طهورا مهدوی
اگرچه جهانی سازی و یا بهتر بگوییم جهان گشایی غرب طی سال های اخیر توسط بنگاه های خبر پراکنی و انبوه شبکه های رسانه ای پی گیری می شود اما در این بین برخورد جامعه ایرانی با ارزش های غربی تفاوت های جدی با تصادم غرب با سایر فرهنگ ها همچون چین و یا ژاپن دارد.
در واقع می توان گفت تاثیر پذیری جامعه ایرانی نسبت به غرب بسیار متفاوت با موضع گیری های سایر جوامع است. اگرچه ایران هم اکنون از نظر توسعه صنعتی و اقتصادی در سطح پایین تری از غرب قرار دارد اما همانند برخی ملل از روی کینه و یا خود کم بینی با غرب مواجه نمی شود. در واقع گارد جامعه ایرانی در برابر ارزش های غربی باز است. البته این مفهوم بدان معنا نیست که در کشور ما همه گرایش به ارزش های غربی دارند و در پی گسست از هنجار های فعلی جامعه هستند اما باید پذیرفت که نحوه برخورد جامعه ایرانی با ارزش های غربی با سایر جوامع متفاوت است و همین امر نیز موجب دشواری کار در امور فرهنگی را صد چندان می کند.
البته دلایل زیادی برای تعامل بیش از حد ایرانی ها با غرب وجود دارد اما شاید یکی از اصلی ترین دلایل را می بایست در اصالت فرهنگ واسطه ای کشور مان دانست. هم اکنون در کشور ما حتی بیش از غرب از پوشش کت و شلوار استفاده می شود و حتی لباس های داخل منزل ایرانی ها هم غربی شده است. حال آنکه حتی امروز در ژاپن که دنباله رو تام و تمام غرب است هنوز از کیمونو ها در منازل استفاده می شود.
اما دلیل اصلی این موضوع را باید در فرهنگ ایرانی جست و جو کرد. فرهنگ کشور ما قدمتی چندین هزار ساله دارد و در تمام این هزاره ها نقش رابطه و واسطه فعال را به خود اختصاص داده است. در واقع ایران شاهراه چندین هزار ساله جهان بوده و همین امر نیز موجب شده است تا در فرهنگ ایرانی تسامح ، عدم بیگانه ستیزی و استفاده از باورهای سودمند دیگران نقش اساسی داشته باشد.
اگرچه هم اکنون از نگاه مادی دیگر فرمانروایی ایران بر جهان معنایی ندارد اما جو معنوی این فرهنگ همچنان در کالبد اجتماع ایرانی بازخورد دارد.معماری ، الفاظ و حتی اسامی ایرانی تداعی کننده فرهنگ تعاملی کشورمان است. اما نکته مهم آن است که در مقطع فعلی نیز مراوادات فرهنگی ایران با غرب رواج دارد. ایرانی های بسیاری به غرب سفر می کنند و از عادات آنها پیروی می کنند. کسی نمی تواند این عملکرد جامعه ایرانی را تخطئه کند چرا که اینگونه رفتار های بخشی از فرهنگ هزاران ساله ایرانی است.
اما نکته اساسی که مخلص این کلام است آن است که طی هزاران ساله گذشته مراودات فرهنگی دو سویه بوده است. اگر شخصی ارزش و یا باوری را از نقطه ای از آن سوی جهان متمدن همراه خویش می آورد این ارزش با معیار های ایرانی تطبیق داده می شد ، بهسازی می گشت و دوباره به همان نقطه ارسال می گشت. برای مثال در معماری تخت جمشید هزاران نفر از سرتاسر جهان از یونان گرفته تا مصر و هند مشغول به کار بودند اما هیچ کس نمی تواند ادعا کند که معماری تخت جمشید تلفیقی است بلکه همه متفق القول هستند که این معماری کاملا ایرانی است . در واقع ایرانی ها با بهره گیری از دانش و تجارب دیگران تخت جمشید را بنا کردند اما تمام این تجارب با ذوق و سلیقه مهندسین ایرانی و روحیه فرهنگ کشورمان شکل گرفت.
از این رو در نهایت باید گفت نحوه برخورد جامعه ایرانی با ارزش های غربی کاملا باز است و نمود این تعامل نیز به شدت در جامعه ایرانی مشهود است و نه می توان و نه باید آن را تخطئه کرد.
اما نکته اساسی آن است که هم اکنون اندیشمندان ایرانی باید در صدد پاسخگویی به این ارزش ها باشند و این آداب و رفتار را با فرهنگ اسلامی ایران زمین تطبیق دهند و آن چه را مطابق با ارزش های کشورمان نمی داند با تغییر در ظاهر و باطن به غرب ارسال کنند. بی شک در غیر این صورت جامعه ایرانی بدون هیچ صافی در برابر ارزش های غربی قرار می گیرد که نتیجه آن خودباختگی فرهنگی خواهد بود.