حسامالدین برومند
طی چند هفته اخیر پروژه افزایش فشار بر جمهوری اسلامی در صحنه بین المللی بطور مضاعفی کلید خورده است و اینک شاهد هستیم که پس از قطعنامه ضدایرانی 1929 شورای امنیت، آمریکا و اتحادیه اروپا نیز وارد صحنه شده و با تصویب تحریم هایی یکجانبه به زعم خود در حال چیدن بخش هایی دیگر از جورچین تحریم و اعمال فشار بر ضد ایران هستند.
همین که غرب به شدت و با سرعت در پی آن است که خارج از گود شورای امنیت تحریم هایی را علیه ایران اعمال کند نشان می دهد قطعنامه 1929 قدرت اجرایی در صحنه عمل نداشته است.
اما قطع نظر از ناکارایی قطعنامه شورای امنیت، موضوع قابل تأمل این است که چطور در یک فاصله زمانی معین و بطور هماهنگ شده مجموعه ای از این اقدامات علیه ایران ساماندهی می شود.
جالب اینجاست که علاوه بر صدور قطعنامه شورای امنیت و تصویب تحریم هایی یکجانبه از سوی آمریکا و اتحادیه اروپا، جمعی از کشورهای عضو شورای حقوق بشر سازمان ملل نیز مقارن با این اوضاع و احوال، بیانیه ای علیه جمهوری اسلامی صادر می نمایند.
دو موضوع برنامه صلح آمیز هسته ای کشورمان و حقوق بشر همواره در سال های گذشته دستاویزی برای غرب و جریان استکبار بوده است تا با سوءاستفاده از این دو موضوع، از آن به عنوان دو اهرم بر ضد ایران در بزنگاه های خاص استفاده نمایند.
اما اینکه بحث هسته ای و حقوق بشر در یک فاصله زمانی به یک نقطه تلاقی می رسد و پس از شورای امنیت، آمریکا و اتحادیه اروپا نیز سیاست اعمال تحریم های شدیدتر علیه ایران را در دستور کار قرار می دهند اتفاقی به نظر نمی رسد.
برای روشن شدن موضوع و درک بهتر فضای کنونی که در آن به سر می بریم ناچار باید نقبی به چند هفته گذشته بزنیم.
از آنجایی که بهانه قرار دادن دو موضوع هسته ای و حقوق بشر همواره وسیله ای برای اعمال تحریم و افزایش فشار علیه ایران بوده نگارنده می کوشد با محور قرار دادن این دو موضوع فضایی از چند هفته گذشته را در صحنه بین المللی به تصویر بکشاند و سپس نکته ای را که به زوایای پنهان مسئله اصلی کمک می کند تشریح نماید.
در چند هفته اخیر درخصوص مسایل هسته ای چند رخداد بزرگ و نادر اتفاق افتاد. کنفرانس بازنگری ان.پی.تی پس از قریب به یکماه با انتشار بیانیه ای در نیویورک به کار خود پایان داد. مهم ترین فصل این بیانیه تاکید بر خاورمیانه عاری از سلاح هسته ای بود اما کار به این عبارت و مفهوم کلی ختم نشد یعنی برخلاف روال دوره های گذشته این بار در کنفرانس بازنگری ان.پی.تی اعضا وارد مصداق شدند.
با این توضیح که 189 کشور شرکت کننده در کنفرانس بازنگری، به صراحت اقدامات رژیم صهیونیستی را درخصوص گسترش سلاح های هسته ای محکوم کردند و خواستار پیوستن این رژیم به معاهده ان.پی.تی شدند.
همچنین مقرر شد برای اولین بار پرونده هسته ای رژیم صهیونیستی در شورای حکام آژانس مورد بررسی قرار بگیرد تا جائیکه سال 2012 به عنوان تاریخی برای بررسی پرونده هسته ای رژیم صهیونیستی در چارچوب معاهده عدم اشاعه تعیین شد.
طرفه آنکه واشنگتن تلاش فراوانی به خرج داد تا تل آویو را از این تنگنای بوجود آمده برهاند و در ساعات پایانی کنفرانس بازنگری اجماع درباره سند نهایی کنفرانس را بشکند اما هرچه زد به در بسته زد و نشد که نشد...
هر چند در کنفرانس بازنگری ان.پی.تی همه خواسته ها و شرایط کشورهای شرکت کننده - به خصوص غیرمتعهدها- محقق نشد اما این نکته را باید مد نظر داشت که دو کنفرانس قبلی در سال های 2000 و 2005 با شکست مواجه شده بود و از همین روی؛ نتایج بدست آمده در کنفرانس بازنگری 2010 بسیار ارزنده و حرکتی رو به جلو بود.
موید این نظر اعتراف تلویزیون رژیم صهیونیستی پس از بیانیه پایانی کنفرانس بازنگری معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای (ان.پی. تی) بود که در گزارشی تصریح می کند، سیاست پنهان کاری هسته ای اسرائیل به خطر افتاده است.
در موضوع «حقوق بشر» نیز در سه هفته گذشته خیزش و خروش یکپارچه ملت ها و افکار عمومی دنیا علیه رژیم صهیونیستی شدت گرفته است. حمله رژیم جنایتکار صهیونیستی به کاروان آزادی که موجب کشته و زخمی شدن دهها فعال حقوق بشر شد عواقب جبران ناپذیری را برای این رژیم به همراه داشته است.
این اقدام توجیه ناشدنی رژیم صهیونیستی که بر خلاف تمامی موازین حقوق بین الملل، منشور ملل متحد و کنوانسیون های بین المللی بود رسوایی بزرگی را برای سران کودک کش تل آویو رقم زده است؛ آن هم در شرایطی که پیش از آن رژیم صهیونیستی به علت کلکسیونی از جنایات ددمنشانه در غزه که از 27 دسامبر 2008 تا 18 ژانویه 2009- به مدت 22 روز- مرتکب شده بود تحت فشار افکار عمومی دنیا قرار داشت. جنایت علیه بشریت، جنایات جنگی، و جنایت علیه صلح مجموعه اقدامات مشمئزکننده ای بود که باعث شد تا قاضی گلدستون رئیس کمیته حقیقت یاب سازمان ملل پس از جنگ 22 روزه رژیم جعلی صهیونیستی در غزه طی گزارشی این رژیم را محکوم نماید و پرونده آن را به سازمان ملل ارجاع دهد.
هر چند از آن زمان به بعد رژیم صهیونیستی گستاخانه و بی شرمانه به محاصره غزه ادامه داده است ولی به علت انتشار گزارش قاضی گلدستون فشار روزافزونی را تحمل می کند؛ فشاری که اکنون با جنایات اخیر این رژیم در حمله به کاروان آزادی به اوج خود رسیده است.
از همین رهگذر، لابی صهیونیستی فعال در آمریکا پرونده سازی علیه قاضی گلدستون را در دستور کار قرار دادند.
جالب است که روزنامه صهیونیستی جروزالم پست نیز در گزارشی از «نیل شیر» مدیر اجرایی سابق کمیته روابط آمریکا- اسرائیل (ایپک) نام می برد که از متنفذترین لابی های صهیونیستی در واشنگتن است که ماموریت دارد وجهه گلدستون را تخریب نماید.
صهیونیست ها در تلاش بودند به گونه ای گزارش قاضی گلدستون را بی اثر یا کم اثر نمایند که خود مهلکه ای دیگر آفریدند و اکنون در باتلاقی گرفتار شده اند که هر روز بیشتر نسبت به روز قبل در آن فرو می روند.
در دیگر سوی صحنه «هسته ای» و «حقوق بشر» در عرصه بین المللی، جمهوری اسلامی ایران در چند هفته گذشته اوضاع را به صورت کاملا منطقی و ماهرانه به پیش برده است.
ایران در موضوع هسته ای علاوه بر برگزاری اجلاس بین المللی تهران با شعار انرژی هسته ای برای همه و سلاح هسته ای برای هیچ کس، حضوری موثر و فعال در اجلاس بازنگری کنفرانس ان.پی.تی داشت و 11 پیشنهاد را در خصوص اجرایی شدن خلع سلاح و عدم اشاعه ارایه کرد.
و از همه مهم تر با بهره گیری از توان دیپلماسی خود، بیانیه سه جانبه تهران را با مشارکت برزیل و ترکیه صادر کرد که حمایت 120 کشو ر عضو غیرمتعهدها را به همراه داشت و جای هیچ بهانه تراشی برای آمریکا و دو، سه کشور دنباله روی آن باقی نگذاشت.
درخصوص موضوع «حقوق بشر» هرچند جمعی از کشورهای عضو شورای حقوق بشر سازمان ملل بیانیه ای را علیه ایران صادر کردند اما نکته حائز اهمیت این است که رویکرد کشورهای غربی در این شورا به شدت مورد اعتراض کشورهای عضو شورای حقوق بشر سازمان ملل قرار می گیرد. به طوری که مصر به نمایندگی از جنبش عدم تعهد، پاکستان به نمایندگی از کشورهای اسلامی و نیجریه به نمایندگی از کشورهای آفریقایی اعتراض عمیق و جدی خود را اعلام می کنند و چند کشور غربی پس از ناکامی تنها به صدور یک بیانیه بی خاصیت بسنده می نمایند.
بیانیه ای که رهیافت گزینشی و معیارها و استانداردهای دوگانه غرب در خصوص حقوق بشر را به نمایش گذاشته است و اغراض سیاسی چند کشور غربی در آن موج می زند.
با این توصیف، مشاهده می شود که رژیم صهیونیستی به لحاظ دو موضوع هسته ای و حقوق بشری سخت در تنگنا و بن بست سیاسی به سر می برد به طوری که حتی رگه هایی از آن در اختلافات داخلی سران این رژیم نمایان و آشکار شده است. رژیم صهیونیستی مشروعیت جعلی و دروغین خود را از دست داده و سعی دارد به هر طریقی که شده چند صباحی بقا و حیات خود را استمرار ببخشد.
از سوی دیگر؛ برای افکار عمومی دنیا و تمامی دولت ها و ملت های آزاده و مستقل جهان مشخص شده است که مجموعه اقدامات غربی ها علیه ایران در زمینه مسئله هسته ای و حقوق بشر هیچ توجیه منطقی و حقوقی ندارد و بر پایه اغراض سیاسی و تصمیمات یکسویه بنا نهاده شده است.
بنابراین در این مقطع زمانی اعمال تحریم ها و افزایش فشار بر ایران با دلالی و واسطه گری آمریکا و چند کشور غربی از ایفای نقش آنها برای زنده نگه داشتن رژیم صهیونیستی در صحنه بین المللی حکایت دارد.
لابی صهیونیستی همان گونه که پس از گزارش گلدستون سعی کرد موضوع جنایات سران تل آویو در غزه را با تخریب قاضی گلدستون به انحراف بکشاند اینک تمام ظرفیت خود را به کار بسته است تا آمریکا و چند کشور اروپایی را مامور کند با هجمه و افزایش فشار بر ایران توجهات جامعه جهانی را از اقدامات وحشیانه و سبعانه رژیم صهیونیستی منحرف نماید.
لابی صهیونیستی به یقین می داند که ساخت تهدیدهای خیالی و دروغین اگر چند صباحی تهدید واقعی و اصلی را به حاشیه براند برای همیشه کارساز نخواهد بود ضمن آنکه جنایت اخیر رژیم صهیونیستی در حمله به فعالان حقوق بشر در ناوگان آزادی آنچنان نفرت جهانی از این رژیم را به همراه داشته که حتی چند صباحی هم افکار عمومی دنیا فریب صهیونیست ها را نخواهند خورد.
خیزش و خروش افکار عمومی جهان و اکثریت کشورهای دنیا حکایت از این واقعیت دارد که این بار رژیم صهیونیستی در باتلاقی که خود کنده است دفن خواهد شد و عنقریب ملت ها و دولت های آزادیخواه در اقصی نقاط عالم، جهان پس از اسرائیل را تجربه خواهند کرد.