دکتر محمدعلی مهتدی
جورج میچل فرستاده ویژه باراک اوباما، رئیسجمهوری آمریکا به خاورمیانه، بالاخره توانست موافقت محمودعباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین، برای آغاز مذاکرات غیرمستقیم با رژیم صهیونیستی را بگیرد.
اینک سئوالات بسیاری در این زمینه مطرح است. قبل از هر چیز، باید پرسید که چرا مذاکرات غیرمستقیم؟ پاسخ این است که چون محمودعباس ورود در مذاکرات مستقیم با رژیم صهیونیستی را مشروط به توقف شهرکسازی در اراضی اشغالی از سوی این رژیم کرده بود و از آنجا که دولت اوباما نتوانست دولت نتانیاهو را نسبت به لزوم توقف شهرکسازی قانع کند، جورج میچل به عنوان یک دیپلمات کهنهکار، فرمول مذاکرات غیرمستقیم با میانجیگری آمریکا را اختراع کرد تا دو طرف بتوانند با حفظ حیثیت خود مذاکرات را آغاز کنند. ظاهراً اعلام آغاز مذاکرات، صرفنظر از دستور کار و محورهای مورد بحث و نتایج آن، برای آمریکا اهمیت فراوان دارد، زیرا صرف آغاز این روند، خلأ ناشی از رکود و فقدان تحرک سیاسی در مساله فلسطین را پر میکند و به ایالات متحده و همپیمانان عربش این فرصت را میدهد که به دلمشغولی اصلی خود در منطقه که احتمالاً ایران و پرونده هستهای آن است بپردازند.
محمودعباس با تکیه بر چه اهرمهایی وارد این مذاکرات شد؟ میدانیم که مدت قانونی ریاست محمودعباس بر تشکیلات خودگردان فلسطین حدود دو سال است که به پایان رسیده و با برگزار نشدن انتخابات جدید و حتی نبود گردهمایی مجلس قانونگذاری فلسطین، قاعدتاً عباس هیچ پایگاه قانونی و مشروعی برای ورود به این مذاکرات ندارد. بنابراین وی مدتهاست میکوشد این مشروعیت را از طریق پشتیبانی بینالمللی (آمریکا و اروپا) و عربی(اتحادیه عرب) به دست آورد. ضمناً عباس کوشیده است در شرایطی که تمامی سازمانهای مقاومت فلسطین این مذاکرات را بیهوده و بینتیجه و نامشروع خواندهاند، یک چتر فلسطینی نیز از طریق تشکیل جلسه «کمیته اجرایی سازمان آزادیبخش فلسطین» برای خود جستجو کند. البته «سازمان آزادیبخش فلسطین» و «کمیته اجرایی» آن سالهاست که وجود خارجی ندارند، اما محمودعباس و یارانش همچنان با جمع کردن تعدادی از چهرههای حقوقبگیر جنبش فتح زیر یک سقف در رامالله، میکوشند این عناوین را زنده نگاه دارند تا به هنگام نیاز از آن استفاده کنند.
در همین مورد، خبری درز کرد که دولت آمریکا به محمودعباس تضمین داده است این مذاکرات حتماًبه تشکیل دولت مستقل فلسطینی منتهی خواهد شد. این خبر تا جایی که نویسنده اطلاع دارد، تایید یا تکذیب نشده است. بنابراین هیچ تعهدی برای هیچ طرفی به وجود نمیآورد، اما همین ابهام به محمودعباس کمک کرد که بدون واهمه از فشار افکار عمومی فلسطین، وارد مذاکره شود.
از دستور کار این مذاکرات هیچ اطلاعی در دست نیست، ولی جورج میچل چنین وانمود میکند که برای پیشبرد امور، طرحی دارد، اما آشکار کردن مواد این طرح را به صلاح نمیداند تا مخالفان به اصطلاح صلح در خاورمیانه، فرصت خرابکاری در این روند را نداشته باشند. با این حال، رژیم صهیونیستی تاکنون نشان دادهاست که اولا: کرانه باختری را بخشی از سرزمین موعود میداند و بین رود اردن تا دریای مدیترانه جایی برای تشکیل دولت فلسطین نیست. ثانیاً: قدس را پایتخت ابدی اسرائیل میداند و از هیچ بخشی از آن عقبنشینی نمیکند. ثالثاً: هیچ امکانی برای بازگشت آوارگان فلسطینی به خاک فلسطین وجود ندارد و آوارگان در هر کشوری هستند، باید همانجا بهطور دائم اسکان یابند.
براین اساس، سئوالهای مهمی که مطرح میشود، این است که:
دولت فلسطین مورد نظر ایالات متحده در کجا و در کدام سرزمین میتواند تشکیل شود؟
چنانچه سالها مذاکره بین دو طرف، از جمله 18 دور مذاکره مستقیم بین محمود عباس و ایهود اولمرت (نخستوزیر سابق رژیم صهیونیستی) به هیچ نتیجهای نرسیدهاست، به چه دلیل باید مذاکرات غیرمستقیم کنونی به نتیجه برسد؟
در منطقه خاورمیانه، بین تحلیلگرانی که این موضوع را دنبال میکنند، کسی را نمییابیم که نسبت به نتایج این مذاکرات خوشبین باشد. اعتقاد غالب این است که مذاکرات غیرمستقیم بیهوده است و راه به جایی نمیبرد و در واقع مذاکره برای مذاکره است، نه برای حل مساله. ظاهراً خود محمودعباس هم امید چندانی ندارد، اما راه دیگری نیز در برابر خود نمیبیند. وی در مصاحبهای با روزنامه صهیونیستی«هاآرتص» که آوریل گذشته منتشر شد، حرفهای عجیبی زد که نشان دهنده درماندگی وی است. از جمله اینکه: «من با کسی که میگوید: اسرائیل سرزمین موعود توراتی است، مشکلی ندارم!» یا: «تپهها و اراضی غیرمسکونی زیادی (در کرانه باختری) وجود دارد. شما چرا شهرکهای خود را در آنجا نمیسازید تا ما هم فرصت زندگی کردن داشته باشیم؟!» و مهمتر از همه: «کشمکش اصلی در منطقه، بین ما و شما نیست، بلکه بین میانهروها و تندروهاست!»
این سخنان، بیتردید همان مواضعی است که از سوی سران رژیم صهیونیستی گفته میشود و معلوم نیست مذاکره کنندهای با این مقدار ضعف و درماندگی، چه چیزی را میخواهد، یا میتواند از طرف مقابل در مذاکرات به دست آورد. در طرف مقابل نیز کسی را نمییابیم که معتقد به حل مساله از طریق این مذاکرات باشد. «سیلوان شالوم» معاون نخستوزیر رژیم صهیونیستی، در سخنانی که روی سایت روزنامه انگلیسی زبان «جروز المپست» قرار گرفت، میگوید: «این مذاکرات هیچ پیشرفتی نخواهد داشت و بحثها، پیرامون پروژههای اقتصادی و پروژههای مشترک در زمینههای برق و فاضلاب و امثال آن خواهد بود، نه تشکیل دولت فلسطینی، زیرا دولت فلسطین هم اکنون وجود دارد و تشکیلات خودگردان عملاً مانند یک دولت عمل میکند؛ هرچند این دولت مرزهای مشخصی ندارد!»
کدام دولت؟ در کدام سرزمین؟ با کدام مرز و کدام حاکمیت؟ اینها سئوالاتی است که همچنان بیپاسخ میمانند.