پیرایه یغمایی: گروههای مسلح در شهر اوش قرقیزستان با یکدیگر میجنگند و جامعه جهانی در مقابل این خشونتها که جان 150 تن را گرفته، سکوت اختیار کرده است. منابع بیمارستانی شمار زخمیهای این درگیریها میان جوانان ازبک و قرقیز را بیش از یکهزار و 300 تن اعلام کردهاند. فاجعه انسانی در یکی از استراتژیکترین کشورهای آسیای مرکزی در حالی ادامه دارد که دیمیتری مدودف تنها به ابراز تاسف بسنده کرده و خواستار تشکیل جلسه کشورهای جهان درباره این درگیریها شده است. بر اساس آمارهای موجود، 500 اقلیت ازبک در این درگیریها کشته و زخمی شدهاند که این مساله نشان از یک شکاف قومیتی در آسیای مرکزی دارد. دولتها در آسیای مرکزی بعد از فروپاشی اتحاد شوروی 2 مرحله را پشت سر گذاشتهاند که رژیمهای منطقه باوجود وجود اپوزیسیون عملا حرکت بسیار کندی به سوی دموکراسی داشتهاند.
تحولات آوریل گذشته منجر به سقوط رژیم قربانبیک باقیاف در قرقیزستان شد. باقیاف دومین رئیسجمهور این کشور آسیای مرکزی بود که توسط یک حرکت نیمهانقلابی توانست دولت عسکر آقایف را سرنگون کند. دولت آقایف از دهه 1990 و بعد از فروپاشی اتحاد شوروی زمام امور را در قرقزیستان به دست گرفته بود که مورد حمایت کرملین بود. فساد اداری و پولشویی خانوادگی دستگاه حکومتی او مردم قرقزیستان را برای یک حرکت ضدآقایف بسیج کرد که در نهایت در سال 2005 رژیم باقیاف قدرت را به دست گرفت و آقایف مجبور شد کشورش را ترک کند. اما باقیاف انتظار نداشت در کمتر از 5 سال اتفاق مشابهی برایش رخ دهد. باقیاف به بلاروس گریخت و رهبری قرقیزهای جوان را از این کشور برعهده دارد. تاریخ معاصر قرقیزستان نشان میدهد این کشور یک رهبر را برای 2 بازه تاریخی برنمیگزیند. با توجه به شرایط سیاسی و اجتماعی قرقیزستان این کشور در دوران گذار قرار دارد و دولت موقت توانایی اداره امور را از دست داده و مشروعیت کافی برای ادامه حضور در قدرت را ندارد. روسیه با سکوت در قبال اوضاع این کشور در انتظار خشک شدن ریشههای دولت نوپای این کشور است. با وجود آنکه مسکو روابط نزدیکی با بیشکک دارد این سوال مطرح است که آیا دولت موقت رزا آتونبایوا توانایی برآورده کردن خواستههای روسیه را دارد یا خیر؟ دولت موقت قرقیزستان از روسیه خواسته با اعزام نیروی نظامی به جنوب این کشور در جلالآباد و اوش 2 شهر بزرگ جنوبی برای برقراری امنیت و آرامش ارتش قرقیزستان را یاری دهند اما نیروهای روسی از این کار امتناع میکنند و در صورتی که تحولات در این کشور به مرز بحران برسد احتمالا مجموعه کشورهای مشترکالمنافع نیروهای ترکیبی به قرقیزستان اعزام میکنند که این مساله منجر به تضعیف بیش از پیش دولت رزا آتونبایوا خواهد شد. آتونبایوا با دستور تیر به ارتش و نیروهای نظامی به نوعی مسیر سقوطش را هموار کرده است. نیمی از ساختمانهای اوش سوختهاند و اجساد که اکثر آنها از مردان هستند در خیابانها رها شدهاند و به حالت نیمهسوخته هستند. اعضای سازمان پیمان امنیت جمعی CSTO که شامل قرقیزستان، روسیه، بلاروس، ارمنستان، روسیه، قزاقستان، ازبکستان و تاجیکستان هستند هنوز واکنشی نسبت به این ناآرامیها نشان ندادهاند اما این درگیریها میتواند امنیت ملی ازبکستان را نیز با چالش روبهرو کند. زنان، کودکان و کهنسالان ازبک ساکن قرقیزستان اکنون به سوی مرز مشترک با ازبکستان روانه شدهاند و کمپهای مرزی مملو از پناهجویانی است که خواستار ورود به ازبکستان هستند. ازبکستان از ورود این پناهندگان به کشورش جلوگیری نمیکند و این افراد براحتی میتوانند قرقیزستان را ترک کنند. درگیریهای قومی در این کشور آسیای مرکزی عملا اقتصاد ضعیف قرقیزستان را با بحران مواجه کرده و بیشکک در آستانه تغییرات قانون اساسی و انتخابات ریاستجمهوری جدید با حالت ایستا روبهرو است. درگیریهای قومی در آسیای مرکزی ریشه عمیقی دارند. این اختلافات میتواند براحتی در قزاقستان و ازبکستان تکرار شوند. قومیتها عملا همانند ابزاری هستند که مسکو توانایی تحریک آنها را در فضای پساشوروی دارد و تاریخ نشان داده است کرملین از این ابزار در مواقع مقتضی استفاده میکند.
عواقب بحران امنیتی در قرقیزستان میتواند تمام منطقه را دربر گیرد. افزایش نیروهای روسی در این کشور میتواند به نوعی اشغال نرم منجر شود که روسیه به دنبال آن نیست و از آن دوری میکند. روسها تنها یگانهایی از چتربازان خود را برای حفاظت از پایگاه نظامی در شمال قرقیزستان به این کشور اعزام کردهاند که این امر تنها برای افزایش ضریب امنیتی عنوان شده است. روسیه به دنبال ثبات سیاسی در منطقه است و در این راه تلاش میکند موقعیت آمریکا را در این منطقه تضعیف کند.