تاریخ انتشار : ۰۱ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۳  ، 
کد خبر : ۱۵۰۴۳۰
پرونده متهمان فتنه

بازشناسی چریک پیر از زبان خود! (بخش ششم)


سیروس محمودیان
لابد چریک پیر! فراموش کرده است که در سال‌های نخست پیروزی انقلاب اسلامی که تثبیت موقعیت و تحمیل خود بر انقلابیون، منوط به اعلام پایبندی به اصل ولایت فقیه مطلقه بوده است، او هم چون گوی دوآتشه همگان را از گفتن سخنی یا عملی ولو کوچک بر ضد ولایت فقیه بازداشته و داشتن زندگی رساله‌ای را در همه زمینه‌ها یک «باید اجتناب‌ناپذیر» معرفی می‌کند: «در گذشته و حال بعضی از افراد متشرع و مذهبی درباره مسائل فردی به رساله مراجعه می‌کردند ولی مسائل اجتماعی را خود اجتهاد می‌کردند اما در حال حاضر با پذیرش ولایت فقیه باید در تمامی زمینه‌ها رساله‌ای زندگی کنیم... البته چند سال پیش جو رجوع به رساله در میان دوستان روشنفکر ما نبود ولی خوشبختانه هم‌اکنون در این جهت کوشا هستند که مبادا عملی یا سخنی خلاف نظر امام انجام دهند». باید دید که اکنون چه شده است بهزاد نبوی که تا دیروز «تئوری زندگی رساله‌ای را رمز نجات» می‌دانست امروز به خود جرات می‌دهد خوشبختی دیروزش را به فراموشی عمدی سپرده و علنا اعلام موضع ضداصل ولایت فقیه کرده و با این فرمایش حضرت امام (ره) مخالفت آشکار کند: «فقهای جامع‌الشرایط از طرف معصوم نیابت در تمام امور شرعی و سیاسی و اجتماعی دارند و تولی امور در غیبت کبیر موکول به آنان است». همچنین باید روشن شود که منظور ایشان از دوستان روشنفکر چه کسانی است؟
نبوی که در جریان دوم خرداد دچار توهم شده است در جلسه پرسخ و پاسخ دانشجویی دانشگاه تهران در پاسخ به سوالی درباره تعبیر ایشان از ولایت فقیه می‌گوید: «ولایت فقیه در چارچوب تعیین شده مطلقه می‌باشد چرا که اگر غیر از این باشد اصلا نباید قانون اساسی تدوین می‌گردید». و لابد بهزاد نمی‌داند که امام خمینی(ره)که پیشاپیش این طیف فکری را متوهم دانسته و خط بطلانی بر اندیشه‌های التقاطی‌شان کشیده و می‌فرمایند:«این توهم که اختیارات حکومتی رسول اکرم (ص) بیشتر از حضرت امیر(ع) بود یا اختیارات حکومتی حضرت امیر(ع) بیش از فقیه است باطل و غلط است». به هر حال بهزاد نبوی رمز ناگشوده غیرخط امامی بودن خود را بالاخره متاثر از فضای سیاسی وقت کشور اندکی واگشایی کرده و رسما نپسندیدن برخی مواضع امام(ره) را اعلان عمومی می‌دهد. نبوی در شانزدهم اسفند75 می‌گوید:«بنده نمی‌توانم ادعا کنم صدرصد خط امامی هستم. برخی از مواضع حضرت امام را نمی‌پسندیدم ولی این به معنای ضدولایت فقیه بودن نیست، ولی خط امامی بودن ما را کمرنگ می‌کند و نشان می‌دهد در تمام زمینه‌ها مثل حضرت امام فکر نمی‌کردیم». بهزاد نبوی که زمانی تشکیلات در جمهوری اسلامی را در خدمت «ولایت فقیه» می‌دانست در آبان 76 همراه با همفکرانش در نشریه «عصر ما» در ادعایی عجیب مدعی می‌شود: «ولی فقیه مشروعیت خود را از رای مردم در چارچوب ضوابط تعیین شده از سوی شارع برای انتخاب رهبر می‌گیرد و به این ترتیب میان اسلامیت و جمهوریت را جمع می‌کند». در ادامه او و همفکرانش که همواره ناجوانمردانه در پشت جمله «پذیرش تئوری ولایت فقیه با قرائت امام (ره)» سنگر گرفته‌اند، همصدا با محسن آرمین حکم فقهی- حکومتی صادر می‌کنند: «قطعا ولی فقیه بدون رای مردم ولی فقیه نیست.» و «ضرورتی ندارد که ولایت فقیه به این معنا باشد که همه اختیارات لزوما می‌باید مختص و منحصر به یک فرد ولو عادل‌ترین، شجاع‌ترین و آگاه‌ترین افراد، ثبوتا یا اثباتا باشد». از سوی دیگر روزنامه رسالت در27بهمن 75 استنباط شخصی بهزاد نبوی را از مفهوم ولایت مطلقه فقیه و اختیارات حکومت اسلامی را از زبان وی چنین می‌نویسد:«آن ولایت مطلقه‌ای را که امام فرمودند استنباط ما این است که اختیارات حکومت اسلامی را مطرح کردند و نه اختیارات یک شخص واحد را».
به هرحال این نظرات فقهی فاضلانه در حالی از سوی نبوی ایراد می‌شود که امام(ره) صریحا برخلاف اینان اعلام می‌دارند: «حکومت شعبه‌ای از ولایت مطلقه رسول‌الله (ص) و یکی از احکام اولیه اسلام است.» و همچنین معظم‌له حکم می‌دهند که «فقهای جامع‌الشرایط از طرف معصومین نیابت در تمام امور شرعی و سیاسی و اجتماعی دارند و تولی امور در غیبت کبیر موکول به آنان است.» و «حکومت اسلامی مشروعیت خود را از مقام ولایت فقیه که در راس آن است کسب می‌کند». در فرهنگ سیاسی امام(ره) سیاست با دیانت عجین شده و در تعبیری بسیار زیبا ایشان مشروعیت خویش را اساسا از جانب شارع مقدس دانسته و می‌فرمایند: «من یک نفر آدمی هستم که از جانب شارع مقدس دارای ولایت می‌باشم.» یا اینکه «...ما به حسب ولایت شرعیه‌ای که داریم به هرکس که حکومت شرعیه دادیم او واجب‌الاتباع است نظیر مالک‌اشتر را که حضرت امیر(ع) می‌فرستاد یک جایی و منصوبش می‌کرد، واجب‌الاتباع بود.» و مهم‌تر از همه اینکه « ولایت فقیه چیزی نیست که مجلس خبرگان ایجاد کرده باشد بلکه ایجاد ولایت فقیه از جانب خداوند متعال بوده و مجلس خبرگان رهبری آن را اثبات می‌کند». شاید بیان روایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی درباره عصبانیت بهزاد نبوی از یک سخنرانی حضرت امام(ره) خالی از لطف نباشد. مرکز اسناد در مطلبی می نویسد: «زمانی بهزاد نبوی در سمت یکی از مسؤولان دولتی در زمان حیات حضرت امام‌(ره)، برای عقد قراردادی به ترکیه رفته بود و همزمان حضرت امام(ره) در یک سخنرانی کمال آتاتورک را مورد انتقاد قرار می‌دهند که فرمایشات حضرت امام (ره) باعث رنجش لائیک‌های ترکیه می‌شود که در نتیجه این رنجش سیاسی بهزاد نبوی و هیات همراه نمی توانند قرارداد مورد نظر را با دولتمردان وقت ترکیه امضا کنند». واکنش نبوی در بازگشت از سفر به خوبی گویای مواضع باطنی وی نسبت به امام (ره) است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات