک ایده مطرح در گذر زمان عملی کند.
در همین راستا «دیختر» وزیر وقت امنیت داخلی رژیم صهیونیستی در اظهارات اخیر خود با اشاره به موفقیت پروژه های رژیم صهیونیستی در منزوی کردن مصر از جهان عرب و منطقه، گفت: (به حاشیه راندن عراق کم اهمیت تر از تداوم منزوی کردن مصر نیست، چه آنکه انزوای قاهره با استفاده از ساز و کارهای دیپلماتیک به دست آمد، اما انزوای بغداد به تمام ابزارهای در دسترس کنونی نیاز دارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات